Thread Content
پس از مرگ یک کارمند نفت، او با خداوند چای نوشید. خداوند فکر کرد که او کارهای زیادی دارد و سکوت بهشت را مختل میکند، بنابراین او را به جهنم فرستاد. تنها یک هفته گذشت که پادشاه جهان مردگان، عرقآلود، نزد او آمد و گفت: «خدایا، سریع او را ببرید.» خداوند پرسید: «چه اتفاقی افتاده است؟» ”یان وانگ گفت: «شیاطین جهنم توسط او فعال شدهاند؛ هر روز مشغول تمیزکاری هستند، هر هفته جلسات برنامهریزی برگزار میکنند، درباره برنامههای توسعه صحبت میکنند، به دنبال افزایش کارایی و بهبود عملکرد هستند، نرخ خطاها در گزارشها را ارزیابی میکنند.» حرفهایم را هیچکس گوش نمیدهد؛ او از من میخواهد که بدون شرط شیفت شب کار کنم، فرآیندهای کاری و آموزشهای ایمنی را یاد بگیرم، مراحل صدور بلیط برای ارواح در هر طبقه را انجام دهم، ارزیابی عملکرد را انجام دهم، نرخ موفقیت تولد مجدد ارواح را ارزیابی کنم، و درباره تمام حوادث هشدارهای لازم را ارائه دهم. کارکنان زیرزمینی نیز باید به پوشیدن لباسهای استاندارد توجه کنند؛ کارگران سطح پایین باید نحوه عملکرد در شرایط اضطراری را یاد بگیرند، مهارتهای خدماتی خود را بهبود بخشند، و همیشه آماده باشند تا از سوی مقامات مختلف بازرسی شوند، تا تمام ارواح راضی باشند. خداوند خشمگین شد: «او را به بهشت بفرستید، ببینید چطور با او برخورد میکنم.» یک ماه بعد، یان وانگ با خداوند ملاقات کرد و پرسید: آن کارگر نفت چه شد؟ تو چه کاری با او کردی؟ خداوند گامهای عجولانهاش را متوقف کرد و گفت: تو سه اشتباه کردهای؛ اول، باید مرا «رئیس گروه» صدا میزدی؛ دوم، اصلاً خداوندی وجود ندارد؛ سوم، من وقتی برای گفتگوهای بیفایده با تو ندارم، باید به جلسه ایمنی بروم. پس از مطالعه، نظر شما چیست؟ به عنوان یک فرد در صنعت شیمی، تا حدی آگاهی ایمنی در ذهنم وجود دارد! ما نسبت به امنیت، حساسیت فوقالعادهای داریم! وقتی به مکانی ناشناخته میروید، ابتدا راههای فرار را بررسی کنید و به آتشنشانی نگاه کنید! آیا قرارگیری اقلام خطر سقوط دارد؟! وقتی وارد سوپرمارکت شدم، دیدم که کسی برای قرار دادن کالاها در ارتفاعات، کلاه ایمنی نپوشیده است؛ بدون فکر به او یادآوری کردم! چراغ قرمز را نقض نکنید! و غیره... شما در زندگی چه رفتارهای ایمنی ناخودآگاهی دارید؟ ؟ ؟ ؟ ؟
از زمانی که با مسائل ایمنی آشنا شدم، هر وقت به سوپرمارکت میروم یا برای انجام کارهای دیگر جای دیگری میروم، باید ببینم که غلاف حفاظتی آلارم دود آنجا برداشته شده است یا نه……
برای شرکتهای صنایع شیمیایی، ایمنی همان جان است. حوادث زیادی در اینترنت وجود دارد؛ زنده ماندن بهترین گزینه است.
مدتهاست که در فرآیندهای تولید، ایمنی مورد توجه قرار گرفته؛ نگاه کردن به مسیرهای فرار و آتشنشانیها برایمان یک واکنش غریزی شده است. حتی انتقاد کردن از این موارد نیز به یک بیماری حرفهای تبدیل شده است.
برخی از آنها کاملاً ناخودآگاه شدهاند.....
وقتی به مکانی ناشناخته میروید، ابتدا راههای فرار را بررسی کنید و به آتشنشانی نگاه کنید! آیا قرارگیری اقلام خطر سقوط دارد؟! این عادت ماست!