شیائومینگ، بیرون برو! چرخش
Thread Content
شب، شیائومینگ و رئیس برای بازرسی به یک انبار تاریک در محوطه کارخانه رفتند. رئیس: شیائومینگ، چرا چراغ را روشن نمیکنی؟ شیائومینگ: شش… صدایتان را کم کنید، ما در حال بازرسی شبانه و مخفیانه هستیم. رئیس: برو بیرون... رئیس: فهمیدم که الان برقکار قوانین را نقض نمیکند. از چه روشی استفاده کردی؟ شیائومینگ: من به او گفتم که رئیس به همسرش علاقهمند شده و منتظر است تا مشکلی برایش پیش بیاید. رئیس: برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، چرا همیشه سعی میکنی با دختران جوان کارخانه صحبت کنی؟ شیائومینگ: آن گفتگو نیست، من در حال آموزش ایمنی هستم. رئیس: پس چرا آن کارگران مرد را آموزش نمیدهی؟ شیائومینگ: کارگر مرد را نمیتوان به خانه آورد و همسر کرد... رئیس: برو بیرون... رئیس: آیا تمام برقکاران جدید آموزش دیدهاند؟ شیائومینگ: نه. رئیس: چرا؟ شیائومینگ: من هم در برق مهارتی ندارم، چطور میتوانم آموزش ببینم؟ تو یک خلبان استخدام میکنی، و من هم باید به او پرواز دادن را یاد دهم؟ یک آشپز استخدام کنم، و من هم به او آشپزی یاد دهم؟ یک پرستار بگیرم، و من هم باید به او یاد دهم که چطور از بچه مراقبت کند؟ یک فاحشه استخدام کنم، من هم به او یاد میدهم که رانتخواری کند... رئیس: هرچقدر دورتر میتوانی برو، برو... رئیس: شنیدم مقامات بالاتر میخواهند برای بررسی ایمنی بیایند، سریع آماده شوید. شیائومینگ: نگران نباش، از قبل آماده شده است. رئیس: چه چیزهایی آماده شده؟ شیائومینگ: کل کارخانه سه روز تعطیل است. این یک درخواست است، لطفاً امضا کنید! رئیس: برو بیرون... رئیس: همکاران آتشنشانی قرار است یک دوره آموزشی درباره ایمنی آتش برای کارخانه ما برگزار کنند، تو برو و آنها را ملاقات کن. شیائومینگ: بسیار خب، اما میتوانیم دیرتر برویم؟ رئیس: چرا؟ شیائومینگ: باید راههای فرار آتشنشانی را تمیز کنم، وگرنه ماشینها نمیتوانند وارد شوند... رئیس: برو بیرون... رئیس: دربارهی قانون جدید ایمنی چه تجربهای داری؟ شیائومینگ: میزان جریمه خیلی زیاد است. شما گفتید اگر ناگهان دویست میلیون از شما جریمه شود، میتوانید آن را پرداخت کنید؟ رئیس: برو بیرون... رئیس: کلید موفقیت در انجام کارهای ایمنی چیست؟ شیائومینگ: سرمایهگذاری بر روی امنیت را افزایش دهید. رئیس: اُه... منطقی است. نظرات مشخص خودتان را بگویید. شیائومینگ: حقوق این نگهبان ایمنی برجسته را برایم افزایش دهید. رئیس: برو بیرون... رئیس: این بار کارخانه یک بازرسی گسترده ایمنی برگزار میکند، آیا روش نوآورانهای وجود دارد؟ شیائومینگ: بله، استفاده از ذهنهای خارجی. رئیس: اوه؟ به نظر خوب میرسد! به طور مشخص توضیح دهید. شیائومینگ: از همه کارکنان کارخانه خواست تا یک بار با شماره ۱۲۳۵۰ تماس بگیرند تا اداره نظارت بر ایمنی به جای ما بررسی کند. رئیس: برو بیرون... شیائومینگ: رئیس، اخیراً کارگرها خیلی بد رفتار میکنند و مدام عمداً کلاههای ایمنی را خراب میکنند. میگویند رنگ کلاه خوب نیست، اما کلاه ایمنی قرمز چقدر خوب است! رئیس: تو کور رنگی هستی، کلاه ایمنی که خریدی واضحاً سبز است. برو بیرون، این کلاه من را هم خراب کن! شیائومینگ بیصدا بیرون غلتید. رئیس: چرا اداره نظارت بر ایمنی دوباره جریمه میکند؟ شیائومینگ: چون گواهینامه الکتریکی شیائوگان جعلی بود. رئیس: شیاوگان برقکار نیست، پس چطور میتواند گواهینامه برقکاری داشته باشد؟ شیائومینگ: الکتریسین، آقای وانگ، در مرخصی است. من از شیائو گانگ خواستم که جای برقکار را بگیرد تا بازرسی را پشت سر بگذارد. فقط دفترچه الکتریکی شیائوچیانگ از کارخانه مجاور را قرض گرفتم تا شیائوگانگ از آن استفاده کند. لعنتی، چه کسی میدانست که گواهینامه الکتریکی شیائوچیانجیان جعلی است... رئیس: @#¥%&*¥#%#@... برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، باید شعارهای ایمنی کارخانه عوض شوند، خیلی قدیمی هستند. شیائومینگ: اوه. یکی به ذهنم رسید. رئیس قلب مهربانی ندارد؛ در صورت بروز حادثه کاری، هیچ غرامتی پرداخت نمیکند. رئیس: تو واقعاً برای ** آمدهای، درسته؟ برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، تو واقعاً قانون را به طور عادلانه اجرا میکنی، حتی اگر من یک سیگار بکشم هم جریمه میگیرم! اما، چرا به دیگران پنجاه جریمه میشود و به من صد؟ شیائومینگ: رهبران و مدیران باید «مسئولیت دوگانه» داشته باشند! رئیس: برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، شنیدم که برای گواهینامه ایمنی آزمون دادی؟ شیائومینگ: امم، میخواهند حقوق را بالا ببرند؟ رئیس: در کارخانه چنین قانونی وجود ندارد. شیائومینگ: آه، میدانستم که خرید یک گواهینامه جعلی بیفایده است... رئیس: برو بیرون... رئیس: شنیدم الان در کارخانه هیچکس جرأت ندارد سیگار بکشد، تو چطور این کار را کردی؟ شیائومینگ: من با ته سیگار، بینی آن سگ وحشی کارخانه را سوزاندم و بعد آن را در کارگاه پراکندم. این آدم به محض دیدن کسی که سیگار میکشد، به سمتش هجوم میبرد؛ دو نفر را برای واکسیناسیون فرستاد، اما هنوز برنگشتهاند! رئیس: تو و آن سگ، بیرون بروید... رئیس: شنیدم الان دیگر کسی برای ادرار کردن به پشت انبار نمیرود؟ شیائومینگ: هوم! من در جاهایی که آن افراد مدام ادرار میکردند، مخفیانه کمی کربنات کلسیم گذاشتم؛ نه آنها را میسوزاند و نه آنها را میترساند. رئیس: برو بیرون... رئیس: انبار جدیدی که ساختیم فاصله کافی تا خوابگاه کارکنان ندارد، چطور میتواند بازبینی را پشت سر بگذارد؟ شیائومینگ: فاصله بین دیوارها واقعاً کافی نیست. اما از پای دیوارهای انبار تا سقف خوابگاه کافی است، حتی چند متر هم اضافه دارد! من استعداد دارم! رئیس: برو بیرون... رئیس: گزارش ارزیابی انبار مواد خطرناک ما کجاست؟ شیاومینگ: ارزیابی شرکت را پس گرفتند. رئیس: چرا؟ شیائومینگ: آیا تو مدارک گناه خودت را در دست دیگران میگذاری؟ ! ! رئیس: برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، در انبار مواد خطرناک ما چه چیزی خطرناکترین است؟ شیائومینگ: وانگ پیر خطرناکترین است. رئیس: چرا؟ شیائومینگ: آقای وانگ هر روز برای خواب بعدازظهر به انبار میرود؛ سرش روی نفت سفید تکیه دارد، پاهایش روی قلیا قرار دارد، دست چپش روی الکل و دست راستش روی متانول است؛ در حال خروپف کردن است...رئیس: بیرون بروید... در عین حال، طرح اضطراری را فعال کنید و آقای وانگ را نجات دهید! رئیس برای بازرسی به انبار مواد خطرناک آمد. رئیس: شیائومینگ، چرا این انبار اینقدر بینظم است؟ پاداشت را از تو کسر میکنم! شیائومینگ: یک لحظه صبر کنید، یک سیگار میکشم تا آرام شوم... رئیس: بیرون برو... رئیس: شنیدم برخی مواد خطرناک را نمیتوان با آب خاموش کرد؟ شیائومینگ: آره، من هم شنیدم. رئیس: شما یک ناظر ایمنی هستید، آیا نباید دانش تخصصی لازم را داشته باشید؟ چطور، تو هم فقط شنیدهای؟ شیائومینگ: نگران نباشید، در هر صورت شیر آتشنشانی ما هم آب ندارد... رئیس: برو بیرون... رئیس: من همیشه نگران مواد خطرناک کارخانه هستم و هر روز نمیتوانم بخوابم. شیائومینگ: من هم همینطور. رئیس: هیچ راه خوبی وجود ندارد؟ شیائومینگ: هر روز کمی قرص خواب میخورم و خوابم خیلی خوب است. رئیس: برو بیرون... شیائومینگ: رئیس، چرا کامپیوترتان اینقدر پر از کدهای نامفهوم است؟ رئیس: آن فرمول مولکولی شیمیایی است... شیائومین در سکوت بیرون رفت... رئیس: شیائومین، چرا اخیراً برای بازرسی به انبار مواد خطرناک نمیروی؟ شیائومینگ: جرأت ندارم بروم! رئیس: چرا؟ شیائومینگ: چند روز پیش مقامات بالاتر برای بازرسی آمدند و گفتند که اگر انبار اینطور مدیریت شود، زود یا دیر مشکلی پیش خواهد آمد... من هنوز جوانم! رئیس: برو بیرون... رئیس: شیائومینگ، در این سال برای مسائل ایمنی در مجموع چقدر پول خرج شد؟ شیائومینگ: پنج سنت. رئیس: چقدر؟ شیائومینگ: تقسیم مسئولیتها، وظایف، شاخصها، اقدامات و اجرا؛ در مجموع پنج بخش. رئیس: @#@%#@¥¥@ رئیس: در این سال دقیقاً چقدر پول خرج شده؟ شیائومینگ: دو یوان. رئیس: دوباره چیه؟ شیائومینگ: نقاط کور مدیریتی و خلأهای سیستماتیک را از بین برد. رئیس: ¥%¥……&*¥#@# رئیس: مهم نیست چطور تلاش کنی، در هر صورت نمیتوانی پولی به دست آوری. شیائومینگ: سه یوان درآمد کردم. رئیس: کجاست؟ شیائومینگ: اتحاد خانوادگی، تولید پایدار، یکپارچگی سازمانی. رئیس: #@¥#%@¥¥ رئیس: دیگر حرف بیمعنی نزنید، برای ایمنی، من پول واقعی بیرون میبرم! شیائومینگ: این واقعاً درست است. آن، قلبی طلایی و عشقی نقرهای است! رئیس: @#@¥%#& رئیس: منظورم پول، پول، پول است، پول! (به شما فحش میدهد) پول (بهت فحش میدهم)! شیائومینگ: فریاد زدن به من هم فایدهای ندارد! رئیس: ؟ ؟ ؟ ؟ شیائومینگ: سال آینده هم باید پول خرج کرد! رئیس: #@#¥@¥%@ رئیس: سال آینده باید در زمینه ایمنی هزینهها کمتر شود؛ بودجه را ۵۰٪ نسبت به امسال کاهش دهیم! شیائومینگ: پس تعداد تصادفات نسبت به سال جاری ۵۰ درصد افزایش خواهد یافت. رئیس: امسال هیچ حادثهای نداشتیم؛ بر اساس این وضعیت، ۵۰ درصد افزایش مییابد یا همانطور باقی میماند، احمق! شیائومینگ: من چندین حادثه دیگر را نیز پنهان کردهام؛ حالا آنها را برای شما گزارش میکنم! رئیس: @#@#¥@%%…… رئیس: برای ایمنی، حتماً باید پول خرج کرد؟ شیائومینگ: لزوماً اینطور نیست! رئیس: درسته! بگو ببینم! شیائومینگ: در را ببندید تا امنیت حفظ شود. رئیس: @! ¥@¥……% رئیس: از آنجایی که شما با کاهش هزینههای امنیتی موافق نیستید، پاداش شما تحت تأثیر قرار خواهد گرفت! شیائومینگ: بالاخره از ترفندهای پلید استفاده کرد. خب، تسلیم میشوم. رئیس: قصدت چیست؟ شیائومینگ: من از آن راهبی که در ورودی غرفه دارد، خواستم تا برایم فال بگیرد. جی، همینجا بمان تا پاداشت را دریافت کنی ; اگر خطرناک باشد، استعفا میدهم و دیگر کار نمیکنم. رئیس: ! #@¥! ¥%@ رئیس: چند سؤال از شما میپرسم؟ شیائومینگ: به نظر میرسد هشت تاست. رئیس: برو بیرون، هر سؤال یک بار… هاها، به شماره نگاه نکن! رئیس: شیائومینگ، چرا در شیفت تعطیلات تو اینجا نیستی؟ شیائومینگ: آقای وانگ بیمار شده، من قول دادم به بیمارستان بروم و از او مراقبت کنم. رئیس: بیرون برو. شما بیستمین نفری هستید که قرار است از وانگ پیر مراقبت کند! رئیس: شیائومینگ، میتوانی شیفت کاری را بر عهده بگیری! شیائومینگ: آن مربوط به لائووانگ است... رئیس: من لائووانگ را به محل کار آوردم؛ شما میتوانید هم از لائووانگ مراقبت کنید و هم در شیفت کاری باشید. شیائومینگ: واقعاً دلم میخواهد بیرون بروم... شیائومینگ: وانگ زنگ زد، گفت که سالم شده است. رئیس: پس میتوانی با آرامش شیفت کاری خود را انجام دهی. شیائومینگ: حالا که آقای وانگ را آوردیم، چرا اجازه نمیدهیم شیفت کاری داشته باشد؟ رئیس: برو بیرون! رئیس: شیائومینگ، میدانی چرا اصرار دارم که تو شیفت کاری باشی؟ شیائومینگ: نمیدانم. رئیس: نگرانم که آن دو نگهبان در تعطیلات، به خاطر نوشیدن الکل، مشکل ایجاد کنند. تو مسئول امنیت هستی؛ با حضور تو، آرامش دارم. شیائومینگ: پس من اصلاً نیازی به شیفت کاری ندارم. دیروز از وانگ خواستم تا آن دو نگهبان را مست کند. در عرض سه روز، آنها دیگر هرگز به نوشیدن الکل فکر نخواهند کرد. رئیس: بیرون برو. گفتم دیشب نگهبان هیچکس در شیفت نبود! رئیس: برگرد، آقای وانگ بیمار نشده بود؟ چرا هنوز مشروب میخوری؟ شیائومینگ: آدمی که با یک نفر یا دو نفر مشروب میخورد، چطور میتواند بیمار نشود؟ رئیس: پس چرا به عنوان حادثه کاری ثبت شده؟ شیائومینگ: در محل کار مشروب خوردم و حالم خراب شد، البته این یک حادثه کاری محسوب میشود! رئیس: برو بیرون، و در همین راه، لائو وانگ را هم برایم بیرون بینداز.
رئیس: شیائومینگ، از آنجایی که اینقدر نمیخواهی شیفت کاری داشته باشی، خب، فراموشش کن! شیائومینگ: زنده باد رئیس! میدانم که تو اینقدر بازذهنی هستی، پس دیگر نیازی نیست دلایل زیادی ساخته کنم! رئیس: اما، بخش نظارت بر ایمنی شهرستان به تازگی اطلاعیهای صادر کرده است که بر اساس آن، کارکنان ایمنی شرکتها باید در تعطیلات استراحت کنند؛ تا از تجربیات انفجار بزرگ درس گرفته و خطرات پنهان را به طور کامل بررسی کنند. نیازی به شیفت کاری نیست، اما باید ساعات اضافه کار کنید! شیائومینگ: لعنتی، بهتره برم بیرون!