Thread Content
آخرین بار این پست توسط «کارگر کوچولو» در تاریخ ۲۰۱۶-۱۰-۲۷ ساعت ۲۰:۰۴ ویرایش شد. هههه، دوباره بیکار شدم. در سال ۱۳، مدرک کارشناسی ارشد شیمی صنعتی را از دانشگاه تیانجین گرفتم؛ سپس از طریق استخدام مستقیم وارد بخش طراحی یکی از شرکتهای تحت مالکیت یک شرکت دولتی شدم. یک سال بعد، وضعیت مالی شرکت خوب نبود و با هماهنگی دوطرفه، قرارداد من فسخ شد. چون فارغالتحصیل جدید نبودم و تجربه کاری نداشتم، در جستجوی کار با مشکلات زیادی روبرو شدم؛ بعداً وارد یکی از شعب یک شرکت بزرگ شدم، اما به محض ورودم، شرکت تقریباً هیچ پروژهای نداشت؛ اخیراً نیز بیکار شدهام. در طول سه سال، تجربهام واقعاً کم بوده و بیشتر خودم یاد گرفتهام*. این وضعیت، واقعاً بیحرف میکند؛ اخیراً به فکر رفتم که شاید به کار در دستگاه دولتی بپردازم، چیزی که قبلاً اصلاً دوستش نداشتم. همیشه معنای واقعی آنچه که «ثبات» نامیده میشود را درک نمیکردم، تا اینکه پس از فارغالتحصیلی، مشکلات زیادی پیش آمد. چه کسی گفته است که شرکتهای دولتی پایدار هستند؟ شرکتهای مرکزی نیرو کاهش میدهند، پس شرکتهای دولتی چطور؟ بسیاری از فارغالتحصیلان کارشناسی ارشد دانشگاههای معتبر که همراه یکدیگر از طریق استخدامهای سالانه وارد شرکت شدند، در نهایت یا رشته خود را عوض کردند یا به شرکتهای کوچک پیوستند، آه. پینوشت: امروز پنج تماس برای مصاحبه دریافت کردم؛ یکی از شرکتهای کوچک در نانجینگ، یک کارخانه در چانگژو که به دنبال طراحان بود، یک موسسه طراحی در هانگژو که حقوق پایینی پیشنهاد میکرد، یک شرکت سهامی در شانگهای فعال در زمینه محیط زیست؛ من مستقیماً گفتم که کارهای مربوط به حذف گوگرد و نیتروژن را انجام نمیدهم، اما آنها گفتند مشکلی نیست. من درباره آن شرکت تحقیق کردم و متوجه شدم که تواناییهای خوبی دارد؛ همچنین یک موسسه طراحی کوچک در ووشی، که احتمالاً هم از این نوع است. هیچکدام را بهطور خاص دوست ندارم، آن یکی در شانگهای را دوست دارم، اما از شهر شانگهای خیلی متنفرم. و علاوه بر این، نامزدم در نانجینگ است. در مورد رابطه استاد و شاگرد و پروژههای شرکتی نیز، من هم سرنوشت تلخی داشتم. اولین شرکت، شرکتی رسمی بود که در آن استادانی وجود داشتند که به شاگردانشان آموزش میدادند؛ اما وقتی من به آنجا رفتم، استادم تنها چند سال پیش فارغالتحصیل شده بود و این اولین باری بود که به کسی آموزش میداد. او تقریباً چیزی به من یاد نداد و علاوه بر این، هیچ پروژهای نیز وجود نداشت؛ بنابراین حتی اگر بخواهم کار کنم، چیزی یاد نمیگیرم. در حالی که سایر استادان، دارای تجربهی چندین ساله بودند. شرکت دوم، من به طور ویژه پرسیدم که آیا پروژهای وجود دارد یا نه؛ در آن زمان واقعاً پروژههای زیادی بود و هر روز باید ساعات اضافه کار میکردم، اما کمتر از سه ماه بعد، ناگهان دیگر هیچ پروژهای وجود نداشت و تقریباً یک سال کامل هیچ کاری برای انجام دادن نبود. پ.ن.: امروز برای مصاحبه به شانگهای برگشتم؛ شرکت اول یک موسسه طراحی پتروشیمی بود؛ با بررسی صلاحیتها و تواناییهای آن شرکت، به نظر میرسد که به خوبی شرکت اول نباشد، اما در هر صورت شرایط خوبی دارد؛ با وضعیت من، دیگر نمیتوانم انتخاب سختی داشته باشم. در مصاحبه برای مشاغل فنی مشکل خاصی وجود نداشت، فقط تجربه کم بود. اما مصاحبه با بخش منابع انسانی واقعاً برایم ناخوشایند بود. گفتم که تجربهام کم است، اما آنها فکر میکردند سطح تجربهام تقریباً مثل فارغالتحصیلان جدید است. البته من مخالفت کردم؛ منظور آنها این بود که اگر فارغالتحصیلان جدید پروژهای داشته باشند، خیلی زود به سطح فعلی من میرسند. در کل، مدام تأکید میکردند که سه سال تجربهام در واقع مثل فارغالتحصیلان جدید است. من هم فقط خندیدم؛ هرچند که پروژهای نداشتم، اما مدام در حال یادگیری بودم. این موضوع که «با تلاش مداوم به نتیجه میرسیم»، به این معنا نیست که فقط با داشتن پروژه میتوان به آن رسید؛ بسیاری از افراد تازهکار، با وجود انجام پروژههای زیاد، چیزهای اساسی را نمیدانند. در نهایت دوباره تأکید کردم که تجربهی کاری من معادل دو سال کار است؛ نمیدانم آیا او مدام سعی دارد مرا در دستهی فارغالتحصیلان جدید قرار دهد تا حقوقم را کم کند یا نه. بعدازظهر، شرکت همکاریدار زیستمحیطی بود؛ عملکردش خوب بود. از نظر فناوری و نیروی انسانی مشکلی وجود نداشت، فقط در مورد دستمزد، من کمی کمتر درخواست کردم
خداوند وظیفههای بزرگی بر دوش این انسان خواهد گذاشت. . .
