Thread Content
چنین ناظران امنیتی، در آینده همگی مدیران ارشد خواهند بود! باور کردم! http://mmbiz.qpic.cn/mmbiz/gat9LxM1CR3W0lqia13ObxlFWK9IYd0GqUGY2mw9hOIiaZdZQTCL7VLiaKibP2upgHVka1XC6mqmsicUMbywCAU5bHg/0?wx_fmt=gif برای هر کارمندی، انگیزهی تلاش در شرکت این است که به سمت مدیریت یا مقامات ارشد پیش برود، ارزش خود را محقق کند، در عین حال سود بیشتری برای شرکت به ارمغان آورد، دستمزد و مزایای بالاتری دریافت کند و به اوج زندگی خود برسد. آیا واقعاً میدانید چگونه از یک کارمند به مقام مدیریتی برسید؟ ۱ وفاداری – کسانی که وفادار هستند، اخراج نمیشوند. شرکتها ممکن است کارمندان توانمند را اخراج کنند، اما در مورد کسی که وفادار است، هیچ رهبری تمایلی به رفتنش نخواهد داشت؛ چنین فردی، طولانیترین مدت در سازمان باقی خواهد ماند و همچنین پتانسیل رشد بیشتری خواهد داشت. ۱. مسائل را از دیدگاه رئیس در نظر بگیرید ; ۲. ایدههای خود را با مافوقانت در میان بگذار ; ۳. همواره از منافع شرکت محافظت کنید ; ۴. تلاش برای کسب سود برای شرکت ; ۲. تعهد به کار – هر روز یک ساعت بیشتر از رئیس کار کنید. با پیشرفت جامعه، سطح دانش مردم به طور فزایندهای یکسان میشود. مدرک تحصیلی و گواهینامهها دیگر شرایط اصلی برای انتخاب کارمندان توسط شرکتها نیستند. یکی از شرایط اصلی که بسیاری از شرکتها برای ارزیابی کارمندان در نظر میگیرند، تعهد به کار است؛ پس از آن، سطح تخصصی اهمیت دارد. ۱. هدف از کار تنها دریافت دستمزد نیست ; ۲. ارائه خدمات و تلاشهای فراتر از پاداش مورد نظر ; ۳. آمادگی برای فداکاری شخصی به منظور کار ; ۴. مفهوم ساعات کاری و استراحت را مبهم کنید؛ پس از اتمام کار، درباره استراحت صحبت کنید ; ۵. به هر جزئیات کار توجه کنید. ۳. خودکار و مستقل بودن – نباید در هر کاری منتظر دستورات دیگران باشید. اگر فردی بتواند به طور خودکار و مستقل تمام کارها را انجام دهد، حتی اگر نقطه شروعش پایینتر از دیگران باشد، میتواند پیشرفت زیادی داشته باشد. افراد مستقل همواره مورد توجه رئیسان قرار میگیرند. ۱. از «باید انجام دهم» به «میخواهم انجام دهم»” ; ۲. به طور فعال در بر عهده گرفتن برخی کارهای «فراتر از وظایف» مشارکت کنید ; ۳. ابتدا انجام دهید، سپس صحبت کنید؛ برای رئیس شگفتی ایجاد کنید ; ۴. یاد بگیرید خودتان را معرفی کنید ; ۵. الزامات استانداردهای بالا: از یک مرحله، انجام سه مرحله مورد نیاز است ; ۶. میزان اقدام را به خوبی کنترل کنید؛ عجله نکنید تا خودتان را نشان دهید، در مرکز توجه قرار بگیرید یا حتی کار دیگران را از آنها بگیرید. ۴. مسئولیتپذیری – هیچ بهانهای وجود ندارد؛ باید وظایف را به پایان رساند. افرادی که مسئولیتپذیر هستند، برای شرکت اهمیت زیادی دارند. ممکن است توانایی کاری یک فرد از دیگران کمتر باشد، اما حتماً نباید فاقد حس مسئولیت باشد. کسانی که همیشه بهانههایی میآورند و دلایل خارجی جویا میشوند، بدون اینکه به خودشان فکر کنند، قطعاً اعتماد رئیس خود را از دست خواهند داد. ۱. هسته مسئولیت، حس مسئولیتپذیری است ; ۲. هر کار کوچکی را به خوبی انجام دهید ; ۳. در سخن خود وفادار باشید، در عمل نیز