HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

لینگ‌هو چونگ نیز زمانی یک افراط‌گرای خشمگین بود

2016-10-09View Original

Thread Content

نوشته/لیو شن لیلی: ۱. لینگ‌هو چونگ زمانی به راحتی عصبانی می‌شد. آن سال، بر دیوار سنگی یک غار، به طور تصادفی خطی را خواند: «ژانگ چنگ‌یون و ژانگ چنگ‌فنگ، تمام تکنیک‌های شمشیربازی کوه هواشان را نابود کردند.» ”واکنش لینگ‌هو چونگ مانند کسی بود که دمش را لگد زده‌اند و «به شدت خشمگین» شد. جین یونگ افکار درونی خود در آن زمان را نوشت: «موجودات بی‌شرم، چقدر جسور و مغرورند!» ”“هنر شمشیربازی کوه هوا بسیار ظریف و پیچیده است؛ تعداد کسانی که می‌توانند در برابر آن مقاومت کنند، بسیار اندک است. چه کسی جرأت دارد کلمه «شکست» را برای آن به کار ببرد؟ چه کس دیگری جرأت می‌کند بگوید «کاملاً نابود شده»؟ ”او آنقدر عصبانی شد که چاقو برداشت تا آن جمله را ببرد. هر بار که این بخش از فکرهای درونی را می‌خوانم، واقعاً جالب می‌یابم. اول از همه، لینگ‌هو چونگ اصلاً آن کسی را که نوشته بود می‌شناخت نه؛ او اصلاً نمی‌دانست که این «جانگ چنگ‌یون و جانگ چنگ‌فنگ» چه کسانی هستند و مهارت‌های رزمی آن‌ها چقدر است. اما واکنش اولیه‌اش وقتی این جملات را دید، بدون هیچ فکری، فوراً شروع به فحش دادن کرد و با الفاظی مانند «موش‌های بی‌شرم، احمقان جسور» به آن‌ها حمله کرد. دوم اینکه، لینگ‌هو چونگ در آن زمان اصلاً هرگز با مهارت‌های رزمی واقعاً برتر جهان آشنا نشده بود. نه درباره‌ی کتاب اسرار گل آفتاب، نه درباره‌ی نُه شمشیر دوگو، و نه درباره‌ی تکنیک جذب ستارگان صحبت می‌کنم؛ حتی چیزهایی مثل «شمشیر هفت‌سیم بی‌شکل» اثر هوانگ ژونگ‌گونگ، یا تکنیک‌های تکه‌تکه کردن انسان‌ها مربوط به شش فرشته‌ی دره‌ی پرتقال را هم تا به حال ندیده‌ام. اما او اعتمادبه‌نفسی عجیب داشت و با قاطعیت معتقد بود که «روش شمشیربازی هواشان بسیار ظریف و پیچیده است» و «افرادی که بتوانند در برابر آن مقاومت کنند، بسیار کم هستند». در واقع، آیا کسانی که می‌توانند از شیوه شمشیربازی خانواده هواشان جلوگیری کنند، واقعاً به انگشتان دست می‌آیند؟ واضح است که نه. بعداً متوجه شدیم که نه تنها آن استادان برتر، بلکه حتی هر یک از «شش فرشته تائوگو» را نیز می‌توان متوقف کرد؛ همچنین هر یک از «سیزده محافظ کوه سونگ» نیز قابل مقاومت هستند. رن ووشینگ نیز وقتی به کوه هواشان رفت، هشت پیرمرد را با خود آورد و هر یک از آن‌ها نیز قابل مقاومت بودند… این دیگر «تعداد کمی» نیست؛ تعدادشان آنقدر زیاد است که حتی با دست و پا نیز نمی‌توان آن‌ها را شمرد. اما اگر در آن زمان با لینگ‌هوچونگ روبرو شوید و سعی کنید این موضوعات را با او بررسی کنید، احتمالاً پس از چند کلمه، او شما را با القابی مانند «موش بی‌شرم، دیوانه جسور»، با تف‌هایش به