تو که در آزمایشگاه بودی، معلوم شد چقدر منحصربهفردی!
Thread Content
آخرین بار این پست توسط 68589544 در تاریخ ۲۰۱۶-۱۰-۹ ساعت ۱۶:۱۴ ویرایش شد. کسانی که در آزمایشگاه کار کردهاند، واقعاً متفاوت هستند! – به مناسبت روز ملی، به کسانی که در آزمایشگاه کار کردهاند، ادای احترام میکنیم. وبسایت اطلاعات دستگاهها، ۳۰/۰۹/۲۰۱۶، ساعت ۱۱:۲۶:۳۱. اگر از شما بپرسیم، افرادی که در آزمایشگاه کار کردهاند، چه ویژگی خاصی دارند؟ شاید در ابتدا نتوانید پاسخی بدهید، اما با خواندن این جملات کلاسیک، متوجه خواهید شد که این افراد واقعاً متفاوت هستند! در واقع، افرادی که در آزمایشگاه کار کردهاند، دارای ویژگیهای منحصربهفردی هستند؛ این ویژگیها حتی به تمام جنبههای زندگی آنها نیز سرایت کرده است: هنگام ریختن نوشیدنی، به این نگاه میکنند که آیا سطح مایع صاف است یا خیر؛ هنگام نوشیدن آب، میخواهند مقدار pH آب را بدانند؛ هنگام پختن غذا، همیشه درپوش قابلمه را به صورت وارونه قرار میدهند؛ هنگام شستن ظروف، اگر آب روی ظروف بماند، احساس ناراحتی میکنند... زبان آنها نیز طبیعتاً متفاوت است... فروم وبسایت اطلاعات دستگاهها: «لطفاً با یک جمله ثابت کنید که در آزمایشگاه کار کردهاید». این موضوع باعث ایجاد احساسات خاصی در میان افرادی شده که در آزمایشگاه کار کردهاند؛ چه احساسات کلاسیک، چه احساسات خندهدار... همه چیز پر از گرما و خاطرات است. امروز میخواهیم این موضوع را با شما در میان بگذاریم؛ لطفاً خودتان را با این ویژگیها مقایسه کنید! بخش مربوط به غذا و نوشیدنی: چرا رنگ این سوپ اینقدر سبز است؟ مطمئناً به دلیل کیفیت پایین رنگ سبزیجات است. برای خوردن هوتپوت رفتیم، آب آن کمی خشک شده بود. «پیشخدمت، لطفاً کمی آب به داخل قابلمه اضافه کنید تا رقیق شود.» ” برویم به بازار میوه و سبزیجات تا گوشت گاو پخته بخریم؛ «صاحب مغازه، لطفاً ۱۰ دلار گوشت گاو در سس بخرید و آن را به قطعات کوچک تقسیم کنید.» ” هر بار که نوشیدنی واهاوا مینوشم، به این فکر میکنم که میتوان آن را در حالت مایع تهیه کرد... وقتی برای غذا خوردن به رستوران میروم، اولین کسی هستم که چاپستیک را برمیدارم؛ با این بهانه که ابتدا باید طعم آن را احساس کنم. وقتی میخواهم غذای مالا تانگ بخورم، سفارش غذای بدون تندی میدهم، اما در نهایت غذا خیلی تند است؛ میگویند: پایه غذا خیلی قوی است و آن را شسته نمیشود، پس فقط خالی است. برای اطمینان از عدالت، هر بار که شراب ریخته میشود، بررسی میکنم که آیا سطح مایع یکنواخت است یا نه. اگر مواد زیادی اضافه شود، وای، غلظت خیلی بالا میرود! برای غذا خوردن هم باید کمکم و چند بار غذا خورد... مواد نگهدارنده، توکسینهای قارچی، سودان سرخ، رودامین B، نارنجی قلیایی... همه را میشناسم. وقتی نان سوخت، آن را سوخته نمینامند، بلکه کربنیزه مینامند. وقتی تخممرغ پخته میشود، به آن شکست گفته نمیشود، بلکه «تغییر حالت» میگویند. هر بار بعد از شستن لیوان، آن را با آبی که قرار است بنوشم، شسته و سپس آب را در آن میریزم تا بنوشم... من فقط ۵۰ میلیلیتر کافی دارم... هنگام نوشیدن