قاطعانه عمل کنید ; ۴. اشتباه، همان اشتباه است؛ هرگز بهانهای نیابید ; ۵. توپ مسئولیت را به خودت بسپار ; ۶. به خاطر یک سهلانگاری کوچک، اشتباه بزرگی رخ ندهد. ۵ توجه به کارایی – هزینههای استفاده خود را محاسبه کنید. عادت به کار کردن با کارایی، چیزی ضروری برای هر کسی است که به دنبال موفقیت است؛ همچنین، واحدهای مختلف نیز بر این موضوع تأکید زیادی دارند. ۱. به مشغلههای بیهوده و فعالیتهای بیفایده، خداحافظ بگویید” ; ۲. تمرکز کامل، بدون حواس پرتی ; ۳. کمیسازی و دقیقسازی کارهای روزانه ; ۴. تأخیر، مرگبارترین قاتل حرفهای است ; ۵. اولویتها را همواره در نظر داشته باشید؛ کارهای مهم در اولویت قرار دارند ; ۶. جلوگیری از اینکه کمالگرایی به دشمن بزرگ کارایی تبدیل شود. ۶. متمرکز بر نتیجه – فقط به عملکرد توجه کنید، به زحمات اهمیت ندهید. «چه گربه سیاه باشد و چه سفید، هر گربهای که بتواند موش را بگیرد، گربه خوبی است!» ”چه با تلاش سخت و چه با هوشمندی، تنها کارمندانی که نتایج خوبی کسب میکنند، مورد تقدیر دیگران قرار میگیرند. شرکتها به تعداد «دستاوردهای» شما توجه میکنند، نه به تعداد «سختیها». ۱. از همان ابتدا باید فکر کنید که چگونه کار را به پایان برسانید ; ۲. راهحلها همیشه باید بیشتر از مشکلات باشند ; ۳. بهطرز هوشمندانهای کار کنید، نه فقط سخت کار کنید ; ۴. اگر شرایط وجود ندارد، شرایط را ایجاد کنید ; ۵. وظایف را فراتر از انتظارات به پایان برسانید. ۷. مهارت در برقراری ارتباط – صحبت کردن رو در رو و حل مسائل در همان لحظه. کسانی که در برقراری ارتباط مهارت ندارند، حتی اگر استعداد زیادی داشته باشند، تنها استعداد خودشان است؛ نه میتوانند آن را منتقل کنند و نه میتوانند پیشرفت کنند ; افرادی که مهارت ارتباطات خوبی دارند، حتی اگر معمولی باشند، میتوانند در حین کار یاد بگیرند و در نهایت ارزش خود را محقق کنند. ۱. ارتباط برقرار کردن و حرفهای پرسشبرانگیز، دو چیز متفاوت هستند ; ۲. هم سکوت و هم صحبت بیش از حد، هر دو نوعی اشتباه است ; ۳. با یک طرح مشخص سؤالات را مطرح کنید، به صورت حضوری مذاکره کنید و مشکلات را در همان لحظه حل نمایید ; ۴. پرورش هوش عاطفی برای پذیرش انتقادات ; ۵. به تصویر کلی توجه کنید و هم خبرهای خوب و هم خبرهای ناخوشایند را گزارش دهید ; ۶. درون میتواند تناقضاتی داشته باشد، اما در برابر بیرون باید یکپارچه باشد. ۸ همکاری — تیم در جلو، خودم عقب. تیم در جلو، خودم عقب. صرفنظر از اینکه تواناییهای فردی چقدر قوی باشد، تا زمانی که به تیم آسیب برساند، شرکت هرگز اجازه نخواهد داد که مدت طولانی بمانید – فکر نکنید که بدون شما، تیم نمیتواند کار کند! ۱. قطره در دریا میآمیزد، فرد در تیم ادغام میشود ; ۲. پیروی از برنامه کلی ; ۳. رعایت انضباط، تضمینکننده قدرت رزمی است ; ۴. نباید «نقطه ضعف» تیم باشیم؛ اگر در حال حاضر چنین هستیم، باید خودمان را «بلندتر» کنیم” ; ۵. بیشتر به فکر دیگران و تیم هستند. ۹. پویا و فعال بودن – همواره در کنار روند شرکت حرکت کردن. فرد باید همواره در کنار روند شرکت باشد، و شرکت نیز باید همواره در کنار روند بازار حرکت کند ; چه در محیط کار و چه