Thread Content
آخرین بار، این پست توسط wang*nhua77020 در تاریخ ۲۵-۱۰-۲۰۱۶ ساعت ۲۳:۱۰ ویرایش شد. داستان زیر باعث شد تا احساسات زیادی در من ایجاد شود؛ نکات مشترک زیادی با کارهای واقعی ما وجود دارد... در سال ۱۹۴۴، مارشال نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، بالدوین، دستوری صادر کرد: هر گروه هوایی باید تمام هواپیماها و خدمههای درگیر در نبردها را به طور دقیق بررسی و ثبت کند، و گزارشی را به فرماندهی ارائه دهد. گزارش ارائه شد و بالدوین بسیار ناراضی بود. او گفت: «گزارش کاملاً پر از وضعیت جنگندهها، مقصد آنها و نام خلبانان کشته شده است؛ این نتیجهای نیست که من میخواهم. دوباره آمارگیری کنید.» ” گزارش جدید دوباره ارائه شد و بالدوین تفسیر مفصلی از آن ارائه کرد. نیم ماه بعد، او از رؤسای تمام گروهها خواست تا در جلسه شرکت کنند. بالدوین با جدیت گفت: «گزارشهای تازه ارائهشده، چه درباره جنگندههای سقوطکرده، چه خلبانان کشتهشده، و چه دلایل و محل سقوط هواپیماها، بسیار دقیق و جامع هستند.» بر اساس این دادهها، آماری تهیه کردم و نتیجهای شوکهکننده یافتم: چیزی که بیشترین تلفات را به بار میآورد، نه آتش شدید دشمن و نه طوفانها و بادهای شدید طبیعت، بلکه اشتباهات خلبانان بود. ” “آیا همه میدانند اشتباهات عملیاتی خلبان کجاست؟ ”بالدوین پرسید. “زمانهایی که حوادث بیشترین تعداد را دارند، نه در جریان درگیریهای شدید و نه هنگام عقبنشینی اضطراری، بلکه چند دقیقه قبل از فرود، پس از انجام مأموریت، است. ”سخنان بالدوین باعث شد تا افراد بیشتری در مه و باران گم شوند. پس از توضیحات دقیق، همگی ناگهان متوجه شدند. معلوم شد که خلبان در میان تیراندازیهای دشمن، تمرکز بسیار زیادی داشت؛ اگرچه شرایط محیطی سخت بود، اما مغزش در حالت هیجان شدیدی قرار داشت و به همین دلیل احتمال رخ دادن اشتباهات کم بود. در مسیر بازگشت، خلبان روز به روز آرامتر میشود و وقتی سرانجام پایگاه آشنا را میبیند و هواپیمایش به باند فرود نزدیکتر میشود، بلافاصله احساس امنیت میکند. دقیقاً همین لحظه آرامش بود که منجر به فاجعه شد. این همان شکست در لحظهی آخر است. به دلیل بیاحتیاطی خلبان و انجام نادرست کارهای ایمنی، هواپیما نابود شد و افراد جان خود را از دست دادند. در همین راستا، در زمینه ایمنی تولید نیز، وقوع بسیاری از حوادث چگونه میتواند متفاوت باشد؟ بسیاری از کارکنان، هرچه وظایف تولیدی سختتر و مشکلات کاری بیشتر شود، توانایی بیشتری برای تمرکز بر رعایت دستورالعملهای ایمنی، اجرای دقیق قوانین فنی و انجام بهتر وظایف خود دارند؛ اما در پایان پروژه و زمانی که کارهای مهم به پایان میرسد، بسیاری از کارکنان تمایل به استراحت دارند، کارها را نیمهکاره رها میکنند و بیاحتیاطی میکنند؛ این امر زمینهساز بروز حوادث میشود. در «لونیوم، شوئهایر» آمده است: «با احترام به مردگان و یاد کردن اجداد، فضیلت مردم نیز افزایش مییابد.» ”یعنی، هر چیزی هرچه به پایان نزدیکتر میشود، باید با احتیاط بیشتری مورد توجه قرار گیرد؛ تنها با همان احتیاط اولیه است که میتوان به یک پایان موفق دست یافت. لائوتزو میگوید: اگر در پایان کار نیز همانند آغاز با دقت عمل کنی، هیچ کاری شکستخورده نخواهد بود. نمیتوان انکار کرد که هنگامی که پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه ایمنی حاصل میشود یا دستاوردهای بزرگی به دست میآید، برخی از کارکنان دچار احساس رضایت بیش از حد میشوند. اما ایمنی تولید کاری بلندمدت است؛ آن فقط یک نقطه شروع دارد و نقطه پایانی ندارد. تا زمانی که فعالیتهای تولیدی ادامه داشته باشد، خطرات نیز همراه آن خواهند بود. بنابراین، به عنوان یک کارمند در یک سازمان، باید به طور قاطع احساس سهلانگاری را از بین ببریم و مصمم باشیم تا آخرین لحظات نیز وظایف خود را به خوبی انجام دهیم. هرچه به پایان کار نزدیکتر میشویم، باید هوشیاری بیشتری داشته باشیم و کارهای پایانی قبل از تحویل وظایف و کارهای مربوط به محل کار را با دقت انجام دهیم. اگر در هر دقیقهای که در محل کار هستیم، مسئولیت شصت ثانیه را بر عهده بگیریم، آنگاه میتوانیم پایانی موفقیتآمیز برای فرآیند تولید ایمن داشته باشیم و به طور ایمن به پایان کار برسیم.
بسیار عمیق است؛ نمیتوان شروع قوی داشت و در پایان کار ضعیف عمل کرد، زیرا سهلانگاری در لحظات آخر میتواند منجر به بروز حادثه شود