این متن خوب را بازنشر میکنیم------بهترین استان جهان——چینگژو
Thread Content
جی لیانهای، سخنور برجستهٔ چینگژو، که به عنوان بهترین سخنور کشور شناخته میشود، با سبک منحصربهفرد خانوادگی خود، داستانهای پنهان تمدن هزارسالهٔ چینگژو را روایت کرده است؛ سخنانش تیز و طنزآمیز است و در بسیاری از جاها شگفتانگیز میباشد. ۱. برترین استان جهان – چینگژوچینگژو در استان شاندونگ، یکی از نه استان باستانی چین است و یکی از قدیمیترین مراکز تمدن چینی محسوب میشود. تاریخ این منطقه به هفت هزار سال پیش برمیگردد و به عنوان «برترین استان جهان» شناخته میشود. چینگژو، منطقهای با سنت تاریخی غنی است؛ نام آن از دیرباز شناخته شده بود. در کتاب «شانگشو·یو گونگ» نیز آمده است: «هایدای، همان چینگژوست». در دوران باستان، این سرزمین متعلق به قوم «دونگیی» بود و با عناوینی چون «سه کوه سرسبز، شهری زیبا همچون نقاشی» شناخته میشد. جی لیانهای از بزرگترین کلمه «شو» در جهان که در کوه یونمن، پنج لی در جنوب شهر چینگژو قرار دارد، شروع کرد و به شیوهای ساده و قابل فهم، تاریخ چینگژو از دوران امپراتور زرد تا کنون را با استدلالهای منطقی و استنتاجات دقیق، به شکلی جذاب توضیح داد. جی لیانهای، سخنور مشهور، با سبک منحصربهفرد خود، داستانهای فراموششده تمدن هزارساله چینگژو را روایت کرد؛ سخنانش تیز و طنزآمیز بود و در بسیاری از جاها شگفتانگیز بود. جی لیانهای گفت: در کتاب «شانگشو·یو گونگ» آمده است که چینگژو همان «هایدای وی چینگژو» است؛ ابتدا باید توضیح داد که چینگژو چیست. پس چینگژو چیست؟ ایالت، آنچه در آب قابل سکونت است، ایالت نامیده میشود. چه کسی اولین بار استانهای چین را تعیین کرد؟ دایو، ای دایو. میگویند دا یو مردم جهان را در نه منطقه مرتفع و آبی گرد هم آورد تا در آنجا سکونت کنند؛ بدین ترتیب، نه منطقه اصلی جهان به وجود آمد. سپس، پس از موفقیت در کنترل سیلابها، دایو مرزهای این نه منطقه را تعیین کرد و سپس به طور دقیق آنها را بررسی نمود. طبق «سجلات تاریخی»، اولین منطقهای که دا یو بررسی کرد، جیژو بود؛ سپس یانژو را بررسی کرد و در مرحله سوم به منطقه چینگژو که محل زندگی ماست، رسید. وقتی به اینجا رسید، نگاه کرد و گفت: «واو، واقعاً هماهنگی و آرامش حاکم است؛ مردم در آرامش و خوشبختی زندگی میکنند.» اما آنچه که الان گفتم مربوط به «شیجی» است؛ در «شیجی» چنین ثبتی وجود دارد. علاوه بر «شیجی»، میگوییم که کتابهای دیگر نیز رویدادهای این سفر یو دا را ثبت کردهاند، فقط در بخش «شانگشو·یو گونگ»، این روایت دو جمله بیشتر از «شیجی» دارد؛ یکی از این جملات «های دای وی چینگژو» است و جمله دیگر «وی زی چی دائو». منظورش چیه؟ «های» به دریای شرقی اشاره دارد و «دای» به کوه تایشان. «هایدای تنها چینگژوست»، این جمله در واقع مرزهای منطقه چینگژو را مشخص میکند. در مرز بین جامعه اولیه و جامعه بردهداری در چین، وسعت چینگژو به هیچ وجه به اندازهی امروز نبود. در آن زمان، از شرق تا دریاهای بوهای و هوانگهای، و از غرب تا کوه تایشان و رودخانههایی چون زیشوی و ویشوی، همگی جزو قلمرو چینگژو بودند. اما با رسیدن به اینجا، طبیعتاً سؤالی مطرح میشود: چرا این ایالت فقط «چینگژو» نامیده میشود؟ چرا نام آن چینگژو است و نه هوانگژو؟ دلیلش چیست؟ چینگژو در شرق چین قرار دارد؛ شرق، نشانه حرکت است. همه چیز دوباره زنده میشود، بهار تازه فرا رسیده است؛ همه چیز در حال حرکت است. از کجا شروع کنیم؟ این نقطه شروع، جایی که همه چیز از آن آغاز میشود و دوباره تکرار میگردد، کجاست؟ مبدا البته شرق است، خورشید اول در کجا دیده میشود؟ شرق. بنابراین، نقطه شروع همه چیز در سمت شرق است. پس چطور میدانی که بهار فرا رسیده است؟ درختان سبز شدند، کوهها آبی شدند، کوهها و آبها سرسبزند. این همان چینگژوی ماست. بنابراین، تا حدی، عزیزان من، باید بدانیم که بهترین استان جهان، استان چینگژو است. شروع کیوشو باید از چینگژو آغاز شود. دوم، برخی از افراد برجسته چینگژو: اول، کو جون، (۹۶۱–۱۰۲۳)، با نام مستعار پینگژونگ. سیاستمدار و شاعر دوران سلسله سونگ شمالی. جی لیانهای گفت که کو جون در چینگژو زندگی کرده است. شما میگویید که درباره شخصیت کو جون از فیلمها و سریالها نیز اطلاعاتی داریم؛ میدانیم که کو جون فردی بسیار قدرتمند و صادق است. چطور ممکن است باعث ناراحتی دیگران نشود؟ در نتیجه، او را شکایت کردند. در نهایت، پادشاه دیگر او را دوست نداشت و او را به چینگژو تبعید کرد. یک سال در چینگژو، بدون حضور او، پادشاه نمیتواند کار کند. هر روز سؤال میکند. این کو جون در چینگژو چطور است؟ خیلی دلم برایش تنگ شده است. وزیران گفتند: شما دلتان برای او تنگ شده، آیا از او پرسیدید که آیا او هم دلش برای شما تنگ شده است یا نه؟ در چینگژو، کوههای سبز، آبهای زلال، شرابهای خوب و زنان زیبا وجود دارد. او مدتها پیش شما را فراموش کرده است. پادشاه وقتی شنید که من را فراموش کرده؟ او زندگی راحتی دارد، اینطور نمیشود، او را از چینگژو برایم فراخوانید. بگذارید او با من باشد، نه با آن زنان زیبا. بعداً، کو جون یک سال در اینجا ماند و سپس رفت. دوم، فوبی (۱۰۰۴–۱۰۸۳)، که نام خطیاش یانگو بود، یکی از وزیران سلسله شمالی سونگ بود. در سال ۱۰۴۷ میلادی، به عنوان فرماندار چینگژو منصوب شد. جی لیانهای توضیح داد که آن شخص، فردی بسیار مشهور است. در دوران سلسله سونگ شمالی، یک اصلاحات مشهور وجود داشت؛ پیش از اصلاحات وانگ آنشی، اصلاحات مشهور دیگری به نام «اصلاحات جدید قینگلی» وجود داشت. این اصلاحات جدید قینگلی را چه کسی رهبری میکرد؟ تحت رهبری فان ژونگیان. فوبی چه کسی است؟ فوبی دوست بسیار خوب فان ژونگیان بود. نتیجه اصلاحات جدید دوران چینگلی چه بود؟ شکست خورد. به بوروکراتهای بزرگ و زمینداران بزرگ توهین کردیم، آنها کار نخواهند کرد. شکست خورد. پس از شکست، سرنوشت فوبی چه شد؟ تبعید شد. به کجا تبعید شدند؟ چینگژو، آه. فو بی به چینگژو آمد. بعد از رسیدن به چینگژو، چطور بود؟ درست زمانی که جهان در هرج و مرج بود و رود خوانگهو از سیل فرا گرفته شده بود، اینجا و آنجا ترکیدگی پدید آمد و بسیاری از مردم بیخانمان شدند. وقتی شنیدند که فوبی به چینگژو آمده، گفتند: نمیشود، ما هر جا که فوبی برود، ما هم میرویم؛ فوبی توانایی دارد، پس باید از او پیروی کنیم. همین که فوبی به چینگژو رسید، شصت هزار نفر از پشت سرش آمدند. شصت هزار اهل خارج. فوبی گفت؟ دیگر دنبالم نکن، من هم چیزی برای خوردن ندارم. عجله کنید، صد هزار خانه مسکونی را آزاد کنید. این شصت و یک واحد را با ترکیب شش نفره تنظیم کنید. فوبی فکر کرد که شما هرچه زودتر مسائل را حل کنید. حالا که صحبت به اینجا رسید، باید مراقب باشیم. مشکل اینجاست که فوبی شصت هزار آدم بیخانمان را به اینجا آورده؛ آیا این کار باعث ناراحتی دیگران نمیشود؟ تو این شصت هزار نفر را به خوبی مستقر کردی، شهرتت حتی بیشتر خواهد شد؛ پس آیا هنوز میخواهی به پایتخت برگردی؟ نمیدانی چه کسانی را ناراحت کردهای؟ فو بی چنین فکری نداشت و همچنان آوارگان را سامان داد؛ کسی که میخواست به خانهاش بازگردد، در سال بعد که محصولات غلات در چینگژو فراوان بود، به او پنجاه جین غلات داده میشد تا خودش آن را به خانه ببرد و در راه بخورد. بنابراین، سال بعد، فوبی دو سال در چینگژو ماند. خدایان منطقه چینگژو واقعاً مهربان هستند؛ آنها از فو بی مراقبت کردند، چون میدانستند که او انسان خوبی است و نباید رنج بکشد. در دو سال متوالی، محصولات فراوانی به دست آمد. گرسنگان هر روز به امپراتور نامه مینوشتند؛ در آن دوران، گرسنگان نیز به امپراتور نامه مینوشتند و برخی نیز مستقیماً به دربار مرکزی نامه میفرستادند و فوبی را بهترین انسان جهان میخواندند. در نهایت پادشاه نگاهی انداخت؛ چون آدم خیلی خوبی بود، تصمیم گرفت دوباره او را به پکن برگرداند. فوبی باید دوباره به پکن برگردد. سوم، فان ژونگیان، (۹۸۹–۱۰۵۲)، با نام ادبی شیون. سیاستمدار، ادیب، **شناس و مربی دوران سلسله سونگ شمالی. جی لیانهای گفت که فان ژونگیان رهبر اصلاحات جدید دوران چینگلی بود. به عنوان رهبر، ابتدا به دنگژو تبعید شد و سپس به هانگژو فرستاده شد. فان ژونگیان چند سال داشت؟ شصت و هفتاد ساله است، پیر شده، سلامتیاش خیلی بد است. بنابراین در این مقطع باید توجه داشته باشیم که پس از رفتن فوبی، چه کسی جایگزین او خواهد شد تا استان چینگژو دچار آشوب نشود؟ درسته، نه؟ با فکر کردن، فان ژونگیان به ذهن میآید. بنابراین، فان ژونگیان به چینگژو منتقل شد تا جایگزین فو بی به عنوان حاکم چینگژو شود. وقتی فان ژونگیان به اینجا رسید، همچنان با چه مشکلاتی روبرو بود؟ هنوز بیخانمان. پناهندگان هنوز رفته نیستند، فکر کنید درست است یا نه. پس کاری که فان ژونگیان نیز باید انجام دهد، چیست؟ او مسئول مسئله پناهندگان است. در آن دوره، فان ژونگیان تعداد بسیار زیادی از خانههای مردم را تخلیه کرد و سرانجام باعث شد که این افراد بیخانمان، جایی برای زندگی در سالمندی داشته باشند. در این دوره، کار دیگری نیز برای فان ژونگیان وجود داشت؛ آن کار چه بود؟ باید توجه کنیم که فو بی برای این شصت هزار مردم عادی چه چیزی برای خوردن به جا گذاشته است؟ بنابراین قیمت غلات در اینجا افزایش مییابد. در دوران سلسله سونگ، چه مالیاتهایی پرداخت میشد؟ غلات را تحویل دهید. قیمت غلات در چینگژو از قبل به شدت افزایش یافته است؛ ما هم باید غلات را به دربار تحویل دهیم، پس آیا قیمت غلات در چینگژو نخواهد افزایش یافت؟ چه کار باید کرد؟ علاوه بر این، غلات ما در چینگژو باید به لیائوچنگ تحویل داده شود. فان ژونگیان فکر کرد و تصمیم گرفت تغییر دهد: شما تمام غلات را به افراد گرسنه بفروشید، و پس از فروش، پول مالیات را به من بدهید. سال گذشته چقدر بود؟ سال گذشته، یک سنگ غلات چقدر بود؟ یک سنگ غلات برای پرداخت مالیات چقدر است؟ ما قیمت را کاهش میدهیم، شما اول برای من قیمت را پایین بیاورید. در لیائوچنگ، غلات فراوان است؛ مقدار غلات آنجا خیلی زیاد است و ارزش چندانی ندارند. ما میتوانیم مستقیماً به آنجا برویم و غلات را خریداری کرده و تحویل دهیم. بعد از پرداخت ** چه میشود؟ پول زیادی هم به دست آورد، بعد از کسب پول زیاد، آن را بازگرداند. به مردم بازگردانده شود. مردم خوشحال هستند. در آن زمان، چینگژو به دلیل ورود تعداد زیادی از افراد گرسنه از مناطق دیگر، با مشکل روبرو شد؛ این افراد گرسنه قطعاً به بهداشت توجه نمیکردند. بنابراین، چینگژو دچار بیماریای شد؛ بیماری مسری که به آن «بیماری چشم قرمز» گفته میشود. واقعاً التهاب چشم قرمز است، نه آن نوع التهاب چشم قرمز که با دیدن دیگران پولدار میشود. واقعاً بیماری چشم قرمز دارد. پس فان ژونگیان چه کار باید بکند؟ سریع دارو را آماده کنید. با استفاده از آب چشمههای چینگژو، قرص سفید چینگژو تهیه شد؛ پس از تهیه، آن را به افراد دادند و آنها به سرعت بهبود یافتند. مردم خیلی خوشحال هستند. برای فان ژونگیان، فو بی و چند نفر دیگر، یک حیاط ساخته شد تا این شخصیتهای برجسته را گرامی دارد. چهارم، ژائو بینگجونگ (۱۵۷۳–۱۶۲۶)، که نام خطیاش جیچینگ بود، اهل شهرستان ییدو در استان چینگژو (امروزه شهر چینگژو در استان شاندونگ) در دوران سلسله مینگ بود. در سال بیست و ششم دوران وانلی، سال ۱۵۹۸، قهرمان امتحانات کنکور شد و به مقام وزیر امور آیینی رسید. به گفتهی جی لیانهای، ژائو بینگجونگ اهل چینگژو بود؛ هنگام کسب عنوان برتر در آزمونهای دولتی، مقالهای ۲۴۶۰ کلمهای نوشت که از نوع «باگو» بود و به شکلی