【مقاله ایمنی】۰۳ تأملاتی درباره پیادهسازی مدیریت حوادث ناموفق در سازمانها
Thread Content
تأملاتی درباره اجرای مدیریت حوادث ناموفق در سازمانهاچکیده: در حال حاضر، بسیاری از افراد مفهوم حوادث ناموفق را به خوبی درک نکردهاند و در زمینه مدیریت این حوادث، تمایل به دستیابی سریع به نتایج وجود دارد. مدیریت حوادث ناموفق بخشی از ایجاد فرهنگ ایمنی است؛ این مقاله عمدتاً به معرفی شرایط و روشهای اساسی برای مدیریت حوادث ناموفق میپردازد. کلمات کلیدی: شرکتها، مدیریت حوادث ناموفق، تأمل، مفهوم حوادث ناموفق؛ ورود این مفهوم به کشور ما در سالهای اخیر رخ داده است. در مدیریت حوادث ناتمام در فعالیتهای عملی، مشخص شده است که درک و تفسیر صحیح از این حوادث کار آسانی نیست. اخیراً، نویسنده مقادیر زیادی از منابع علمی را بررسی کرده و با استفاده از دیدگاههای نظری مدیریت ریسک و پس از تأمل عمیق، توصیفی برای حوادث ناتمام ارائه داده است: در یک سیستم تولیدی، تمام عوامل ناامن، در صورتی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم باعث بروز حادثه نشوند، میتوانند یکی از شرایط بروز حادثه باشند؛ اگر چنین عواملی با یک یا چند عامل ناامن دیگر تعامل داشته و شرایط خاصی را فراهم کنند، قطعاً منجر به بروز حوادث در فرآیندهای تولیدی خواهند شد. عوامل ناامنی مختلفی که پیش از وقوع حادثه وجود دارند، شرایط برای وقوع حادثه نامیده میشوند؛ حادثهای که ممکن است در چنین شرایطی رخ دهد، حادثهی ناتمام نامیده میشود. حوادثی که ممکن است در اثر همان شرایط ناموفق برای وقوع، رخ دهند، به دلیل تفاوت در شرایط دیگر، متفاوت خواهند بود. در مدیریت حوادث رخداده، مفاهیمی مانند «چهار عدم» و «برداشتن درس از یک حادثه برای جلوگیری از تکرار آن» وجود دارد؛ اما اینها تنها راهحلهایی برای جبران خسارات ناشی از حوادث هستند و نوعی روش منفعلانه برای مدیریت ایمنی محسوب میشوند. مدیریت حوادث ناکام، نوعی مدیریت از جنس مدیریت سمت چپ است و الگویی فعال و پیشگیرانه برای مدیریت ایمنی محسوب میشود. مدیریت حوادث ناکام، در نهایت منجر به دستیابی به هدف مدیریتی «صفر حادثه» میشود. در زمینه مدیریت حوادث ناتمام، بسیاری از کارشناسان تجربیات ارزشمندی ارائه دادهاند. در اینجا، نویسنده با تکیه بر سالها تجربه کاری خود در زمینه ایمنی، نظرات خود را درباره نحوه پیادهسازی مدیریت حوادث ناتمام در شرکتها ارائه میدهد. ۱. برای پیادهسازی مدیریت حوادث ناموفق، ابتدا باید فضای فرهنگی خوبی در زمینه ایمنی وجود داشته باشد. حتی در کشورها و مناطق پیشرفتهای که از نظر مدیریت ایمنی پیشرفتهتر هستند، هنوز سؤالات و مشکلات زیادی درباره مدیریت حوادث ناموفق وجود دارد. در برخی از شرکتهای ما، اگرچه مدیریت حوادث ناموفق مورد توجه قرار گرفته است، اما مردم فقط بازرسیهای ایمنی روزانه را به عنوان حوادث ناموفق مدیریت میکنند و تنها برای مشکلاتی که در این بازرسیها کشف میشود، نام دیگری انتخاب میکنند. مدیریت حوادث ناشی از تلاشهای ناموفق، یک پروژه سیستماتیک است که نمیتوان آن را در یک بازه زمانی کوتاه انجام داد؛ بلکه باید به تدریج و با ایجاد فضای مناسب برای فرهنگ ایمنی، پیش برود. فرهنگ ایمنی، مجموعهای از ارزشهای تولید ایمن و دستورالعملهای رفتاری ایمنی است. برای ایجاد فضای امن مناسب، ابتدا لازم است که مدیران شرکتها و کارکنان مسئول امنیت، با **قوانین، مقررات، استانداردهای مربوط به امنیت و همچنین قوانین و مقررات محلی در این زمینه** آشنا باشند؛ همچنین باید دانش لازم درباره ایمنی