Thread Content
هر وقت شب میشود و روی تخت دراز میکشم، به مارهای سمی، عقربها، حیوانات وحشی مانند گرگ و ببر، دزدها، راهزنان، قاتلان و ارواح شیطانی فکر میکنم؛ این موضوع آنقدر مرا میترساند که جرأت ندارم بخوابم. مجبورم با یک چشم باز و چشم دیگر بسته بخوابم تا صبح شود؛ این شبها حتی خستهکنندهتر از کار کردن هستند. چه کار کنم؟
کسی که از دریا و رودخانهها لذت میبرد، باید بزرگسال باشد؛ تصورات زیادی در ذهنش شکل میگیرد. دفعه بعد که واقعاً نتوانستید بخوابید، بلند شوید و یک بار این کار را انجام دهید؛ اگر خسته نشدید، دو بار دیگر انجام دهید، تا زمانی که دیگر نتوانید ادامه دهید. ببینید چقدر میتوانید فکرهای بیمعنی داشته باشید؛ مطمئناً تا صبح خواب خواهید بود. هه، شوخی میکنم. در وضعیت شما بهتر است نزد روانپزشک مراجعه کنید؛ هرگز از داروهای خوابآور و مشابه آن استفاده نکنید، حتماً به یاد داشته باشید.
کسی که میتواند چنین چیزهای پرآشوب و عجیب و غریبی را تصور کند، قطعاً تخیل بسیار غنیای دارد. . استفادهکننده عزیز، هنگام خواب چشمانتان را ببندید و مجبور خودتان کنید فقط به یک چیز فکر کنید؛ نباید به چیزهای زیادی فکر کنید، وگرنه اصلاً نمیتوانید بخوابید و ذهنتان با سرعت در حال کار کردن است.
من هم شبها به سختی میتوانم بخوابم. تفاوت من با شما این است که نسبت به محیط زندگی فعلیام احساس نزدیکی ندارم و کمی نگرانم؛ بازگشت به خانه مشکل را حل میکند.
یا با الکل بیهوش شد، یا چوبی برداشت و به خودش ضربه زد، یا برای قدم زدن بیرون رفت؛ شاید هم بتواند در جمع دوستان بماند. . .
بیش از حد بازیهای آنلاین، مثل نقشآفرینی، بازی میکنی؟
چند کیلومتر دویدن برو، مطمئناً وقتی به خانه برگردی، خوابت میآید