Thread Content
من تازهکاری هستم که وظایف مدیریت کیفیت را بر عهده گرفتهام؛ نمیدانم چگونه باید این کار را انجام دهم. آیا جدولهای الگویی برای مرجع وجود دارد؟
کیفیت، پایه و اساس بقای یک شرکت است؛ ما به عنوان مدیران، چگونه باید کار کیفیتمداری را به خوبی انجام دهیم؟ مثل میگوید: خانههای بلند از زمین ساخته میشوند. ما به عنوان مدیران کیفیت، باید همواره در نظر داشته باشیم که چگونه میتوانیم با تکیه بر سیستم مدیریت کیفیت موجود در شرکت، کار خود را به بهترین شکل انجام دهیم ما باید درباره سیستم مدیریت کیفیتی که برای شرکت مناسب نیست، نظر ابراز کنیم. کیفیت محصول، تضمینی است که شرکت برای مشتریان، بازار و جامعه ارائه میدهد؛ همچنین، این کیفیت عاملی برای افزایش رقابتپذیری شرکت در بازار است و در واقع، پایه و اساس ارزیابی اعتبار شرکت محسوب میشود. بنابراین، انجام بهخوبی کارهای مدیریت کیفیت بسیار مهم است. برای انجام کارهای مربوط به مدیریت کیفیت، ابتدا باید سطح کیفیت فعلی شرکت را درک کرده و سیستم مدیریت کیفیت را ارزیابی نماییم. در مورد سیستم مدیریت کیفیت شرکت، ابتدا باید ارزیابی علمی انجام دهیم. در مورد سیستمهای مدیریت کیفیتی که نمیتوانند الزامات مشتریان و بازار را برآورده کنند، باید همواره آنها را بهبود بخشیم تا از وجود فراموشیهای اساسی در سیستم مدیریتی خود جلوگیری کنیم. شرکت باید دارای سیاست کیفیت و اهداف کیفیت باشد. این نیز یکی از نشانههای فعالیتهای QMT است. در ادامه، تجهیزات ضروری برای مدیریت کیفیت را خواهیم داشت. مانند دستگاههای اندازهگیری، دستورالعملهای عملیاتی، دستورالعملهای مشخصات کنترلی و غیره. ما هنگام ارزیابی نیز باید بر اساس ساختار سیستم مدیریت کیفیت ارزیابی کنیم و آن را ثبت کنیم تا در کارهای آینده بدانیم چگونه باید سیستم مدیریت کیفیت را بهبود بخشیم. برای انجام بهتر مدیریت کیفیت، باید الزامات سختگیرانهای نسبت به ویژگیهای شخصی مدیران کیفیت داشته باشیم. ما میخواهیم کارهای دشوار را به پایان برسانیم، پس ابتدا باید یک رهبر خوب داشته باشیم. در چنین شرایطی، اگر بخواهیم کار مدیریت کیفیت را به خوبی انجام دهیم، باید الزاماتی برای ویژگیهای شخصی مدیران کیفیت در نظر بگیریم. اول، مدیران کیفیت ما باید سطح کیفیت شرکت را به خوبی درک کنند و آگاهی مناسبی از کیفیت داشته باشند. دوم، مدیران دارای توانایی سازماندهی مناسبی هستند؛ میتوانند زیردستان خود را گرد هم آورند و به کارکنان زیردست و کارکنان خط تولید، آموزشهای لازم در زمینه کیفیت را ارائه دهند. سوم، مدیران باید با فرآیندهای تولید و استانداردهای کنترل کیفیت محصولات کاملاً آشنا باشند. چهارم، مدیریت کیفیت توسط مدیران، صرفاً مربوط به مدیریت کارکنان بخش کنترل کیفیت نیست؛ هدف اصلی، کنترل کیفیت محصولات است. هنگام بروز ناهنجاریهای کیفیتی در محصولات، مدیران ما باید توانایی لازم برای مقابله با این ناهنجاریها و تحلیل علل آنها را داشته باشند. پنجم، مدیران هنگام مدیریت نیروی کار باید بر اساس اصول انسانمحوری عمل کرده و مدیریت علمی و انسانی را به کار ببرند. شش، مدیران باید توانایی خوبی در یادگیری خودآموز داشته باشند، به بهبود پایبند باشند و بتوانند از خود بخواهند که مدام پیشرفت کنند. برای این گروه کوچک، ضروری است که مدیران دارای ویژگیهایی باشند که در بالا توصیف شد؛ زیرا مدیران، ستون فقرات روحی این گروه و نماینده آن هستند. در شرایطی که مدیران میتوانند از خودشان انتظاراتی داشته باشند، به نظر من کارمندان زیردست نیز باید بتوانند از خودشان انتظاراتی داشته باشند؛ زیرا آنها هدفی دارند و افرادی برای یادگیری در اختیارشان است. با گذشت زمان، قطعاً این تیم میتواند به یک گروه قدرتمند تبدیل شود. این تیم نیز باید مسئولیت