Thread Content
خلاصه پرونده: آقای چن، کارمند استفاده از فورکلیفت در یک کارخانه سنگ است. در یکی از کارهای آمادهسازی قبل از شروع کار، متوجه شد که فورکلیفتی که استفاده میکرد نمیتواند به درستی روشن شود. چن فوراً به یانگ، تکنسینی که به طور مداوم خدمات تعمیراتی را برای کارخانه ارائه میداد، مراجعه کرد تا تعمیرات انجام شود. پس از بررسی، یانگ متوجه شد که پمپ سوخت فورکلیفت دچار مشکل شده و نیاز به تعمیر در شهرستان دارد. متأسفانه، روز مورد نظر معلم کلاس به دلیل مشغلهای مجبور شد مرخصی بگیرد؛ چن هم با تماس گرفتن از مدیران کارخانه، نتوانست با آنها تماس برقرار کند. برای جلوگیری از اختلال در تولید عادی، چن تصمیم گرفت خودش هرچه زودتر به شهرستان برود تا پمپ روغن را تعمیر کند. از آنجایی که چن با اصول کارکرد پمپ روغن آشنایی چندانی نداشت، او یانگ، تکنسین تعمیرات، را دعوت کرد تا همراهش با موتورسیکلت به آنجا بروند. در مسیر بازگشت پمپ سوخت به کارخانه، این دو نفر در یک تصادف رانندگی دچار حادثه شدند؛ یانگ در همان لحظه جان خود را از دست داد و چن مجروح شدیدی دید. گزارش تعیین مسئولیت در تصادف رانندگی صادر شده توسط اداره راهنمایی و رانندگی، نشان میدهد که هیچکدام از یانگ و چن مسئولیتی ندارند. سپس، خانوادههای هر دو نفر، با استناد به اینکه «در طول سفر کاری، به دلایل مربوط به کار دچار آسیب شدهاند»، درخواست تشخیص حادثه کاری را نزد ادارات مربوطه به بیمه اجتماعی ارائه دادند. تحلیل: پس از دریافت درخواست تشخیص حادثه کاری، اداره مربوط به بیمههای اجتماعی، طبق قانون، اطلاعیهای برای کارخانه سنگفرآوری جهت ارائه مدارک لازم در مهلت مقرر ارسال میکند. کارخانه سنگفرش ادعا کرد که اگرچه چن، کارمند کارخانه در بخش فورکلیفت بود، اما در روز حادثه بدون دستور یا موافقت سرپرست شیفت یا مدیران کارخانه، برای تعمیر پمپ سوخت به شهر رفته بود؛ این کار یک سفر غیررسمی بود و نباید به عنوان حادثه کاری در نظر گرفته شود ; یانگ متعلق به کارکنان این واحد نیست؛ بلکه به طور دورهای یا غیردورهای خدمات تعمیراتی برای جرثقیلهای کارخانه ارائه میدهد. پس از هر بار ارائه خدمت، کارخانه به موقع هزینه کار را به او پرداخت میکند. رابطه بین آنها یک رابطه کاری موقتی است و نباید به عنوان حادثه کاری در نظر گرفته شود. بررسیها نشان داد که تنها هدف چن و یانگ در روز وقوع حادثه، رفتن به شهر برای تعمیر پمپ سوخت بود؛ این موضوع را فروشگاه تعمیرات پمپ سوخت و نگهبان کارخانه نیز تأیید کردند. همچنین، برای اطمینان از عملکرد صحیح کارخانه، آن دو پس از تعمیر پمپ سوخت، به موقع بازگشتند. یانگ، یک تکنسین جرثقیل است که همزمان برای چندین کارخانه فرآوری سنگ کار میکند؛ او کارمند آن کارخانهها نیست و رابطه کاری بین طرفین وجود ندارد. پس از بررسی وضعیت، اداره مربوطه به حمایتهای اجتماعی، بر اساس بند (۵) ماده چهاردهم «آییننامه حوادث کاری» که مقرر میکند در صورتی که کارمند در زمان انجام وظایف کاری دچار آسیب شود یا در اثر حادثه ناپدید شود، آن را حادثه کاری تلقی کند، آسیب وارد شده به چن را به عنوان حادثه کاری شناسایی کرد. در همین حال، کارکنان توضیحات دقیقی برای خانواده یانگ ارائه دادند تا درخواست تشخیص آسیب