رشتههای کممحبوبی که مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند، در واقع از چه چیزی «کممحبوب» هستند؟
Thread Content
با نگاهی به فرآیند انتخاب رشته در آزمون ورودی دانشگاهها در سالهای گذشته، مشخص میشود که دو موضوع، دغدغه اصلی داوطلبان و والدین آنهاست: یکی اولویت دادن به دانشگاه و دیگری اولویت دادن به رشته; اول اینکه، از میان رشتههای پرطرفدار، کدام را انتخاب کنیم؟ مشخص است که تمایل زیاد داوطلبان و والدین به رشتههای محبوب دانشگاهی، به طور غیرمستقیم باعث شده است که برخی از رشتههای کممحبوب دانشگاهی نیز مورد توجه قرار نگیرند. اگر رشتههای کممحبوبیت بتوانند صدایی بلند کنند، فکر میکنم آنچه بیش از همه میخواهند فریاد بزنند این باشد: «چرا این رشتهها محبوب هستند و از محبوبیت و توجه فراوان برخوردارند، در حالی که من یک رشته کممحبوبیت هستم؟ دقیقاً چه چیزی باعث شده که من اینقدر کممحبوب باشم و مورد توجه قرار نگیرم؟» ” در واقع، گاهی به این فکر میکنم که چون مدام میشنویم که مردم درباره «رشتههای پرطرفدار» و «رشتههای کمطرفدار» صحبت میکنند، در واقع رشتههای کمطرفدار چیستند و چرا به دلایلی در دسته «رشتههای کمطرفدار» قرار میگیرند. در نهایت، وقتی قرار است مجازاتی تعیین شود، باید دلیلی ارائه شود تا مردم «با قلب و ذهن» آن را بپذیرند. برای رفع سوالات دیگران و همچنین رفع تردیدهای خودم، تصمیم گرفتم به طور کامل موضوع را بررسی کنم؛ اما واقعاً، تا ندیدم نمیدانستم، و وقتی دیدم، خندهام گرفت. معلوم شد دلیل اینکه به برخی رشتهها «رشتههای کممحبوب» گفته میشود، همین «عجیب و غریب» و «متنوع» بودنشان است؛ منظور از «مبتلا شدن حتی در حالت دراز کشیدن» چیست؟ با نگاه کردن به اینکه برخی رشتههای دانشگاهی از چه جهات «کممحبوب» هستند، متوجه خواهیم شد. ◆◆ ◆ ۱. ممنوعیتهای ناشی از باورهای سنتیهمانطور که میگویند: «افکار، رفتارها را هدایت میکنند». اگر از همان ابتدا در باورهای فردی، چیزی مورد ممنوعیت یا رد قرار گیرد، چطور میتوان آن را به راحتی پذیرفت؟ بهویژه در ذهنیت چینیها، محدودیتها و تابوهای فراوانی وجود دارد؛ هرچند جامعه پیشرفت کرده و سیاستهایی را نسبت به برخی رشتههای دانشگاهی شل کرده است، مانند رشته مدیریت مراسم تدفین. به دلیل پرهیز از صحبت درباره موضوعات مرتبط با سنتها و عقبماندگی در توسعه فناوری، در حال حاضر کمتر از ۵ مؤسسه آموزشی فنی و حرفهای در سراسر کشور این رشته را ارائه میدهند. در میان این مؤسسات، دانشکده فنون مدنی چانگشا دو رشته در این زمینه دارد: رشته فناوری و مدیریت خدمات تدفینی مدرن و رشته طراحی گورستانها. همچنین، در زیر رشته فناوری و مدیریت خدمات تدفینی مدرن، رشتههای خدمات تدفینی، تجهیزات تدفینی و آرایش جسد نیز وجود دارد. بررسیهای بازار توسط کمیسیون اقتصادی نشان داده است که حقوق فارغالتحصیلان رشته مدیریت مراسم تدفین بسیار جذاب است و در شهرهای بزرگ، حقوق سالانه آنها میتواند به ۱۸۰ هزار یوان نیز برسد. اما برخی از والدین و داوطلبان، تحت تأثیر باورهای سنتی قرار گرفتهاند و از همان ابتدا نسبت به مراسم تدفین نفرت دارند؛ حتی پس از آنکه متوجه شدند محتوای درسی دانشجویان شامل «مقدمهای بر مراسم تدفین، جمعآوری اجساد، آرایش اجساد، گلآرایی در روز دوشنبه، سوزاندن استخوانها، نوشتن