Thread Content
منبع: روزنامه صنعت شیمیایی چین. عبارتی که در صنعت شیمیایی زغالسنگ اغلب تکرار میشود، «سر و انتها» است؛ یعنی فناوریهای گازسازی و تصفیه آب، که نقش کلیدی در موفقیت یا عدم موفقیت پروژههای شیمیایی زغالسنگ دارند. تا جایی که نویسنده میداند، از میان پروژههای مختلف صنایع شیمیایی زغالسنگی که در کشورمان ساخته شدهاند، تعداد زیادی از آنها دچار مشکلاتی در زمینه «استفاده از زغالسنگ به عنوان ورودی و آب به عنوان خروجی» شدهاند؛ به همین دلیل پس از تکمیل، نمیتوانند به طور پیوسته و استابیل کار کنند و با مشکلات عملیاتی روبرو شده و در مضیقه قرار میگیرند. شرکتها برای راهاندازی پروژههای شیمیایی زغالسنگ، باید به این موضوع توجه ویژهای داشته باشند. اول از همه، «سر زغال» تعیین میکند که پروژههای شیمیایی مبتنی بر زغال چگونه عمل خواهند کرد. همانطور که از نامش پیداست، صنعت شیمیایی زغالسنگ طبیعتاً از زغالسنگ به عنوان ماده خام استفاده میکند؛ یعنی زغالسنگ ماده اولیه این صنعت است. فناوری گازسازی نیز دستگاه کلیدی در صنعت شیمیایی زغالسنگ محسوب میشود؛ کوره گازسازی نیز مانند «دهان» و «معده» انسان عمل میکند. اما اگر کوره گازسازی در یک پروژه صنعت زغالسنگ به درستی انتخاب نشود و «کوره» با «زغالسنگ» سازگار نباشد، پروژه نمیتواند به خوبی کار کند و دچار مشکلات هضمی میشود؛ در نتیجه چنین پروژهای در نهایت قادر به عملکرد پایدار نخواهد بود. امروزه انواع مختلفی از کورههای گازساز در داخل و خارج از کشور تولید میشود و هر کدام از زاویهی خود میگویند که کورهی آنها بهترین است. اما طبق آنچه نویسنده متوجه شده است، هر کوره گازساز ویژگیهای خاص خود را دارد و همچنین مزایا و معایبی نیز دارد. مهمترین نکته این است که هر کوره گازساز، نوع زغال سنگی مناسب با «نیازهای» خود را دارد؛ اگر نوع زغال سنگ با کوره گازساز سازگار نباشد، حتی بهترین کوره نیز بیفایده است. در حال حاضر، از میان مشکلات مختلف پروژههای صنعت کربن در کشورمان، مشکلات مربوط به کورههای گازسازی بیشترین تعداد را دارند و پیامدهای آنها نیز جدیتر است. به عنوان مثال، یک پروژه صنایع کربنی در کشور از کورههای گازسازی یک برند معروف خارجی استفاده میکند. اگرچه عملکرد گازسازی این کورهها خوب است، اما نسبت به «مواد ورودی» بسیار سختگیرانه هستند؛ زیرا تنها میتوانند زغالسنگهای با استانداردهای مشخص را هضم کنند. تولید چنین زغالسنگهایی نیز منجر به تولید مقدار زیادی زغالسنگ با کیفیت پایین میشود و دفع این نوع زغالسنگ نیز دشوار است. بنابراین، هزینه «خوردن» زغال سنگ توسط این کورههای گازسازی بسیار بالاست و حتی در برخی مناطق، تأمین نیاز به زغال سنگ برای این پروژه اصلاً ممکن نیست. در واقع، برخی از شرکتها به انتخاب کوره گازسازی توجه چندانی نکردهاند و ترکیب مناسب «کوره» و «زغالسنگ» را به شیوهای علمی و دقیق انجام ندادهاند؛ در نتیجه پس از تکمیل پروژه، کوره گازسازی قادر به کارکرد مداوم، پیوسته و با بار کامل نیست و این امر بر بازدهی اقتصادی پروژه تأثیر میگذارد. دوماً، «شویوی» رابطهای با کیفیت زیستمحیطی پروژههای صنایع ککسازی دارد. در فرآیند گازسازی در پروژههای صنعت ککشویی، علاوه بر مصرف زغالسنگ، به آب نیز نیاز است؛ این همان دلیل اساسی است که صنعت ککشویی نمیتواند بدون منابع آبی فعالیت کند. همانطور که در صنعت مشخص است، آب مورد نیاز برای پروژههای شیمیایی زغالسنگ، نمیتواند به طور کامل در فرآیند گازسازی زغالسنگ مشارکت کند؛ بنابراین مقدار قابل توجهی از آبهای زائد تولید میشود. این موضوع، مسئله «مدیریت آبهای زائد» را مطرح میکند. در حال حاضر، یکی از شرایط لازم برای تأیید ارزیابی زیستمحیطی پروژههای صنایع ککوسوخت در کشور ما، دستیابی به «خروجی صفر» از فاضلاب است؛ یعنی صرفنظر از میزان فاضلاب تولیدشده توسط پروژه، نباید آن به محیط خارج تخلیه شود. پروژه باید از طریق پردازش و استفاده مجدد از فاضلاب، آن را کاملاً در خود جذب کند. اما به دلیل پیچیدگی بالای ترکیبات آبهای زائد تولید شده در فرآیند تولید صنایع ککوسوخت، پردازش آنها از نظر فنی بسیار دشوار و هزینههای آن نیز بسیار زیاد است. در مرحله فعلی، برای رسیدن واقعی به «خروجی صفر» آبهای آلوده در پروژههای شیمیایی زغالسنگ، فناوریهای تصفیه آب هنوز کافی نیستند و هزینه تصفیه آبهای آلوده نیز بسیار بالاست؛ به همین دلیل، شرکتها با بار سنگینی روبرو خواهند شد. بنابراین، مقایسه «موتور و پایانه» با «دو شاخه اصلی» پروژههای صنعت ککسازی، اصلاً اغراقآمیز نیست. هنگامی که شرکتها پروژههای شیمیایی مبتنی بر زغالسنگ را آغاز میکنند، باید راهحلهای عملی برای مشکلات مربوط به «زغالسنگ در ابتدا و محصولات نهایی در انتها» پیدا کنند. در غیر این صورت، پروژه ترجیح میدهد اجرا نشود.
دیگر نیازی به صحبت درباره زغالسنگ نیست؛ مشکل آب هم این است که اکنون بسیاری از کارخانهها باید پاسخگوی اقدامات گذشته خود باشند؛ میزان آمونیاک و نیتروژن نیز بالاست... وضعیت واقعاً بحرانی است