Thread Content
آگاهی ایمنی به معنای وضعیت ذهنی و تفکری است که در فعالیتهای اجتماعی، منجر به همزیستی هماهنگ انسان با محیط، عدم آسیب رساندن به یکدیگر، و عدم وجود خطرات پنهان و ریسکهای غیرقابل قبول میشود؛ این آگاهی، بازتابی از مفهوم ایمنی در نیازهای فعالیتهای زندگی و تولید توسط مغز انسان است. نمودهای عینی آگاهی ایمنی شامل تشخیص حساسانه منابع خطر، درک میزان خطرناک بودن این منابع، و رفع یا کنترل بهموقع منابع خطر است؛ از این منظر، میتوان آگاهی ایمنی را نوعی توانایی برای پیشگیری از وقوع حوادث دانست. رفتارهای ناامن انسانها، یکی از دلایل مستقیم بروز حوادث است. با بررسی اکثر رفتارهای غیرقانونی، مشخص میشود که افراد به این دلیل که نمیدانند چگونه به درستی عمل کنند، چنین رفتارهایی را انجام میدهند؛ بلکه دلیل آن عدم تمایل به انجام کارها به درستی است. گاهی این رفتارها ناشی از عادت، گاهی برای صرفهجویی، و گاهی نیز برای نشان دادن قدرت است. در بسیاری از گزارشهای بررسی حوادث، کمبود آگاهی در زمینه ایمنی و ضعف در این زمینه، به عنوان یکی از دلایل غیرمستقیم اصلی بروز حوادث در نظر گرفته میشوند. رفتار انسان توسط آگاهی تعیین و کنترل میشود؛ انسان برای داشتن رفتاری ایمن، باید آگاهی ایمنی داشته باشد، و با وجود رفتار ایمن، میتوان از ایمنی اطمینان حاصل کرد. ریشه رفتارهای ناامن، آگاهی کم از مسائل ایمنی است. آگاهی از ایمنی، همان نگرش فرد نسبت به کارش است؛ برای جلوگیری از وقوع حوادث، لازم است آگاهی از ایمنی را از پیش افزایش داد و نگرش کارکنان نسبت به خطرات و درک آنها از عواقب حوادث را بهبود بخشید. سطح آگاهی از ایمنی، تعیینکننده این است که انگیزههای فرد برای رفتارهای ایمن چقدر صحیح باشد؛ و علت اصلی آگاهی کم افراد، معمولاً همان دو مورد زیر است ; یکی، اعمال عمدی یا اشتباهی ناشی از آگاهی کم از مسائل امنیتی است؛ دومی، اعمال غیرعمدی ناشی از پردازش نادرست اطلاعات توسط مغز انسان است. کارکنان، گرانبهاترین دارایی یک شرکت و پایه و اساس بهرهوری آن هستند؛ سلامت و ایمنی کارکنان نیز بنیان بهرهوری شرکت محسوب میشود. شرکتها موظفند از سلامت و ایمنی کارکنان خود محافظت کنند، ایدهی مبتنی بر انسانمحوری را در پیش بگیرند و نیازهای کارکنان در زمینهی حق زندگی و سلامت را برآورده سازند. به دلیل تأثیرات آموزشی کارکنان، محیط زندگی و محل کار بر آنها، سطح آگاهی کارکنان برخی شرکتها در زمینه ایمنی یکسان نیست. با توجه به کمبود آگاهی کارکنان در زمینه ایمنی، چگونه میتوانیم به طور مؤثر از آن جلوگیری کنیم؟ ۱. رهبران باید الگو باشند و در رعایت مقررات ایمنی تلاش کنند. آنها باید ایمنی را در جایگاه مناسبی قرار دهند و آن را به یکی از موضوعات مهم روزانه تبدیل کنند؛ همچنین باید کارکنان را به عنوان ارزشمندترین دارایی سازمان در نظر بگیرند و با اقدامات خود، کارکنان را ترغیب کنند تا ارزش مشارکت در فعالیتهای ایمنی را درک کنند. به این ترتیب، هم مدیران و هم کارکنان میتوانند به طور فعال در فعالیتهای ایمنی سازمان مشارکت کنند. مدیران نیز باید حفاظت از کارکنان در برابر آسیبهای شغلی را بخشی از عملکرد خود بدانند؛ در نتیجه، مشارکت در فعالیتهای ایمنی از بالا تا پایین