Thread Content
از زمان اجرای قانون جدید، **از سطح مرکزی تا سطح محلی، تلاشها برای کشف حوادث بسیار گسترده بوده است؛ در هر حادثهای که گزارش میشود، باید تعداد زیادی از افراد مورد پیگرد قرار گیرند: افرادی که مستقیماً در عملیاتها دخالت داشتهاند، مدیران ایمنی واحدها و شرکتها، مدیران ارشد شرکتها، و همچنین تعداد زیادی از کارمندان دولتی.** در عین حال، **شدت مجازاتهای ناشی از بازرسیهای اجرای قوانین امنیتی نیز نسبت به گذشته بسیار بیشتر شده است.** طبق روال فعلی کارهای ایمنی، در بررسی حوادث، قطعاً تخلفات و نقض قوانین فراوانی وجود دارد؛ لذا تعداد زیادی از شرکتها و افراد مورد پیگرد قرار میگیرند. سپس یک سند صادر میشود و یک عملیات اصلاحی و ساماندهی انجام میگیرد. چند ماه دیگر هم باید کاری را که باید انجام داد، انجام داد! کار در زمینه ایمنی دشوار است؛ اغلب احساس اضطراب میکنیم، اما گاهی نیز نمیتوانیم کاری انجام دهیم. احساس کلی این است که وقتی دیگران قوانین را نقض میکنند، خودم باید پاسخگو باشم و هیچ کنترلی بر سرنوشت خودم ندارم. بسیاری از بارها، به طرز نامفهوم و عجیبی مورد پیگرد قرار گرفتند، جریمه شدند، از سمتشان برکنار شدند یا محکوم گردیدند. به نظر من، در حال حاضر **جهتگیری مربوط به نقش کارکنان ایمنی در تولید، مشکلدار است. قانون ایمنی تولید، کارکنان ایمنی در شرکتها را «مدیران ایمنی تولید» مینامد، در حالی که مهندسان ایمنی ثبتشده، فنیکاران هستند یا به عبارت دیگر، مدیران فنی. برای مدیران امنیت در شرکتها، اگر دانش فنی تولید به عنوان پشتوانه وجود نداشته باشد، مدیریت روزمره امنیت نمیتواند به عمق برسد و قطعاً سطحی و ناقص خواهد بود. بر اساس تجربه شخصی من در زمینه ایمنی کاری که نزدیک به ۲۰ سال طول کشیده است، اکثر مدیران ایمنی تماموقت در سطح پایین، فاقد پشتوانه نظری در زمینه فنون ایمنی کاری هستند. در سال ۲۰۰۴، آزمون صلاحیت مهندسان ایمنی برای دریافت گواهینامه آغاز شد؛ هدف از این کار، فراهم کردن پلتفرمی برای حمایت فنی از فعالان حوزه ایمنی در زمینه تولید ایمن بود. همچنین، این آزمون راهی مناسب برای بهبود مهارتهای فعالان ایمنی در زمینه تولید ایمن نیز فراهم کرد. من در سال ۲۰۰۵ در آزمون مهندس ایمنی ثبتنام شدم. به نظر میرسد این پلتفرم تواناییهای خود را به کار نبرده است. حداقل تا به حال با چنین مدارک ایمنیای روبرو نشدهام که نیاز به امضای مهندس ایمنی برای ثبتنام داشته باشد. بیش از ده سال گذشته است، اما مسیر مهندسان ایمنی ثبتنامشده همچنان مبهم است. فکر میکنم ارتباط زیادی با طراحی کلی او دارد. طرز فکر، مسیر را تعیین میکند؛ اگر طرز فکر مهندسان ایمنی ثبتنامشده اشتباه باشد، مسیرشان قطعاً بد خواهد بود. همه گیج شدهاند، **امتحانات به شدت سهلگیرانه برگزار میشود و کسانی که قبول میشوند، هیچ حس حرفهای و شناخت شرکتی ندارند.** کرامت مهندسان ایمنی ثبتنامشده کجاست؟ ارزش واقعی خودم کجاست؟ حس حضور کجاست؟ امیدواریم که سیاستهای مربوط به مهندسان ایمنی ثبتنامشده، در اسرع وقت اجرایی شوند؛ تا زمینهای مناسب برای پرورش نیروهای ماهر در حوزه ایمنی کار فراهم گردد. همچنین، این امر میتواند به بهبود شرایط ایمنی کار کمک کند!
صبر کنید تا سیاستهای مربوط به ایمنی در سال ۲۰۱۷ منتشر شود، بعد دوباره نگاه کنیم
موافقم. اگر در کارهای ایمنی با عجله و بیاحتیاطی عمل کنیم، به همین وضعیت میرسیم؛ نیاز به زمان دارد. امنیت همواره در حال پیشرفت است. فراموش نکنیم اصل اولیه را.
موافقم؛ در آن زمان فکر میکردم که گذراندن آزمون مهندس ایمنی، برنامهریزی برای شغل خود، یا بهبود دانش نظری در زمینه ایمنی مفید است. هرچند که در زمینه ایمنی کار نکردم، اما در سال ۲۰۱۰ آزمون مهندس ایمنی را پاس کردم؛ اما پس از آن نیز در کارهای مرتبط با ایمنی فعالیتی نداشتم. بنابراین گواهینامهام تقریباً بیفایده بود. دانش نظری که برای آماده شدن برای آزمون یاد گرفته بودم، اکنون تقریباً کاملاً فراموش شده است. حالا فکر میکنم مشکل اصلی اینجاست: باید فاصلهای بین آزمونها و کار واقعی وجود داشته باشد.