شعرهای تسلیت، فنگشویی و بیماریهای مسری» است. ”بلکه از فرزندشان خواستند که در آن رشتهها ثبتنام نکند. برخی از داوطلبان ترسو، پس از مشاهده این برنامههای درسی، فریاد زدند که «نمیتوانند با آن کنار بیایند» و «قابل پذیرش نیست»؛ به همین دلیل، رشته مدیریت خدمات تدفین، عنوان «رشته کممحبوب» را به خود گرفت. ◆◆ ◆ ۲. عرضه بیشتر از تقاضا، تقاضای کم جامعه: در واقع، در فرآیند انتخاب رشته پس از آزمون کنکور، چه اولویت به دانشگاهها داده شود و چه به رشتهها، چه رشتههای محبوب انتخاب شوند و چه رشتههای کمتقاضا، هدف نهایی، یافتن شغل مناسب در آینده است. به عبارت دیگر، داوطلبان هنگام انتخاب رشته، تا حد زیادی تحت تأثیر نیازهای جامعه قرار میگیرند؛ به ویژه، رابطه عرضه و تقاضا در جامعه، نوعی «فرمان نامرئی» برای انتخاب رشته است. اگر چند سال یا حتی چند دهه به گذشته برگردیم، رشتههای آموزش معلمان و حقوق همچنان رشتههای پرطرفداری بودند که دانشجویان برای ورود به آنها رقابت میکردند. اما با افزایش شدید تعداد دانشجویان، تعداد فارغالتحصیلان نیز افزایش یافت. علاوه بر این، تغییرات در مشاغل مرتبط با معلمان و حقوق به آهستگی اتفاق میافتد؛ بنابراین در سالهای اخیر، تقاضای جامعه به تدریج به حد اشباع رسیده و نشانههایی از «عرضه بیشتر از تقاضا» نیز وجود دارد. بنابراین، رشتههای حقوق و رشتههای مرتبط با آموزش نیز توسط داوطلبان و والدین در دسته «رشتههای کمتقاضا» قرار گرفتهاند. ◆◆ ◆ ۳. محیط کار دشوار و میزان خطر بالا: در بین رشتههای دانشگاهی، برخی از رشتههای فنی نیز جزو «رشتههای کممحبوب» محسوب میشوند؛ دلیل آن نه محدودیتهای فکری و نه کمبود تقاضای بازار است، بلکه محیط کار دشوار و میزان خطر بالاست. هم داوطلبان و هم والدین، نسبت به این رشتهها رفتاری محافظهکارانه دارند؛ از جمله: مهندسی کشتیسازی، مهندسی آب و فاضلاب، مکانیک، مهندسی معدن، مهندسی زمینشناسی؛ در مقایسه با رشتههایی مانند علوم و فناوری، علوم و فناوری هستهای، مهندسی کشاورزی، مهندسی آببرداری، مهندسی انرژی، مهندسی فلزات و غیره. پس از اطلاع از مسیرهای شغلی پس از فارغالتحصیلی از این رشتههای دانشگاهی، یا باید در مناطق کوهستانی دورافتاده یا دریایی کار کرد و در جاهایی خیلی دور از خانه فعالیت نمود ; یا اینکه در مکانهای خطرناک کار کردن؛ بسیاری از داوطلبان و والدین ترجیح میدهند از چنین موقعیتهایی دوری کنند و به جای آن، رشتههایی را انتخاب کنند که محیط کاری آرامی داشته باشد و حقوقشان چندان بالا نباشد، تا اینکه رشتههایی را انتخاب کنند که حقوق بالاتری داشته باشند، اما محیط کاری سخت و پرخطر باشد. با گذشت زمان، این رشتههای مهندسی به طور خودکار به «رشتههای کممحبوب» تبدیل شدند که کسی به آنها علاقهای نشان نمیدهد. ◆◆ ◆ ۴. وحشت از کشاورزی: یک اقدام، تمام افراد را درگیر میکند