بخشهای مهمتر را بر عهده بگیرد. در چنین شرایطی، منابع انسانی ما نیز دچار اتلاف چشمگیری نخواهد شد. برای انجام بهتر کارهای مدیریت کیفیت، الزاماتی برای صلاحیتهای کارکنان بخش کنترل کیفیت وجود دارد. سطح کیفیت فردی، مستقیماً بر کیفیت کلی تیم ما تأثیر میگذارد و همچنین بر اینکه آیا کیفیت محصولات استاندارد است یا خیر، تأثیر دارد. ما باید در استخدام کارکنان، انتخابهای مناسبی انجام دهیم؛ همچنین برای مشاغل ویژه، الزامات خاصی نیز باید تعیین کنیم. در مورد شرکت ما، در فرآیند کنترل روشهای تولید، باید از کارکنان بخش کنترل کیفی انتظار داشته باشیم که بتوانند رنگها را بهخوبی و سریع تشخیص دهند و همچنین در اندازهگیری ترکیبات محصولات مهارت داشته باشند. این نیز یکی از ویژگیهای توسعه منابع انسانی است؛ یعنی اینکه چه کسی برای انجام چه کاری مناسب است. بر اساس الزامات اسناد سیستم کیفیت ISO، به عنوان یک بازرس کیفی واجد شرایط، باید دارای ویژگیهای زیر باشیم. ۱. آگاهی کامل از وظایف شغلی خود، مانند وظایف QA و IPQC. دوم، آشنایی با فرآیندهای تولید؛ برای مثال، کارکنان بخش کنترل کیفیت باید از روند تولید محصولات و الزامات کیفی در فرآیند تولید آگاه باشند. سوم، داشتن مهارتهای خوب ارتباطی فردی نیز ضروری است؛ زیرا به عنوان کارشناس کنترل کیفیت، هنگام بروز مشکلات در محصولات، باید با بخشهای مختلف ارتباط برقرار کرده و مشکلات مربوط به محصولات را حل کنیم. چهار. توانایی خوبی در یادگیری خودآموز داریم؛ در فرآیند کارمان ممکن است با چیزهای بسیاری روبرو شویم و این امر نیازمند توانایی خوبی در یادگیری است. در کل، ویژگیهای فردی نیز یکی از عواملی هستند که بر کنترل کیفیت محصول تأثیر میگذارند؛ بنابراین شرکتها باید الزاماتی برای مدیران کیفیت تعیین کنند. شرکت باید دارای سیستم جامعی برای آموزش و مدیریت کنترل کیفیت باشد. به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر سیستم مدیریت کیفیت، ویژگیهای شخصی مدیران کیفیت را در نظر میگیریم و آن را حل میکنیم؛ برای این منظور، باید به مدیران کیفیت آموزشهای لازم در زمینه دانش کیفیت ارائه دهیم. شرکتها امکان استخدام مدیران کیفیتی با ویژگیهای فردی خوب را در هنگام استخدام ندارند؛ بنابراین، شرکتها باید در چارچوب یک سیستم مدیریت کیفیت پایهای، برنامههای آموزشی برای نیروهای خود تدارک ببینند تا بتوانند گروهی از مدیران کیفیت با کیفیت بالا را در خدمت خود نگه دارند. آموزش میتواند کیفیت فردی را ارتقا دهد، فضای یادگیری بهتری در سازمان ایجاد کند و همچنین میل کارکنان به یادگیری را افزایش دهد. و میتواند به تدریج به روحیه شرکت تبدیل شود. به افزایش علاقه کارکنان به شرکت کمک میکند. در حین اجرای مدیریت کیفیت، شرکتها باید فرهنگ سازمانی را نیز تقویت کنند؛ زیرا فرهنگ سازمانی محصول روحیه سازمان است. ما باید با استفاده از آن، نگرش مثبت کارکنان و حالت روحی خوبی برای آنها ایجاد کنیم. شرکتها هنگام ادغام، باید آموزش کیفیت را نیز پیادهسازی کنند، مانند آموزشهای مربوط به استاندارد ISO. در چنین شرایطی، میتوانیم به تدریج محیط کاری نسبتاً راحتی برای کارکنان فراهم کنیم. میتوان کارهای مربوط به منابع انسانی را نیز به خوبی انجام داد. برای انجام بهینه کارهای مربوط به مدیریت کیفیت، مشارکت تمام کارکنان ضروری است؛ از مدیریت جامع کیفیت گرفته تا رسیدگی به جزئیات مختلف مدیریت، نمیتوانیم بدون مشارکت هیچ بخشی از شرکت پیش برویم. هنگام اجرای سیستمهای مدیریت کیفیت، حتماً باید از مشارکت تمام کارکنان استفاده کنیم. مشارکت تمام افراد نیز میتواند فضای بهتری برای شرکت ایجاد کند. به طور کلی، انجام موفقیتآمیز کارهای مربوط به مدیریت کیفیت، بدون عواملی که در بالا توصیف شدند، امکانپذیر نیست.