HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

داستانت را بگو – آنگاه جهان آن‌طور که من فکر می‌کنم نخواهد بود

2016-11-03View Original

Thread Content

آنچه بیشتر مرا نگران و می‌ترساند، سرانجام اتفاق افتاد. . . . . زمانی من نیز تردید داشتم که آیا می‌توانم در این واقعیت بی‌رحم، زندگی بهتری داشته باشم، و به این فکر می‌کردم که پس از بیکاری چه کنم؛ اما در نهایت همه‌ی این‌ها اتفاق افتاد. می‌گویند روند کلی جهان، در واقع کاهش مصرف انرژی و گازهای گلخانه‌ای است! در دهه‌ای که صنعتی‌شدن چین با سرعتی شگفت‌انگیز در حال رشد بود، من تنها یک کودک دانش‌آموز بودم و فرصتی برای بهره‌مندی از این جهش صنعتی نداشتم. وقتی فارغ‌التحصیل شدم و شروع به کار کردم، و با این فکر که می‌توانم با استفاده از توانایی‌هایم پول درآورم تا زندگی‌ام را بهتر کنم، باد متوقف شد و سپس به باد مخالف تبدیل گردید. البته این بدترین وضعیت ممکن نیست؛ در ابتدای ورود به دانشگاه، گویی مدرک دانشگاهی هنوز ارزشی داشت، اما وقتی فارغ‌التحصیل شدم، مدرک لیسانس مانند پول رسمی کشور در آخرین روزهای حیاتش بود و ضربه‌ای مخرب به ارزش‌های شکننده‌ام وارد کرد. شاید دقیقاً از همان زمان بود که احساسات بدبینانه و ناامیدکننده درباره‌ی آینده، به شکلی وحشتناک در درون من رشد کردند و گسترش یافتند. یادم می‌آید در دوران مدرسه، تمام روز در خیالات غیرواقع‌بینانه غرق بودم؛ فکر می‌کردم کافی است دانش بیشتری کسب کنم و در تمام دروسم موفق باشم، تا پس از فارغ‌التحصیلی شغل خوبی پیدا کنم، پول زیادی به دست آورم، زندگی‌ام را مرفه و پرمعنا کنم، و حتی بتوانم به خودم افتخار کنم. همه چیز را آنقدر زیبا تصور می‌کنم که انگار همه چیز به طور طبیعی و بدون مشکل پیش می‌رود. فقط الان می‌بینم که در آن زمان واقعاً تا حد احمقانه‌ای ساده‌لوح بودم؛ من که در پایین‌ترین سطح این جامعه قرار داشتم، چطور می‌توانست راه صعود به بالا اینقدر آسان باشد؟ البته، در آن زمان برای یک کودک که هیچ تجربه‌ای از دنیای بیرون نداشت و فقط به مطالعه مشغول بود، پی بردن به این جنبه دشوار بود؛ علاوه بر این، مشکل اصلی این بود که من مسیر اشتباهی را انتخاب کرده بودم. اکنون متوجه شده‌ام که صنعت شیمیایی اصلاً قادر به تغییر سریع وضعیت دشوار خود نیست؛ این صنعت، صنعتی برای رسیدن سریع به ثروت نیست. برعکس، اگر اشتباهی رخ دهد، فرد به راحتی مجبور می‌شود کار سخت انجام دهد، با درآمدی ناچیز، در محیط‌های خطرناک و با تلاش بی‌پایان، عرق بریزد. حتی، در این مقطع حساس تحولات اقتصادی و اجتماعی، ما که در این صنعت فعالیت می‌کنیم، باید مانند سایر افراد این صنعت، از رنج‌های ناشی از تحولات رنج ببریم و با خطر حذف شدن روبرو شویم. گاهی با دیدن موفقیت‌های چشمگیر صنعت اینترنت و مالی، در درونم حس حسادت شدیدی به وجود می‌آید. همچنین، در شب‌هایی که بی‌خواب می‌مانم، فکر می‌کنم که اگر در آن زمان گزینه‌ی خود را این حوزه‌ها قرار داده بودم، آیا وضعیت فعلی‌ام اینقدر بد نبود؟ فکر می‌کنم «اگر» بزرگترین مجازاتی باشد که خداوند برای یک شکست‌خورده در نظر گرفته است. فقط اگر واقعاً چیزی به نام «اگر» وجود داشت، من باز هم به این مرحله می‌رسیدم، چون گزینه‌ای برای انتخاب ندارم. این همان غم فقیران است؛ سرنوشت چیست؟ آن چیزهایی که حتی اگر بتوانند به شما امکان شروع دوباره را بدهند، باز هم نمی‌توانند تغییر کنند، به آن‌ها سرنوشت می‌گویند. پس از ورود به دنیای کار، به تدریج فهمیدم که جهان آن‌طور که من تصور می‌کردم نیست؛ اینطور نیست که با داشتن مهارت‌های قوی بتوان همه چیز را به دست آورد ; اینطور نیست که اگر نخواهی در دسیسه‌ها شرکت کنی، بتوانی خودت را کنار بگذاری و فقط به کارهای خودت بپردازی. سال‌هایی که در مشاغل مختلف کار کرده‌ام، سفرهای مداوم و تغییرات مکرر شغل، این موضوع را بیشتر تأیید کرده است؛ جایی که انسان حضور دارد، آنجا «دنیای رقابت» است، و در این دنیا باید با آن تهدیدات نامرئی روبرو شد. به نظر می‌رسد هر صبح که به محل کار می‌آیم، مانند حیواناتی که در دشت‌های آفریقا بیدار می‌شوند، یا فرار می‌کنند تا جان خود را نجات دهند، یا شکار می‌کنند. فقط به خاطر شخصیتم، که همواره منزوی و مغرور بوده، به علاوه عدم آشنایی با رفتارهای انسانی و عمل کردن بدون قاعده، سرنوشتم این است که در این رقابت‌های بی‌رحمانه، زمان زیادی زنده نمانم. بنابراین، هر مرحله از دوران حرفه‌ای آنقدر کوتاه است، تا اینکه اکنون خود را در وضعیتی قرار داده‌ایم که نه جلو می‌توانیم برویم و نه عقب. در طول این سال‌ها، فقط کارهای پایین‌ترین سطح را انجام دادم؛ ترسیم نقشه، انجام آزمایش‌ها؛ که تفاوت زیادی با آنچه در ابتدا تصور می‌کردم داشت. در نهایت، کار یک بحث علمی نیست؛ نیازی به آن نظریه‌های پیچیده و عمیق، و محاسبات فرمول‌های دشوار وگرنه نیست. بیشتر آن شامل تکرار ساده و مستقیم و تلاش زیاد است. به نظر می‌رسد حتی قوانین را نیز می‌توان نادیده گرفت و تنها نیاز به سازش است. به کسانی که خوب بازی می‌کنند، چابک عمل می‌کنند، در هر شرایطی موفق هستند و در شرکت مورد تحسین رهبران قرار می‌گیرند، نگاه می‌کنم؛ این دقیقاً همان چیزی است که در ابتدا انتظارش را داشتم، اما به نظر می‌رسد که این موفقیت‌ها با استفاده از هیچ مهارت فنی خاصی حاصل نشده‌اند. گاهی از خودم می‌پرسم، آیا نمی‌توانی، توانایی مقابله با چنین موقعیت‌هایی را نداری، یا اینکه از این روش بیزاری؟ شاید امکان‌پذیر نباشد، چون آن توانایی وجود ندارد. به هر حال، من آدمی سفت‌کار و سرسخت هستم؛ هرگز تغییر روش نمی‌دهم و همیشه مسیر یکسان را ادامه می‌دهم. در طول این سال‌ها، با دیدن رقابت‌های مبتنی بر قیمت پایین و حتی اقدامات غیرقانونی، همواره احساس نفرت می‌کردم و شکایت می‌کردم که چرا واقعیت و آرمان‌ها اینقدر با یکدیگر سازگار نیستند؛ آن روش‌های کارآمد و سبزی که در کتاب‌ها و کلاس‌ها یاد گرفته بودیم، در برابر پول، به چیزهای بی‌معنی تبدیل شده بودند. اما گاهی احساس می‌کنم خودم خنده‌دارم؛ وقتی که حتی نمی‌توانی در چنین وضعیت دشواری پایدار بمانی، چرا هنوز به چیزهای غیرعملی آرزو می‌کنی؟ در طول این سال‌ها، در سراسر جهان سرگردان بودم و برای تغییر شرایط دشوار زندگی‌ام، هر کاری لازم بود انجام دادم؛ حتی به حدی که جان خود را نیز فدا کردم. اما عجله بیش از حد، در نهایت منجر به وسواس می‌شود. در نهایت، بیش از حد جوان هستیم؛ نسبت به تغییرات زندگی بیش از حد عجله داریم، که در نتیجه به جای رسیدن به هدف، فقط نتیجه‌ی معکوسی خواهیم داشت ; داشتن انتظارات بیش از حد از خود، در نهایت منجر به ناامیدی و شکست می‌شود ; درک نادرست از صنعت شیمیایی، مانع از تمرکز و جمع‌آوری دانش می‌شود و در نتیجه فرد هیچ چیزی ندارد و نمی‌داند چه کار کند. البته، حالا دیگر نیازی به پشیمانی ندارم؛ در مورد این چیزها، هیچ‌کس به من راهنمایی نخواهد کرد، و حتی اگر کسی هم باشد، لزوماً به حرف‌هایش توجه نخواهم کرد یا آن‌ها را درک و عمل نخواهم کرد. در نهایت، من آدمی مغرور هستم؛ احتمالاً تنها زمانی که در واقعیت شکست بخورم، است که به طور جدی تأمل کرده و درس بگیرم. اگرچه دیر شده، اما در زندگی، برای این سفر یک‌طرفه، باید بهایی پرداخت تا فرصتی برای امتحان کردن به دست آید. تصور می‌کردم که در انتظارم شعر و سفرهای دوردست است، اما در نهایت، تنها چیزی که برایم باقی ماند، زندگی ساده و روزمره بود؛ این یک شوخی است. زندگی در میان آسمان و زمین، گویی مسافری دوردست است. خیلی از این جمله خوشم می‌آید؛ نمی‌دانم کسی که این شعر را سروده، چه تجربیاتی داشته که بتواند چنین ذهنیتی داشته باشد. قرار بود این فعالیت از نظر فنی جدی‌تر باشد، اما در نهایت از مسیر خود منحرف شد؛ حرف‌ها بی‌معنا و بی‌ساختار بودند. واقعاً سرشت من قابل اصلاح نیست. فکر می‌کنم تنها چیزی که مرا وادار به شرکت در این رویداد کرد، همان جمله‌ای بود: داستان خودتان را بگویید. خیلی وقت پیش، یک داستان را از ویچی در یک برنامه کمدی در شبکه فینیکس تی‌وی دیدم؛ می‌گفت که سازمان سیا یک تروریست را دستگیر کرده بود و از هر روشی استفاده کرد، اما آن تروریست حاضر به اعتراف نشد. سپس یک خبرنگار زن گفت که اجازه دهد خودش امتحان کند؛ او به زندان رفت و یک برنامه مصاحبه با آن تروریست تهیه کرد، و در نتیجه تروریست با رضایت تمام جزئیات را فاش کرد. ویچی به شوخی گفت: دیگر در کشورمان نیازی به شکنجه نیست؛ فقط باید چن لویو را وارد کنیم تا صحبت کند، آن وقت همه چیز مشخص خواهد شد. داستانت را بگو، هر کسی قلبی برای مصاحبه دارد. امروز دوباره این جمله را دیدم و ناگهان خندیدم؛ این یک شوخی از سال‌های خیلی پیش است که هنوز در حافظه‌ام زنده است. داستانت را بگو، واقعاً خودت هم نمی‌توانی مهارش کنی.