در بازار، چه افراد و چه شرکتها، هیچکدام نمیخواهند از صحنه حذف شوند. به همین دلیل، باید به جلو حرکت کرد؛ توقف به معنای تسلیم شدن و حذف شدن است! ۱. با ذهنیت یک فنجان خالی، یاد بگیرید و دریافت کنید ; ۲. همیشه عصبانی نشوید، بلکه تلاش کنید ; ۳. تجربه یک ساله را ده بار تکرار نکنید ; ۴. برای خودتان زمانی فراهم کنید تا «قدتان را بلندتر کنید» و «شارژ شوید»” ; ۵. توسعه «مزیت نسبی» خود” ; ۶. خود را به چالش بکشید و از پیش آمادگی کنید. ۱۰. فروتنی – داشتن استعداد لزوماً به معنای غرور نیست. نباید فکر کنید که اگر چیزی نگویید یا آن را تبلیغ نکنید، دیگران دستاوردهای شما را نخواهند دید. پس جلوی همکارانت مبالغه نکن. ۱. برای پاداش خواستار تحسین نشوید ; ۲. غلبه بر روانشناسی «استفاده نادرست از استعدادهای بزرگ» ; ۳. تکبر نکنید و ادعای صلاحیت نورزید ; ۴. هر انسانی باید مورد احترام قرار گیرد ; ۵. تلاش کنید که نام و واقعیت با هم همخوانی داشته باشد و شایستگی موقعیت خود را داشته باشید ; ۶. نمرات تنها آغاز است، افتخار را به عنوان انگیزه در نظر بگیرید. ۱۱ صرفهجویی — پول رئیس را جدی نگیرید. صرفهجویی به معنای خسیس بودن نیست، بلکه یک فضیلت است. پول شرکت را مثل پول خودتان در نظر نگیرید؛ تنها زمانی که در «قابلمه» شرکت باشد، در «کاسه» کارمندان نیز خواهد بود ; به همین ترتیب، اگر در «قابلمه» مقدار زیادی باشد، در «کاسه» نیز طبیعتاً مقدار زیادی خواهد بود. و کسی که آشپزی را انجام میدهد، دقیقاً خود شما هستید. ۱. برای دریافت پرداخت، حتماً باید صادق باشید ; ۲. مکاری نکنید، به سودهای کوچک حریص نشوید ; ۳. از هدر رفتن منابع شرکت، حتی یک برگ کاغذ، جلوگیری کنید ; ۴. از هر دقیقه کار خود قدردانی کنید ; ۵. با هر هزینهای، باید به دنبال حداکثر سود باشیم ; ۶. به یاد داشته باشید: آنچه صرفهجویی میشود، همان سود است! ۱۲. قدردانی — به این فکر کنید چه کسانی شما را به آنچه امروز هستید تبدیل کردهاند. چرا میتوانیم اشتباهات خودمان را ببخشیم، اما نسبت به دیگران و شرکتها اینقدر شکایت کنیم؟ حتی بااستعدادترین افراد نیز به فرصتهایی برای انجام کارها نیاز دارند و به کمکهای کوچک یا بزرگ دیگران نیازمندند. خوشبختی فعلی شما کاری نیست که تنها خودتان بتوانید آن را به دست آورید. ۱. رئیس شغلتان را به شما داده است ; ۲. کار نه تنها دستمزد، بلکه فرصتهای یادگیری و رشد را نیز برای شما فراهم میکند ; ۳. همکارتان در کار با شما همکاری کرد ; ۴. مشتری به شما کمک کرده تا عملکرد خوبی داشته باشید ; ۵. حریف به شما فاصله و فضای رشد را نشان میدهد ; ۶. منتقدان باعث میشوند که شما خودتان را به طور مداوم بهبود بخشید. این متن بازنشر شده و از ویچات «خانه EHS» گرفته شده است
چنین کارمندانی، در هر جا آیندهای دارند
واقعاً حرفهای بیمعنی است؛ اگر نوشته نبود که ناظر ایمنی است، تقریباً باورش میکردم
خلاصهبندی خوب، ارزش راهنمایی بالایی دارد. دارم یاد میگیرم
مرغخورش بیش از حد، به سم تبدیل میشود. . . .
نوشیدن مرتب آب مرغ برای سلامت جسمی و روانی مفید است
اگر یک رئیس بد، غذای مفید به کسی بدهد، آیا در بلندمدت باعث اسهال میشود؟