Thread Content
رفتارهای ناامن انسانی در دو دسته قرار میگیرند؛ رفتارهای ناامن انسانی بر اساس فردی که آن را انجام میدهد، میتوانند به دو دسته تقسیم شوند: یکی، رفتارهای ناامن سازمانی است; دوم، رفتارهای ناامن فردی است. رفتارهای ناامن در سازمان، به معنای عدم توجه کافی به ایمنی تولید در چارچوب اهداف، سیاستها و اقدامات مربوط به فعالیتهای تولیدی سازمان است؛ همچنین شامل عدم تدوین یا بهبود برنامهها و اقدامات لازم برای ایمنی تولید، نادیده گرفتن مسائل مربوط به مدیریت ایمنی در فرآیندهای تولیدی، تأکید بیش از حد بر منافع اقتصادی، نادیده گرفتن هزینههای مربوط به ایمنی، غفلت از آموزش و تربیت کارکنان، سازماندهی نامناسب نیروی کار، عدم انجام بررسیهای لازم برای شناسایی خطرات، و عدم ایجاد سیستمهای مدیریت ایمنی میباشد. در کل، مسئولیت اصلی سازمانها در زمینه ایمنی تولید، به درستی اجرا نمیشود. رفتارهای ناامن فردی، به رفتارهایی اطلاق میشود که توسط انسان انجام شده و منجر به بروز حوادث، خسارت به اموال یا پیامدهای منفی میگردد. این موضوع بهطور خاص منجر به دستورات غیرقانونی، انجام کارها بدون رعایت قوانین و نقض انضباط کاری میشود؛ که در نتیجه به پیامدهایی فراتر از حد قابل قبول یا سایر تأثیرات منفی منجر میگردد. رفتارهای ناامن انسانها تنها تحت تأثیر افکار و انگیزههای آنها نیست، بلکه تحت تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و محیط خانوادگی نیز قرار دارد؛ همچنین این رفتارها با تجربه کاری فرد، سطح مهارتهایش، ویژگیهای ایمنی و شرایط جسمانی او نیز در ارتباط است. ۹ شکل از رفتارهای ناامن انسانی: در حال حاضر، رفتارهای ناامن انسانی عمدتاً به شکلهای زیر ظاهر میشوند: ۱. نوع کمبود دانش: این افراد سطح تحصیلات پایینی دارند، مدت زمان کمی است که در محیط کار فعالیت میکنند، فاقد آموزشهای سیستماتیک ایمنی هستند و دانش تخصصی لازم برای کار ایمن را، بهویژه در زمینه شغل خود، ندارند. ۲. نوع عمدی-بیتوجه: این افراد اگرچه آموزشهای سیستماتیک ایمنی دریافت کرده و دانش پایهای در زمینه ایمنی تولید را به دست آوردهاند، اما به دلیل مشغله برای انجام وظایف، از راههای میانبر استفاده کرده، بدون رعایت قوانین و دستورالعملها عمل کرده و با نقض مقررات کار میکنند. ۳. نوع مشکلات زندگی: افراد این دسته به دلیل مشکلات زندگی، اختلافات خانوادگی، بحرانهای عاطفی و غیره، در حین کار حواسشان پرت میشود و تمرکزشان از بین میرود؛ این امر ناخودآگاه منجر به ایجاد خطرات ایمنی میگردد. ۴. نوع بدحالی جسمانی: افراد این دسته مبتلا به بیماریهایی مانند بیماریهای قلبی، بیماریهای عروق مغزی و فشار خون بالا هستند؛ آنها هرگز معاینه پزشکی نکردهاند و خودشان از این موضوع بیاطلاعند. در محل کار، با عواملی روبرو میشوند که باعث تشدید بیماریشان میشود و پیامدهای خطرناکی به بار میآورد. ۵. نوع بیحسی ذهنی: افراد این دسته کار را کاری معمولی میدانند، *آن را عادی میپندارند و هیچ خطری احساس نمیکنند، یا به پدیدههای غیرعادی توجهی نمیکنند و به شیوه معمول کار میکنند، یا مسئولیتپذیری کمی دارند و فقط به حال خود رها میشوند، با روشهای *معمول عمل میکنند و بر اساس «تجربیات قدیمی» تصمیم میگیرند و هوشیاری خود را در برابر خطرات کاهش میدهند. ۶. نوع مقاومت عمدی: این افراد به دلیل اختلاف نظر با مدیران، رؤسای گروهها و کارکنان ناظر بر ایمنی، یا به دلیل عدم هماهنگی روابط، یا تحت تأثیر دیگران، عمداً قوانین را نقض کرده و رفتارهای غیرقانونی انجام میدهند تا کینههای شخصی خود را برطرف کنند. ۷. نوع خستگی روانی: افراد این دسته، اغلب به دلیل انجام مداوم و طولانیمدت کارها، دچار خستگی روانی میشوند؛ با گذشت زمان، این خستگی منجر به ایجاد احساس بیحوصلگی میشود و گاهی باعث حواسپرتی و خطاهای عملیاتی میگردد. ۸. افراد دارای رویکرد تقلیدی: در محیط کار این افراد، رفتارهای ناامن وجود دارد و تصادفات به ندرت رخ میدهد؛ بنابراین آنها نیز از این رفتارها تقلید میکنند. حتی عدم پیروی از جمع نیز باعث ایجاد فشار روانی یا احساس «ضرر» میشود. ۹. نوع فرماندهی غیرقانونی: این نوع مدیران، برای انجام وظایف تولیدی که از سوی مقامات بالاتر به آنها سپرده شده است، از اجرای قوانین و مقررات مربوط به ایمنی خودداری میکنند؛ همچنین خطرات احتمالی را بررسی نمیکنند و کارکنان را مجبور میکنند تا به صورت غیرقانونی و با ریسک کار کنند. شش راهبرد برای کنترل رفتارهای ناامن انسانها چیست؟ چگونه میتوان رفتارهای ناامن انسانها را کنترل کرد؟ نویسنده معتقد است باید از جهات زیر شروع کرد. 【۱】راهنمایی ایدئولوژی کارکنان با مفهوم ایمنی، یعنی آرمانها و باورهای انسان. انسان در این دنیا نه تنها برای خودش زندگی میکند، بلکه مسئولیتهای بسیار سنگینی در قبال خانواده و جامعه نیز بر عهده دارد. خوشبختی خانوادگی در وهله اول بر پایه سلامتی اعضای خانواده استوار است؛ بنابراین باید کارکنان را در جهت شکلدهی به دیدگاههای صحیح نسبت به زندگی، ارزشها و ایمنی آموزش دهیم، تا آنها به زندگی خود ارزش دهند و به ایمنی توجه کنند، و واقعاً برای خود، خانواده، شرکت و جامعه، به شکلی ایمن کار کنند. 【۲】 آموزش کارکنان از طریق فرهنگ ایمنی: باید سیستمهای مربوط به فرهنگ ایمنی را به طور مداوم بهبود بخشیم تا همواره با پیشرفتهای زمان همگام شوند. به تدریج، فرهنگی ایجاد کنیم که با توسعه ایمن، علمی و هماهنگ سازمان سازگار باشد؛ همچنین باید قدرت اجرایی این فرهنگ را افزایش داد، رفتارهای ایمن کارکنان را منظم کرد، فضای مثبت مربوط به کارهای ایمنی را تقویت کرد و فضایی ایجاد کنیم که رعایت قوانین و مقررات مورد تحسین باشد و عمل بدون رعایت قوانین ننگین تلقی شود. به این ترتیب، کارکنان در فضایی سرشار از فرهنگ ایمنی قرار گرفته و به تدریج سبک کاری ایمنی را یاد میگیرند و سعی میکنند به کارکنانی ایمن تبدیل شوند. 【۳】 آموزش کارکنان در زمینه ایمنی: باید به شدت بر بهبود سطح ایمنی کارکنان تمرکز کنیم؛ روشهای آموزش ایمنی را بهبود بخشیم و بر اساس اصول «یادگیری آنچه لازم است»، «تسلط بر آنچه انجام میشود» و «جبران کمبودها»، آموزشهای ایمنی کارکنان را تقویت کنیم. همچنین باید ارزیابیهای مربوط به آموزشها را تشدید کرده و کارکنان را تشویق کنیم تا دانش، مهارتها و تواناییهای خود را افزایش دهند. با این روش، میتوانیم گروهی از کارکنان با ایمنی بالا داشته باشیم و همچنین تعادل و هماهنگی بین انسان، ماشین، اشیاء و محیط را برقرار کنیم. 