Thread Content
اخیراً، در جلسهای برای تبادل تجربیات مدیریت ایمنی در شرکتهای منطقه، نه نفر از مدیران شرکتهای برتر در زمینه ایمنی کار در سال گذشته، درباره الزامات مربوط به کارکنان مسئول ایمنی در شرکتهای خود صحبت کردند؛ این موضوع توجه همگان را جلب کرد. نویسنده تصمیم گرفت این موارد را خلاصه کند تا به عنوان راهنمایی برای دیگران در نظر گرفته شود. کارکنان مسئول ایمنی باید بتوانند از «نه مرحله» زیر عبور کنند. نخست، مسئله آگاهی فکری است؛ اندیشه پیشوای اقدامات است. هیچ اقدام عقبماندهای وجود ندارد، تنها اندیشههای عقبمانده وجود دارد. عدم درک اهمیت کارهای ایمنی، چقدر میتواند برای یک سازمان خطرناک باشد. مدیران ایمنی، مسئولان اصلی اجرای اقدامات ایمنی در یک شرکت هستند؛ بنابراین، توجه آنها به کارهای ایمنی بسیار مهم است. مدیران امنیتی تنها با قرار دادن کارهای امنیتی در جایگاه مناسب نسبت به وظایف خود، و در نظر گرفتن آنها به عنوان مسئلهای حیاتی برای بقای شرکت و اولویت اصلی در انجام مسئولیتهای مدیریتی، و همچنین با رعایت اصل «همزمانی پنجگانه» بین امنیت و فعالیتهای روزمره، میتوانند از امنیت شرکت اطمینان حاصل کرده و به فواید امنیتیای دست یابند که با پول قابل خریداری نیستند. دوم، مسئله بازرسیهای ایمنی: شرکتها در فرآیند مدیریت ایمن تولید، اغلب با انواع مختلفی از بازرسیها روبرو میشوند. اگر مدیران ایمنی نتوانند به درستی با این بازرسیها برخورد کنند، قطعاً مشکلاتی در شرکت کشف خواهد شد؛ در موارد خفیف، لازم است اصلاحاتی انجام شود و دوباره بازرسی گردد، اما در موارد شدید، شرکت مجازات خواهد شد. مدیران ایمنی از اعتبار خود محروم میشوند و مدیران ارشد شرکت نیز تحت تأثیر قرار میگیرند؛ حتی ممکن است خود آنها قربانی بازرسیها شوند و مجبور به اخراج یا ترک شغل شوند. به عنوان یک مدیر امنیت سازمانی، باید به خوبی آگاه باشید که مسئولیت شما بسیار سنگین است؛ باید به هر بازرسی به درستی رسیدگی کنید. نباید نسبت به خطراتی که کشف میشوند بیتوجه باشید؛ زیرا اگر این خطرات برطرف نشوند، ممکن است منجر به حوادث ایمنی شود و باعث آسیب به افراد و از دست رفتن اموال شود؛ در نتیجه شما نیز مورد پیگرد قانونی قرار خواهید گرفت و تا آخر عمر پشیمان خواهید بود. بنابراین، تنها با توجه ویژه در زمان بازرسیها، رعایت قوانین در شرایط عادی، مدیریت بر اساس استانداردها و حفظ خطوط قرمز، میتوان در بازرسیهای ایمنی آرامش خود را حفظ کرد و واقعاً به عنوان نگهبان ایمنی سازمان عمل کرد. سوم اینکه، آموزش ایمنی در فرآیند مدیریت ایمنی شرکتها نقش مهمی دارد. آموزش و پرورش در زمینه ایمنی، یکی از مراحل حیاتی است؛ ابتدا، کارکنان مسئول ایمنی باید آموزش لازم را ببینند تا بتوانند با داشتن گواهینامه، در سمت خود فعالیت کنند ; دوماً، کارکنان ویژه شرکتها باید آموزش دیده و با داشتن گواهینامه مشغول به کار شوند ; بار دیگر، کارکنان شرکتها باید آموزش سالانه دریافت کنند. به طور کلی، مدیران امنیت باید همواره هوشیار باشند، به طور جدی در دورههای آموزشی مختلف شرکت کنند، قوانین و مقررات مربوط به ایمنی تولید را بشناسند و آنها را به موقع در سازمان خود ترویج