سقوط صنعت شیمی تازه آغاز شده است؛ اگر به موقع تحول نیابد، پشت سر آن، طوفانهای برفی در فصل سرما خواهد بود که بسیار سرد و دردناک است~~
در نیمه دوم امسال، صنعت شیمیایی زغالسنگ رونقی پیدا کرده است؛ محورهای اصلی این رونق، مناطق سینکیانگ، منچوری داخلی و هیلونگجیانگ هستند. با توجه به وضعیت فعلی، انتظار میرود سال آینده شرایط بهتری داشته باشد!
رزومههای بیشتری ارسال کنید، رزومههای بیشتری ثبت کنید؛ فقط به یک وبسایت متکی نمانید. به آرامی جستجو کنید، نه خوار و نه مغرور باشید. شرکت تیاندا هواگونگ است؛ رزومههایتان را با قیمت پایین نفروشید
تا زمانی که قیمت نفت به سمت پایین حرکت نکند، روند کاهش ارز در حال حاضر ادامه دارد؛ وابستگی کشور به واردات نفت نیز بسیار زیاد است. در چنین شرایطی، صنعت شیمیایی زغالسنگ در داخل کشور باید بهبود یابد؛ اما نگرانی این است که برخی افراد دوباره با عجله وارد این صنعت شوند
خداوند وظایف بزرگی بر دوش این افراد خواهد گذاشت؛ پس باید از این زمان برای تقویت مهارتهای خود استفاده کنند، گواهینامههای لازم را کسب کنند تا وقتی بهار صنعت شیمی دوباره فرا برسد، آمادگی لازم را داشته باشند
اگر فارغالتحصیلان دانشگاههای معتبر هم این وضعیت را دارند، پس فارغالتحصیلان دانشگاههای معمولی چه باید کنند...
به دلایل خانوادگی، تمایل بیشتری به نانجینگ دارم، اما در حال حاضر شرایط خیلی بد است؛ جیانگسو هم گزینهای مناسب است. اما کسی مثل من که هیچ تجربه تولیدی یا طراحی ندارد و در شرایطی که موسسات طراحی در سراسر کشور افراد را اخراج میکنند، وضعیت نگرانکننده است
امتحان گواهینامه فنی را دادم، اما فکر میکنم شانسی ندارم؛ گواهینامههایی که حقوقی هم ندارند، همیشه چندان اطمینانبخش نیستند، چون در نهایت دیگر دانشجو نیستم و نیازی به پول درآوردن ندارم
در مدارس معمولی، افراد به کارخانهها میروند؛ هرچند شاید کارشان سختتر از موسسات طراحی باشد، اما حداقل میتوانند زمستان سرد را پشت سر بگذارند
ناامید نشوید، شجاعت خود را جمع کنید، پایههای خود را محکم کنید و دستاوردهای بزرگی به دست آورید.
بدون پایه و اساس تجربی، این فقط یک ظاهر گذراست؛ هنگام بررسی رزومهها، کارفرمایان از پایه و اساس شما باخبر نخواهند بود و فقط به تجربیاتتان توجه خواهند کرد
فارغالتحصیلان رشتههای شیمی، واقعاً کار سختی دارند؛ کاملاً درک میکنم
امروزه هیچ چیز آسان نیست، کار در صنعت شیمیایی هم دشوار است. صنعت ماشینسازی نیز در حالت نیمهمرده قرار دارد. صنعت شیمیایی در نانجینگ حتی دشوارتر است؛ صنعت شیمیایی در منطقه ما، چانگژو، هم چندان خوب نیست و بسیاری از کارخانهها به مناطق دورافتاده رفتهاند
شرکتهای طراحی دولتی، تعداد زیادی کارمند را اخراج نمیکنند، درست است؟ بسیاری هنوز محکم هستند
مدرک تحصیلی فقط نشاندهنده توانایی قوی شما در حل مسائل است؛ امروزه یافتن کار دشوار است و سیستم آموزشی، دانشجویانی یکسان را تربیت میکند تا فارغالتحصیل شوند. مشکلی نیست، اما اگر راه وجود نداشته باشد، کار سختتر میشود