Thread Content
من واحدهای تولیدی شیمیایی را به سادگی به دو دسته تقسیم میکنم: دسته اول: افراد حوزه فنی، کسانی که در زمینه تخصصی خود دستاوردهایی دارند و برای پیشرفت شغلی باید به مهارتهای تخصصی خود تکیه کنند. برای متخصصان فنی، فعالیتهای اجتماعی مانع تواناییهای حرفهای آنها میشود. گاهی اوقات، فردی میخواهد به خانه برگردد، اما شغلش از او میخواهد که همانجا بماند؛ ممکن است خود را سرکوب کند، در ظاهر بخندد، اما در واقع بسیار دلش میخواهد به خانه برگردد و زندگی آرامی داشته باشد. نوع دوم، مدل مدیریت حرفهای؛ فرد لوسنز، استاد مدیریت در آکادمی نظامی وست پوینت ایالات متحده، بررسیهایی روی رفتار مدیران موفق و کارآمد انجام داد و دریافت که کسانی که سریعتر ترفیع میگیرند، فرصتهای بیشتری دارند و سود بیشتری کسب میکنند، همان مدیران موفق هستند؛ فرصتهای آنها از طریق ارتباطات و اطلاعات به دست میآید. بررسی رفتاری در طی ۵ سال نشان داد که در میان مدیران موفق، درصد کسانی که دارای مهارتهای اجتماعی خوبی هستند، ۴۸ درصد است؛ در حالی که این رقم در میان مدیران کارآمد، ۱۱ درصد میباشد. زیرا در محیطهای اجتماعی، فرصتهای مختلف باعث میشوند که شما به جلو حرکت کنید. به نظر میرسد که در واحدهای تولید شیمیایی، افراد معمولاً از سمتهای فنی به سمتهای مدیریتی پیش میروند؛ افرادی که علاقهای به تعاملات اجتماعی ندارند، معمولاً به سختی میتوانند پیشرفت کنند، درست است؟ معمولاً تصور میشود که مقام بالاتر، معادل تواناییهای بالاتر است؛ پس سطح حرفهای افرادی که دوست ندارند با دیگران ارتباط برقرار کنند، میتواند از چه جهاتی نشان داده شود؟ مثلاً، فردی که در زمینه فرآیندهای تولید کربنات کلسیم بسیار متخصص است؛ وقتی میگویند او خیلی متخصص است، منظورشان این است که میتواند مشکلات را حل کند یا دانش گستردهای دارد و درباره هر فرآیندی میتواند صحبت کند. اما اگر به یک واحد دیگر بروید و در تولید کربنات کلسیم فعالیت نکنید، چطور میتوانید سطح بالای مهارتهای خود را ثابت کنید تا آنها حاضر شوند با حقوق بالاتری شما را استخدام کنند؟
من اینگونه درک میکنم. عمدتاً به دو نکته خلاصه میشود: ۱. در حال حاضر، ورود به صنعت شیمیایی سطح مقاومت پایینی دارد و افراد مختلف میتوانند در آن فعالیت کنند؛ دقیقاً چنین افرادی هستند که در این کار بسیار موفق میشوند، در حالی که اکثر آنها از همان حوزه شیمیایی نیستند. علاوه بر این، خود صنعت شیمیایی چندان پیچیده یا حرفهای نیست؛ بنابراین تعداد زیادی از این افراد در نهایت وارد مدیریت این صنعت میشوند. همانطور که میگویند، افراد غیرمتخصص مدیریت افراد متخصص را بر عهده میگیرند، و این موضوع در صنعت شیمیایی بسیار مشهود است. ۲، کسانی که در رشتههای فنی مانند شیمی تحصیل میکنند، در سالهای اولیه قطعاً بیشتر روی تخصص فنی خود کار میکنند؛ به عبارت دیگر، سعی میکنند خودشان را ثابت کنند. در واقع، این افراد دوران مناسب برای برقراری روابط اجتماعی را از دست میدهند. در واقع، پس از رسیدن به سطح مشخصی، مهارتهای افراد تقریباً یکسان میشود (به جز کسانی که فقط به دنبال زندگی بیهدف هستند)؛ آنچه که کم است، همان تواناییهای مدیریتی و ارتباطی است. در کل، فکر میکنم ما، کارکنان حوزه شیمی، باید در حین تمرکز بر تخصص فنی، بیشتر در فعالیتهای اجتماعی نیز شرکت کنیم.
همیشه راهی برای مصاحبه وجود دارد، وگرنه چطور ارزیابی میشود؟
روابط خوبی با دیگران دارد، توانایی یادگیری بالایی دارد و میداند چگونه به رهبران احترام بگذارد. . .
من نمیتوانم به چنین سؤالات پیچیدهای پاسخ دهم؛ من فقط یک تازهکار هستم، منتظر دانشمندان باتجربهترم...
شما خیلی خوب خلاصه کردید؛ میترسم مسخرهام کنید، اما چرا دوست ندارید با دیگران ارتباط برقرار کنید؟ آیا فکر نمیکنید که محیط اجتماعی اطرافمان میتواند در رشد آیندهام کمکی کند؟
آره، در واقع میتوان گفت که تغییر شغل ندادهام. نمیدانم چطور باید ارزیابی کرد؛ احتمالاً میخواهند بدانند دستاوردهایش چیست و مهارتهای ارتباطیاش چطور است و غیره
شاید این را نتوان حلقهای دانست؛ فقط در محل کار با همکاران در تماسم، و بیشتر نه
شاید این را نتوان حلقهای دانست؛ فقط در محل کار با همکاران در تماسم، و بیشتر نه
من هم همینطور. علاوه بر این، هرچه بیشتر صحبت کنیم، اشتباهاتمان بیشتر میشود و افراد بیشتری را ناراحت میکنیم. هرچه امروز اطلاعات خصوصی بیشتری را فاش کنی، فردا جاهایی برای آسیب دیدنت بیشتر خواهد بود.
خودتان را خوب پرورش دهید؛ به نظر میرسد ورودی حوزه شیمی صنعتی بسیار پایین است، گویی هر کسی میتواند درباره فرآیندهای تولید صحبت کند، اما چند نفر واقعاً از این فرآیندها آگاه هستند؟ نحوه کمیسازی، پارامتریسازی و ریاضیسازی این موارد است که باید یاد گرفت. وقتی بتوانید در حلقه خودتان به یک مرجع تبدیل شوید، طبیعتاً به موفقیت و شهرت خواهید رسید؛ تنها نیاز به نفوذ شماست.