Thread Content
سومین مشتری که با او مشورت کردم، شرکتی پیشرفته از نظر فناوری بود و یک شرکت تولیدکننده قرصهای ضدعفونیکننده جوشان است. برای ضدعفونی دستگاه آبسردکن خانگی، عمدتاً از این قرصهای ضدعفونیکننده استفاده میشود؛ این قرصها در سطل آب حل شده و سپس محلول ضدعفونیکننده برای مدتی در داخل دستگاه باقی میماند. پس از آن، محلول ضدعفونیکننده تخلیه شده و دستگاه چند بار با آب تمیز شسته میشود. اصل عملکرد ضدعفونیکنندگی این محصول، وجود کلر در قرصهاست؛ کلر دارای اثرات ضدباکتریایی قابل توجهی بر روی اکثر باکتریها است. اما، هنگام تبخیر کلر در هوا، تحریکات مضر آن بر بدن انسان نیز بسیار شدید است. نازیها در دوران جنگ جهانی دوم، از گاز کلر برای **نابودی گسترده یهودیان** استفاده کردند. چطور میتوان از چنین مادهای با سمیت بسیار بالا برای ضدعفونی دستگاههای آب و آب آشامیدنی استفاده کرد؟ اینجاست که محتوای فناورانه وجود دارد. وقتی برای انجام تحقیقات به آن شرکت رسیدم، بلافاصله مبهوت دستگاههای شیمیایی، ظروف شیشهای و تجهیزات کامپیوتری موجود در آنجا شدم. کارکنان شرکت که لباس سفید، کلاه سفید و ماسک سفید پوشیده بودند، با سرعت زیاد به زبانهای چینی و انگلیسی توضیحاتی میدادند، اما من حتی یک کلمه از آنها را نمیفهمیدم. سخت تلاش کردم تا دانش شیمی دوران دبیرستانم را به یاد بیاورم، اما حتی نتوانستم یک فرمول مولکولی را به یاد بیاورم. خودم را از تمایل به نگاه کردن به اطراف کنترل کردم، با تمرکز به دستگاهی که جلویم بود و کاربردش مشخص نبود، نگاه کردم؛ در حین گوش دادن به توضیحات آنها سرم را تکان میدادم، با انگشتانم نشان میدادم و این و آن سؤال میپرسیدم؛ در واقع همیشه میخواستم فرآیند تولید اصلی آنها را درک کنم. پس از یک روز تحقیقات گیجکننده، من اصلاً مفاهیم شیمیایی و ویژگیهای محصولات این شرکت را درک نکردم؛ اما تقریباً فرآیندهای کلی تحقیق و توسعه، تولید، ذخیرهسازی و فروش آنها را متوجه شدم و نقاط ضعیف مدیریتی را نیز شناسایی کردم. با این حال، هنوز مطمئن نیستم که آیا رفع این نقاط ضعف میتواند منجر به افزایش قابل توجهی در بازدهی اقتصادی شود یا خیر. روز بعد، مقامات ارشد شرکت مشتری، علیرغم مشغلههای فراوان، وقت گذاشتند تا شخصاً با ما ملاقات کنند. او استاد دانشگاه، مربی دکترای دانشجویان، کارآفرین جوان است و دارای چندین حق اختراع بوده و به زبانهای متعددی تسلط دارد. اولین جملهای که در برابر ما قرار دارد این است: از کجا شروع کنیم؟ در آن لحظه واقعاً نمیدانستم از کجا شروع کنم، پس مجبور شدم از فرآیند شروع کنم. از رئیس پرسیدم: قرصهای ضدعفونیکننده از پودر فشرده میشوند، درست است؟ قبل از فشردهسازی به قرص، باید پودرهای مواد مختلف را طبق دستورالعمل مخلوط و یکدست کرد، سپس در دستگاه فشردهسازی قرار داد، درست است؟ پودرهای مختلف قبل از فرمدهی به صورت قرص، بر حسب وزن اندازهگیری میشوند، درست است؟ بعد از فشرده شدن به صورت ورقهها، محاسبه بر اساس تعداد ورقهها خواهد بود، درست است؟ بعد از ریختن در بطری، محاسبه بر اساس تعداد بطریها است، درسته؟ پس، با چه مقدار پودر مخلوطی باید چند عدد قرص یا بطری محصول نهایی تولید شود؟ چه کسی میتواند آمار دقیق را به من بگوید؟ رهبر شرکت مستقیماً به چشمانم نگاه کرد و برای مدتی طولانی حرفی نزد. او بلافاصله تلفن زد و یکی پس از دیگری از کارکنان کلیدی را فراخواند، اما هیچکس نتوانست توضیح دهد. من با بیتفاوتی تماشا میکردم؛ برخی از آنها واقعاً چنین فکری نکرده بودند، در حالی که برخی دیگر عمداً مبهم صحبت میکردند و تمایلی به توضیح دقیق نداشتند. مدیران شرکت نیز متوجه شدند و با مؤدبانهای از من خواستند که ابتدا شرکت را ترک کنم. فکر نمیکردم وقتی روز بعد به محل کار آمدم، بفهمم که مدیران شرکت به دلیل حمله ناگهانی بیماری قلبی، دیروز به بیمارستان منتقل شدهاند. به طور مبهم احساس کردم که این موضوع مرتبط با گفتگوی دیروزم است، بنابراین از کارکنان دفتر پرسیدم که در واقع چه اتفاقی افتاده است. او با تردید به من گفت: دیروز وقتی شما این سؤال را پرسیدید، مدیران از ما خواستند که یک بطری قرص را در همان محل باز کنیم، آن را روی ترازو وزن کنیم، تعداد قرصها را شمارش کنیم و مقدار پودر مواد اولیه لازم را محاسبه کنیم. در نتیجه مشخص شد که مقدار مواد اولیهای که کارخانه در طول چند سال گذشته استفاده کرده، با تعداد قرصهای تولید شده، تفاوت بسیار زیادی دارد. تخمین زیان اقتصادی بیش از چند هزار میلیون یوان است. این خسارات در جیب چه کسی افتاد؟ حدساً برای مجازات اعدام کافی است. سریع گفتم: «پس هرچه زودتر بررسی کنید، مرحله به مرحله طبق فرآیند تولید بررسی کنید، حتماً پیدایش میشود.» ”او گفت: «نیازی به جستجو نیست، همه فرار کردهاند.» دیروز رهبر بستری شد و شب هم نتوانستیم با تمام افراد کلیدی تماس بگیریم؛ امروز صبح هم هیچکدام نیامدند. ”“امکان ندارد! ”“در واقع، نشانههایی از قبل وجود داشت؛ مدیر فروش، تنها یک ماه پس از ورود به شرکت، خودش یک خودروی جتا خرید. “این موضوع به تو ربطی ندارد، درسته؟ ”“نگران نباشید، مشکلی نیست. من منشی هستم و نمیتوانم با محصولات در تماس باشم. ”من و رئیس سازمانم، سریعاً به بیمارستان رفتیم تا از رئیس مشتری عیادت کنیم. رهبرم با نگرانی پرسید: «با توجه به وضعیت فعلی شرکت، آیا باید پروژه مشاورهای ما را ادامه دهیم؟» ”رهبر مشتری گفت: «اگر این کار را نکنیم، قطعاً خواهیم مرد؛ اما اگر انجام دهیم، شاید زنده بمانیم.» ”بنابراین، با فشارهای زیاد، به ارائه مشاوره ادامه دادم. من به همراه کارکنانی که ماندند، به طور دقیق جزئیات مختلف فعالیتهای تحقیق و توسعه، تولید و فروش شرکت را بررسی کردیم؛ نکات کلیدی و عوامل کنترلی هر مرحله را فهرست کردیم، سندهای راهنمای فرآیندها و دستورالعملهای اجرایی برای هر مرحله را تدوین کردیم. جزئیات این سندها آنقدر دقیق بود که مشخص بود کدام بخش و کدام پست، چه چیزی را از کجا دریافت میکند، بر اساس چه استانداردهایی چه چیزی را بررسی میکند، سپس بر اساس چه دستورالعملهایی چه اقداماتی