Thread Content
سؤال این است که با کاهش شدید قیمت مسکن و حراج خانه توسط بانک، هنوز هم بدهی زیادی به بانک وجود دارد؛ راهحلی برای این مشکل وجود دارد؟ ؟ یا در مورد اینکه اگر آن موقع با هم روبرو شدید چه کار میکنید؟ ؟
خبری دیدم که میگفت در کشور، قانونی برای درخواست ورشکستگی توسط افراد حقیقی وجود ندارد؛ همچنین حتی آخرین خانهی فرد نیز، در صورت عدم توانایی در پرداخت بدهیها، به زور از آن خارج شده و در نهایت ممکن است برای فرد خانههای ارزانقیمتی در نظر گرفته شود تا به تدریج بدهیها را پرداخت کند.
واقعی است یا جعلی؟ اگر قیمت مسکن به شدت کاهش یابد، خیلی خوب خواهد بود
دیر یا زود قیمتها به شدت کاهش خواهد یافت؛ چگونه میتوان از آن جلوگیری کرد؟ بهتر است با استناد به تجربیات کشورهایی مانند ژاپن دربارهاش صحبت کنیم! ! !
«هر سال چه مقدار یوان چاپ میشود» چرا اینقدر کاهش یافته است؟
میخواهم بپرسم بعد از کاهش شدید چه کار کنیم؟ ؟
قیمت مسکن کاهش خواهد یافت؟ فعلاً احتمالاً نه
نگاهی به پس از بحران وامهای زیرپایه در آمریکا: سیاستهای مالی اتخاذ شده توسط چین و آمریکا پس از آن بحران، اقدامات مداخلهجویانه آمریکا در بحران وامهای زیرپایه. از زمان بروز بحران وامهای زیرپایه در آمریکا در مارس ۲۰۰۷، از بحران اعتباری گرفته تا نوسانات بازار، از نظام مالی تا اقتصاد واقعی، و از خود آمریکا تا اروپا و حتی آسیا، هنوز شرایط کلی بهبود نیافته است. برای مقابله با این چالش بزرگ، یعنی بحران وامهای زیرپایه، نهادهایی مانند فدرال رزرو و وزارت دارایی ایالات متحده، یکی پس از دیگری اقدامات گوناگونی را اتخاذ کردند؛ از جمله روشهای سنتی سیاستی، ابزارهای نوآورانه برای مدیریت نقدینگی، برنامههای تحریک اقتصادی، اصلاحات در سیستم نظارت مالی، و تصویب «قانون بازسازی مسکن و اقتصاد». (الف) مداخله در ابتدای بحران: روشهای سنتی سیاستگذاری؛ اگرچه پیش از بروز بحران وامهای ثانویه، نهادها و سازمانهای مربوطه در ایالات متحده به خطرات بازار ناشی از استانداردهای سهلگیرانه در اعطای وامهای ثانویه و وامدهیهای غارتگرانه آگاه بودند، اما اقدامات لازم برای مقابله با آنها را انجام ندادند. تا مارس ۲۰۰۷، زمانی که شرکت وامهای مسکنی فرعی «نیو سنچری فاینانس» ورشکستگی خود را اعلام کرد، مسئله بحران وامهای مسکنی شروع به جلب توجه گسترده کرد. با افزایش سریع آشکار شدن ریسکهای وامهای ثانویه و افزایش نرخ نقض تعهدات، این موضوع مستقیماً بر مؤسسات مالی که وامهای ثانویه اعطا میکردند، تأثیر گذاشت و به مؤسسات مالی دیگری مانند صندوقهای سرمایهگذاری و بانکهای سرمایهگذاری که اوراق قرضه مرتبط با وامهای ثانویه را در اختیار داشتند، نیز سرایت کرد. در این دوره، فدرال رزرو از تمام ابزارهای سنتی سیاست پولی و روشهای مربوط به آن برای مداخله جامع در بازارهای مالی استفاده کرد. ۱. عملیات بازار باز، تزریق نقدینگی. ۲. کاهش نرخ پایه وامهای فدرال. علیرغم فشارهای ناشی از تورم، در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۷، فدرال رزرو نرخ بهره پایه صندوقهای فدرال را از ۵.