HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

【توصیه مطالعه】 یک رهبر خوب باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد؟

2016-09-21View Original

Thread Content

  تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا می‌توان یک رهبر بالاتر را تمام عمر خود به دنبال کرد یا نه، موضوعی است که نیاز به بررسی دقیق دارد.   او نه تنها به آینده‌ی زندگی خود مربوط می‌شود، بلکه مهم‌تر از آن، به پرورش اخلاق در طول زندگی‌اش مربوط است.   می‌توان از ده مورد زیر الهام گرفت؛ با داشتن ۴ تا ۵ مورد از این ده مورد، می‌توان فرد را یک رهبر بالاتر مناسب در نظر گرفت. اگر رهبر شما هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها را ندارد، توصیه می‌شود هرچه زودتر از آنجا دور شوید.   چنین رهبرانی به وعده‌های خود پایبندند، جسور و مسئولیت‌پذیر هستند؛ هرگونه مشکلی را در زمان مناسب مطرح می‌کنند و هرگز از پشت سر کاری بد انجام نمی‌دهند. علاوه بر این، چنین رهبرانی می‌توانند کردار و سخنانشان یکسان باشد و هرگز در رفتار خود منافقت نکنند. با پیروی از چنین رهبرانی، تحت تأثیر آن‌ها قرار خواهید گرفت و سطح فرهنگ حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای شما به طور قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. در نهایت، من هم مانند او، به همان دسته از افراد تبدیل خواهم شد. http://mmbiz.qpic.cn/mmbiz_jpg/DhKPeHFI5HjZrT7EPGd2jMtKYCN7Vib83RZxfuCUFBu3Sl7bvyDm2qXb34AfyxLo6XeO3yR7wTumDC57feBhjXg/0
۱. رهبری که می‌تواند در زمان نیاز، راهنمایی لازم را به زیردستان خود ارائه دهد و به توسعه آن‌ها کمک کند.
اگرچه رهبر و زیردستانش در رابطه‌ای سلسله‌مراتبی قرار دارند، اما بدون حمایت و همکاری زیردستان، حتی بهترین رهبران نیز نمی‌توانند بخش تحت مدیریت خود را به خوبی اداره کنند. برای یک بخش، کارمندان زیردست، اجزای مهمی محسوب می‌شوند؛ اما نمی‌توان آن‌ها را کاملاً مانند «قطعات» در نظر گرفت. رهبرانی که بیش از حد به دنبال دستاوردهای شخصی هستند و احساسات کارمندان زیردست و پیشرفت شغلی آن‌ها را نادیده می‌گیرند، اعتبار خود در تیم را از دست می‌دهند. این امر منجر به تنبلی و جابجایی کارکنان می‌شود و در نتیجه، هزینه‌های نیروی کار در آن بخش افزایش یافته و عملکرد آن نیز کاهش می‌یابد. رهبری که با کمک به رشد فردی کارمندان خود، به بهبود عملکرد بخش می‌پردازد، نه تنها حمایت کارمندان را جلب می‌کند، بلکه سرعت توسعه بخش را نیز افزایش می‌دهد. دوم، رهبری با اهداف عملی مشخص: چنین رهبری، کارکنان را مجبور به انجام وظایف در زمان‌های غیرممکن نمی‌کند؛ همچنین دستورات جدیدی را مدام صادر نمی‌کند تا فرد مجبور شود مدام کارهای قبلی را ترک کرده و به کارهای جدید بپردازد. او به خوبی می‌داند که چگونه می‌تواند زیردستانش را به شیوه‌ای هدایت کند تا در سریع‌ترین زمان و با کمترین هزینه به اهداف تعیین‌شده دست یابند، و در زمان مناسب توجه و حمایت لازم را ارائه دهد. تفکر کلان چنین رهبرانی بسیار جامع است و توان عمل آن‌ها نیز بالاست؛ همچنین، چنین رویکردی باعث ایجاد اعتماد و انگیزه روحی در کارمندان می‌شود و آن‌ها را تشویق می‌کند تا هر لحظه شجاع‌تر عمل کنند. سوم: رهبرانی که جرأت می‌کنند به کارمندان فرصت اشتباه کردن دهند. چنین رهبرانی، توانایی زیردستان خود را بر اساس تجربه نمی‌سنجند؛ بلکه با کشف پتانسیل کارمندان، جرأت می‌کنند به آن‌ها، به‌ویژه کارمندان تازه‌کار، فرصت‌هایی برای آزمایش و رشد فراهم کنند و در عمل، توانایی‌های شغلی کارمندان را تقویت کنند. برای دانشجویان تازه فارغ‌التحصیل یا کارمندان جوان