اتفاق خواهد افتاد. ۲. آموزش مؤثر ایمنی برای کارکنان: یکپارچهسازی دیدگاهها، انتقال دانش لازم در زمینه ایمنی و مهارتهای خودمحافظتی به کارکنان، بهبود سطح کیفیت نامتوازن کارکنان و تواناییهای تشخیصی و درک آنها؛ از طریق یادگیری، تقویت تفکر کارکنان، کمک به آنها برای درک اصول کار و تسلط بر روشهای ایمن انجام کار، ارتقای تواناییهای تحلیل، حل مسئله و پردازش اطلاعات، جمعآوری تجربیات مرتبط با ایمنی؛ و صعود مداوم از سطح درک سطحی به مفاهیم، قضاوتها و استدلالها، تا شکلگیری تفکر منطقی و عقلانی در زمینه ایمنی، و جلوگیری از وجود رویکردهای ناشی از ناآگاهی، امید به خوششانسی یا حتی انجام کارها به شکل خشونتآمیز. ۳. بهبود ساختارها و سیستمها؛ استانداردسازی انواع رفتارهای ناامن، به گونهای که تمام فعالیتها دارای مبنای قانونی باشند؛ مشخص کردن وظایف هر کارمند به صورت دقیق؛ انتقال فشارهای مربوط به مدیریت ایمنی در سطوح مختلف؛ تدوین سیستم ارزیابی مؤثر، ارزیابیها را به صورت سالانه، فصلی و ماهانه انجام دادن؛ گنجاندن فعالیتهای مربوط به افزایش آگاهی ایمنی در برنامه ارزیابی عملکرد کارمندان، به عنوان بخشی از شاخصهای ارزیابی کارهای روزمره. در تمام بخشها و گروهها، مربیانی برای افزایش آگاهی ایمنی منصوب میشوند؛ همچنین تدابیری برای تشویق این مربیان به انجام مؤثر کارهای آموزشی مربوط به ایمنی در نظر گرفته میشود تا یک سیستم تشویقی تدریجی ایجاد شود و همه افراد ترغیب شوند تا در افزایش آگاهی ایمنی مشارکت کنند. ۴. ایجاد بخشهای آموزشی مربوط به ایمنی: آویزان کردن نمودارهای مربوط به خطرات ایمنی در مکانهای مشخص شرکت، کارخانه و گروههای کاری؛ به اشتراک گذاشتن مثالهایی از حوادث گذشته؛ آموزش کارکنان در زمینه شناسایی منابع خطر؛ ترغیب کارکنان به ایجاد عادت خوبی مبنی بر شناسایی جامع و دقیق منابع خطر در تمام فرآیندهای کاری. (۱) شناسایی خطرات در طول فرآیندهای کاری. یعنی ; در فرآیند انجام فعالیت، چه خطرات و عوامل مخربی وجود دارد؟ (۲) ارزیابی ریسک در طول فرآیند فعالیت. یعنی ; خطرات و عوامل مختلفی که ممکن است وجود داشته باشند، میزان آسیبی که میتوانند ایجاد کنند، میزان خسارت ناشی از این عوامل، و اینکه آیا این وضعیت قابل قبول است یا خیر. (۳) برای جلوگیری از آسیبهای غیرقابل قبول، اقدامات پیشگیرانه ایمنی را انجام داده و وضعیت ایمنی خوبی را حفظ کنید. هر فعالیت بر اساس این سه مرحله انجام میشود تا از شناخت ناقص محل منابع خطر یا درک ناکافی میزان خطرناک بودن آنها جلوگیری شود. ۵. تدوین سیستم کامل پاداش و تنبیه در زمینه ایمنی؛ اجرای دقیق قوانین مربوط به پاداش و تنبیه، پاداش دادن به کارکنانی که میتوانند خطرات جدید را شناسایی و تحلیل کرده و اقدامات مناسبی برای جلوگیری از وقوع حوادث انجام دهند؛ تشویق مدیران و کارکنان به مشارکت فعال در رفع خطرات و عوامل باعث بروز حوادث؛ تنبیه کسانی که وظایف خود را انجام نمیدهند؛ مجازات شدید افرادی که به طور مداوم قوانین را نقض میکنند؛ مجازات شدید افرادی که مشکلات مشابه را بارها تکرار میکنند؛ اصلاح رفتارهای ناایمنی که در یک مکان مکرراً تکرار میشوند. ایجاد پلتفرمی برای اشتراکگذاری اطلاعات، اعلام موارد پاداش و تنبیه و