Thread Content
یکی از مشکلات: کارمندان ناظر بر ایمنی، وظایف مدیریت ایمنی در شرکتها را انجام میدهند. چه آن را بپذیرید و چه نه، وضعیت واقعی احتمالاً همین است؛ چه کارمندان مسئول ایمنی در شرکتها و چه خود کارمندان ناظر بر ایمنی، همگی امیدوارند که پس از ورود به شرکت، بتوانند خطرات بیشتری در زمینههایی مانند تجهیزات، محیط زیست، استفاده از برق، آتشنشانی و غیره شناسایی کنند. دلیل این تمایل شدید مدیران امنیت سازمانها این است که از نظر اکثر آنها، «یک مسئول نظارت بر امنیت باید به خوبی از شرایط محلی آگاه باشد و بتواند خطرات زیادی را که خودم نمیتوانم تشخیص دهم، پیدا کند؛ تنها در این صورت است که میتواند به من دستور دهد، احترام من را جلب کند و مدیرم را وادار به توجه بیشتر به کارهای امنیتی کند.» اگر به شرکت من بیایید و علاوه بر مشاهده مقررات و سوابق، کار دیگری نتوانید انجام دهید، پس شما فاقد صلاحیت هستید. ” و دلیل اینکه مسئولان نظارت بر ایمنی چنین امیدوارند، احتمالاً به خاطر استانداردهای بالایی است که از خود دارند؛ زیرا فکر میکنند هرچه خطرات بیشتری را شناسایی کنند، نشاندهنده تخصص و مهارت بیشتر آنهاست ; همچنین ممکن است به دلیل غرور باشد؛ هرچه خطرات بیشتری کشف شود، فرد بیشتر مورد احترام شرکت قرار میگیرد، و نه اینکه توسط مسئولان امنیت شرکت به عنوان کسی که «هیچ چیز نمیداند» تحقیر شود. اما در واقع، نقش و جایگاه کارکنان نظارت بر ایمنی و کارشناسان ایمنی شرکتها متفاوت است. نخستی ناظر بر اجرای قوانین و استانداردهای ایمنی کار توسط شرکتها است، در حالی که دومی مدیر اجرایی، پشتیبان فنی و مشاور ایمنی کار در شرکتها محسوب میشود. کارمندان ناظر بر ایمنی، به جای بررسی رعایت قوانین و استانداردهای ایمنی توسط شرکتها، مطابق با ۲۰ مورد مشخص ذکر شده در ماده هشت فرمان شماره ۲۴، وظیفه خود را به عنوان مدیران ایمنی شرکتها انجام میدهند؛ که این کار را میتوان نشانهای از استفاده نادرست از تواناییها دانست، و حتی میتوان آن را نوعی «عدم تمرکز بر وظایف اصلی» دانست. این نوع «عدم تمرکز بر کار وظیفه»، در برخی مناطق باعث شده است که مسئولان نظارت بر ایمنی به زندان بروند؛ واقعاً وضعیت ناخوشایندی است. نکتهی ناخوشایند دوم: کارکنان مسئول ایمنی در شرکتها، وظایف رئیس کارخانه، سرپرست گروه و کارگران خط تولید را نیز انجام میدهند. مادهی بیست و دوم «قانون ایمنی تولید» مقرر میکند که یکی از وظایف کارکنان مسئول ایمنی، «بررسی وضعیت ایمنی تولید در واحد خود، شناسایی بهموقع عوامل خطرناک مربوط به حوادث تولیدی، و ارائه پیشنهاداتی برای بهبود مدیریت ایمنی تولید» باشد. چنین قانونگذاری، دلایل موجه خود را دارد، اما عیبهای جدی نیز به همراه دارد. یک مشکل رایج این است که اکثر مدیران امنیت سازمانها معتقدند که تنها بهرهگیری از کارکنان امنیت برای شناسایی خطرات، روشی قابل اعتماد نیست؛ همچنین، تعداد کم کارکنان در بخشهای مدیریت امنیت، اغلب نمیتواند نیازهای مربوط به فعالیتهای مدیریت امنیت را برآورده کند. مشکل خیلی جدی است، درسته؟ تناقض خیلی آشکار است، نه؟ اما چیز واقعاً خجالتآور این است که با وجود آگاهی از مشکل و راهحلهای آن، نمیتوان آن را حل کرد. به عنوان مثال، بسیاری از کارکنان ایمنی، فکر کردهاند که از طریق سیستم مسئولیتپذیری در زمینه ایمنی تولید، وظایفی مانند شناسایی خطرات را به کارخانهها، گروهها و پستهای کاری واگذار کنند؛ تا بتوانند خود را آزاد کرده و دانش بیشتری کسب کنند و حمایتهای فنی و خدمات مشاورهای بیشتری ارائه دهند. اما بدون حمایت رئیس، همه چیز بیفایده است... در نتیجه، کارکنان ایمنی تمام وظایفی را که طبق منطق باید بر عهده کارخانه، گروههای کاری و کارگران باشد، بر عهده گرفتند؛ خودشان را بسیار خسته کردند، اما نتوانستند کار را به خوبی انجام دهند. لطفاً بگویید، ناخوشایند است؟ ! وضعیت واقعی کارهای مربوط به ایمنی کاری چگونه باید باشد؟ بعد از صحبت دربارهی موقعیتهای ناخوشایند، بیایید دربارهی چیزهایی که ناخوشایند نیستن از دیدگاه نظارت بر ایمنی تولید، وضعیت طبیعی (بدون مشکل) فعالیتهای مربوط به ایمنی تولید را میتوان با سه کلمه خلاصه کرد: «هر کسی وظیفه خود را انجام دهد، همکاری کامل صورت گیرد». به طور مشخص، قانونگذاران هنگام تدوین قوانین، باید تحقیقات بیشتری انجام دهند، به سطوح پایینتر و به شرکتها سر بزنند تا از این طریق اطمینان حاصل کنند که قوانین تدوینشده قابل اجرا باشند و مردم در سطوح پایین گیج نشوند. کارمند ناظر بر ایمنی، ابتدا ۲۰ مورد از نکات کلیدی بازرسی که در ماده هشتم دستورالعمل شماره ۲۴ سازمان کل نظارت بر ایمنی ذکر شده، را به دقت بررسی کنید؛ مبادا زمین دیگران را کشت کنید و زمین خودتان را ویران کنید، تا در نهایت حتی برای چند سال هم نتوانید شغلی پایدار داشته باشید. آقای صاحب کسبوکار، لطفاً وظایف قانونی خود را انجام دهید؛ آنچه لازم است سرمایهگذاری شود، باید سرمایهگذاری شود؛ آنچه نیاز به تدوین قوانین و مقررات دارد، باید انجام شود؛ همچنین باید از کارکنان مسئول ایمنی حمایت لازم را فراهم کرد. اگر کارهای مربوط به ایمنی به درستی انجام نشود، آسیب به کارخانه شما خواهد رسید و پولهای شما نیز از بین خواهد رفت. افسر ایمنی، تمام تلاش خود را بکنید تا خودتان را در نقش حمایت فنی و مشاور قرار دهید؛ حتی اگر مجبور شدید ذهن خود را به کار ببرید، باید یک سیستم قابل اعتماد تدوین کنید تا مسئولیتها تقسیم شوند و کار آسانتر و کارآمدتر پیش برود. واحدهای مختلف شرکت، کارخانهها، گروهها و پستهای کاری، شما نیز مسئولیت ایمنی کار خود را بر عهده بگیرید؛ وقتی صحبت از ایمنی کار میشود، آن را به مدیران ایمنی واگذار نکنید و آنها را تحت فشار قرار ندهید. چه کسی میداند حادثه ممکن است بر سر چه کسی رخ دهد؟
چطور باید آن را درک کرد؟ در بخش ایمنی شرکت ما فقط دو نفر هستند: یک رئیس و یک کارشناس ایمنی. ساختار این بخش نیز فقط شامل این دو نفر است و هیچ مقامی به نام کارشناس ایمنی در واحدهای تولیدی وجود ندارد. واقعاً مجبوریم، اما سعی میکنیم کارمان را به بهترین شکل انجام دهیم. فهمیدم که باید تا جای ممکن کار را خوب انجام داد؛ مداخله بیشتر بهتر از کمتر است، چون اگر مشکلی پیش بیاید، نمیتوان فرار کرد
معمولاً تعداد زیادی مدیران ایمنی در کارخانهها وجود ندارد؛ دو یا سه نفر هم تعداد زیادی محسوب میشود. در واقع، اتکا عمدتاً به رؤسای گروههای کاری در سطح پایین است. کار سخت است و چهرهای ناخوشایند دارد، اما با دخالت کمتر در امور بیربط، خطرات کمتری وجود خواهد داشت و این برای همه خوب است. :خخخ
هر کس طبق سرنوشت خود، وظیفهاش را بر عهده دارد و پاداش خود را دریافت میکند
حداکثرسازی سود، منجر به این میشود که مدیران یا کارکنان تولید، همزمان وظایف ناظر ایمنی را نیز بر عهده بگیرند؛ در نتیجه آنها هم «ورزشکار» و هم «داور» میشوند، که امری ناخوشایند است!