【۴】 برای جلوگیری از رفتارهای نامنظم کارکنان، باید از سیستمهای ایمنی استفاده کرد؛ ما باید سیستمهای مدیریتی مناسب برای ایمنی تولید را ایجاد کنیم و از طریق این سیستمها، همه افراد در برابر قوانین یکسان باشند. به این ترتیب، همه میتوانند به طور خودجوش عادت به رعایت قوانین و مقررات را پیدا کنند. در همین حال، باید ارزیابی اجرای سیستمها تقویت شود؛ از طریق اجرای دقیق مقررات و ارزیابیهای سختگیرانه، کارکنان را تشویق کرد تا رفتارهای ایمنی مناسبی داشته باشند و از نقض قوانین یا عمل کردن به صورت بیملاحظه خودداری کنند. 【۵】تقویت نظارت و محدود کردن رفتارهای کارکنان، نظارت مؤثر بر ایمنی در محل کار، روشی مهم برای هدایت رفتارهای ایمنی کارکنان، اطمینان از اجرای صحیح تمامی مقررات و اقدامات ایمنی، و دستیابی به تولید ایمن است. باید تیمهای نظارت بر ایمنی در سطح پایه را بیش از پیش تقویت کنیم، بازرسیها و نظارتهای مداوم را افزایش دهیم و تمامی انواع رفتارهای نادرست را از بین ببریم؛ بهویژه باید بر واحدهای کاری در سطح گروهها و پستهای کاری، نظارت دقیقتری داشته باشیم. به این ترتیب میتوانیم رفتار کارکنان را به شکل مؤثری منظم کرده و ایمنی رفتار آنها و ایمنی فرآیندهای کاری را تأمین کنیم. 【۶】 استفاده از پاداشهای مرتبط با عملکرد ایمنی برای تشویق کارکنان: باید سیستم پاداش و تنبیه در زمینه ایمنی را بهبود بخشیم؛ به تدریج از رویکرد «تأکید بر تنبیه» به رویکرد «ترکیب تنبیه و پاداش» و در نهایت به رویکرد «تأکید بر پاداش» منتقل شویم. همچنین باید وزن ارزیابیهای مربوط به ایمنی در حقوق کارکنان را افزایش دهیم تا کارکنان از پاداشها تشویق شوند و از تنبیهات ناراحت شوند؛ در نتیجه، فضایی ایجاد خواهد شد که در آن همه برای کارهای مربوط به ایمنی تلاش کنند و برای آن افتخار کسب کنند. انسان، فعالترین عامل در نیروهای تولیدی است؛ او سوژه فعالیتهای اجتماعی و خالق ثروتهای اجتماعی میباشد. رفتارهای ایمن انسان، حلقه کلیدی در فعالیتهای ایمنی تولید هستند؛ به شرطی که رفتارهای انسان در فعالیتهای تولیدی و تجاری مطابق با استانداردها و الزامات باشد، حوادث ایمنی در تولید **کاهش خواهد یافت**. مطالب فوق، برخی از تجربیات من در طول سالهای کار در ادارات نظارت بر ایمنی در روستاها و شهرهای کوچک است؛ لطفاً نقصها را مشخص کنید!
خوبه، یاد گرفتم، ممنون از صاحب پست
مدیران، با توجه به مدیریت جامع و با شروع از سطح فردی و تلاش در زمینه مدیریت، اگر اقدامات را به طور واقعی پیاده کنند، نتایج مثبتی خواهند داشت.
نویسنده تحلیل بسیار جامعی ارائه داده و راهکارها نیز قابل اجرا هستند; روش من که نسبتاً منحصربهفرد است، تحلیل توزیع احتمال بروز مشکلات در افراد مسئول حوادث است؛ برخی افراد به دلیل ویژگیهای فردی خود، مستعد بروز مشکل هستند یا دارای نرخ خطا و اشتباه بالایی هستند. چنین افرادی باید قطعاً از جایگاه خود منتقل شوند، یعنی از پستهای پرخطر به پستهای کمخطر، تا عوامل خطر را به طور مستقیم کاهش داد.