با تجربه کم، این یک شرایط مساعد بسیار ارزشمند است. کار کردن تحت رهبری چنین افرادی، حتی در صورت بروز اشتباهات در فرآیند کار، باعث می‌شود رهبر مشکلات را به دقت تحلیل کرده و سپس مسیر صحیح را نشان دهد تا کارمندان جدید به سرعت پیشرفت کنند. جسارت کردن برای دادن فرصت اشتباه کردن به کارمندان زیردست، به عبارت دیگر، جسارت کردن برای پذیرفتن مسئولیت اشتباهات کارمندان زیردست؛ وقتی شما جسارت می‌کنید مسئولیت آن‌ها را بر عهده بگیرید، کارمندان زیردست نیز با تلاش بیشتری برای بخش کار خواهند کرد. چهارم: رهبرانی با عادات زندگی خوب و سرگرمی‌های فراغتی
کسانی که به زندگی علاقه دارند، می‌توانند به سازمان و زیردستان خود نیز علاقه نشان دهند. رهبرانی که عادات زندگی خوب و سرگرمی‌های فراغتی دارند، نه تنها می‌دانند چگونه در اوقات فراغت استرس و احساسات خود را کنترل کنند، بلکه معمولاً زیردستان خود را به «ماشین‌هایی» که فقط برای کار هستند، تبدیل نمی‌کنند. چنین رهبرانی در تغییر بین کار و زندگی، تعادل لازم را حفظ می‌کنند؛ بنابراین هوش عاطفی آن‌ها معمولاً بالاست. آن‌ها زیردستان خود را بی‌دلیل در حالت تنش قرار نمی‌دهند، بلکه با آن‌ها ارتباط مؤثری برقرار کرده و حمایت و پشتیبانی زیردستان خود را جلب می‌کنند. پنجم: رهبرانی با تجربه‌های موفقیت‌آمیز
اگر رهبر شما تمام روز را صرف تحسین خود می‌کند و می‌گوید: «اگرچه همیشه با شکست‌ها و ناکامی‌ها روبرو می‌شوم، اما هرگز در برابر شکست تسلیم نمی‌شوم؛ دفعه بعد حتماً موفق خواهم شد.» ”پس باید رهبر خود را به خوبی بشناسید تا ببینید آیا او از نظر نحوه برخورد و شخصیت مشکلات جدی دارد یا خیر؛ در غیر این صورت، رشد کردن تحت رهبری او برای شما بسیار دشوار خواهد بود. یادم می‌آید یک روانشناس گفته بود: موفقیت اینرسی دارد. رهبرانی که تجربیات موفقیت‌آمیز متعددی داشته‌اند، همواره رازهای منحصربه‌فرد و بالغانه‌ای برای موفقیت در اختیار دارند؛ علاوه بر این، چنین رهبرانی معمولاً افرادی با توانایی‌های رهبری بسیار بالا هستند و بهترین الگو برای یادگیری و تقلید توسط زیردستان محسوب می‌شوند. ششم: رهبرانی که می‌دانند تسلیم شدن همان به دست آوردن است. این نوع رهبران می‌دانند که بخش مربوطه متعلق به خودشان نیست، بلکه کارکنان را بخشی از «جامعه منافع بخش» می‌دانند و منافع کارکنان را پایه و اساس بقای بخش می‌دانند. تنها با تبدیل بخش به خانه‌ای شاد برای تمام کارکنان، می‌تواند توسعه پایدار را تضمین کند. وقتی همبستگی کارکنان به سطح مشخصی برسد، نه تنها می‌توان با تعداد کمتری بر تعداد بیشتری پیروز شد، بلکه در مواقع دشواری، همگی می‌توانند دست در دست یکدیگر قرار دهند و از پس آن مشکلات برآیند. هفتم: رهبرانی که می‌دانند چگونه اختیارات را واگذار کرده و کنترل را اعمال کنند. روش کاری این نوع رهبران، تمرکز بر مسائل مهم و نادیده گرفتن مسائل جزئی، همراه با تقویت کنترل فرآیندهاست. با چنین رهبری، می‌توانید به سرعت در توانایی‌های خود پیشرفت کنید و بخش کاری نیز آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. در عین حال، چنین رهبرانی به طور تصادفی اختیارات را واگذار نمی‌کنند، بلکه در زمان مناسب فرآیند را زیر نظر دارند تا اطمینان حاصل شود که وظایف به خوبی انجام می‌شوند. چنین رهبری به کارمندان اعتماد دارد، اما به خاطر اعتماد بیش از حد به آن‌ها، فرصت‌های راهنمایی و کمک به آن‌ها را از دست نمی‌دهد. قدرت بدون محدودیت، قدرت بدون نظارت، همان استبداد است؛ اما استبداد لزوماً به معنای کنترل نیست. کسی که بتواند خود را محدود کند، جرأت داشته باشد تحت نظارت کارکنانش باشد و در عین حال بتواند آن‌ها را به خوبی کنترل کند، چنین رهبری است که ماهیت مدیریت را به خوبی درک کرده و شایسته پیروی است. هشتم: رهبری عادلانه و منصفانه