آب، میخواهم مقدار pH را بدانم... وقتی در رستوران غذا میخوریم، حتماً باید موز شیرینشده و سیبزمینی شیرینشده سفارش دهیم، تا یادآور روزهای آزمایشهای شیمیایی باشد. در این غذا مقدار زیادی گلوتامات سدیم وجود دارد و طعم آن خیلی تند است؛ در آن غذای دیگر، نمک سدیم استفاده نشده و بیطعم است! هنگام غذا خوردن در مهمانی، یک سوپ آورده شد و به همه گفته شد که باید آن سوپ را هم بزنیم. از زمان خروج از آزمایشگاه تا زمان شام، با معلم غذا خوردیم؛ نودل همراه با سرکه بود. از معلم پرسیدم چقدر لازم است؛ معلم گفت: ۵ میلیلیتر. واقعیه! برای سالادها، بعد از اضافه کردن ادویهها، آنها را هم بزنید و سپس بخورید. آیا در سبزیجاتی که میخوریم، باقیماندههای سموم کشاورزی وجود دارد؟ هر بار که غذا میخورم، کمی نگرانم؛ چون از قابلمه ضدچسب استفاده میکنم... بخش آشپزخانه: چرا امروز این غذا سوخت؟ شاید کمی اشتباه رخ داده باشد! میخواهم تمام متغیرهای مربوط به پخت غذا را بهینه کنم... هنگام اضافه کردن نمک، میخواهم از ترازوی دقیق برای اندازهگیری مقدار نمک استفاده کنم. هنگام تفت دادن غذا، نمک و ادویهها باید با قاشقهای مخصوص و به مقدار مشخص اضافه شوند؛ همچنین آب نیز باید با قاشق آب، به مقدار نیمهمشخص اضافه گردد، به طوری که خطا بیشتر از ۵۰ میلیلیتر نباشد. سس سویا و سرکه با هم درهم رفتهاند؛ واقعاً فکر کردهام که از یک ستون سیلیکونی برای جدا کردن آنها استفاده کنم! هنگام پخت، درپوش قابلمه باید همیشه برعکس قرار گیرد. هنگام ریختن سس سویا و سرکه، برچسب باید به سمت کف دست باشد... وزنههای آشپزخانهای که برای درست کردن نان استفاده میشود، هم نمیدانم کجا باید تنظیم شوند. به مادرم گفتم که سس سویا و سرکه را در کابینت ضدانفجار قرار دهد. برای پخت برنج، جوش شیرین را میریزیم و همیشه میخواهیم با کاغذ ببینیم مقدارش چقدر است. هنگام صاف کردن باقیماندههای آب سویا، معمولاً مایع فیلتر شده اولیه حذف میشود... به محض تغییر رنگ، باید آن را از روی حرارت برداشت! آیا میتوانید ظروف خود را مرتب قرار دهید؟ آیا روی ظروفی که شسته شدهاند، باقیماندهای وجود دارد؟ یک عدد چوب غذاخوری، دو و نیم بطری سس سویا، که در کنار هم یک بطری میشوند. هنگام پختن غذا، وسوسه میشوم که برای بررسی پختگی غذا از دماسنج استفاده کنم... هنگام اضافه کردن نمک در سالاد، با دست راست قاشق نمک را میگیرم و دست چپم به آرامی مچ دست راستم را لمس میکند؛ معلوم شد که فقط من این کار را انجام نمیدهم. من معمولاً دوست ندارم کارهای آمادهسازی اولیه را انجام دهم... هنگام پختن، دستورالعملهای آشپزی را مانند راهنمای عملی در نظر میگیرم؛ قدم بعدی چیست، و قدم بعد از آن چیست؟ قبل از پختن، حتماً دستورالعملها را میخوانم؛ ببینم آیا مواد لازم موجود است یا خیر، و آیا جایگزینی برای مواد کمداشته باشیم یا نه! هنگام پختن، به آرامی فن تهویه را روشن میکنم! قابلمه فولاد ضدزنگ دارای نشتی است؛ با استفاده از ذرهبین، مشخص شد که خوردگی بین کریستالها رخ داده است! غذا را تا نقطه جوشیدن گرم میکنم... شستن بطریهای روغن، سس سویا، سرکه و غیره در خانه همگی کاری است که باید من انجام دهم. کدام یک از صابون لباسشویی و محلول لباسشویی توان شستشوی بیشتری دارد؟ هر بار که موهایم را میشویم، فکر میکنم که میتوانم خودم شامپو درست کنم... برای تمیز کردن لجن، از محلول اسیدی استفاده میکنم... هاها، هنگام شستن اشیاء باید مقدار کمی اما چند بار این کار را انجام داد؛ حداقل سه بار لازم است. برای شستن لباسها، باید آب بیشتری استفاده کرد، چون هرچه آب بیشتر باشد، غلظت مواد کمتر میشود... من همچنان فکر میکنم که رقیقسازی تدریجی منطقیتر است و باعث صرفهجویی در آب میشود... لباسها نیاز به شستن دارند، بیایید آنها را در آب بشوییم. هنگام شستن قابلمه، بعد از استفاده از مواد شوینده، حداقل باید دو بار آبکشی کرد. حالا بعد از شستن ظرفها، میخواهم آنها را سه بار در آب خالص بشویم... وقتی میبینم که ظرفها در آب خالص شسته میشوند، احساس ناراحتی میکنم... آیا فنجانها قبل از ریختن آب، شسته شدهاند؟ آیا لیوانها با محلول کروماتیک شسته شدهاند؟ وقتی دوستم کیک درست میکند، تا زمانی که من آنجا هستم، نیازی به استفاده از ترازو و پیمانه نیست. وقتی با هم غذا میخوریم، حتماً باید من ظرفها را بشویم؛ سریع و تمیز، و عدم وجود آب روی دیوارههای ظرفها استاندارد است. اگر دیگران آنها را بشویند، اطمینان ندارم. وای، دمای این شامپوی موی تو ۸۰ درجه است، سوزاننده! بخش خرید: هنگام خرید جواهرات در فروشگاههای طلا، در حین وزن کردن، باید از فروشنده بپرسید: آیا این ترازو بازرسی شده است؟ آیا در مهلت بازرسی قرار دارد؟ گواهی آن را به من نشان دهید. به همین ترتیب، این روش برای بازدید شرکتهای گرمایشی جهت اندازهگیری دما نیز کاربرد دارد. هنگام خرید یک دستگاه گرمایشی الکتریکی، از کارمندان بپرسید آیا این دستگاه دارای قابلیت افزایش دما به تدریج است یا خیر؟ آیا محصولات الکترونیکی شما سازگار با محیط زیست هستند؟ هنگام خرید تخممرغ، فکر میکنیم که آیا روی پوسته تخممرغ میکروب سالمونلا وجود دارد یا نه... برای تلویزیونی که تازه خریداری کردهایم، دستورالعملهای استفاده و راهنماییهای نظارت بر عملکرد آن را تهیه کردیم. قبل از خرید کالا، ابتدا باید به استانداردهای مربوطه توجه کرد؛ آیا برای پخت و پز از شعله اکسیداتیو یا ردوکتیو استفاده میشود؟ هنگام خرید سبزیجات و میوهها از غرفههای فروش، باید بررسی کرد که آیا ترازوی الکترونیکی فروشنده در حالت متعادل قرار دارد یا خیر؟ هنگام خرید مواد غذایی از سوپرمارکتها، همیشه باید به برچسبهای تغذیهای و استانداردهای مربوطه توجه کرد. آیا آن را بررسی کردهاید؟ (من هر وقت چیزی میخرم، حتماً آن را بررسی میکنم و به پسرم نیز همیشه میگویم: چیزهایی که بررسی نشدهاند، ایمن نیستند.) وقتی خرید میکنیم، پسرم معمولاً میگوید: «مامان، لطفاً این را بررسی کن!» من که مادرش هستم، مثل خدا هستم؛ میتوانم هر چیزی را بررسی کنم. یادآوری: وقتی میخواهید بروید، کفشهای داخل فر را بردارید. . . مخفیانه با فر مافو سیبزمینی شیرین را میپزیم. . . فنجان را روی چراغ الکلی قرار دادم