Thread Content
اتفاقی که مدتی پیش رخ داد، واقعی است: مکان: منطقهای که خانههای کشاورزان در آن جمع شدهاند؛ کوچهها به گونهای چیده شدهاند که شکلی شبیه به «ت» دارند، و دور هر خانه نیز جاده وجود دارد. از اتوبوس پیاده شدم، کمی سرم گیج بود و راه میرفتم به آرامی. جلوتر زنی بود که کیفی روی شانهاش داشت، من هم پشت سرش راه رفتم. در کوچه آدم زیادی نبود؛ این زن متوجه شد که کسی پشت سرش است، بنابراین به آرامی راه میرفت و من هم با سرعتی معمولی پشت سرش بودم. وقتی به طبقه پایین رسیدید، برای رسیدن به ورودی ساختمان، باید ۲ بار ۹۰ درجه پیچ بخورید. در نتیجه، به محض اینکه اولین پیچ ۹۰ درجه را گرفتیم، آن زن متوقف شد، کیفش را محکم در آغوش گرفت، به من خیره شد و منتظر ماند تا کاری انجام دهم؛ سپس شروع به فریاد زدن کرد. کوچه باریک بود، من کنار او رد شدم و سپس به ورودی ساختمان رسیدم؛ آن زن پشت سرم بود و دید که چطور با کلید در را باز میکنم؛ احتمالاً چیزهایی را فهمیده بود. او در همان ساختمان من زندگی میکند. سپس دید که شوهرش کالسکه نوزاد را هل میدهد و کودکی در آن نشسته است. شوهرش نگاه عمیقی به من انداخت؛ نگاهش عجیب بود. ساختار زبانی خوب نیست، ببخشید؛ در هر صورت شبیه به تصاویر متحرک است.
چه چیزی مینویسی؟ با دیدن این ویدیوی متحرک، یاد این موضوع افتادم.
شما در یک محله ویلایی زندگی میکنید، و باز هم اینجا وقت خود را صرف سرگرم کردن دیگران میکنید
فیلم «عزیزم» به کارگردانی چن کهشین و با بازی هوانگ بو و جائو وی را دیدهاید؟ همان مناطق مسکونی کشاورزان است. آنجا در جزیره بایشیژو فیلمبرداری میشد، فاصلهاش تا محل زندگی من چند ایستگاه اتوبوسی نبود، و حالا در حال بازسازی است.
من هم تجربهی مشابهی داشتم؛ یک روز صبح زود برای رفتن به سر کار بیرون رفتم، کمی زودتر از حد معمول. هوا تاریک بود و درست وقتی از ورودی محله خارج شدم، زن زیبایی از گوشهی خیابان آمد و جلوی من راه رفت. سرعت من کمی بیشتر از او بود؛ چون پیادهرو هم کمی باریک بود و فقط میشد از کنارش رد شد. وقتی از کنارش رد میشدم، او ناگهان متوقف شد؛ به نظر میرسید که میخواهد فریاد بزند، که این موضوع باعث ترس من شد.
تو واقعاً میتوانی زنان زیبا را تشخیص دهی. . .
بله، این زن زیبا نام مشترک ما، این دو زن جوان، است.
دیگر نمیتوان با توجه به اندام، محدوده سنی زنان را تعیین کرد.
همینطور است. . . واو، ووهان؛ آیا پیشنهاد کار خوبی دارید؟ میخواهم به ووهان بروم.
اخیراً بازار مسکن در ووهان بسیار پررونق است؛ کسانی که وارد این حوزه شده و فعالیتهایی مانند میانجیگری انجام میدهند، قطعاً سود خوبی خواهند کرد.
با آن زبان چرخنده، شغلی مطمئنتر پیدا کن.
LZ: نمیفهمم منظورتان چیست.
اوه، یعنی کسی او را مثل دزد کیف در نظر گرفته است.
یعنی الان آدمهای بد خیلی زیاد هستند، باید همیشه مراقب بود...
آه، حالا وقتی پیرمردان را میبینم، سعی میکنم تا حد امکان از آنها دور بمانم.