HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

مدیریت تجهیزات دانش‌آموزان مدارس فنی — راه آهسته است

2016-10-16View Original

Thread Content

در اوقات فراغت بی‌توجه می‌مانم؛ آرزو دارم شغل خوبی پیدا کنم. سرنوشت انسان را به چالش می‌کشد؛ در سن ۴۰ سالگی هنوز مشخص نیست که چه کنم؛ آیا باید رشته‌ام را عوض کنم یا به تلاشم ادامه دهم؟ یک بطری جوهر، نیم بطری صدا می‌کند. با اعتماد به نفس کامل، در ساخت ۳ پروژه مربوط به طرف اول مشارکت داشتم؛ هرچند اندازه‌شان بزرگ نیست، اما مبلغ سرمایه‌گذاری در آن‌ها بیش از یکصد میلیون یوان است. فکر می‌کردم با گرفتن گواهینامه پیمانکاری سطح یک، خیلی قدرتمند شده‌ام؛ رزومه‌ام را در جاهای مختلف ارسال کردم، اما هیچ کس به آن توجهی نکرد! چه چیز فوق‌العاده‌ای؟ معاون تجهیزات، ۱۳ سال در این سمت بود؛ مدت‌ها در جایگاه دوم باقی ماند، اما در واقع از این موقعیت خوشش می‌آمد. اگرچه تمام تلاشم را کردم تا مدیر خرید شوم، اما برخلاف آرزویم، دستگاه دوم مناسب‌تر بود. هاها، دوم هزارساله، دوستش دارم! فارغ‌التحصیل دبیرستان فنی – مکانیک صنایع شیمیایی؛ وقتی به شرکت رسیدم، هیچ‌کس به من توجهی نکرد. من جزو کسانی بودم که کارهای سخت، خطرناک و زهرآلود را انجام می‌دادم؛ یعنی جزو آن دسته از افرادی بودم که در میان فارغ‌التحصیلان دبیرستان‌های فنی، «بدترین‌ها» محسوب می‌شدند. فقط به این دلیل که مدرک تحصیلی‌مان کمتر است، چرا؟ آسیب جدی! ! ! برادرهایی که در خانواده چیزی نمی‌دانند، فکر می‌کنند کسی که شغل امنی دارد، فرد بسیار قدرتمندی است؛ فکر می‌کنند او یک مقام میانی است! (حداقل برادرهای هم‌سن من، پس از فارغ‌التحصیلی شغلی بهتر از آنچه من در کارخانه کود XX داشتم، پیدا کردند.) ههه! برادرم فقط می‌خواهد با بالا بردن ارزش خود، برادرهای روستایی را ترساند، هاها! وقتی وارد گروه شدم، اولین کاری که انجام دادم این بود که استاد من شوم؛ افتخار بزرگی بود که به گروه دوم اختصاص داده شدم (از میان چهار گروه بزرگ در کل شرکت، این گروه تقریباً هر ماه در زمینه‌هایی مانند تولید، مصرف انرژی، مدیریت روزمره و انضباط کاری در رتبه اول قرار می‌گیرد). لقب استادم «بایو» بود (در کارخانه کوچک تولید کود نیتروژن، در میان حدود ۳۰۰ نفر، تقریباً هر کسی لقبی داشت)؛ او اولین معلم زندگی من بود. اگرچه قد استاد بایو مانند قد افراد گروه چهارم بود، اما او قلبی مهربان داشت و هرگز در قلبش جایی برای بدخواهی وجود نداشت. اگرچه در طول سه ماه که نزد استاد بایو تحصیل می‌کردم، واقعاً هیچ دانش فنی‌ای کسب نکردم؛ تنها چیزی که یاد گرفتم این بود که باید ساعت ۶ شب برای تخلیه فاضلاب به آنجا بروم و تا زمانی که صدای نفس‌های سنگین از داخل توربین شنیده نشود و درها بسته نشوند، در آنجا بمانم. درست از آن استاد بود که دانش‌های پایه‌ای جامعه‌شناختی مانند نحوه رفتار با دیگران و برخورد با همکاران را یاد گرفت؛ با همکاران هم‌سطح خود مانند برادر و خواهر رفتار می‌کرد، و در برخورد با مافوقان، نه تواضع‌زده و نه مغرور، بلکه منطقی و مبتنی بر دانش عمل می‌کرد (نکته کلیدی این بود که دانش فراوانی داشت و مهارت‌های خوبی داشت). او