HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

شرکت‌هایی که به طور فعال تسلیم می‌شوند، شرکت‌های خوبی هستند

2016-10-07View Original

Thread Content

در سال ۱۷۲۲ میلادی، امپراتور یونگ‌ژن به پیشنهاد ژنرال بزرگ و دارای فتوحات برجسته، نیان گنگ‌یائو، نومین را به عنوان حاکم استان شانشی منصوب کرد. در آن زمان، مشکلی که پیش روی امپراتور یونگ‌ژن قرار داشت، بازپس‌گیری مالیات‌هایی بود که مناطق مختلف به خزانه دولتی بدهکار بودند. یونگ‌ژنگ که تازه به سلطنت رسیده بود، به نظر می‌رسید نمی‌تواند از همکاری مقامات محلی برخوردار شود و در جمع‌آوری پول‌های خزانه، نمی‌دانست از کجا شروع کند. نومین که اراده الهی را به خوبی می‌شناخت، پس از رسیدن به شانشی، با تمام تلاش و تدابیر لازم، مبلغ کل بدهی دولت را پرداخت کرد. امپراتور یونگ‌ژن بسیار خوشحال شد، دستور داد تا در سراسر کشور از نومین تقدیر شود، و همچنین به او لقب «فرماندار برتر کل کشور» را اعطا کرد. طبق سیستم گفتمانی فعلی، درخت نومین به عنوان الگوی «افراد پیشرو» در نظر گرفته شده است تا مقامات محلی سراسر کشور از او الگو بگیرند و نقره‌هایی را که به خزانه دولت بدهکار بودند، پس دهند. با این حال، این موضوع آنقدرها هم ساده نیست. تیان ون‌جینگ، وزیر دیگری که امپراتور یونگ‌ژنگ به او اعتماد داشت، سپس نامه‌ای نوشت تا نومین را مورد انتقاد قرار دهد؛ در آن او نومین را متهم کرده بود که از یک سو با مالیات‌های سنگین، پول لازم برای خزانه را جمع می‌کند و از سوی دیگر، از پول تاجران برای پر کردن خزانه استفاده می‌کند. یونگ‌ژنگ با دریافت این اتهامات، بسیار در معضل قرار گرفت. او از وزیر نزدیک خود، ژانگ تینگ‌یو، سؤال کرد. ژانگ تینگ‌یو به یونگ‌ژنگ یادآوری کرد که اخیراً دستور داده شده بود تا نومین در سراسر کشور مورد تقدیر قرار گیرد؛ بنابراین، اگر در این زمان نومین دوباره دستگیر شود، قطعاً مشکلاتی از نظر آبرو و جایگاه او پیش خواهد آمد. یونگ‌ژن پس از تأمل فراوان، تصمیم گرفت که همچنان تیان ون‌جینگ را برای بررسی دقیق به جین اعزام کند. در نتیجه مشخص شد که نومین و مقامات تحت فرمانش «با یکدیگر همکاری کرده و در داخل و خارج توطئه کرده‌اند»، که منجر به کاهش چهار میلیون لیانگ از سرمایه‌های خزانه استان شانشی شد. یونگ‌ژن بسیار خشمگین شد و نومین را به مرگ محکوم کرد. در دربار و میان مردم شوک برپا شد، زیرا یونگ‌ژن خودش تمام پاداش‌هایی را که به عنوان امپراتور به نومین داده بود، لغو کرد؛ امپراتور حتی یک سیلی محکم نیز به خودش زد. به بیان امروزی، در برابر جرایم نومین، امپراتور یونگ‌ژنگ ترجیح داد تسلیم شود؛ زیرا فکر می‌کرد که آبرو و اقتدارش، به هیچ وجه مهم‌تر از قوانین و نظم حکومتی نیستند. آبرو مسئله‌ای فوری است، اما یونگ‌ژنگ به چیزهای بلندمدت فکر می‌کند. در واقع، همین روحیه بود که منجر به ارزیابی تاریخی «کوشا بودن» یونگ‌ژنگ در دوران حکومتش شد. واقعیت کنونی، همواره سایه‌های مشابهی در تاریخ دارد و تجارت نیز چنین است. آقای یوک با بسیاری از کارآفرینان در تماس بوده است که در میان آن‌ها افراد برجسته‌ای از فهرست افراد ثروتمند نیز وجود دارد. آن‌ها یک ویژگی مشترک دارند: صرف‌نظر از اینکه شرکت بزرگ باشد یا کوچک، و جایگاه کارآفرین چقدر بالا باشد، کارآفرینانی که می‌توانند شرکت خود را به پیشرفت پایدار برسانند، همگی تمایل دارند «تسلیم شوند». انجام این کار بسیار دشوار است. منطق همانند آن است که یونگ‌ژنگ، نومین را اعدام کرد؛ «تسلیم شدن» معادل زدن ضربه به صورت خودمان است. کارآفرینان در شرکت‌های خود، به‌ویژه کسانی که بنیانگذار آن‌ها هستند، اغلب دارای اقتدار بی‌چون و چرا هستند؛ زیردستانشان، چه عمداً و چه ناخواسته، تصویری «بزرگوارانه» از آن‌ها ایجاد می‌کنند که در آن یک سخن آن‌ها معادل هزار سخن دیگر است. در چنین