Thread Content
آخرین بار، این پست توسط فولرد در تاریخ ۲۰۱۹-۳-۱۰ ساعت ۲۱:۲۶ ویرایش شد. نادیده گرفتن مسائل ایمنی، به معنای ایجاد فاجعه است – بررسی علل حادثه پارگی لولههای بخار با فشار بالا در دانگیانگ. حدود ساعت ۱۵:۲۰ روز ۱۱ آگوست ۲۰۱۶، لولههای بخار با فشار بالا در شرکت تولید برق مادیان، دانگیانگ، استان هوبی دچار پارگی شدند؛ در نتیجه ۲۲ نفر کشته و ۴ نفر مجروح شدند. بر اساس گزارش **اداره کل ایمنی، دلیل اصلی حادثه، ترک خوردن جوش لوله اصلی خروج بخار در دیگ شماره ۲ بود؛ در نتیجه مقدار زیادی بخار بسیار داغ با دمای بالاتر از ۵۰۰ درجه سانتیگراد به بیرون ریخت. این امر منجر به شکستن شیشههای اتاق کنترل شد و باعث تلفات سنگین کارکنان آن اتاق گردید. دلیل مستقیم و ظاهری ایجاد چنین فاجعهای، مشکل ترک خوردن جوشهای سنجش جریان بوده است. با بررسی دقیق، یافتن ریشههای عمیق مشکلات دشوار نیست. ۱) مسئله طراحی مهندسی: دستگاه اندازهگیری جریان که باعث حوادث انفجاری میشود، در لولهای که از بویلر تا توربین امتداد دارد، نصب شده است. درون لوله، بخار فراگرم با دمای بالاتر از ۵۰۰ درجه سانتیگراد وجود دارد. این بخش از لولهکشی، تنها با یک دیوار از اتاق کنترل جدا شده و تنها توسط شیشه دوجداره از آن مجزاست. از دیدگاه مهندسی ساخت، حداقل سه جنبه کشنده نادیده گرفته شدهاند: فاصله ایمن بین اتاق کنترل و مناطق خطرناک، تجهیزات حفاظتی در اتاق کنترل، و دستگاههای تشخیص و هشداردهنده نشت بخارهای داغ. ۲) مشکلات کیفیت تجهیزات یا روند ساختوساز: ترک خوردن جوشهای دستگاه اندازهگیری جریان، جزو مشکلات کیفیت محصول محسوب میشود. محصولات نامرغوب، دلیل مستقیم این فاجعه بودند. بر اساس اطلاعات دریافتشده، هم در صبح روز حادثه و هم روز قبل از آن، نشت بخار از لولههای بخار رخ داده بود و یک کارگر دچار سوختگی پا شد. لوله بخار این نیروگاه که به شرکت هواچیانگ کیمیا متصل است، امسال نیز یک بار نشت داشته است. افراد داخلی همچنین افشا کردند که «کیفیت برخی از قطعات مورد تردید است» و «تجهیزات توربینها پایینتر از قیمت بازار هستند و محصولاتی هستند که از بازار حذف شدهاند». قبل از راهاندازی گروه تولید برق B25، مشخص شد که سیمهای سیمپیچ استاتور در چندین نقطه قطع شدهاند. از اوایل سال ۲۰۱۶، در حال تنظیم دستگاه جدید بودیم و مدام با مشکلات مکرری مواجه بودیم که شامل «روشن نشدن دستگاه، تعمیر آن، روشن کردن مجدد که باز هم موفقیتآمیز نبود و دوباره تعمیر» بود. یک پیمانکار گفت که تعمیر لولهها در این شرکت کاری رایج است؛ «اگر نشتی وجود داشته باشد، ابتدا پارچه عایقبندی را برداشته و لوله را جوش میدهند، سپس دوباره آن را نصب میکنند؛ در این مدت، ماشین همچنان در حال کار است.» محصولات با کیفیت پایین، همراه با اجرای کار با استانداردهای ضعیف، «بمبهای» ایمنی را ایجاد کردند و منجر به حادثه ۸·۱۱ شدند. ۳) مشکلات پشتیبانی فنی/کیفیت خدمات: قبل از وقوع انفجار، تکنسینهای تولیدکننده دستگاه در مرحله تنظیم، ترتیب فازهای ترانسفورماتور القایی را اشتباه تنظیم کردند که منجر به قطع مدار شد. در چنین پروژههای بزرگ و تجهیزات حیاتی، حتی در یک کار فنی ساده مانند اتصال ترتیب فاز ترانسفورماتور مشکلاتی پیش میآید؛ این نشان میدهد که کیفیت خدمات فنی تولیدکنندگان تجهیزات چقدر ضعیف است! پدیده تنظیم مکرر در نیم سال گذشته که در بالا ذکر شد، تا حد زیادی نشاندهنده سطح پایین خدمات ارائهشده توسط تولیدکنندگان تجهیزات است. ۴) کمبود آگاهی امنیتی در شرکتها و تمایل بیش از حد به کسب سود کوتاهمدت: خانوادههای قربانیان گفتند که صبح روز حادثه، «لولهها پاره شده بودند» و بخار از آنها نشت میکرد. در حین تعمیرات، کارگران پیشنهاد کردند که فرآیند سوزاندن دیگ بخار متوقف شود، اما مقامات مسئول جلوی آن را گرفتند. رهبر گفت: «فقط چند روز کار میکند، اگر متوقف شود، خسارت وجود خواهد داشت.» امنیت مستلزم پیشگیری از مشکلات و آمادگی برای رویارویی با شرایط احتمالی است؛ اما در این شرکت، لولههای بخار دچار نشت هستند و حتی کارکنان نیز دچار سوختگی شدهاند. با این حال، این شرکت هیچ اقدامی انجام نمیدهد و فقط به منافع مالی خود فکر میکند! ۵) **ارزیابی ایمنی و نظارت کافی نیست؛ این پروژه دارای تخلفاتی است و پیشتر نیز مشکلاتی مانند آتشسوزی و انفجار در اثر نشت روغن در حضور منبع آتش، همچنین خطرات ناشی از نشت در مخازن مختلف، مشاهده شده است.