۲۵٪ به ۴.۷۵٪ کاهش داد؛ این اولین بار از ماه ژوئن ۲۰۰۳ بود که نرخ بهره کاهش یافت. پس از آن، نرخ بهره صندوقهای فدرال چندین بار کاهش یافت و اخیراً به ۲ درصد رسیده است. ۳. کاهش نرخ تنزیل. در تاریخ ۱۷ اوت ۲۰۰۷، فدرال رزرو تصمیم گرفت نرخ تخفیف را ۰.۵ درصد کاهش دهد؛ از ۶.۲۵٪ به ۵.۷۵٪. همچنین، مدت زمان تخفیف را از حد معمول یک شب، به مدت ۳۰ روز افزایش داد؛ و در صورت نیاز، امکان تمدید آن نیز وجود داشت. در عین حال، وثایق وامهای تخفیفی شامل اوراق وام مسکن و سایر داراییها میباشد. تا تاریخ ۳۰ اوت ۲۰۰۸، نرخ تخفیف چندین بار کاهش یافت و مانده وامهای تخفیفی به طور قابل توجهی افزایش یافت؛ این امر منجر به ارائه حمایت نقدینگی فراوانی برای بانکها شد. (۲) ابزارهای نوآورانه مدیریت نقدینگی فدرال رزرو: با گسترش و تشدید بحران، فدرال رزرو پس از دسامبر ۲۰۰۷، به تدریج سه ابزار جدید برای مدیریت نقدینگی معرفی کرد. ۱. ابزار تأمین مالی از طریق حراجی با مهلت مشخص، ابزار سیاستی است که از طریق روش حراجی، وامهای مالی را در اختیار موسسات مالی وامدهنده واجد شرایط قرار میدهد. از دسامبر ۲۰۰۷ تاکنون، فدرال رزرو هر ماه ۲ تا ۳ بار عملیات انجام داده است و میزان هر عملیات حدود ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار بوده است. ۲. تسهیلات اعتباری برای معاملهگران درجه یک، نوعی سیستم تأمین مالی برای شب، مخصوص معاملهگران بازار مانند بانکهای سرمایهگذاری است؛ هدف آن، ارائه کمک به معاملهگران در شرایط اضطراری جهت نجات شرکتهایی است که در آستانه ورشکستگی قرار دارند. ۳. ابزارهای وامدهی داراییهای مالی به صورت دورهای، روشی برای تأمین مالی است که در آن اوراق دولتی با نرخ نقدشوندگی بالا از طریق مناقصه به معاملهگران بازار فروخته شده و در عوض، سایر داراییهای وثیقهای خریداری میشوند. معاملهگران میتوانند اوراق بدهی نهادهای فدرال، اوراق قرضه مبتنی بر وامهای مسکن و سایر داراییهای اوراقی متعلق به نهادهای غیرفدرال را ارائه دهند. مدت زمان آن معمولاً ۲۸ روز است و میتواند برای بهبود ترازنامه مؤسسات مالی مانند بانکها استفاده شود تا از این طریق نقدشوندگی بازارهای مالی افزایش یابد؛ تاکنون نیز به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر این، فدرال رزرو همکاری خود را با بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و سایر نهادها تقویت کرده تا نیاز به منابع مالی در بازارهای پولی مختلف را کاهش دهد؛ برای مثال، با بانک مرکزی اروپا و بانک مرکزی سوئیس، مکانیسمهای تبادل پولی به مبالغ ۲۰ میلیارد دلار و ۴ میلیارد دلار ایجاد کرده تا نرخهای وامدهی دلاری در بازارهای فرامرزی تعدیل شود. (۳) توافق کنگره و رئیسجمهور: برنامه تحریک اقتصادی