انجام میشود، چه نتیجهای حاصل میگردد، چه کسی آن را بررسی و تأیید میکند، در چه مدت زمانی، از طریق چه راهها و شیوههایی، به چه کسی منتقل میشود. ”ما سند تهیهشده را برای بررسی نزد مدیر شرکت که در بیمارستان بستری بود، بردیم؛ او با خوشحالی به ما گفت که اقامتش در بیمارستان بیهوده نبوده است؛ او نه تنها بیماریاش را درمان کرده، بلکه فرصتهای تجاری جدیدی نیز پیدا کرده است. با استفاده از این اسناد سیستمی، میتوان به راحتی به یک پیشرفت جدید دست یافت. با دیدن نگاه درخشان چشمانش، احساس کردم که مسیر مشاورهام را به درستی انتخاب کردهام. به محض اینکه رهبران شرکت از بیمارستان خارج شدند، مستقیماً وارد آزمایشگاه شدند و بدون توقف، شب و روز مشغول توسعه و ساخت محصولات جدید شدند. این دوران، دوران حساسی بود؛ هیچکس جرأت نمیکرد سؤالی بپرسد، زیرا اطلاعات مربوط به محصولات جدید باید محرمانه باقی میماند. ما اسناد سیستم را در اختیار افراد مربوطه قرار میدهیم تا مورد بحث، اصلاح، آموزش و آزمایش قرار گیرد. وقتی محصول جدید پس از توسعه موفقیتآمیز روانه بازار شود، همه از قبل در جایگاه خود قرار گرفتهاند و هر کس به خوبی میداند «چه کاری باید انجام شود، چه کسی آن را انجام میدهد، چه زمانی، کجا، چگونه و نتیجه چه خواهد بود». کل فرآیند تولید به یکدیگر متصل است و انتقال هر مرحله به وضوح انجام میشود، بنابراین دیگر چنین مشکلاتی مانند اشتباه در واحدهای اندازهگیری رخ نخواهد داد. فروش محصول جدید به طرز شگفتانگیزی روان بوده است و کلید موفقیت، داشتن قابلیت جدید کاهش کلر است. همانطور که در بخشهای قبلی ذکر شد، گاز کلر اثرضدعفونی خوبی دارد، اما میتواند باعث تحریکات منفی در بدن انسان شود. برای حل این مشکل، در راه بازگشت از یک وعده غذایی، با مدیران شرکت صحبت کردم و درباره کمی دانش شیمیایی که داشتم، یعنی مفهوم خنثیسازی اسید و باز، صحبت نمودم. در آن زمان، رهبران شرکت فوراً مانع از ادامه صحبتهای من شدند. فکر میکردم دارم در مقابل استادم تواناییهایم را نشان میدهم و خیلی ترسیدهام. بعداً مدیران شرکت به من گفتند که همان جملهی من بود که به آنها یادآوری کرد تا از روش قرصسازی دولایه، با لایهی بیرونی حاوی کلر، استفاده کنند تا این لایه در آب حل شده و عمل ضدعفونی کند ; پس از آن، ماده خنثیکننده در لایه داخلی قرص دوباره حل شده و خطرات ناشی از تحریککنندگی گاز کلر را از بین میبرد. ابتدا از گاز کلر برای کشت باکتریها استفاده میشود، سپس از یک ماده خنثیکننده برای از بین بردن گاز کلر بهره گرفته میشود؛ این کار با ایجاد فاصله زمانی، هم از بوی تند گاز کلر جلوگیری میکند و هم باعث ضدعفونی و کشت باکتریها میشود. این همان میزان فناوری که در بخشهای قبلی ذکر شد، است. البته، برای تحقق این طرح، لازم است آزمایشهای مکرر و دشواری انجام شود؛ این همان فرآیند تحقیق و توسعهای است که رهبران شرکتها شبانهروز برای آن تلاش میکنند. اسناد سیستمی که مشاورههای لازم بر روی آنها انجام شد، دقیقاً نقش حمایتی و تأمینکنندهای