فوقالعاده زیبا و دقیق نوشته شده بود؛ هر کلمه به اندازهی یک اینچ مربع بود و با خطی بسیار ریز نوشته شده بود. در پایان، امپراتور که دید نوشته بسیار خوب است، خودش روی سند نام «برترین در رده اول» را نوشت. این برگه، یک اثر تاریخی بسیار ارزشمند است و تنها برگه امتحانی فرد برتر کشور است که تاکنون به خوبی حفظ شده است. تاکنون در سراسر کشور تنها یک برگه امتحانی نمرهی صدر، در چینگژو وجود دارد. بعدها، نوه سیزدهم جائو بینگجونگ، در سال ۱۹۸۳ این برگه قبولی را تقدیم کرد. این برگه اکنون در موزه چینگژو است. سوم، نقلقولهای جالب این شماره: مردم برای چه به چینگژو میآیند؟ فکر میکنم در کل دو نوع اندیشه در ذهن مردم وجود داشته باشد: اول، افرادی که از مناطق دیگر میآیند، قطعاً برای دیدن بزرگترین کلمه «شو» در جهان، یعنی چینگژو، میآیند ; دوم این است که وارد شهر شدن. برای دیدن چه چیزی به شهر آمدهاید؟ برای دیدن افراد مشهور و آثار تاریخی بسیار زیاد. چینگژو در شرق چین قرار دارد؛ شرق، نشانه حرکت است. همه چیز دوباره زنده میشود، بهار تازه فرا رسیده است؛ همه چیز در حال حرکت است. از کجا شروع کنیم؟ این نقطه شروع، جایی که همه چیز از آن آغاز میشود و دوباره تکرار میگردد، کجاست؟ مبدا البته شرق است، خورشید اول در کجا دیده میشود؟ شرق. بنابراین، نقطه شروع همه چیز در سمت شرق است. پس چطور میدانی که بهار فرا رسیده است؟ درختان سبز شدند، کوهها آبی شدند، کوهها و آبها سرسبزند. این همان چینگژوی ماست. بنابراین، تا حدی باید بدانیم که بهترین استان جهان، استان چینگژو است. شروع کیوشو باید از چینگژو آغاز شود. سیصد هزار سرباز لشکر زرپوش و یک میلیون خانوادهشان؛ از میان این یک میلیون و سیصد هزار نفر، صد هزار نفر انتخاب شدند تا به سربازان استان چینگژو در خدمت کائوکائو تبدیل شوند. تمام این سربازان تحت فرمان یک نفر و تحت رهبری یک نفر بودند. روزی که سائوسائو در سراسر کشور مشهور و برای همگان شناختهشده شود، آن نبرد را چه کسی خواهد جنگید؟ پیروزیها همگی توسط سربازان چینگژو به دست آمده است. در تاریخ سلسله سونگ، تقریباً هیچ شخصیت مشهوری وجود نداشت که به چینگژو نیامده و در آنجا مقامی نداشته باشد؛ پس چطور او میتوانست شخصیت مشهوری باشد؟ واقعاً غیرقابل باور است؛ تو حتی به چینگژو هم نرفتهای، و میخواهی سلبریتی شوی؟ لی چینگجائو هر وقت میخواست به جایی برود، به چینگژو میآمد و بیست سال آنجا میماند. در طول بیست سال، همسران یکدیگر را دوست داشتند و محبت میکردند؛ مرد به مطالعه سنگنوشتهها میپرداخت و زن شعر میسرود. او هر روز درباره چقدر شوهرش خوب، زیبا و تواناست مینوشت؛ چنین شعرهای ملایمی نوشت، اما چه کسی الهامبخش او بود؟ ما در چینگژو الهامبخش او بودیم. ___________________________________________________________________________بازنشر از وبسایت چیلو