** علاوه بر این، موارد متعددی از نشت بخار در لولهها و ترمیم ترکهای جوش وجود داشته است. این همه مشکل، **ناظران کجا هستند؟ آیا تمام این خطرات پنهان کاملاً از بین رفتهاند؟ چه کسی به آنها اختیار داده تا همه جا مین بگذارند و کارمندان را وادار به عبور از آنها کنند؟ حتی پس از وقوع حادثه، اداره ایمنی استان نیز تنها «وضعیت اجرای کارها در مناطق مختلف را بررسی خواهد کرد؛ کسانی که مسئولیتهای مربوط به ایمنی کار را اجرا نکنند یا کارهایشان به خوبی انجام نشود، مورد انتقاد قرار خواهند گرفت؛ همچنین با مقامات و ادارات مربوطه جلساتی برگزار خواهد شد» ; در صورت بروز حوادث ایمنی در فرآیند تولید، مسئولیت افراد مربوطه به طور جدی پیگیری خواهد شد. ” امنیت بر همه چیز مقدم است. مسائل مربوط به جان انسانها، صرفاً با «انتقاد کتبی» و «مصاحبه» حل نمیشود؛ این روشها بیاثر هستند و به هیچ دردی نمیخورند! آنچه مورد نیاز است، اجرای اقدامات قاطع برای ریشهکن کردن عوامل خطر و جلوگیری از حوادث است! “«در صورت وقوع حوادث ایمنی تولید، مسئولیت افراد مربوطه به طور جدی پیگیری خواهد شد»؛ مجازاتهای سخت پس از وقوع حادثه نیز هیچ کمکی به جبران خسارات وارد شده به جان و اموال نمیکند. آنچه لازم است، پیشگیری از بروز مشکلات است! ۶) آگاهی کارکنان از لزوم محافظت از خودشان کافی نیست و جامعه فاقد نظارت و افکار عمومی مربوط به ایمنی است. ماده ۵۶ «قانون کار جمهوری خلق چین» مقرر میکند که کارگران حق دارند در برابر دستورات غیرقانونی مدیران کارفرما و اجبار آنها به انجام کارهای پرخطر، از اجرای آنها سر باز زنند؛ همچنین حق دارند در قبال رفتارهایی که به سلامت جانی و بدنی آنها آسیب میرساند، انتقاد کرده، گزارش دهند و شکایت کنند. در واقع، کارمندان از اینکه کارفرمایشان آنها را به دلیل «عدم تبعیت از مدیریت و رهبری» اخراج کند، نگران هستند و اغلب سکوت میکنند. بهویژه در برابر شرایط دشوار اشتغال و فشارهای مالی زیاد خانوادگی، کارکنان اغلب ترجیح میدهند تسلیم شوند. این امر نشاندهنده ضعف آگاهی کارکنان کشورمان در زمینه محافظت از خود است و در عین حال، ضعف فضای عمومی مربوط به امنیت اجتماعی و نظارت بر آن را نیز برجسته میکند. وقتی یک شرکت به دلیل مشکلات امنیتی، به کارکنان و جامعه آسیب میزند یا کارکنان به دلیل استفاده از حقوق امنیتی خود، بیرحمانه اخراج میشوند، اگر آن شرکت مورد نفرت تمام مردم، رها شدن توسط بازار و ترک شدن توسط بانکها قرار گیرد، طبیعتاً کارکنان شجاعت لازم برای استفاده از حقوق قانونی خود را خواهند داشت. ۷) مسائل اخلاق و ارزشهای سازمانی: یک سازمان که بر انسانمحوری تأکید دارد، ابتدا به ایمنی کارکنان خود توجه میکند و هرگز برای جلوگیری از زیانهای مالی کوتاهمدت، جان کارکنان را به خطر نمیاندازد. شرکتهایی که دارای اخلاق و ارزشهای صحیح هستند، بر انسانمحوری تأکید دارند؛ در حالی که به دنبال رشد پایدار، سالم و استوار خود هستند، به فواید اجتماعی نیز توجه میکنند. پروژههایی که با تجهیزات نامرغوب و خدمات ضعیف ساخته شدهاند، قطعاً «پروژههای زبالهای» پر از خطرات هستند! در این جهان دیگر کمبود «زباله» وجود ندارد؛ لازم است **، جامعه و شرکتهای مختلف با اقدامات فعال، مشترکاً در برابر «زباله» مقاومت کنند! پایبندی به انسانمحوری و توسعه ایمن، هم مسئولیت شرکتهاست و هم پایه و اساس توسعه بلندمدت آنها. امنیت، نوعی مسئولیت است. نادیده گرفتن ایمنی، به معنای ایجاد فاجعه است!
چگونه مخازن فشاری و لولهکشیها با موفقیت بازرسی و تأیید میشوند؟
آیا این بازرسی هم تأیید میشود؟ من شرکتهای خصوصی را مورد انتقاد قرار نمیدهم؛ قطعاً اینها شرکتهای خصوصی هستند
داستان و دلایل پشت آن را همه میدانند؛ فقط امیدواریم که ما در حین کار، با تمام وجود تلاش کنیم