Reply #22016-11-03
واقعاً از سبک نوشتاری نویسنده تحسین می‌کنم! !
Reply #32016-11-04
وضعیت کلی بسیار بد است؛ حتی افراد کمی حساس نیز احساس می‌کنند که فشار زیادی بر آن‌ها وجود دارد و نمی‌توانند نفس بکشند. رشد سریع در چند دهه گذشته باعث شده که بسیاری از مردم احساس خطر را از دست بدهند؛ بنابراین باید سرمان را بالا بگیریم، مسیر را تشخیص دهیم و با هم تلاش کنیم
Reply #42016-11-04
@گوان گونگ‌یو، چسب خوب است؛ سریع بیایید نگاه کنید~
Reply #52016-11-04
دریافت شد! تلاش کنید، صاحب پست! آیا می‌توان این داستان را با افراد بیشتری در میان گذاشت؟ جذابیت ثروت هایچوان می‌تواند کمک‌کننده باشد! اما فکر می‌کنم به حمایت و تشویق بیشتری نیاز دارید! آن را در ویچت ویژوال بلاگ منتشر کردم، از کسی بخواهید برای شما گل بفرستد!
Reply #62016-11-04
به بخش روابط عمومی هایچوان خوش آمدید، شماره گروه: ۳۹۲۰۱۱۱۷۹
Reply #72016-11-04
نویسنده متن بسیار بااستعدادی دارد. واقعاً می‌توانم درد آن را درک کنم؛ نمی‌توانم شکایتی کنم. با پولی که از فروش آرد به دست می‌آید، سعی می‌کنم کارم را انجام دهم.
Reply #82016-11-04
خیلی متشکرم، در این وضعیت فعلی واقعاً احساس بی‌پناهی می‌کنم و نسبت به خودم ناامید شده‌ام~ فقط می‌توانم تحمل کنم، چون راه‌حل خیلی خوبی به ذهنم نمی‌رسد.
Reply #92016-11-04
من هنوز هم قلب شیشه‌ای دارم؛ کمی لمس کنند و خرد می‌شود~
Reply #102016-11-04
تا حد زیادی، کسی مقصر است که خانواده‌ها را تشویق کرده تا به دانشگاه بروند. مثلاً امروزه حتی موسسات طراحی کوچک نیز خواهان فارغ‌التحصیلان کارشناسی ارشد هستند، در حالی که دانشجویان کارشناسی نیز کاملاً قادر به انجام این کارها هستند؛ مشکل اینجاست که مدارک تحصیلی به شدت فراوان شده‌اند. برای یادگیری زبان ژاپنی، نیازی نیست دانشجویان زیادی وجود داشته باشد؛ کسانی که نمراتشان چندان خوب نیست، باید به مدارس فنی بروند. در این صورت، تفاوت‌های روانی کمتر خواهد بود و همه افراد نیز می‌توانند از توانایی‌های خود استفاده کنند
Reply #112016-11-06
همدردی می‌کنم؛ در واقعیت تنها راه این است که به طبیعت اجازه داد یا با جریان حرکت کنیم... :) خودتان را خوب نگه دارید!
Reply #122016-11-11
صدای دلم را می‌گویم؛ من هم الان نمی‌دانم راه پیش رو چیست، تاریکی در برابر چشمانم است.
Reply #132016-11-11
اه، واقعیت همین است، راهی نیست
Reply #142016-12-20
پایبند ماندن به اصول اساسی رفتار انسانی و تلاش برای شدن بهترین نسخه خود، بهترین زندگی است؛ موفق باشید!
Reply #152016-12-20
دوباره مارشال تیانپنگ را می‌بینم، اکنون کجا هستید؟
Reply #162016-12-21
پایین باشد. . . . . در یک منطقه خلوت و دورافتاده~:L
Reply #172016-12-21
می‌توانید، سوار قطار شوید و به هبئی بیایید~ شما را در معرض غبار اینجا قرار می‌دهیم؛ غبار اینجاست که طعم واقعی خودش را دارد! فرمول آشنا! :خخخ

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.