صورتتان پاشیده خواهد کرد. دوم، یک مقایسه جالب دیگر انجام می‌دهیم: هانگ فوچونگ این ردیف کلمات را دیده بود و یانگ گو نیز چیزی کاملاً مشابه آن را دیده بود. یک بار، در یک مقبره باستانی، یانگ گو و شیائو لونگ‌نو به طور تصادفی ردی از کلمات روی دیوار پیدا کردند؛ محتوای آن بسیار شبیه به آنچه لینگ‌هو چونگ دیده بود بود. معنای کلی آن این بود: «وانگ چونگ‌شونگ، «سوترای قلب زن یشمی» را در اینجا نابود کرد». عبارت اصلی در کتاب این است: «سوترای قلب دختر یشمی، مهارتش بر تمام حقیقت‌ها برتری دارد.» «در تمام عمر، ضعیف‌تر از دیگران نبود.» اما واکنش یانگ گوئه کاملاً متفاوت از لینگ‌هو چونگ بود. او ابتدا «کمی مکث کرد» و سپس پرسید: «آیا این را وانگ چونگ‌شیانگ نوشته است؟» ”سپس «خندید» و گفت: «ای راهب بینی‌گاو، تحریف می‌کند.» ”“«لحظه‌ای تأمل کردن» به معنای فکر کردن است، و «خندیدن» به معنای شوخی کردن است. ببینید، شرایط تقریباً کاملاً یکسان بود؛ یعنی دوباره کسی ادعا کرده بود که می‌تواند مهارت‌های رزمی خانواده‌اش را نابود کند. یانگ گو اصلاً مانند لینگ هو چونگ عصبانی نشد؛ بلکه ابتدا فرصت کرد تا درباره‌اش فکر کند، سپس همچنان آرامش خود را حفظ کرد و حتی توانست شوخ‌طبع باشد؛ به جای اینکه مانند یک فرد بی‌شرم و دیوانه، به او حمله کند. اینجاست که جالب می‌شود: چرا واکنش دو نفر کاملاً متفاوت است؟ آیا سطح یانگ گوئه از لینگ‌هو چونگ بالاتر است؟ البته که نه. یانگ گو در سنین نوجوانی بسیار سرکوب‌شده و افراطی بود؛ در واقع، به اندازه لینگ هوچونگ شیک و آزاده نبود. پس، دلیلش این است که لینگ‌هو چونگ بیش از حد به مکتب خود و فرقه هواشان علاقه داشت، به همین دلیل نمی‌توانست تحمل کند که دیگران بتوانند تکنیک‌های رزمی هواشان را شکست دهند؟ این هم قطعاً نیست—آیا یانگ گو از فرقه مقبره‌های باستانی، از جایی که با خاله‌اش زندگی می‌کرد، دوست نداشت؟ علاوه بر این، لینگ‌هو چونگ تا به حال نام آن دو کسی به نام «جانگ چنگ‌یون» و «جانگ چنگ‌فنگ» را نشنیده بود؛ هیچ دشمنی یا خصومتی بین آن‌ها وجود نداشت ; اما یانگ گو نسبت به وانگ چونگ‌شیانگ بسیار عصبانی بود. در کودکی توسط پیروان فرقه چوان‌ژن مورد آزار قرار گرفت و به همین دلیل از بنیانگذار آن فرقه نفرت کرد؛ بعدها، وقتی تصویر وانگ چونگ‌شونگ را می‌دید، مجبور می‌شد تف‌های زیادی به سمت آن پرتاب کند. چرا دقیقاً در مورد «شکستن تکنیک‌های رزمی»، یانگ گو روشنفکرتر و فرهیخته‌تر است، در حالی که لینگ هو چونگ ساده‌لوح‌تر و پرخاشگرتر؟ سومین دلیلی که به راحتی به ذهن می‌رسد این است که یانگ گو در زمینه هنرهای رزمی، تجربه بیشتری نسبت به لینگ هو چونگ در دوران اولیه داشت. پیش از ورود به مقبره‌های باستانی، یانگ گو قبلاً استادان برتر را دیده بود و مهارت‌های رزمی گو جینگ و اوآنگ فنگ را با چشمان خود مشاهده کرده بود؛ بنابراین از همان ابتدا در ذهن کوچکش این اصل شکل گرفت که «فراتر از آسمان نیز آسمانی وجود دارد». بعدها، وقتی لونگ‌شیائونوء یانگ‌گو را آموزش می‌داد، هرگز این ایده‌ها را در او القا نمی‌کرد که فرقه قبر باستانی شکست‌ناپذیر است، حتماً پیروز خواهد شد، یا هر کسی که به قبر باستانی تجاوز کند، محکوم به شکست است. در اولین روز مدرسه، مستقیماً به یانگ گو گفت: «من نمی‌توانم با آن راهب قوان‌ژن، چیو چوجی، رقابت کنم؛ و البته اصلاً نمی‌توانم با عمو گوی تو برابری کنم.» ”در مقایسه با شیائو یانگ، لینگ‌هو چونگ در آن زمان واقعاً کمی مانند قورباغه‌ی چاه بود؛ اصلاً تجربه‌ی زیادی نداشت. او البته از وجود «بهترین جنگجوی جهان» در افسانه‌ها، یعنی دونگ فانگ بوبی، آگاه بود، اما آن تنها یک نماد تخیلی بود. قدرتمندترین استادی که خودم با چشمانم دیده‌ام، همان استاد و همسرش بودند ; بالاترین سطح نبردی که دیده‌ام، همان مبارزه‌ای بود که استادش با یو تسانگ‌های انجام داد. آنچه استاد و همسرش هر روز به او القا می‌کردند، این بود که فرقه هواشان چقدر قدرتمند است، چگونه در دنیای رزمی شهرت دارد، و تکنیک‌های قدرت انرژی چقدر فوق‌العاده‌اند: «اگر تکنیک‌های رزمی این فرقه را تا حد عمیق آموخت، حتی پرتاب گلبرگ‌ها یا برداشتن برگ‌ها نیز می‌تواند به دیگران آسیب برساند.» «از میان نه تکنیک برجسته فرقه هواشان، «زیشیا» در رتبه اول قرار دارد.» «وقتی تکنیک‌های قدرت انرژی کاملاً تسلط یافتند، دیگر هیچ مانعی بر سر راه نخواهد بود...» کودکی که از کودکی در یک دره کوهستانی بزرگ شده بود و هر روز با این حرف‌ها از سوی استادش مواجه می‌شد، طبیعتاً فکر می‌کرد که تکنیک‌های شمشیربازی فرقه هواشان بی‌نظیر هستند: «از آنجایی که تکنیک‌های رزمی این فرقه اینقدر قدرتمندند، وقتی هر یک از تکنیک‌های شمشیربازی توسط استاد اجرا می‌شود، چه کسی می‌تواند در برابر آن مقاومت کند؟» ”بنابراین، هر وقت کسی او را زیر سؤال می‌برد، مثل اینکه دمش لگد خورده باشد، با الفاظی مانند «موجودات بی‌شرم، احمقان جسور» شروع به فریاد زدن می‌کرد. علاوه بر بی‌تجربگی، عوامل دیگری نیز در ساختار روحیه‌ی خشمگین جوانی لینگ‌هو چونگ نقش داشت. بیایید به چند جمله‌ی گفت‌وگوی زیر نگاه کنیم: خواهر کوچکتر، یوئه لینگشان، می‌گوید: «برادر بزرگتر، علاوه بر روحیه‌ی شجاعت، تو یک ویژگی دیگر هم داری... آن هم غرور است.» «تو خیلی مغروری.» لو داییو، شاگرد کوچکتر لینگ‌هو چونگ، گفت: «برادر بزرگتر، رهبر تمام برادران و خواهران است؛ کمی غرور داشتن در کارش طبیعی است.» ”ببینید، همه موافقند که لینگ‌هو چونگ از غرور زیادی برخوردار است. و سرمایه‌ی «غرور» او چیست؟ به زبان ساده، او همان «رهبر گروه برادران و خواهران»، «شاگرد اصلی کوه هواشان»، و در واقع بزرگترین شاگرد فرقه‌های مشهور جهان رزم است. در آن زمان مهارت‌های رزمی قوی‌ای نداشت و بینش برجسته‌ای هم نداشت؛ حضورش در دنیای جنگجویان تنها به خاطر نوشتن کلمات «فرقه هواشان» بود. تنها با ادغام شدن در این جمع است که می‌تواند ارزش خود را پیدا کند. بدون این پوسته، «غرور» او جایی برای پناه گرفتن نخواهد داشت و هیچ خواهد بود. وقتی کسی می‌گوید که فرقه هواشان بی‌ارزش است، البته خشمگین می‌شود؛ چون گفتن اینکه فرقه هواشان بی‌ارزش است، به معنای گفتن این است که خودش نیز بی‌ارزش است. من هرگز موافقت نخواهم کرد. مثال دیگری مشابه، گوفو است؛ اگر بگویید تکنیک‌های رزمی خانواده گو مشکلی دارد، او حتماً عصبانی و ناراحت خواهد شد. منطق یکسان است؛ او می‌داند که در واقع فردی معمولی است، و بدون حمایت جامعه خانواده گو، نمی‌تواند احساس برتری خود را حفظ کند. اگر به یانگ گو نگاه کنیم، متوجه تفاوت کامل خواهیم شد. یانگ گو از کودکی نتوانسته بود امیدوار باشد که با تکیه بر یک گروه، حضور خود را نشان دهد. او نتوانست در جزیره گل‌های شکوفه‌دار بماند، و در فرقه چوان‌ژن نیز نتوانست بماند؛ بعداً به فرقه مقبره‌های باستانی پیوست، اما آن فرقه بسیار کم‌شناخته بود و اصلاً در دنیای رزمی هیچ حضور قابل توجهی نداشت. در مقایسه با لینگ‌هوچونگ در دوران اولیه، یانگ‌گو زودتر یاد گرفت که مستقل باشد؛ همواره با تمرین خود و کسب تجربه، به دنبال ارزش‌های شخصی خود بود. برای یانگ گو، اینکه دیگران گروه من را بد می‌دانند یا فرقه‌ام را بد می‌دانند، به این معنا نیست که خودم بد هستم. بنابراین، دیگر لازم نیست عصبانی شدید شود. در نهایت، «خشم» افراد خشمگین در دنیای رزم‌ورزان، از دو چیز نشأت می‌گیرد: یکی، دیدگاه‌های فقیر و سطحی؛ و دیگری، کرامتی که جایی برای آن وجود ندارد. چرا لینگ‌هو چونگ بعدها کاملاً تغییر کرد و دیگر فردی خشمگین نبود؟ زیرا او دانش بیشتری کسب کرده بود؛ در مبارزات با «ژان چونگ‌شو»، «دو رن وو هینگ» و «لی پینگ دونگ فانگ بو بی»، تمام استادان برجسته جهان را شناخته بود ; او همچنین ارزش خود را در دنیای رزم و جنگ ثابت کرد؛ از «شاگرد اول هواشان» به یک «قهرمان بزرگ نسل خود» تبدیل شد. غرور و کرامتش جایگاهی پیدا کرد و به طور طبیعی دیگر ناراحت و عصبانی نبود. حدس می‌زنم که حتی اگر بعداً کسی پیدا شود که ادعا کند «تمام شمشیرهای دوگو را در اینجا شکست داده‌ام»، او قطعاً با خشم فریاد نخواهد زد: «موش‌های بی‌شرم، چقدر جسور و مغرورید!» ”دیگر هم با چاقو دیواره‌های سنگی یا صفحه‌نمایش‌های دیگران را خراش نخواهم داد؛ حداکثر فقط می‌گویم: من هم برای شما نگرانم! شما در نهایت، هنوز به الگو فکر می‌کنید!
Reply #22016-10-10
آره، خواندن چند کتاب همچنان سودمند است! متشکرم! ! :پیروزی:

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.