فرآیندها، مواد، تجهیزات و ابزارها را نیز داشته باشند. اگر مدیران شرکتها و افراد مسئول امنیت، دانش لازم در زمینه ایمنی را نداشته باشند، توجه به امنیت تنها یک عبارت سطحی در جلسات خواهد بود؛ یعنی فقط میخواهند زیردستانشان به امنیت توجه کنند، اما خودشان این کار را انجام نمیدهند. اگر زیردستان نیز همین روش را درباره زیردستان خود به کار ببرند، عبارت «توجه به امنیت» به یک عبارت بیمعنا تبدیل خواهد شد. زیرا افرادی که به طور مستقیم فعالیتهای تولیدی را انجام میدهند، یعنی کارکنان شرکت، از مافوقان خود یاد نگرفتهاند که چه کارهایی خطرناک هستند و چه کارهایی ایمن. آنها برای تشخیص اینکه یک چیز (یا شیء) خطرناک است یا ایمن، تنها به تجربه و عادات خود تکیه میکنند. بنابراین، وقتی مدیران شرکت در جلسات از عبارت «امنیت در اولویت» صحبت میکنند، در واقع مانند کسی هستند که با دهان روی شیشه دم میکند؛ هیچ ردی باقی نمیماند و هیچ اثر عملی ندارد. فضای ایمن خوب باید چنان باشد که در شرکت، از بالا تا پایین، همه به ایمنی اهمیت دهند، همه از ایمنی آگاه باشند، همه قوانین ایمنی را رعایت کنند، همه دستورالعملهای ایمنی را اجرا نمایند، همه به ایمنی خودشان اهمیت دهند و همه به ایمنی دیگران نیز توجه کنند. ۲. برای مدیریت حوادث ناموفق، لازم است روشهای علمی کاری به کار رود. صنعت شیمیایی در ایالات متحده، مدیریت حوادث ناموفق را معمولاً از طریق هفت مرحله انجام میدهد: شناسایی، گزارشدهی، ترتیب دادن به حوادث بر اساس اولویت، انتقال اطلاعات، تحلیل علل، تعیین راهحلها، آگاهسازی و حل مشکلات. با تحلیل دقیق این ۷ مرحله، مشخص میشود که در واقع شبیه به رویههای مدیریت ریسک در سیستم مدیریت ایمنی HSE فعلی هستند. به عبارت دیگر، مدیریت ریسک در سیستم مدیریت ایمنی HSE در واقع همان مدیریت حوادث ناموفق است؛ و مدیریت حوادث ناموفق، میزان بیشتری از مشارکت فعال کارکنان در مدیریت عوامل خطرناک را نشان میدهد. روشهای ارزیابی متعددی برای مدیریت ریسک وجود دارد و هر روش مزایای منحصربهفرد خود را دارد. در حال حاضر، روشهای رایج مورد استفاده در شرکتهای عمومی عمدتاً شامل روش تحلیل خطرات کاری و روش بررسی فرمهای ایمنی هستند. روش تحلیل خطرات مربوط به فعالیتهای کاری، عمدتاً ریسکهای ناشی از انواع فعالیتهای کاری را بررسی میکند؛ در حالی که روش جدول بررسی ایمنی، عمدتاً ریسکهای موجود در تجهیزات و امکانات را بررسی مینماید. بر اساس تعریف حوادث ناموفق در بالا، چنین خطری را میتوان به عنوان یک حادثه ناموفق در نظر گرفت. از طریق تحلیل سیستماتیک ریسکها، میتوانیم متوجه شویم که بسیاری از چیزهایی که معمولاً به عنوان امری کاملاً طبیعی در نظر گرفته میشوند، در واقع جزو حوادث ناتمام هستند. بنابراین، باید فعالیتهای تحلیل ریسک را در سازمانها به طور گسترده ترویج دهیم؛ زیرا مدیریت ریسک یکی از اجزای اصلی فرهنگ ایمنی است. برای انجام مدیریت ریسک، باید بهطور تدریجی عمل کرد تا مدیریت ریسک به روش اصلی در فرآیندهای مدیریت ایمنی روزمره ما تبدیل شود و مدیران در تمام سطوح، مهارتهای لازم برای تحلیل ریسکها را کسب کنند. باید بهویژه توجه داشت که در فرآیند مدیریت ریسکهای روزمره، باید کارکنان خط مقدم تشویق شوند تا فعالانه در این کار مشارکت کنند. تنها زمانی که کارگران خط مقدم روشهای تحلیل ریسک را یاد بگیرند، میتوانند بهموقع حوادث احتمالی ناگهانی را شناسایی کرده و اقدامات ایمنی مؤثری انجام دهند؛ تا از ترکیب حوادث احتمالی موجود با سایر حوادث، منجر به وقوع حوادث بزرگتر شود، جلوگیری شود. به طور مداوم، انواع مدیران و کارکنان خط مقدم را برای تحلیل ریسک سازماندهی میشود؛ این کار نه تنها به کارکنان کمک میکند تا روشهای تحلیل ریسک را به خوبی یاد بگیرند، بلکه باعث میشود آنها به طور خودجوش در مدیریت حوادث احتمالی مشارکت کنند. با مشارکت فعال کارکنان در مدیریت حوادث بالقوه، فرهنگ ایمنی نیز به طور کلی شکل میگیرد. سوم. مسائلی که هنگام مدیریت حوادث ناتمام باید در نظر گرفته شوند:
