Thread Content
آخرین بار این پست توسط «گوان گونگیو» در تاریخ ۸-۱۱-۲۰۱۶ ساعت ۲۱:۱۳ ویرایش شد. برادر درباره ایمنی صحبت میکند، هرچه بیشتر گوش میدهم، بیشتر میترسم! موارد واقعی یکی پس از دیگری در اطراف شما رخ میدهد... آرام صحبت کنید، آرام گوش دهید. در ابتدای ورود به محیط کار، با توپهای آتشنشانی آشنا نیستید؛ کسی به طور تصادفی با آن بازی میکند، توپ آتشنشانی هشت کیلوگرمی بلافاصله فعال میشود و یکی از همکاران دقیقاً جلوی آن ایستاده است؛ گلوله مستقیماً ۵ متر پرتاب میشود! رئیس گروه سریعاً پرسید که آیا مشکلی وجود دارد یا نه، چندین بار تکرار کرد و مطمئن شد که هیچ مشکلی نیست! شاید از طرفین برخورد کرده، فقط سینهاش قرمز شده است! خوشبختانه، خوشبختانه! در طبقات ۱ تا ۵ پایین، داستانهای دیگری نیز وجود دارد. همه میتوانند حوادثی را که برایشان اتفاق افتاده یا دربارهشان شنیدهاند، برای دیگران تعریف کنند تا همگی هوشیارتر شوند! !
این یکی آنقدر خوششانس نیست! در طول یک بازرسی، رئیس تولید کارخانه خنکسازی ناگهانی برای بررسی، به بالای برج خنکسازی صعود کرد. افراد پایین، شوخی کرده و توپ آتشنشانی را فعال کردند؛ این توپ مستقیماً رئیس را در ارتفاع ۲۰ متری مورد اصابت قرار داد. او بلافاصله دستش را رها کرد و روی سکویی در فاصله ۳ متری پایین سقوط کرد؛ آرنجش شکست و کمرش نیز در اثر اصابت آسیب دید! نیم ماه تربیت روحانی……
برای تعمیرات فصل زمستان در یک پست، از بخار برای پاکسازی لولههای مسدود شده به دلیل یخزدگی استفاده میشد؛ برای رعایت زمانبندی کار، سرپرستی که در خانه در تعطیلات بود، فراخوانده شد تا شیفت اضافه کاری انجام دهد! هنگام تمیزکاری انتهای لوله با دست، به دلیل باز بودن بیش از حد شیر بخار توسط طرف مقابل، دست نتوانست آن را نگه دارد و سر ابزار ناگهان جدا شد؛ خوشبختانه سوختگیی رخ نداد، اما فشار به قسمت سینه وارد شد، در همان لحظه افتادم، بلند شدم و برای استراحت به اتاق کار رفتم، اما دوباره روی زمین افتادم! به بیمارستان منتقل شد، اما علیرغم تلاشهای نجات، جان باخت! دلیلش این است: تکان دادن سر، کبد را خرد کرده و باعث خونریزی میشود!
مورد دیگری وجود دارد که مربوط به تفنگ آب فشار بالا است! یک دانشجوی تازه فارغالتحصیل، وارد محل کار شده و در حال شستن اختلاطکنها با اسپری آب با فشار بالا است؛ آب نیز به سیستم وصل شده است. او آن را برای سرگرمی در دست میگیرد و انواع حرکات جذاب انجام میدهد! بیو! ! ! ! هدف قرار داده و شلیک کن، بالا و پایین برقص! در نتیجه، به طور تصادفی ماشه فشار داده شد و ۳۰۰ کیلوگرم آب بلافاصله خارج شد و باعث قطع شدن بازوی چپ شد؛ بله، قطع شد! وقتی وصل میشود هم دیگر کار نمیکند! هنگام بازی با چیزهای پرفشار باید مراقب بود، شوخی جایز نیست
این آنقدر خونین نیست! لولهکشی یک دستگاه نشت کرده، همه چیزی که به بیرون میرود، حاصل تحلیل دستگاههای اندازهگیری الکتریکی است! کسانی که وارد دستگاه میشوند، همگی کارکنان فنی آن بخش هستند! به همگی لایک میدهم! یادم میآید یک بار لولههای یک دستگاه نشت کرد و در یک لحظه، ۳۰ کیلوگرم از مواد مذکور خارج شد و اژدهای آتشینی به وجود آمد؛ تا زمانی که متوجه شدیم، دیگر نمیتوانستیم آن را کنترل کنیم! افراد غیرمرتبطی که در اطراف بودند، با سرعت به سمت خارج از کارخانه فرار کردند! ! تمام تاکسیهای مقابل ورودی کارخانه پر شدهاند! در آن لحظه، گروهی از افراد سوار بر دوچرخه با سرعت به سمت کارخانه میدویدند؛ همان کارکنان کارخانه بودند! همگی، با تمرکز بر نقطه آتشسوزی، به تدریج لولههای متصل به آن را ببندید! در نهایت، از محل آتشسوزی خارج شوید! ۳۰ خودرو آتشنشانی دور محل وقوع آتش قرار گرفتند! خنک کردن و کاهش دما، تا آتش گسترش نیابد! بگذارید تا آخرین حد بسوزد! نمیتوان آن را خاموش کرد؛ در غیر این صورت مواد تبخیر شده و پخش میشوند و در برخورد با جرقه، منفجر شدن آنها خطرناکتر خواهد بود! بدین ترتیب، سه روز و سه شب میسوخت! در میانه صداهای مختلف انفجار را خواهید شنید! برخی از لولهها ذوب شدند، مواد از آنها نشت کردند و منفجر شدند! ! ! برجهای بلند و سیستمهای خنککننده هوایی ذوب شدند، گویی آهن مذاب در حال سرازیر شدن بود! ! هیچ عکسی وجود ندارد، هیچ سوابقی نیست، خودتان تصور کنید! من شنیدهام! !
همهاش درسهایی از خون است، زنگ هشدار مدام به صدا درمیآید~ یادآوری میکنم که صاحب پست، «ضربه به سینه» را به «تمرکز» تغییر دهد
این رئیس تولید واقعاً در موقعیت سختی قرار دارد. . .
داستان حادثه را بشنوید! فقط خودتان را قهرمان داستانهای حوادث دیگران نکنید!
نباید در زمینه ایمنی کاری شوخی کرد، وگرنه خودش با شما شوخی خواهد کرد
آیا پمپ فشاردهی توپهای آتشنشانی به طور مداوم در حال کار است؟
در امنیت، روز شوخی وجود ندارد؛ همواره در مسیر پیشرفت هستیم.
همکار ما از توپ آتشنشانی برای شستن ماشین استفاده کرد؛ در حالی که افرادی در داخل ماشین نشسته بودند، این کار باعث شد شیشه جلویی کاملاً خرد شود. بچه را میترساند
همانطور که میگویند، گوساله تازه متولد شده از ببر نمیترسد؛ اما ما پیرمردان هر روز بیشتر میترسیم. فکر من این است که چه زمانی میتوانم بازنشسته شوم؟ چه کسی لعنتی دوباره یک تأخیر اضافه میکند؟
حادثه دوم واقعاً بیکلام میکند، واقعاً اگر کاری نکنی، نابود میشوی
متشکرم بابت اشتراکگذاری؛ مثال بسیار خوبی است، چشمگیر است
امنیت مسئلهای کوچک نیست، با احتیاط سفری طولانی و بدون مشکل داریم