نتایج فعالیتهای ارزیابی و انتخاب بهترینها؛ تا کارکنان آگاه شوند که عملکرد خوب یا بد چه تأثیراتی بر فرد و گروه دارد، و در نتیجه بتوانند دیدگاه صحیحی نسبت به افتخار و شرم فردی و گروهی داشته باشند. ۶. برگزاری فعالیتهای امنیتی متنوع: برنامههای هنری مرتبط با دانش امنیتی، مسابقات بحث و گفتگو درباره دیدگاهها و دانشهای امنیتی؛ شبیهسازی پیامدهای جدی برخی منابع خطرناک، تا کارکنان بتوانند به طور مستقیم پیامدهای خطرات را تجربه کنند. این کار باعث میشود که کارکنان از نظر روانی تحت تأثیر قرار گیرند و رفتارهای ناامن آنها از طریق درک مستقیم اصلاح شود. پس از انجام این فعالیتها، جلساتی برای تبادل تجربیات برگزار میشود؛ از طریق بحث و گفتگو، تعاملات فکری تقویت شده و آگاهی کارکنان در زمینه امنیت افزایش مییابد. این امر باعث میشود عمق و گستردگی آگاهی امنیتی کارکنان بهبود یابد و تجربیات آنها نیز تقویت شود؛ در نتیجه، درک حسی فردی به یک نیروی محرکه برای افزایش آگاهی امنیتی تبدیل میشود. ۷. حمایت ویژه از افراد و گروههای کلیدی: نظارت، گفتوگو، خلاصهسازی و تحلیل فرآیند کار مدیران و کارکنان و رعایت آنها از قوانین و دستورالعملهای ایمنی انجام میشود؛ همچنین، پیگیری وضعیت آگاهی ایمنی مدیران و کارکنان صورت میگیرد تا افراد و گروههای کلیدی شناسایی شوند. با ایجاد الگوهایی از گروهها و افراد برتر در زمینه آگاهی ایمنی، و استفاده از رسانههای مختلف برای تبلیغ و گسترش این الگوها، از طریق ارائه اطلاعات مثبت مربوط به آگاهی ایمنی و دانشهای مرتبط، و همچنین مثالهایی از حوادث گذشته، به افراد و گروههای کلیدی کمک میشود تا آگاهی ایمنی خود را ارتقا دهند، تفکرات منفی را اصلاح کنند و رفتارهای ناایمن را کاهش دهند؛ در نتیجه، آگاهی ایمنی کارکنان به طور مداوم افزایش خواهد یافت. مثل میگوید ; “«هر کاری را باید از پیش برنامهریزی کرد؛ در غیر این صورت، ناکام خواهد ماند.» ایمنی، نیازی برای توسعه سریع شرکتهاست؛ در نظر گرفتن کارهای مربوط به ایمنی به عنوان بخشی از فعالیتهای روزمره، نشانهای از افزایش آگاهی ایمنی است و پیششرطی برای ادامه کار کارکنان و ایجاد بهرهوری بیشتر محسوب میشود. حوادث، در لحظات بسیار کوتاه، در هنگام بیتوجهی، یا در اثر عدم رعایت قوانین، به طور ناگهانی رخ میدهند. کمی کاهش در آگاهی ایمنی، میتواند منجر به رفتارهای ناایمن شود و در نتیجه، فرصتی برای وقوع حوادث فراهم میشود. تنها با ایجاد آگاهی خوب از مسائل ایمنی، انجام تحلیلهای پیشبینانه برای شناسایی ریسکها و اقدامات لازم برای رفع عوامل خطرناک، میتوان رفتارهای ناایمن را به طور مداوم اصلاح کرد. در نتیجه، کارکنان میتوانند آگاهی خود را در زمینه ایمنی افزایش دهند، از رفتارهای ناایمن دوری کنند و در نهایت ایمنتر باشند. و افزایش آگاهی ایمنی، منحصراً به رفتار کارکنانی که دچار آسیب میشوند، مربوط نمیشود؛ بلکه شامل رفتار کارکنان، مهندسان، کارشناسان، مدیران، مدیران اجرایی و سایر افراد و گروهها نیز میگردد. نیازهای ایمنی شما، بستگی به اقداماتی دارد که برای تأمین آنها انجام میدهید و همچنین به سطح آگاهی ایمنی شما.
بسیج تمامی افراد، ارزیابی همگانی، عمل بر اساس مقررات، تقویت آموزشها، افزایش آگاهی