۱. وقوع حوادث دارای ویژگی تصادفی و بیقاعده بودن است؛ بنابراین، هنگام مدیریت حوادث ناتمام، نباید کار را به صورت موقتی انجام داد، بلکه باید به طور مداوم و پیوسته این کار را انجام داد؛ همچنین باید از روشهای منظم و غیرمنظم برای مدیریت حوادث استفاده کرد. تنها با ادامهدار بودن فعالیتهای مربوط به مدیریت حوادث ناتمام، میتوان از وقوع انواع حوادث جلوگیری کرد. ۲. باید مدیران و کارکنان در تمام سطوح را تربیت کرد تا به طور ماهرانه از روشهای تحلیل ریسک استفاده کنند. در ابتدای شروع فرآیند تحلیل ریسک، افراد معمولاً فکر میکنند که این روند بسیار پیچیده و زحمتبر است؛ در حالی که این دیدگاه بسیار یکجانبه است و دلیل آن، ناآشنایی کافی با تحلیل ریسک است. اگر پس از مدتی تحلیل ریسک، سطح و کارایی هر تحلیل **افزایش یابد. ۳. در مدیریت حوادث ناتمام، مسئلهای که برای همگان قابل درک نیست، میزان خطر حوادث ناتمام است؛ چرا که تصور میشود حوادث ناتمامی که خطر بالاتری دارند، باید در اولویت کنترل قرار گیرند. مسئله میزان ریسک، چیزی نیست که ما انسانهای عادی بتوانیم به طور دقیق درک کنیم. همانطور که در فرآیندهای تولید روزمره، گاهی اوقات حوادث ناشی از باز کردن اشتباه شیرها رخ میدهد؛ گاهی این اشتباهات تنها منجر به خروج غیرعمدی مواد میشود، اما در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۹۷، یک حادثه ناشی از باز کردن اشتباه شیر در یک کارخانه شیمیایی، منجر به یک حادثه بسیار جدی شد. نویسنده معتقد است که حوادث ناتمامی که باید در اولویت کنترل قرار گیرند، آنهایی هستند که در صورت عدم اقدام به موقع، ممکن است در هر لحظه به حوادث واقعی تبدیل شوند؛ لزوماً نه آن حوادث ناتمامی که میتوانند منجر به حوادث بزرگ شوند. چهارم. نتیجهگیری: در بسیاری از سازمانها، مدیران در سطوح مختلف، درکشان از مفاهیم پایهای مانند «امنیت» و «حوادث» تا حدی نادرست است. آنها هنگام تعیین اینکه یک چیز (یا شیء) ایمن است یا خطرناک، اغلب به این موضوع که آیا ممکن است حادثهای در آن رخ دهد یا خیر، توجه میکنند؛ همچنین قادر نیستند یک چیز (یا شیء) را در چارچوب کل سیستم تولیدی در نظر بگیرند. در چنین شرایطی، اجرای واقعی مدیریت حوادث ناشی از تلاشهای ناموفق در شرکتهای کشورمان، به جای انجام کارهای سطحی و تشریفاتی، همچنان دارای دشواریهایی است. مدیریت حوادث ناموفق، یکی از محتوای اصلی در ساخت فرهنگ ایمنی است و جزو حوزههای نظری عمیق فرهنگ ایمنی محسوب میشود؛ بنابراین، ایجاد فضای مناسب برای فرهنگ ایمنی، کلید موفقیت در مدیریت حوادث ناموفق است. منابع: ژانگ هایفنگ. ایمنی، سلامت و محیط زیست (جلد ۷، شماره ۷). چینگدائو: شرکت چاپ ستاره چینگدائو، ۲۰۰۷.
اطلاعات نویسنده: شو روگو؛ او در سال ۱۹۸۸ از دانشکده فنی نفت و شیمی گوانگدونگ، در رشته تصفیه نفت فارغالتحصیل شد. او در مؤسسه تحقیقاتی شرکت صنایع شیمیایی چیلو مشغول توسعه کاتالیستها بود و از سال ۱۹۹۹ در زمینه مدیریت ایمنی فعالیت میکند. **مهندس ایمنی ثبتشده. ارزیاب سطح یک استانداردهای ایمنی.