تا نودلها را بپزم، و فراموش نکردم که با یک چوب شیشهای آنها را هم بزنم... صفحه گرمایشی برای سرخ کردن غذا عالی است... از فنجان ۱۰۰۰ میلیلیتری برای پخت برنج استفاده میکنم! کسی که تا به حال در آزمایشگاه نودلهای آماده نخورده، واقعاً طعمدوست نیست! چیزی که همیشه به یادم میماند، بوی اسیدهای مخلوط HNO3+H2SO4+HCl+HClO4 پس از تجزیه در مایکروویو است... لباسها و شلوارها اغلب پاره میشوند؛ نمیدانم چرا، در حالی که لباس آزمایشگاهی میپوشم... پارچههایی که توسط من پاره شدهاند، ارزششان بیش از یک میلیون است، هاها. قهوه همچنان بهتر است که تقطیر شود! مقالات دیگر: وقتی کسی میگوید «اوه»، فوراً به نور ماورای بنفش (UV) فکر میکنم. وقتی مقالات عادی را میبینم، واکنش اولم GC (اوج) است؛ اما در واقع منظورم GC (فاز گازی) است. هر بار که پلیس راهنمایی و رانندگی را در حال بررسی سطح الکل در خون رانندگان میبینم، تمایل دارم از آنها بپرسم: آیا دستگاه شما بازرسی شده است؟ آیا گواهینامه لازم برای انجام این کار را دارید؟دوستم میپرسد: آیا بوی عجیبی حس کردی؟ من پاسخ میدهم: نه، بویی حس نکردم؛ حد تشخیص شما خیلی پایین است!
علاوه بر بررسی نتایج گزارشهای پزشکی، به معنای بیولوژیکی هر یک از شاخصهای آن گزارشها، مقدار واقعی هر داده، روند سالانه، محدوده مقادیر طبیعی، مقایسههای افقی و تکرارپذیری آنها نیز توجه میکنم… حالا پزشکانی که گزارشهای پزشکی را بررسی میکنند، از دیدن من ناراحت میشوند!
هر بار که یک دستگاه الکترونیکی میبینم، میخواهم بدانم از چند نوع ماده ساخته شده است؛ کدام بخشهای آن پرخطر هستند؟
برای تلویزیونی که تازه خریداری کردهام، دستورالعملهای استفاده و راهنمای بازرسیهای دورهای تهیه کردم. ۱ به علاوه ۱ برابر ۲ نیست، وقتی محلول حامل را تهیه میکنیم به آن فکر میکنیم. باید به چیزهایی که روانپذیری بالایی دارند توجه کرد. هر روز به دما و رطوبت اتاق نگاه کنید. در بخش بیمارستان، سؤال میشود: تفاوت بین دماسنج و ترمومتر چیست؟ هوای داخل ماشین خوب نیست، هاها. به بچهها یاد دهید که بوها را استشمام کنند و با دست هوا را تحریک کنند. خطای شما واقعاً خیلی زیاد است! (شوهرم در پختن غذا نمک زیادی میریزد، پسرم در حل تمرینات اشتباه میکند، در نوشتن از محدوده خطوط فراتر میرود و غیره؛ این اتفاقات اغلب رخ میدهد.) هنگام تزریق، به حجم تقریبی یک قطره آب و زمان لازم برای استفاده از یک بطری فکر میکنم؛ مدام در حال محاسبه هستم. دستورالعملهای استفاده را به من نشان دهید. نان روغنی پیاز آدا، آیا آن را امتحان کردهاید؟ واقعاً خوشمزه است؟ اگر این پشتکار آدا در کارهای آزمایشگاهی به کار رود، دادههای ما میتواند معتبرتر و مؤثرتر باشد. هنگام دم کردن قهوه فوری، به طور طبیعی مچ دست را فشار میدهید تا قهوه به صورت چرخشی مخلوط شود. الان دستهایم را در یک کاسه پلاستیکی شستم؛ آیا این کار میتواند بر نتایج مربوط به فلاوانتها تأثیر بگذارد؟ پایه و اساس این نتیجه چیست؟ تا زمانی که دستورالعملهای لازم و مواد اولیه در دسترس باشد، میتوانم هر غذایی را درست کنم.