دهند؛ نه تنها خودشان باید آموزش ببینند، بلکه باید بتوانند دیگران را نیز آموزش دهند. میتوان مدیران سازمان را متقاعد کرد تا ابتدا از قوانین ایمنی پیروی کرده و الگوی رعایت دستورالعملهای عملیاتی باشند. پیشگامانه از مدیریت بر اساس استانداردها استفاده کنیم و تلاش کنیم تا تمام کارکنان شرکت در آموزشهای هشداردهنده مربوط به ایمنی مشارکت داشته باشند تا همگی از اصول ایمنی کار آگاه باشند. چهارم، ارزیابی جنبههای مختلف فعالیتهای شرکت؛ مدیران ایمنی باید هنگام تدوین سیستم ارزیابی در شرکت، با استناد به منطق و قوانین، شاخصهای ارزیابی را به شکل علمی تعیین کنند. به این ترتیب، بخشهای مدیریتی و گروههای کاری میتوانند از طریق ارزیابی، اهمیت ایمنی در کار را درک کنند و در عین حال، پس از رعایت قوانین ایمنی، پاداش لازم را دریافت کنند. بنابراین، در مدیریت روزمره باید نسبت به خود سختگیر و نسبت به دیگران مهربان باشیم؛ اما در مورد مسائل مربوط به اصول ایمنی کار، قوانین متفاوتی حاکم است. مسئولیت ایمنی کار بسیار مهم است؛ اگر فرد نتواند از آزمونهای مربوطه عبور کند، قطعاً مشکلات جدی پیش خواهد آمد. در نظارتهای روزمره بر ایمنی، اغلب مواجه میشویم که کارخانهها و گروههای کاری دارای مشکلات ایمنی هستند؛ آنها با دلایل مختلف توضیح میدهند، و رایجترین دلیل آنها این است: «لطفاً به من احترام بگذارید»، «این بار را نادیده بگیرید، من فوراً اشتباهاتم را اصلاح خواهم کرد؛ لطفاً مجازات یا گزارشی دربارهام صادر نکنید». اما اگر این اتفاق یک بار رخ دهد، نه تنها فرد اشتباهاتش را اصلاح نخواهد کرد، بلکه حتی بدتر هم خواهد شد؛ در این صورت، مدیریت آن فرد در بارهای بعدی بسیار دشوار خواهد بود. در زمان ارزیابی، نمیتوان احترام را نادیده گرفت، اما باید در چارچوب قوانین و مقررات، احترام لازم را اعطا کرد. پنجم این است که در محیط کار شرکتها، مدیران امنیتی نیز مانند سایر افراد بخشهای مختلف، دارای روابط انسانی هستند؛ اما این روابط باید در چارچوب منطق و اصول باشد و نباید بدون رعایت اصول و وفاداری به حزب، صورت گیرد. برخی از مدیران امنیت سازمانها، تحت تأثیر فشارهای اجتماعی، اصول خود را کنار میگذارند؛ هنگامی که رهبران دستوری صادر میکنند، آنها نمیدانند چه کاری باید انجام دهند. با ارائه مزایایی، پروندهها به سرعت حل و فصل میشوند؛ حتی برخی افراد از این فرصت برای کسب منافع شخصی استفاده میکنند و با استفاده از بهانههای اجتماعی، به فساد میپردازند. این امر باعث اختلال در فرآیندهای مدیریت امنیتی و افزایش تصادفات میشود! پس اولین مورد، «روابط انسانی» است. ششم، مسئله تنبیهات ایمنی است. روابط خانوادگی، دوستانه و عاشقانه چیزهایی هستند که هر کسی نمیتواند بدون آنها زندگی کند؛ در فرآیند اجرای قوانین مربوط به ایمنی، اغلب با این روابط روبرو میشویم. هنگامی که در بازرسیهای ایمنی کارخانهها و گروهها مشکلاتی کشف میشود و نیاز به تنبیه وجود دارد، فشارهایی از سوی اطرافیان وجود دارد. این فشارها مانند «خنجرهای نرم» هستند که مقابله با آنها را دشوار میکنند. تنها راه، داشتن ایمان قوی، تقویت کنترل و آموزش خود، افزایش آگاهی از خودکنترلی، مقاومت قاطع در برابر تمام انواع وسوسهها، و متقاعد کردن و آموزش افراد نزدیک و دوستان، تا در برابر «بمبهای روابط خانوادگی» مقاومت کنند، است. تنها به این ترتیب میتوان از شفافیت، عدالت و برابری حفاظت کرد و اقتدار لازم برای ایمنی را برقرار کرد. هفتم: مسئله آموزش و اطلاعرسانی؛ هر حادثهای دارای جنبههایی است که قابل پیشگیری و کنترل هستند. چگونه میتوان توانایی پیشگیری از حوادث یا فجایع را افزایش داد؟ چگونه میتوان آگاهی خود را در زمینه محافظت از خود افزایش داد؟ برای جلوگیری از گسترش حوادث و موارد مشابه، برای حل این مشکلات، باید ابتدا از آموزش و ترویج شروع کرد. مقررات و سیستمهای ایمنی در شرکتها و **صنایع مختلف، متفاوت بوده و هر کدام بر جنبههای خاصی تأکید دارند، اما هدف آنها یکسان است: تأمین امنیت طرف مربوطه. بنابراین، راهنمایی و آموزش از طریق روشها و کانالهای مختلف بسیار مهم است. مدیران امنیتی باید راههایی پیدا کنند تا مردم عادی از قوانین ایمنی آگاه شوند، به آنها پایبند باشند، دانش لازم در زمینه ایمنی را کسب کنند و مهارتهای عملیاتی مربوط به ایمنی را فرا گیرند؛ تا کارهای ایمن، سفرهای ایمن و نظارت بر ایمنی به یک اقدام ذهنی و آگاهانه برای همگان تبدیل شود. هشتم، اجرای مسئولیتها در زمینه ایمنی تولید است؛ هر کسی مسئولیتی دارد. با تقسیم کارهای متفاوت، مسئولیتهای ایمنی نیز به طور طبیعی متفاوت خواهد بود. به عنوان مدیر امنیت، مسئولیتهای غیرقابل سلبی در زمینه اجرای سیاستها و مقررات امنیتی، ایجاد ساختارهای امنیتی، تأمین تدابیر امنیتی و هماهنگی سازمانهای مرتبط با امنیت بر عهده دارد ; مسئولیت ایمنی، در عملگرایی نهفته است؛ چگونه میتوان مهندسان و کارکنان مستقر در پستهای مختلف را وادار کرد تا به اصول مربوطه پایبند باشند، دقیقاً طبق دستورالعملهای ایمنی عمل کنند، روشهای عملیاتی منظم و علمی را رعایت نمایند و از «سه نقض» جلوگیری کنند. تنها با محول کردن مسئولیت به هر پست و هر فرد، اطاعت از دستورات و عدم نقض ممنوعیتها، انجام وظایف مربوط به هر کس، همکاری نزدیک، میتوان خطرات بالقوه را تا حد امکان کاهش داد و از وقوع حوادث جلوگیری کرد. نهم این است که ناظران و مدیران، تحت تأثیر منافع شخصی، کارهای مربوط به ایمنی را ساده میگیرند و فقط به ظاهر به آنها رسیدگی میکنند؛ این رفتار نشاندهنده بیاطلاعی آنها از قوانین مربوط به ایمنی است ; برای جلوگیری از اقدامات ناشیانه و بیبرنامه توسط برخی افراد که منجر به نقض قوانین و مقررات میشود، تقویت نظارت داخلی بر مدیریت ایمنی در شرکتها، یک اقدام مهم برای اجرای صحیح قوانین و مقررات ایمنی است؛ بروز مکرر حوادث ایمنی ارتباط زیادی با فقدان نظارت بر ایمنی دارد ; مدیران امنیت سازمانها باید سیستم نظارت و مدیریت درون سازمان را تقویت کرده، سیستمهای مدیریتی را بهبود بخشند و مدیریت بر اساس قوانین را محقق سازند ; همزمان، مدیران امنیتی باید اجرای قوانین امنیتی در درون سازمان را تقویت کرده، هزینههای افرادی که قوانین را نقض میکنند را افزایش دهند و به این افراد فشار مناسبی وارد کنند.
میخواهم بپرسم در مورد کار با گواهینامه ایمنی، نام دقیق این گواهینامه چیست؟ کجا میتوان خودم آزمون داد؟