Thread Content
مدیریت امنیت چگونه عملیاتی میشود؟ ——بای وانگیوه: اخیراً بسیاری از مدیران امنیتی درباره یک موضوع صحبت میکنند؛ یعنی نحوه پیادهسازی مدیریت امنیت. چگونه میتوان یک سازمان را بهتر به واقعیت نزدیک کرد و آن را واقعاً «پیاده» ساخت؟ چند صد سال پیش، نیوتن با مشاهدهی سقوط سیب، پاسخی برای وجود نیروی جاذبهی زمین یافت؛ چند صد سال بعد، متخصصان EHS نیز در راه پیروی از ردپاهای این پیشگامان، به دنبال پاسخی برای «پیادهسازی» مدیریت ایمنی بودند. بر اساس تجربهام در زمینه مدیریت ایمنی، «عملیسازی» مدیریت ایمنی در سازمانها را به چهار بخش خلاصه کردهام: عملیسازی سازمانی، عملیسازی سیستمها، عملیسازی مدیریتی، و عملیسازی فرهنگ. ۱. بررسی اینکه آیا سازمان مدیریت EHS به خوبی عملیاتی شده است یا خیر؛ سازمانی که خوب عملیاتی شده، پایه و اساس تحقق اهداف EHS در یک شرکت است. سازمانهای قوی، افراد بااستعدادی را پرورش میدهند و افراد بااستعداد نیز به نوبه خود، به پیشرفت بهتر سازمان کمک میکنند. سازمان مانند «مغز انسان» عمل کرده و از سایر اجزای آن حمایت میکند تا بتوانند با رعایت اهداف و راهبردهای تعیینشده، بهطور مؤثر عمل کنند. تعداد سربازان مهم نیست، بلکه کیفیتشان اهمیت دارد. نیروهای مدیریتی و فنی چندوجهی، همان نیروهایی هستند که سازمانها به آنها نیاز دارند. یک مدیر EHS برای انجام وظایفش به چه مهارتهایی نیاز دارد؟ همانطور که افراد بخش EHS درباره ارزیابی واقعی خود میگویند: کسی از من پرسید، شما افراد بخش EHS، علاوه بر گشتن در اطراف کارخانه، چه کارهای دیگری هم میتوانید انجام دهید؟ خدای من، دلم میخواهد گریه کنم... برای ایمنی، باید شرایط زیر را داشته باشید: درک تولید، درک مواد خطرناک و شیمیایی، درک الکتریسیته، درک مکانیک، درک آتشنشانی، درک مقابله با حوادث اضطراری، درک بهداشت، درک محیط زیست، درک امور سیاسی، توانایی نوشتن، تسلط بر کامپیوتر، توانایی طراحی، توانایی عکاسی، توانایی ارتباط برقراری، توانایی آموزش دادن، توانایی مشاوره دادن، آشنایی با قوانین و مقررات، آشنایی با استانداردها، توانایی ارزیابی افراد، فداکاری، توانایی بیدار ماندن تا دیر وعده، تحمل گرسنگی، بیدار شدن زود، تحمل رنج، صبر، دقت، توانایی کار در شرایط پرمشغله و استراحت در زمان آزاد، و همچنین توانایی خدمترسانی به دیگران. تا زمانی که چند سال در این صنعت بمانی، حتی اگر ماهر نشوی هم دنیا را درک خواهی کرد. فکر میکنی کار در زمینه EHS آسان است؟ ........در زمینه EHS، ما جدی هستیم! ! ! دوم، بررسی اینکه آیا سیستمهای ایمنی «عملیاتی» شدهاند یا خیر. سیستمهای ایمنی، قوانینی هستند که شرکتها برای اجرای فعالیتهای مربوط به مدیریت ایمنی از آنها استفاده میکنند؛ هر شرکتی دارای مجموعهای از سیستمهای مدیریت ایمنی خاص خود است. برخی از شرکتها صدها یا حتی هزاران رویه و سیستم مدیریتی تدوین کردهاند، اما چقدر از آنها واقعاً به اجرا درمیآیند؟ برخی از شرکتها دارای سیستمهای سختگیرانهای برای مدیریت کارهای مربوط به استفاده از آتش و تعمیرات تجهیزات هستند؛ اما هنگام بررسی اسناد و مدارک این شرکتها، متوجه شدیم که در طول یک سال، حتی یک فرم مربوط به استفاده از آتش یا تعمیرات تجهیزات نیز تنظیم نشده است. چرا چنین است؟ اگر در طول یک سال هیچ کاری مربوط به استفاده از آتش انجام نشود، میتوان آن را قابل قبول دانست؛ اما اینکه در طول یک سال حتی یک بار هم تعمیراتی روی تجهیزات انجام نشود، قابل قبول نیست. بنابراین، آیا میتوان میزان توجه یک شرکت به امنیت را با بررسی اینکه آیا سیستمهای امنیتی به درستی پیادهسازی شدهاند یا خیر، ارزیابی کرد؟ سوم، بررسی اینکه آیا مدیریت به درستی انجام میشود یا خیر: وظیفه مدیریت، ایجاد و حفظ چنین محیطی است که در آن، افرادی که در آنجا کار میکنند بتوانند با کمترین هزینه، اهداف مورد نظر را دستیابی کنند، یا با استفاده از منابع موجود، بیشترین نتایج را کسب کنند. مدیریت = کنترل + ساماندهی، چگونه مدیریت کنیم؟ چطور مدیریت کنیم؟ چطور میتوان آن را به خوبی مدیریت کرد؟ افراد مسئول EHS باید از طریق تمرین مداوم، روشهایی مناسب برای سازمان خود پیدا کنند. رفتارهای ناامن انسانها، وضعیتهای ناامن اشیاء، شرایط ناامن محیطی و عوامل ناامن مدیریتی، مواردی هستند که در مدیریت EHS مورد توجه مداوم قرار میگیرند. “«شناسایی منابع خطر، ارزیابی ریسک و کنترل آن» به عنوان یکی از مراحل مهم در مدیریت ایمنی، ابزاری حیاتی برای آن محسوب میشود. اما در برخی از شرکتها، مشکلات احتمالی کشفشده عمدتاً شامل مواردی مانند شل بودن پیچها، خرابی دکمهها، مشکلات مربوط به چیدمان اقلام و وجود لکههای روغنی روی زمین است. چنین شرکتهایی مدیریت ایمنی را تنها به یک رسم تبدیل کردهاند و جلوگیری واقعی از وقوع حوادث برایشان دشوار است. بنابراین، آیا میتوان از طریق اجرای اقدامات مربوط به مدیریت امنیت، میزان توجه یک شرکت به امنیت را ارزیابی کرد؟ چهارم: بررسی اینکه آیا «فرهنگ امنیت» در آن شرکت واقعاً اجرایی شده است یا خیر. همه میدانند که شرکت دوپونت در زمینه مدیریت EHS و فرهنگ امنیت عملکرد خوبی دارد؛ بنابراین برخی از شرکتها میلیونها دلار خرج میکنند تا متخصصان EHS شرکت دوپونت را استخدام کنند تا فرهنگ امنیت مناسبی برای شرکتشان ایجاد کنند. اما اکثر این شرکتها شکست میخورند؛ چرا؟ چرا دوپونت موفق شد، در حالی که شرکت خودمان با سرمایهگذاری چنین زیادی از نیروی انسانی، منابع مادی و مالی، در نهایت به شکست دچار شد؟ فقط با پوشیدن کفش روی پاهای خودست میتوان فهمید که آیا راحت است یا نه؛ فرهنگ ایمنی در یک سازمان، مجموعهای از ویژگیها و نگرشهای موجود در افراد و سازمان است. فرهنگ ایمنی عمدتاً از طریق آموزشهای لازم، افراد را به افرادی تبدیل میکند که دارای احساسات، ارزشها و رفتارهای ایمنی مورد نیاز جامعه مدرن باشند. هدف از ترویج فرهنگ ایمنی، ایجاد شرایطی امنتر و سالمتر برای زندگی و کار انسانها، در چارچوب شرایط فنی و مدیریتی موجود، است. و دستیابی به ایمنی و سلامت، بدون ارزشگذاری و توجه مردم به آنها ممکن نیست؛ همچنین باید تمام اعمال فرد با الزامات استانداردهای رفتاری مربوط به ایمنی و سلامت سازگار باشد. مردم از طریق پرورش و تربیت فرهنگ ایمنی در فعالیتهای تولیدی و زندگی روزمره، سطح کیفیت ایمنی خود را به طور مداوم ارتقا میدهند تا از وقوع حوادث جلوگیری کرده و کیفیت زندگی را تضمین کنند؛ این همان ماهیتی است که برخی آن را فرهنگ ایمنی میدانند. بنابراین، عامل اصلی در ایجاد فرهنگ امنیتی با ویژگیهای منحصربهفرد یک سازمان، کارکنان آن سازمان هستند. سازمان، سیستمها، مدیریت و فرهنگ، به عنوان نیروهای محرک در «مدیریت عملیاتی امنیت»، باعث میشوند که مدیریت امنیتی در سازمانها همواره به واقعیتها و شرایط عملی پایبند بماند. اینکه مدیریت ایمنی در یک سازمان واقعاً به اجرا درآید یا نه، به توان تصمیمگیری مدیران ارشد، رهبری مدیران میانی و اجرای دستورات توسط کارکنان خط مقدم بستگی دارد. امیدوارم سازمانهای بیشتری واقعاً بتوانند مدیریت EHS را به طور کامل به اجرا درآورند. ——پایان——
در حال حاضر، اولویت اصلی در برقراری امنیت، وجود «فرهنگ» امنیتی است; دوم اینکه آیا سازمان مدیریت EHS «عملیاتی شده» است یا خیر” ; بار دیگر، اینکه آیا سیستم «عملیاتی» شده است یا خیر” ; در نهایت، این موضوع از طریق عملی شدن مدیریت نشان داده میشود.
بسیاری از شرکتها ممکن است زودتر به موضوع فرهنگ ایمنی پرداخته باشند، اما ابتدا سیستمهای اساسی ایمنی اجرایی نشدهاند، مقررات ایمنی کافی نیستند و مدیریت ایمنی نیز به درستی انجام نمیشود؛ در چنین شرایطی نمیتوان فضایی برای کارهای مربوط به ایمنی ایجاد کرد، چه برسد به صحبت درباره فرهنگ ایمنی.
فرهنگ ایمنی، تغییر درک و ارزشهای انسانهاست؛ چقدر دشوار است!