Thread Content
برخی از افراد در HCBBS در همان شرکتی که معشوقشان در آن کار میکند، مشغول به کار هستند؛ در حالی که برخی دیگر چنین نیستند. پس بیایید این هفته درباره این موضوع صحبت کنیم. ۱. آیا شما در همان شرکتی که معشوقتان در آن کار میکند، مشغول به کار هستید؟ ۲. برخی افراد فکر میکنند کار کردن در همان شرکت با معشوق خود مناسب است، اما برخی دیگر چنین فکر نمیکنند. شما در این مورد چه نظری دارید؟ مزایا و معایب آن چیست؟ توجه: ۱. برای فعالیتهای موضوعی هفتگی، از حضور فعال همگان برای گفتوگو استقبال میشود. ۲. در مورد موضوعات هفتگی، نیازی به پنهان کردن پاسخها نیست (پاسخهای پنهان امتیازی دریافت نخواهند کرد). ۳. از همگان دعوت میشود تا نظرات خود را درباره فعالیتهای موضوعی هفتگی و موضوعاتی که برایشان جالب هستند، در پست «فعالیتهای موضوعی هفتگی» و پستهای جمعآوری نظرات (http://bbs.hcbbs.com/thread-800761-1-1.html) منتشر کنند. از حضور فعال همگان برای گفتوگو استقبال میشود؛ امیدوارم هفته جدید شما را همراه با موفقیت باشد! :دست دادن
من علاقه زیادی به این موضوع دارم. اول از همه میخواهم بگویم که همسرم همکلاسی دانشگاهی من است. اما پس از فارغالتحصیلی در یک جا کار نکردیم. ابتدا در یک شهر کوچک کار میکردم، سپس استعفا دادم و به او پیوستم. ما در یک شرکت کار میکردیم؛ او در بخش خرید و من در بخش تعمیرات کار میکردم. هر روز با هم به محل کار میرفتیم و ناهار میخوردیم. سایر همکاران از ما حسادت میکردند. میدانید، گاهی اوقات این دو بخش با یکدیگر درگیر میشدند و این برای من بسیار دشوار بود. چون ما مشکلات را به شیوههای متفاوتی درک میکردیم، اغلب در خانه با هم بحث میکردیم. به نظر من، مزیت این است که میتوانیم به یکدیگر کمک کنیم؛ اما معایبش این است که هیچ رازی وجود ندارد و نمیتوان با سایر همکاران زن رابطه داشت. بدترین چیز این است که اگر شرکت تعطیل شود، دو نفر اخراج خواهند شد. خوشبختانه، چند سال پیش شغلم را عوض کردم.
من در همان شرکتی که همسرم کار میکند، کار نمیکنم. به عنوان یک مرد، برای هزینههای فعالیتهای اجتماعی با دوستانم، به ویژه خرید سیگار و الکل که هزینه زیادی دارد، به پول نقد نیاز دارم. اگر در یک شرکت کار کنیم، تمام درآمدم مشخص خواهد بود و خرج کردن به راحتی دشوار خواهد بود. هاها.
پاسخ به ۱# shiwang528: اولاً، اکثر زوجها به این موضوع علاقه دارند. دوماً، من در استان چینگهای کار میکنم در حالی که همسرم در استان هنان کار میکند. سوماً، هرچند زوجهایی که در یک شرکت کار میکنند مورد حسادت همکارانشان قرار میگیرند، اما من ترجیح میدهم در شرکتهای مختلف کار کنم. زوجهایی که در یک شرکت کار میکنند میتوانند با هم به محل کار بروند و به خانه برگردند، میتوانند در کنار همکارانشان ناهار شیرینی بخورند و گاهی هم سفر کنند؛ اما آنها هیچ زمان شخصی ندارند. به نظر میرسد اگر کسی زمان شخصی نداشته باشد، همه چیز تحت کنترل باشد؛ اما این وضعیت غیرقابل تحمل است.
۱. من در لویانگ کار میکنم و معشوقم در نیانگ کار میکند؛ هر دو تازه ازدواج کردهایم، بنابراین فقط برای کسب درآمد، چارهای نداریم.
۲.۵. اگر با معشوقتان در کنار هم باشید، فایدهاش این است که میتوانید از یکدیگر مراقبت کنید؛ اما عیبش فشارهای زندگی و مشکلاتی است که به راحتی با گذشت زمان باعث دوری دو نفر از یکدیگر میشود. لذت بودن در کنار یکدیگر، تنهایی… همه میدانند که این موارد باعث میشود احساسات دو نفر در فاصله، ضعیفتر شود. مزیت دوری این است که قلبها عاشقانهتر میشوند.
من و دوستپسرم در همان شرکت کار میکنیم، اما در بخشهای مختلف. ما دوستان مشترکی داریم و میتوانیم با هم ناهار بخوریم. فکر میکنم کار کردن در یک شرکت باشد خیلی خوب است؛ چون میتوانیم زمان بیشتری را با یکدیگر بگذرانیم.
اگر شماها در یک شرکت بزرگ کار میکنید، اهمیتی ندارد؛ تا حدی زندگی و رفتوآمد نیز راحتتر است. اما اگر هر دوی شما در یک شرکت کوچک کار کنید، احتمالاً رابطه همکاران بر رابطه یکدیگر تأثیر خواهد گذاشت. در چنین شرایطی، باید به رابطه خود توجه کنید. موفق باشید!
خب، ما در یک سازمان هستیم. فکر میکنم این موضوع در شرکتهای دولتی که اجازه آن وجود دارد، رایج باشد؛ اما در شرکتهای خصوصی و خارجی متفاوت است و باعث میشود یک نفر بازنشسته شود. ممکن است مزایایی مانند استفاده از همان اتوبوس، ساعات کاری و تعطیلات یکسان، و ناهار مشترک در شرکت وجود داشته باشد؛ اما اینها میتوانند معایبی نیز داشته باشند؛ مثلاً هر دو نفر به دلیل یک رویداد اقتصادی بازنشسته شوند و غیره.
برای شرکتها، معایب بیشتری وجود دارد: استعفا یا بازنشستگی یک نفر، بر دیگران تأثیر میگذارد؛ کار بیشتر به صورت احساساتی انجام میشود تا حرفهای؛ رازهای کسبوکار یا حقوقی نیز به راحتی فاش میشوند. برای زوجها، مزایا این است که میتوانند زمان بیشتری را با هم بگذرانند و در کار یا زندگی، هدف مشترکی داشته باشند؛ اما معایب آن این است که فضای شخصی و رازهای خصوصی کمتری وجود دارد و آنها به راحتی احساس خستگی میکنند.
به نظر من، طبقه دوم دقیقاً همان چیزی است که گفته شده؛ به عبارت دیگر، او حرفهای من را بیان کرده است. در کل، فکر نمیکنم کار کردن در یک شرکت با معشوق خود ایده خوبی باشد. علیرغم مزایای آن، معایب آن بسیار جدی هستند. بنابراین، وقتی دوستپسرم فارغالتحصیل شد، آرزو میکنم بتوانیم در یک شهر کار کنیم، اما نه در یک شرکت؛ چون او هنوز در حال تحصیل برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد است.
سلام، طبقه پنجم، ونجیهباسکت؛ من هنوز در لویانگ کار میکنم. لویانگ شهر خوبی است. امیدوارم شما و معشوقتان به زودی بتوانید دوباره با هم باشید. برایتان آرزوی موفقیت دارم!