HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

چرا رعایت اصل «بدون ایمنی، تولید ندارد» دشوار است؟

2016-11-03View Original

Thread Content

بر اساس دیدگاه ماتریالیسم دیالکتیکی، امنیت و تولید یک کل متناقض هستند؛ تناقضات سطحی بوده و وحدت، ماهوی است. این دو به یکدیگر وابسته بوده و یکدیگر را تقویت می‌کنند. بدون تولید، صحبت از ایمنی ممکن نیست؛ بدون ایمنی نیز نمی‌توان تولید را به طور پیوسته یا مداوم انجام داد. باید متوجه باشیم که دو جمله آخری که معمولاً می‌گوییم: «امنیت، تولید را ترویج می‌دهد؛ تولید باید ایمن باشد؛ بدون امنیت نمی‌توان تولید کرد»، به سختی قابل اجرا هستند. اگرچه ماده هفدهم «قانون ایمنی تولید» به‌طور واضح مقرر کرده است که واحدهای تولیدی و فعالیت‌های اقتصادی باید دارای شرایط لازم برای ایمنی تولید، طبق این قانون و سایر قوانین مرتبط، مقررات اداری و **استانداردها یا استانداردهای صنعتی**، باشند ; کسانی که شرایط ایمنی برای تولید را ندارند، نمی‌توانند در فعالیت‌های تولیدی و تجاری مشغول به کار شوند. دلایلی وجود دارد که انجام آن در چهار حوزه زیر دشوار است. اول اینکه، فعالیت‌های تولیدی، فعالیت‌های اساسی برای برآورده کردن نیازهای مردم هستند. روانشناس اجتماعی آمریکایی ماسلو، «نظریه سطوح نیازها» را مطرح کرد: نیازهای فیزیولوژیکی (که اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین نیازهای انسان‌ها هستند، مانند هوا، آب، غذا، لباس، تمایلات جنسی، مسکن، مراقبت‌های پزشکی و غیره)، نیازهای امنیتی، نیازهای مربوط به تعلق و عشق، نیازهای مربوط به احترام، و نیازهای مربوط به خودشکوفایی. بر اساس این نظریه، نیاز به امنیت در رتبه دوم قرار دارد؛ اگر هر نیازی برآورده نشود، نیاز بعدی فدا خواهد شد. دوم اینکه، حوادث ایمنی تولیدی دارای ویژگی تصادفی بودن هستند. اگرچه هر حادثه‌ای دلیل ذاتی برای وقوع خود را دارد، اما در کل، تصادفی است. همین تصادفی بودن، مشخص می‌کند که آن، تناقض اصلی یا جنبه اصلی فرآیند تولید نیست. سوم اینکه، حوادث ایمنی تولید در نهایت رویدادهایی با احتمال پایین هستند. به عنوان مثال، در یک استان، تعداد خودروها ۱۷٬۸۴۰ هزار دستگاه بود؛ ۶٬۷۳۲ حادثه رانندگی رخ داد و ۱٬۶۳۶ نفر جان خود را از دست دادند. این ارقام به ترتیب ۶۲٫۴۸٪ و ۸۰٫۰٪ از کل حوادث ناشی از بحران‌های ایمنی در آن استان را تشکیل می‌دهند ; به ترتیب، ۳.۷۸ در هزار و ۰.۹۲ در هزار از کل تعداد خودروها را تشکیل می‌دهند. چهارم، مقاومت ناشی از ** است. **اولین مواردی که در نظر گرفته می‌شوند، درآمدهای مالی، توسعه اقتصادی، نیازهای مردم و ثبات اجتماعی هستند. تنظیم صحیح رابطه بین ایمنی و تولید، به این معناست که نباید فقط بر اهمیت یک جنبه تأکید کرد و اهمیت جنبه دیگر را نادیده گرفت. برای تحلیل علمی یک صنعت، یک شرکت یا یک موضوع با فلسفه مارکسیستی، باید مشخص کرد که ایمنی و تولید کدام یک تناقض اصلی و کدام یک تناقض فرعی هستند؛ تا بتوان راه‌حل‌های مناسب برای حل مشکلات پیدا کرد. تا از وقوع وضعیتی جلوگیری شود که در آن، تولید به قیمت فدا کردن ایمنی یا تأمین ایمنی به قیمت کاهش تولید انجام شود. هدفی که مردم در پی آن هستند در تمام فرآیندهای فعالیت‌های تولیدی، «راحتی» است (راحت و مناسب). رفتارهای نادرست، ناشی از تلاش برای سودجویی و به دنبال راحتی و کاهش زحمت است. شرکت‌ها با استفاده از خودکارسازی، شدت کار را نیز کاهش می‌دهند تا استفاده از دستگاه‌ها آسان‌تر شود). دقیقاً تمایل، جستجو و تلاش مردم برای راحتی است که پیشرفت فرآیندهای تولید و صعود از سطح پایین به سطح بالاتر را در پیش می‌برد. بنابراین، کارهای مربوط به ایمنی باید مطابق با قانون تلاش انسان‌ها برای دستیابی به راحتی در فعالیت‌های تولیدی انجام شوند؛ مسیر فعالیت‌های تولیدی باید تصحیح گردد و از رویکرد «مسدودسازی» به رویکرد «تسهیل» روی آورد. همچنین باید بررسی شود که کدام فعالیت‌های تولیدی و کدام شرکت‌ها ممکن است دچار مشکل شوند، احتمال بروز مشکل چقدر است، چه نوع حوادثی ممکن است رخ دهد، در چه زمانی احتمال بروز مشکل بیشتر است، چرا چنین مشکلاتی پیش می‌آیند، آیا می‌توان این مشکلات را کاهش داد یا از آن‌ها جلوگیری کرد، و برای کاهش یا جلوگیری از آن‌ها از چه روش‌هایی می‌توان استفاده کرد ; مطالعه این موضوع که چگونه می‌توان «رانندگی» را برای حمایت از توسعه اقتصادی تأمین کرد و چگونه از «حرکت» آن محافظت نمود، تا اقدامات عملی و مؤثری انجام شده و کارهای مربوط به ایمنی تولید به خوبی انجام گیرد.
Reply #22016-11-04
همان‌طور که در بالا گفته شد، مشکل از ایده است. نظریه نیازهای ذکرشده در ماده اول، درست است، اما ما عملاً از سطح نیازهای فیزیولوژیکی خارج شده و وارد سطح نیازهای امنیتی شده‌ایم ; مورد دوم، تصادفی بودن حادثه، هم خوب است، اما نتیجه حادثه چیزی است که ما نمی‌خواهیم ; ماده سوم: احتمال کم؛ احتمال وقوع حوادث در صنعت هوانوردی و فضایی حتی کمتر است، اما به ایمنی توجه بیشتری می‌شود ; ماده چهارم: اکنون **امنیت را به یک خط قرمز تبدیل کرده است! این‌ها دلایلی هستند که باعث می‌شود افراد تمایلی به رعایت اصل «بدون ایمنی، تولید نداریم» نداشته باشند. اگرچه من هم موافق نیستم که برخی شرکت‌ها برای اصلاح یک رفتار ناامن، نیم ماه تعطیل شده و میلیاردها دلار ضرر کنند، اما آیا نمی‌توان پس از توقف برای اصلاحات، دوباره فعالیت‌ها را از سر گرفت؟ چرا حتماً باید تا وضعیت حاد ایجاد شود که مسئله را حل کنیم؟

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.