در پی تشدید بحران وامهای مسکن در اواخر سال ۲۰۰۷، علاوه بر فدرال رزرو، ارگانهای مختلف ایالات متحده نیز یکی پس از دیگری اقدامات کمکی متعددی برای بازار وامهای مسکن ارائه دادند و در نهایت منجر به تدوین برنامهای با میزان کلی ۱۵۰ میلیارد دلار برای تحریک اقتصاد شدند. در دسامبر ۲۰۰۷، وزارت خزانهداری ایالات متحده پیشنهاد برنامه نجات بازار را مطرح کرد و این برنامه با تأیید رئیسجمهور، از طریق مذاکره با شرکتهای وامدهنده و سرمایهگذاران، وامهای مسکن با نرخ بهره متغیر صادر شده در طی دو سال گذشته را منجمد کرد تا فشار پرداخت وامهای مسکن کاهش یابد. در تاریخ ۲۰ دسامبر، رئیسجمهور «قانون معافیت مالیاتی برای کاهش بدهیهای وامهای مسکن» را امضا کرد؛ این قانون همزمان با کاهش بدهیهای وامهای مسکن صاحبان خانه، معافیتهای مالیاتی نیز فراهم میکند تا توانایی آنها در پرداخت بدهیها تقویت شود. در فوریه ۲۰۰۸، ایالات متحده به همراه ۶ شرکت وام مسکن مانند بانک یونایتد استیتس، بانک سیتی گروپ و جیپی مورگان، طرح «پروژه نجات» را راهاندازی کرد؛ این طرح عمدتاً برای صاحبخانههایی در نظر گرفته شده بود که پرداخت وام مسکن خود را بیش از ۹۰ روز به تأخیر انداخته بودند. بر اساس این طرح، صاحبخانهها میتوانستند از شرکتهای وامدهنده درخواست کنند تا ۳۰ روز فرصت تأخیر در پرداخت دریافت کنند. پس از ماهها بررسی و گفتوگو توسط رئیسجمهور و کنگره، سرانجام توافقی بر سر طرحهای تحریک اقتصادی برای مقابله با بحران حاصل شد. در ۱۴ فوریه ۲۰۰۸، رئیسجمهور بوش لایحهای با ارزش تقریبی ۱۶۸ میلیارد دلار را امضا کرد؛ هدف از این لایحه، استفاده از کاهشهای مالیاتی گسترده برای تحریک مصرف و سرمایهگذاری و در نتیجه تحریک رشد اقتصادی جهت جلوگیری از رکود اقتصادی بود. محتوای اصلی لایحه عبارت است از: مالیاتدهندگانی که درآمد سالانهشان کمتر از ۷۵ هزار دلار باشد، مبلغ ۶۰۰ دلار به صورت یکباره به عنوان بازپرداخت مالیات دریافت خواهند کرد ; در صورتی که مالیات بر اساس واحد خانوادگی محاسبه شود و درآمد سالانه خانواده کمتر از ۱۵۰ هزار دلار باشد، هر خانواده ۱۲۰۰ دلار کمک مالی دریافت خواهد کرد ; خانوادههایی که فرزند دارند، هر فرزند ۳۰۰ دلار کمک مالی اضافی دریافت خواهد کرد. علاوه بر این، مالیاتدهندگانی که درآمد سالانهشان بیشتر از ۷۵ هزار دلار باشد یا خانوادههایی که درآمد سالانهشان بیشتر از ۱۵۰ هزار دلار باشد، نیز مبلغی از مالیات خود را پس خواهند گرفت. همزمان، تعداد زیادی از شرکتهای کوچک و متوسط نیز میتوانند از مزایای مالیاتی به ارزش ۵۰ میلیارد دلار بهرهمند شوند. علاوه بر این، این طرح سقف **میزان وامهای وامداری متعلق به سازمانهای حمایتی از کسبوکارها (GSE) را افزایش داد.**
متوجه نمیشوم، فروپاشی قیمت مسکن چه وضعیتی است؟ چطور فروپاشی میکند؟ پس از فروپاشی، چرا خانه را به بانک میدهیم؟ ؟