این نوع رهبران، در حل مسائل، رفتاری نسبتاً عادلانه و منصفانه دارند؛ پیش از تصمیم‌گیری درباره هر موضوعی، به نظرات و پیشنهادات طرفین گوش می‌دهند و به نظرات یک‌جانبه توجهی نمی‌کنند. در پی چنین رهبری، حتی اگر به دلیل اختلافات منافع نتایج به دست آمده غصب شود، نیازی نیست نگران عدالت نتایج باشید. نهم: رهبران با ذهنیت باز
این نوع رهبران ماهرند در شناسایی پتانسیل و نقاط قوت کارکنان، و حاضرند برای پیشرفت آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند؛ و این همان چیزی است که جذابیت یک رهبر را تشکیل می‌دهد. چنین رهبرانی همواره اعتماد به نفس کافی دارند: زیرا بخش، فضای کافی برای رشد کارکنان فراهم می‌کند، بنابراین نگران از دست دادن کارکنانی که تحت آموزش قرار گرفته‌اند به دلایلی نیست؛ حتی اگر روزی بخواهند به همان بخش بازگردند و به کار خود ادامه دهند، تا زمانی که اخلاق حرفه‌ای و توانایی‌های لازم را داشته باشند، بخش همچنان از آن‌ها استقبال خواهد کرد. فکر می‌کنم هر کارمندی تحت تأثیر چنین رهبری قرار خواهد گرفت. دهم: رهبرانی بی‌ریا و یکپارچه در رفتارشان. این نوع رهبران به وعده‌های خود پایبند هستند، جسورانه تصمیم می‌گیرند و در صورت وجود هرگونه مشکلی، آن را در زمان مناسب مطرح می‌کنند؛ هرگز از پشت سر کاری بد انجام نمی‌دهند. علاوه بر این، چنین رهبرانی می‌توانند کردار و سخنانشان یکسان باشد و هرگز در رفتار خود منافقت نکنند. با پیروی از چنین رهبرانی، تحت تأثیر آن‌ها قرار خواهید گرفت و سطح فرهنگ حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای شما به طور قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. در نهایت، من هم مانند او، به همان دسته از افراد تبدیل خواهم شد.   (منبع: فضای خوشنویسی)
Reply #22016-09-21
خوبه، بزرگترین تفاوت فردی در مورد مورد چهارم است.
Reply #32016-09-21
اگر با چنین رهبری روبرو شویم، واقعاً خوشبختی تمام عمر خواهد بود، اما چنین رهبرانی واقعاً بسیار کم هستند
Reply #42016-09-22
به‌ویژه برای رهبران شرکت‌های دولتی، محدودیت‌ها بسیار زیاد است.
Reply #52016-09-22
دیگر زمان گذشته نیست؛ کسی نیست که تمام عمرش را در یک شرکت بماند، و افراد کمی هستند که صرفاً به خاطر جذابیت رهبران در آنجا می‌مانند، به‌ویژه زمانی که درآمدها تغییرات چشمگیری داشته باشد. هرچقدر رهبر خوب باشد، من هم باید غذا بخورم تا خانواده‌ام را نگه دارم~
Reply #62016-09-22
آخرین بار این پست توسط abc2001 در تاریخ ۲۰۱۶-۹-۲۲ ساعت ۱۸:۱۶ ویرایش شد. آه، به نظر می‌رسد بسیاری از رهبران شرایط لازم را ندارند. قوانین بخشی تدوین‌شده، به صورت دلخواه تغییر می‌کنند ; پاداش و مجازات بسته به افراد مختلف، به صورت دلخواه تنظیم می‌شود ; همان اتفاق، وقتی حال خوبی داریم یک مجازات است، و وقتی حال بدی داریم مجازات دیگری ; اعضای گروه از رئیسشان کمی ناراضی هستند و به زودی رئیس گروه مورد انتقاد قرار خواهد گرفت ; هیچ راهنمایی قبلی وجود ندارد، فقط سرزنش پس از وقوع اتفاق. حالا احساس ناامیدی می‌کنم؛ چند سال است که با چنین رهبری کار می‌کنم و هیچ چیزی نیاموخته‌ام. احساساتم را جایی برای بیان ندارم. اما اخیراً فکرم عوض شد؛ می‌خواهم از زمان برای شارژ کردن خودم استفاده کنم تا فرصتی پیدا کنم و از چنین رهبرانی دور شوم
Reply #72016-09-22
خب، در هر گروه سه نفره، حتماً کسی وجود دارد که بتوانم از او یاد بگیرم مهارت بیشتر یاد بگیر، مشکلی نیست

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.