Thread Content
سؤالی که دارم این است که اخیراً مشغول تهیه پیشنهادی برای یک پمپ آب هستم. پمپهای آب مورد نظر عبارتند از پمپهای تأمین آب بویلر، پمپهای چرخش آب و پمپهای تبخیر آب در نیروگاههای گازی کوچک؛ به نظر میرسد همگی از نوع پمپهای سانتریفوژی باشند، که در میان آنها، پمپ تأمین آب بویلر یک پمپ سانتریفوژی چندمرحلهای است. در پیشنهادات، ارزیابی عملکرد پمپهای آب صورت میگیرد؛ برای این ارزیابی باید از چه جنبههایی استفاده کرد؟ فاصله را بیشتر کنیم؟ مثلاً بازدهی، باید مقدار اضافه برای جلوگیری از فرسایش وجود داشته باشد و غیره؟ آیا شاخص دیگری هم وجود دارد؟ علاوه بر این، هنگام انجام آزمایشهای عملکردی، معمولاً چه آزمایشهایی انجام میشود؟ خیلی نمیدانم، امیدوارم صاحب پست، استاد بزرگ، راهنماییهای بیشتری کنند! متشکرم.
آخرین بار، این پست توسط hlcl در تاریخ ۲۰۱۶-۱۰-۱۸ ساعت ۰۷:۵۸ ویرایش شد. مقدار Qrated/Qbep بهتر است بین ۰.۸ و ۱.۲ باشد؛ این مقدار نشاندهنده منطقه کاری اولویتدار است. بهتر است ارتفاع جابجایی بالاتر از ۱.۱ و کمتر از ۱.۲ باشد ; D/L، قطر محور در ناحیه لنگر/طول بین دو لنگر بهتر است بزرگتر از ۰٫۰۴ باشد ; هنگام استفاده از پرهی بزرگترین، ظرفیت ارتفاع سطح آب آیا بیشتر از ۵٪ مقدار مشخص شده است؟ ; فراموش نکنید که گزارش عملکرد هم وجود دارد. سرعت چرخش نسبی برای پدیده خوردگی، معمولاً باید کمتر از ۱۳۰۰۰ متر مکعب در ساعت باشد
چقدر حرفهای است. خیلی متوجه نمیشوم. . . باید با توجه یاد بگیریم*. آیا اینها حاصل تجربه کاری شماست یا بر اساس چه معیارهایی به دست آمدهاند؟ همچنین، این شاخصها باید بتوان آنها را از طریق آزمایش یا تست به دست آورد؛ در غیر این صورت، هر تولیدکنندهای برای کسب پیمان، ادعا میکند که میتواند نیازها را برآورده کند، چون شما نمیدانید چگونه آنها را بررسی کنید. . .
الزامات ما برای مذاکره با خارجیها. اینها برخی از الزامات API610 و موسسات طراحی هستند.
سلام! مقدار Qrated/Qbep که به آن اشاره کردید، بهتر است بین ۰.۸ و ۱.۲ باشد؛ این مقدار نشاندهنده منطقه کاری اولویتدار است. بهتر است ارتفاع جابجایی بالاتر از ۱.۱ و کمتر از ۱.۲ باشد ; D/L، قطر محور در ناحیه لنگر/طول بین دو لنگر بهتر است بزرگتر از ۰٫۰۴ باشد ; هنگام استفاده از پرهی بزرگترین، ظرفیت ارتفاع سطح آب آیا بیشتر از ۵٪ مقدار مشخص شده است؟ ; فراموش نکنید که گزارش عملکرد هم وجود دارد. سرعت چرخش نسبی برای پدیده خراشیدگی معمولاً باید کمتر از ۱۳۰۰۰ متر مکعب در ساعت باشد؛ آیا استفاده از این شاخصها به عنوان الزامات فنی مناسب است؟ شرط امتیازدهی W وجود ندارد؟ اگر به عنوان شرط امتیازدهی در نظر گرفته شود، چگونه عمل میکند؟ مثلاً، اگر ۰.۸<Qrated/Qbe<۱.۲ باشد، امتیاز داده میشود و در سایر بازهها امتیازی در نظر گرفته نمیشود؟ آیا باید به این شکل تنظیم شود؟ همچنین، آیا مقدار ارتفاع جابجایی، Qnominal/Qbep و سرعت چرخش نسبت به پدیده خوردگی بخار، از طریق آزمایشهای عملکردی قابل اندازهگیری هستند؟ اگر نتوان آن را اندازهگیری کرد، به عنوان شرط امتیازدهی مناسب نخواهد بود، زیرا نمیتوان تأیید کرد که آیا آنها هنگام پیشنهاد قیمت تقلب کردهاند یا خیر. از راهنماییهای استاد بزرگ سپاسگزارم!
Qrated/Qbep، این بهویژه مهم است. تمام پارامترهای فوق قابل تعیین هستند. شما این شاخصها را به تولیدکننده بدهید و اجازه دهید که او آنها را برآورده کند. اگر شرط اول برقرار نباشد، استفاده از آن به طور مستقیم توصیه نمیشود. سایر موارد قابل مذاکره هستند و تولیدکننده نیز میتواند آنها را تغییر دهد.
آزمایش، آزمایش بدون شاهد، آزمایش با شاهد، تعادل روتور پویا (G2.5)، Y، آزمایش فشار آب، Y، آزمایش مقدار اضافی برای جلوگیری از حبابزایی الزامی، Y، آزمایش عملکرد، Y، آزمایش کارکرد مکانیکی کل دستگاه، شامل LOS نمیشود، Y، سطح تمیزی قبل از مونتاژ نهایی، Y