ناشی از کار را پس بگیرند و به جای آن، خواستار غرامت مدنی از کارخانه سنگفرآوری شوند. خیلی زود، کارخانه سنگ با خانواده یانگ به توافق رسیدند و مبلغی به عنوان غرامت یکجا پرداختند، اما همچنان نسبت به نتیجهی تشخیص مربوط به چن شک داشتند. کارخانه سنگفرش معتقد است که چن، به طور خودسرانه بیرون رفته و پیامدهای ناشی از آن را باید خودش تحمل کند. کارخانه سنگ با توجه به اینکه اقدام او برای حفظ منافع واحد کاری بوده، اعلام کرد که از روی همدردی میتواند کمک مالی مناسبی برای هزینههای درمانی او فراهم کند؛ اما از پرداخت مزایای بیمه حوادث کاری طبق قوانین خودداری کرد و به دادگاه عمومی محلی شکایت کرد. پس از رسیدگی، دادگاه عمومی محلی طبق قانون حکم صادر کرد و تصمیم اداره بیمههای اجتماعی مبنی بر اینکه آسیب دیده شده توسط چن مربوط به حوادث کاری است، را تأیید نمود. طبق بند (پنجم) ماده چهاردهم «آییننامه بیمه حوادث کاری»، در صورتی که کارمند در زمان انجام وظایف کاری خود دچار آسیب شود یا در اثر یک حادثه ناپدید شود، باید این حادثه به عنوان حادثه کاری در نظر گرفته شود. ”در اینجا، «خروج برای انجام کار» به معنای آن است که کارمند، خارج از حوزه کاری سازمان خود، به دلیل نیازهای کاری توسط مدیران برای انجام کار در خارج از سازمان مأمور میشود ; یا برای انجام بهتر کار، خودش در خارج از واحد خود، فعالیتهایی مرتبط با شغلش را انجام دهد. در اینجا، «مناطق خارجی» دو معنا دارد: یکی به مکانهایی خارج از واحد مورد نظر اشاره دارد، اما همچنان در چارچوب منطقه محلی قرار دارند ; دوم این است که نه تنها از واحد خود خارج شده، بلکه به منطقهای دیگر رفته است. در مورد نوع اول، میتواند توسط رهبر تعیین شود یا کارمند بر اساس نیازهای وظیفهاش خود تصمیم بگیرد ; در مورد دسته دوم، باید تعیینکنندهای از سوی رهبران واحد وجود داشته باشد. چن، در شرایطی که نمیتوانست با مدیران واحد تماس بگیرد، برای جلوگیری از اختلال در فرآیندهای تولیدی وحده و حفظ منافع آن، به طور فعال به شهرستان (در محدوده همان منطقه اما خارج از واحد) رفت تا پمپهای روغن را تعمیر کند؛ که این مورد جزو دسته اول محسوب میشود و فرد میتواند بدون دستور مدیران، بر اساس الزامات وظیفه، تصمیم بگیرد. همچنین، در خصوص تعیین «دوران سفر به دلایل کاری» برای دریافت حقوق بیمهای، ماده ۵ «آییننامه دیوان عالی قضایی درباره برخی مسائل مربوط به رسیدگی به پروندههای مربوط به بیمه کار» (قانون شماره [۲۰۱۴]، شماره ۹) مقرر کرده است که در صورتی که اداره بیمههای اجتماعی، فعالیتهایی که کارمندان در خارج از محل کار و به دستور کارفرما یا به دلایل مربوط به وظایف شغلی انجام میدهند، را به عنوان «دوران سفر به دلایل کاری» تشخیص دهد، دادگاهها باید این تصمیم را تأیید کنند. بنابراین، «دوران سفر به دلیل کار» نوع خاصی از «زمان کاری» محسوب میشود و باید با در نظر گرفتن عواملی مانند اینکه آیا سفر کارمند به دلیل نیازهای کاری است یا برای حفظ منافع مشروع کارفرما، مورد ارزیابی قرار گیرد. اینکه کارخانههای سنگ، «تعیین یا عدم تعیین» را به عنوان تنها معیار برای تشخیص حادثه کاری در نظر بگیرند، درکی یکجانبه است.
برای بیرون رفتن، بهتر است سند وظایف داشته باشید