Thread Content
تمایل به انجام کار، توانایی انجام کار و مهارت در انجام کار: ۱. تمایل به انجام کار، همان حالت روحی و انگیزهای برای فعالیت پرشور و پیگیری بیوقفه جهت وفاداری به رسالت و دستیابی به ارزش واقعی زندگی است. کسانی که میخواهند کار کنند، شغل خود را پایه و اساس زندگی خود میدانند و کار روزمرهشان را بالاترین لذت میدانند؛ آنها دارای افقهای بلندی هستند، انگیزه قوی برای کار دارند، جرأت رقابت و نوآوری را نیز دارند. برای سنجیدن اینکه آیا فردی مشتاق به انجام کار است یا نه، باید ببینیم که آیا او انگیزه لازم برای انجام کار را دارد یا خیر. یک مدیر «که میخواهد کار کند»، باید سرشار از شور و اشتیاق برای کار باشد؛ به شرکت وفادار باشد، قلبی سپاسگزار داشته باشد، انگیزه و شور قوی برای پیشرفت داشته باشد. باید افکار نادرست مانند عدم تلاش، بیعملی، تمایل به عدم ایجاد خطا به جای دستیابی به موفقیت را کاملاً کنار بگذارد؛ همچنین باید جسورانه در برابر چالشها قرار بگیرد و در راستای توسعه شرکت، مسئولیتپذیر، مطمئن، موثر و سازنده باشد. دوم، توانایی انجام کار، نوعی توانمندی و سطحی از مهارت است. برای انجام کار، مهمترین چیز، داشتن توانایی اجرا و عملیاتی بودن است تا کار به طور واقعی پیاده شود. کسی که میتواند کار انجام دهد، ابتدا باید کسی باشد که میخواهد کار انجام دهد؛ تمایل به انجام کار، پیشنیاز انجام آن است و انجام کار، تجلی عینی آن تمایل است. افراد توانمند، دارای تفکر پیشرو هستند؛ در مشاهده ماهر، در تفکر پرتلاش، ذهنی فعال دارند و بینش منحصربهفردی دارند. آنها فعال عمل میکنند، جرأت نوآوری را دارند و مایلند قوانین را به چالش بکشند. شجاع و دقیق هستند، روش کاری سختگیرانهای دارند، به شرکت وفادارند، دارای ویژگیهای کلی خوب و توانایی سازگاری هستند، و راههایی برای حل مشکلات دارند. کارها را بهتر انجام دهید. یک مدیر «توانمند»، کسی است که در دانش فنی و تجربیات عملی کسبوکار مهارت دارد؛ دارای تواناییهای مدیریت، هماهنگی، نوآوری و اقدام عملی است؛ قادر به درک کلیت وضعیتها و مقابله با شرایط پیچیده است؛ همچنین دارای دید بلندمدت، تفکر استراتژیک، روحیه نوآوری و نگرش مناسب نسبت به ریسکها میباشد. سوم، توانایی انجام کار؛ یعنی داشتن توانایی بالا در انجام کارها، روشهای متعدد، مهارت در سادهسازی مسائل پیچیده و رسیدن به نتایج مطلوب. “«توانایی انجام کار» نشاندهنده کلیت ویژگیهای فرد از جمله توانایی تصمیمگیری جامع، توانایی سازماندهی و هماهنگی، توانایی عملیاتی و توانایی حل مسئله است. باید این ایده را در ذهن داشت که «عدم انجام کار، خطاست و متوسط بودن، نادرستی است»؛ نباید از چالشها ترسید، بلکه باید جرأت اقدام کرد و تواناییهای خود را از طریق انجام کارها نشان داد. یک مدیر «کارآمد»، کسی است که توانایی حل مشکلات بالایی داشته باشد، بتواند در برابر مشکلات به راحتی آنها را حل کند و کارها را به شیوهای صحیح انجام دهد. همزمان دارای ذهنیت نوآورانه، شجاعت برای عمل، عدم سفتوسختی و تفکر پیشرو باشید و مدام توانایی انجام کارها را در خود تقویت کنید. “«تمایل به انجام کار، توانایی انجام کار و مهارت در انجام کار»، به ما میگوید که باید از کارهای روزمره خود شروع کنیم، همگام با فعالیتهای شرکت پیش برویم، دارای آگاهی قوی نسبت به توسعه و اشتیاق شدیدی برای پیشرفت باشیم؛ به تفکر، خودبهخودی عمل کردن، فداکاری و هماهنگی اهمیت دهیم، و در هر کاری با دقت، توجه، اعتماد به نفس و صداقت عمل کنیم. با استفاده از «دانش، توانایی و نوآوری»، کارایی خود را افزایش دهیم، بر عملکرد خود تمرکز کنیم، ارزش زندگی خود را محقق سازیم و دستاوردهای بزرگی به دست آوریم.
مشکل اینجاست که گاهی رهبران اجازه نمیدهند کاری انجام دهید