اگرچه کشور ما یکی از کشورهای بزرگ و مشهور جهان در زمینه کشاورزی است، اما رشتههای دانشگاهی مرتبط با کشاورزی همچنان مورد توجه داوطلبان قرار نگرفتهاند. دلیل اصلی این امر این است که بسیاری از والدین و داوطلبان، از صحبت درباره کشاورزی میترسند و از آن دوری میکنند. بهویژه در مورد دانشآموزان روستایی، والدین آنها امیدوارند که فرزندانشان به یک دانشگاه خوب بروند، رشتهای مناسب انتخاب کنند و در آینده شغل خوبی داشته باشند تا کاملاً از دنیای «کشاورزی» فاصله بگیرند؛ بنابراین تمایلی ندارند که فرزندانشان رشتههای مرتبط با «کشاورزی» را انتخاب کنند. بنابراین، از نظر داوطلبان و والدین، تمام رشتههای مرتبط با کشاورزی رشتههای کممحبوبی هستند؛ مانند: کشاورزی، جنگلداری، حفاظت از گیاهان، چایسازی، پرورش ابریشم، پرورش آبزیان، باغبانی، منظرسازی، علوم چمنکاری و مدیریت اقتصادی کشاورزی و جنگلداری؛ که همگی در یک دسته قرار میگیرند. ◆◆ ◆ ۵. مدت زمان وجود بیش از حد، فقدان تازگی: با پیشرفت فناوری اطلاعات، رشتههای دانشگاهی متعددی به وجود آمدهاند که در نظر بسیاری از داوطلبان و والدین، «رشتههای محبوب» محسوب میشوند؛ در حالی که رشتههایی که سالهاست وجود دارند، از نظر آنها به طور طبیعی «رشتههای کممحبوب» محسوب میشوند. به عنوان مثال: رشتههای مربوط به زبان چینی؛ تقریباً تمام دانشگاهها چنین رشتههایی دارند و این رشتهها واقعاً رشتههای «قدیمی» محسوب میشوند ; رشتههای تاریخ، به طور کلی جزو «رشتههای کماهمیت و بدون آینده» شناخته میشوند؛ زیرا در نظر بسیاری از افراد، یادگیری رشته تاریخ لزوماً منجر به پر کردن خلأهای تاریخی نمیشود، بلکه ممکن است خود خلأهای تاریخی جدیدی ایجاد کند؛ همچنین، مطمئناً فرصت شغلی مناسبی نیز فراهم نخواهد شد. علاوه بر این، رشتههای فیزیک، شیمی، ریاضیات و غیره، همگی رشتههایی با تاریخچهای طولانی هستند؛ و از نظر بسیاری از داوطلبان، این رشتهها صرفاً گسترشی از دروس دوران راهنمایی و دبیرستان محسوب میشوند و ارزش چندانی ندارند. آنها قابل مقایسه با رشتههای امروزی مانند کامپیوتر و نرمافزار نیستند. بنابراین، به طور طبیعی در چشمان همگان به عنوان «رشتهای کممحبوب» شناخته شد. ◆◆ ◆ ۶. فقط به خاطر نام حرفهای، مشکلاتی پیش میآید. برخی از رشتههای دانشگاهی نیز به دلیل نام نامناسبشان، «رشتههای کممحبوب» شناخته میشوند؛ مثل فلسفه، مارکسیسم، آموزش سیاسی، اخلاق، منطق، الهیات و غیره. با شنیدن نام این رشتهها، احساس میشود که موضوعاتی هستند که تنها پیرمردان به آنها میپردازند. علاوه بر این، این رشتهها در چین نیز مورد توجه قرار نمیگیرند. در نظر برخی از والدین، فلسفه به معنای دیوانگی است؛ پس چطور میتوانند فرزندانشان را وادار به یادگیری آن کنند؟ همچنین، چه فایدهای دارد که فرزندان در این جامعهای که با سلطه فئودالی مخالف است، به مطالعه ادیان بپردازند؟ آیا قرار است فرزندان در آینده راهب یا راهبه شوند؟ بنابراین، تنها با شنیدن نام این رشتهها، آنها توسط داوطلبان و والدین در «باغ سرد» قرار گرفتند. خلاصه نویسنده: پس از بررسی ۶ دلیل اصلی که باعث «کممحبوبیت» رشتههای دانشگاهی شدهاند، مشخص شد که برخی از این رشتهها واقعاً دارای آینده شغلی نامطمئن، دستمزد پایین و شرایط سختی هستند؛ به همین دلیل مورد توجه افراد قرار نمیگیرند. اینکه برخی رشتهها، صرفاً به دلایل «بیاساس»، در دسته «رشتههای کمتقاضا» قرار گیرند، واقعاً ناعادلانه است. امیدواریم داوطلبان و والدین آنها هنگام انتخاب رشته، محتوای درسی رشته، تجهیزات آموزشی، چشماندازهای شغلی و شرایط کاری و سایر جنبهها را به طور جامع و عمیق بررسی کنند؛ و به جای پیروی بیفکرانه از دیگران، رشتههای «بیگناه» را در دسته رشتههای «کمتقاضا» قرار ندهند.