محیطی، پذیرفتن اشتباهات و ابراز تأسف، نیازمند شجاعت فوق‌العاده‌ای است. با این حال، «تسلیم شدن» در واقع تجلی بیرونی «متوقف کردن ضرر» است. در کسب‌وکار، از اشتباه کردن نمی‌ترسند؛ حتی از بزرگترین اشتباهات هم نمی‌ترسند. ترس این است که پس از درک اشتباه، فرد اشتباه خود را نپذیرد و ضررها را جبران نکند؛ بلکه عمداً به حفظ ظاهر کارآفرین توجه کند. در نتیجه، میزان ریسک‌ها به طور فزاینده‌ای افزایش خواهد یافت و حتی می‌تواند منجر به بحرانی فاجعه‌بار برای شرکت شود. بنابراین، وقتی دوستان کارآفرین از آقای یوک نظر و پیشنهادش را درباره یک کسب‌وکار جدید می‌خواستند، آقای یوک همیشه از او سؤالی می‌پرسید: به نظر شما چه زمانی باید این کسب‌وکار متوقف شود و دیگر ادامه نیابد؟ در نتیجه، بسیاری اصلاً به این موضوع فکر نکرده‌اند. زیرا در شرکت‌ها و سیستم‌های خود، موفقیت به یک عادت تبدیل شده است؛ آن‌ها هرگز به فکر تسلیم شدن نیفتاده‌اند. فرهنگ چینی با فرهنگ غربی متفاوت است؛ اصل «می‌توان یک فرد را کشت، اما نمی‌توان او را تحقیر کرد»، در تضاد آشکاری با اصل فرهنگ غربی مبنی بر «عدم مقاومت بیهوده با جان» قرار دارد. این تأثیر فرهنگی عمیق، به همین ترتیب بر تمدن تجاری کنونی چین نیز اثر گذاشته و منجر به بروز فجایع تجاری بسیاری شده است که در مسیر اشتباه، هر روز بیشتر پیش می‌روند. دقیقاً به همین دلیل، «تسلیم شدن» در دنیای کسب‌وکار چین به یک روحیه بسیار ارزشمند تبدیل شده است. اگر به سمت شرق نگاه کنیم، فراتر از اقیانوس آرام، هنگامی که IBM تمام بخش کامپیوترهای شخصی خود را به لنوو فروخت، او همچنان در جایگاه رئیس باقی ماند؛ تنها این بود که درآمدهایش دیگر آنقدر زیاد نبود. از دید تجار چینی، این موضوع حتی نمی‌تواند به عنوان یک اشتباه در نظر گرفته شود؛ اما IBM به طور قاطع تسلیم شد، و آن هم با عنوان «رهبر». در چین، انجام این کار به سختی ممکن است. وقتی شرکت‌های چینی، به‌ویژه آنهایی که دارای شهرت یا اقتدار هستند و کارآفرینانشان، تسلیم می‌شوند، شایسته تحسین بیشتری هستند. برای مثال، لیو چوان‌ژی شرکت رونگکه زهیدی را که سال‌ها بدون پیشرفتی باقی مانده بود، به رونگچوان فروخت؛ این کار نشان‌دهنده تسلیم شدن او بود و پذیرش شکست کامل لنوو در حوزه املاک و مستغلات، از نظر استراتژیک و تاکتیکی. کسانی که با فرهنگ سازمانی لنوو آشنا هستند، احتمالاً می‌دانند که پذیرفتن این شکست برای لیو چوان‌ژی چقدر دشوار بوده است. مهم‌تر از آن، طرف معامله همچنان سون هونگبین است. لیو چوان‌ژی به موقع «خسارت‌ها را کاهش داد» و در ازای آن، فضا و انرژی لازم برای توسعه سایر فعالیت‌های اصلی‌تر خود را به دست آورد. پس از عقب‌نشینی IBM در بازار رایانه‌های شخصی، تمام توجه خود را بر روی راه‌حل‌های سیستماتیک متمرکز کرد و تا به امروز هم سود قابل توجهی کسب می‌کند. اگر این شرکت‌ها تسلیم نشوند و تا پایان راه بروند، تنها سرنوشتی که در انتظارشان است فداکاری است و حداکثر چیزی که می‌توانند به دست آورند، «مرگی شرافتمندانه» است. یکی از مهم‌ترین اصول در روحیه کسب‌وکار و اخلاق، «عملگرایی» است؛ در مقایسه با بقا، توسعه و سودآوری شرکت، اقتدار و ظاهر موقتی کارفرمایان اهمیت چندانی ندارد. خوشبختانه امروزه در چین، تعداد بیشتری از کسب‌وکارها حاضرند تسلیم شوند؛ محیط تجاری‌ای که در آن اهمیت ظاهر و شأن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، شاید به کسب‌وکارها و تمدن تجاری چین، آینده‌ای روشن‌تر ببخشد. خب، تو چه می‌گویی؟ درست است؟
Reply #22016-10-08
مهم‌ترین اصل در روحیه کسب‌وکار و اخلاق، «عملگرایی» است؛ در مقایسه با بقا، توسعه و سودآوری شرکت، اقتدار و ظاهر موقت کارفرما اهمیت چندانی ندارد.
Reply #32016-10-08
خوب گفتی، عمل‌گرایی همان حقیقت واقعی است

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.