می‌گفت: «وظیفه اصلی در مدرسه، یادگیری دانش نظری است؛ اما در اولین قدم کاری، من به شما یاد می‌دهم که چگونه رفتار کنید. جوانان باید سخت‌کوش باشند (تمیزکاری، سرو چای و آب) و به چیزها اهمیت ندهند؛ باید در کار در صدر باشند و اولین کسی باشند که وارد عمل می‌شوند.» دقیقاً به لطف راهنمایی‌های درست استاد، و همچنین مراقبت و محبتی که مانند خانواده بود، شاید هم به خاطر اینکه او تازه شروع به کار کرده بود و هیچ اطلاعاتی از تولید شیمیایی نداشت، همیشه در صدر بود! به طور کلی، اگر می‌خواهید پیشرفت کنید و در مسیر درست تلاش کنید، باید در کارتان سخت‌تر از همکارانتان در همان سطح، و حتی از افراد مسن‌تر و استادانتان، چه در کار و چه در زندگی، تلاش بیشتری کنید و تلاش‌های بسیار بیشتری انجام دهید؛ تنها در این صورت است که می‌توانید پاداش مناسبی دریافت کنید! تلاش امروز، نتیجه فرداست. به لطف تلاش‌های چندجانبه خودم، و شاید هم کمک‌های مدیر کارخانه و پیشرفت پروژه‌ها، به علاوه روحیه‌ی بی‌شکایتی و تعهد در انجام وظایف، روزهای کار من به عنوان دستیار عملیات به پایان رسید و از آن پس شروع به کار در شیفت روزی کردم. دستیار عملیات، شغل خود را عوض کرده و به یک کارگر ایمنی تبدیل شد؛ و بدین ترتیب از کار سخت و پرفشار دستیار عملیات که با شیفت‌های چهارشیفته و سه‌شیفته همراه بود، رهایی یافت. (از روزی که شیفت‌های کاری تغییر کرد، خیلی آرزو می‌کنم که روزی بتوانیم در شیفت روز کار کنیم.) حتی اگر کار نگهبانی را تا بازنشستگی ادامه دهم، مشکلی نیست! آن روز، خودتان را به خوبی پاداش دهید: یک بطری از نوشیدنی «یی‌منگ لائوبایگان»، سه عدد پنکیک به قیمت ۵۰ سنت، و غذای گوشت تفت‌داده شده با فلفل به قیمت ۲ یوان. کمی از این نوشیدنی بنوشید تا به آرامی در خواب فرو بروید. امیدوارم رویاها بیدار نشوند؛ کار در زمینه تعمیر و نگهداری، رویای من است… شیفت روزانه! من آمدم! ! !
Reply #22016-10-16
همان رویا، فقط یک شیفت کاری کافی است
Reply #32016-10-17
برادرانی که در خط مقدم تلاش می‌کنند، موفق باشید!
Reply #42016-10-17
با جزئیات فراوان، تمام احساسات را بیان می‌کند. موفق باشید. علاوه بر این، آیا می‌توان این مقاله را در ویچات منتشر کرد؟
Reply #52016-10-17
زندگی همین‌طور است، ناامید نشوید، به تلاش خود ادامه دهید.
Reply #62016-10-17
تبریک می‌گویم، زندگی شیفتی ما همچنان ادامه دارد........
Reply #72016-10-17
سبک نوشتاریش متوسط است! دیگر خودم را معرفی نمی‌کنم!
Reply #82016-10-17
مهم این است که واقعی باشد! همچنین به افراد بیشتری کمک می‌کند تا شما را بشناسند و به شما توجه کنند. من کمکت می‌کنم تغییرات لازم را اعمال کنم و آن را در ویچات پیشنهاد می‌دهم
Reply #92016-10-23
هشت سال در شیفت‌های شبانه کار کردم و چهار سال رهبری گروه را بر عهده داشتم؛ خوب می‌دانم که کار کردن در شیفت‌های شبانه چقدر دشوار است. در یکی از آهنگ‌ها گفته شده: «شب بسیار زیباست»، اما همیشه کسانی هستند که با چشمانی قرمز، شب‌ها را سپری می‌کنند. به کارگرانی که در شیفت‌های شبانه کار می‌کنند، ادای احترام می‌کنم!

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.