【داستان کوتاه امنیتی】【داستان کوتاه】بیداری
Thread Content
جانگ سان و لی سی در یک محله زندگی میکنند؛ هر دو در دو شرکت مختلف کار میکنند. در اوقات فراغت، دوست دارند با هم شطرنج بازی کنند و کمی الکل بنوشند؛ رابطهشان نسبتاً خوب است. یک روز، جانگ سان برای بیرون رفتن با لی سی روبرو شد؛ دید که لی سی از درد پاهایش رنج میبرد و یکی از پاهایش با باند پانسمان شده بود. جانگ سان: چطور اتفاق افتاد؟لی سی: به خاطر آسیبی است که در حین کار دیدم. جانگ سان: من یک نسخه از «مقررات ایمنی کار» را برایت میدهم تا به خوبی آن را مطالعه کنی. لی سی: من تمام «مقررات ایمنی کار» را حفظ کردهام. جانگ سان: پس چرا آسیب دیدی؟ لی سی: آه، طبق دستورالعملها عمل نکردم، خیلی پشیمانم. جانگ سان: ایمنی در تولید، هیچگونه بیاحتیاطی را تحمل نمیکند؛ برخی مشکلات کوچک و خطرات جزئی میتوانند منجر به حوادث و فجایع بزرگ شوند. ما باید همواره به موضوع ایمنی در تولید توجه کنیم و حتی کوچکترین سهلانگاری را نداشته باشیم. در مورد مقررات و دستورالعملهای ایمنی، باید به طور جدی آنها را رعایت کنیم؛ تنها زمانی که این مقررات به یک رفتار آگاهانه در ذهن و اقدامات هر فرد تبدیل شوند، است کارهای مربوط به ایمنی میتواند واقعاً عملیاتی شود و ایمنی واقعی برقرار گردد.