در توسعه، تولید و فروش این محصول جدید ایفا کردند. اولین مشتری آزمایشی محصول جدید، همان بیمارستانی است که رهبران شرکت در زمان بیماری در آن بستری بودند. معلوم شد که رهبر، در دوران بستری بودنش، متوجه شده بود که در خدمات نظافت بیمارستان، ضدعفونی کردن امری ضروری و لازم است؛ اما بیماران از بوی مواد ضدعفونیکننده میترسیدند. او با مدیران بیمارستان مشورت کرد و برای تمیزکاری و ضدعفونی بیمارستان، یک قرص ضدعفونیکننده بدون بو را به طور ویژه توسعه داد. یک قرص در یک سطل آب حل میشود؛ در چند دقیقه اول، محلول به عنوان ماده ضدعفونیکننده عمل کرده و میتوان از آن برای تمیز کردن و ضدعفونی کردن استفاده کرد ; چند دقیقه بعد به آب خنثی تبدیل میشود و با پاک کردن مجدد، بوی کلر از بین میرود. بعدها، با مشارکت و پیشنهادات کاربران، سطح فناوری محصول جدید بیشتر بهبود یافت و اثر دوگانهای در ساختار مولکولی ایجاد شد؛ قرصها دیگر دولایه نبودند (**سرعت تولید افزایش یافت**)، اما هر قرص حاوی کلر و ماده خنثیکننده بود که پس از حل شدن در آب، به ترتیب زمانی مشخصی آزاد میشدند. هنگام تمیزکاری و ضدعفونی کردن نیز نیازی به پاک کردن دو بار وجود ندارد؛ تنها یک بار کافی است تا هم عمل ضدعفونی و هم عمل خنثیسازی انجام شود. علاوه بر این، این روش دارای قابلیت آزادسازی تدریجی مولکولهاست؛ بنابراین سطح اشیاء پس از پاک کردن، میتواند چند ساعت بدون باکتری باقی بماند. زیرا مولکولهای ضدعفونیکننده و مولکولهای خنثیکننده به طور مداوم و در طی مدت زمان طولانی آزاد میشوند و به این ترتیب اثر ضدعفونیکنندگی حفظ میگردد. هنوز منتظر دریافت گواهینامه سیستمی نبودیم که **آکادمی علوم پزشکی و مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای چین به این محصول توجه کردند و فرمولاسیون و روش تولید آن را **محرمانه اعلام نمودند. مبلغ بیش از ۲۰ میلیون یوان به این شرکت اختصاص داده شد تا کارخانه و انبارهای خود را در مکانی دیگر بازسازی کند و مقدار مشخصی قرص ضدعفونیکننده را به صورت مداوم نگهداری کند؛ این مواد به عنوان ذخایر اضطراری برای آمادگی در برابر جنگ و کمک در بحرانها استفاده خواهند شد. در آن زمان دیگر اجازه نداشتم در شرکت بمانم؛ متأسفم که نتوانستم شاهد گذراندن آزمونهای صلاحیتسنجی توسط شرکت باشم (آنها پس از نقل مکان، موفق به گذراندن آزمونها شدند). به عنوان تسلی، مدیران شرکت مرا به بیمارستانی که اولین بار از محصول جدید استفاده کرده بود، معرفی کردند و چرخهای جدید از مشاوره برای من آغاز شد. منبع: اینترنت
برای انجام این نوع مشاوره، چه دانش تخصصی لازم است؟ چه توانایی؟
تحلیل سرگرمکنندهای از این داستان: این داستان در کدام سال رخ داده است؟ در شرکتهای تولیدی امروزی، کنترل دقیقی بر مواد اولیه و محصولات وجود دارد؛ گزارشهای مدیران محصول نیز نرخ کیفیت و نرخ بازیافت محصولات را نشان میدهند. اگر یک شرکت تولیدی حتی هزینهها و درآمدهای اساسی خود را نیز محاسبه نکند، پس مالک آن شرکت واقعاً بیدقت است