Thread Content
چن یینگجن، یک آرمانگرای بدبین؛ خبرهای وایبو، ما وی (نقاد فرهنگی)، «نوعی دلتنگی». یادداشت سردبیر: در تاریخ ۲۲ نوامبر، چن یینگجن، نویسنده تایوانی و معاون افتخاری هفتمین کمیته ملی انجمن نویسندگان چین، در پکن در سن ۷۹ سالگی درگذشت. چن یینگجن، که نام اصلیاش چن یونگشان بود، اهل یینگگو در تایپه است؛ او در تاریخ ۶ اکتبر ۱۹۳۷ متولد شد و در سال ۲۰۰۶ در پکن ساکن شد. او یکی از پیشگامان مهم ادبیات تایوان است. آثار اولیهاش عمدتاً رنجهای روحی یک نسل را به تصویر میکشید. در میان ادبیات جدی تایوان که خوانندگان سرزمین اصلی برای اولین بار با آن آشنا شدند، رمانهای چن یینگجن نیز حضور داشت: «فروشگاه نان»، «برادر کوچکم، کانگشیونگ»، «درخت سیب»، همچنین «جاده کوهستانی»، «خاندان ژنرال»... در آن زمان، به نظر میرسید که برخی او را جزو نمایندگان ادبیات روستایی تایوان میدانند، اما در واقع، قهرمان تقریباً تمام رمانهای چن یینگجن، روشنفکرانی هستند که تنها برخی از آنها در روستاها زندگی میکنند. با خواندن آثار اولیهاش، آن رمانهایی که رنجهای روحی یک نسل را توصیف میکنند، گویی همواره بوی ادبیات دهههای بیست و سی قرن گذشته را در خود دارند. و در ابتدای ورودش به دنیای ادبیات، الگوی مستقیم چن یینگجن بدون شک لو شون بود. در مقایسه با توصیفات و شخصیتپردازیهای نسبتاً مفهومی در رمانهای لوشون، زبان چن یینگجن و جستجو و کاوش او در اعماق وجودش دقیقتر است. او علاوه بر مهارت در توصیف درونیات شخصیتهای سنتی، برای بیان دنیای روحی چنین شخصیتهایی، زبانی شاعرانهتر، ظریفتر و انعطافپذیرتر که با دوران مطابقت داشت، یافت؛ این نیز میتواند یکی از دستاوردهای او در ادبیات چینی معاصر باشد. برای مثال، داستان «برادر کوچکم، کونیو»، به شکل یک دیالوگ غمانگیز ارائه شده است. اگرچه در زیر آن، جریانی از افسردگیای است که هرگز قابل حل نیست، و همچنین احساسات سرخوردگی و بیچارگی متناسب با دوران، وجود دارد، اما با خواندن آن میتوان لطافت شعری را که به طور مداوم جریان دارد، احساس کرد. نویسنده احتمالاً میخواسته با این داستان، خداحافظی کردنی با دوران نوجوانی خود داشته باشد: «هیچکدامشان نمیدانستند که این جوان بیمعنا در یک اوتوپیای فروپاشیده به خاطر زنا کشته شده است... اما برادرم کونیو هرگز نتوانست گناهان خود را ببخشد.» شهوت و عشق در حالت اولیه، و همچنین آنتینا، خدای یا مسیح، همگی کسانی هستند که او را نابود میکنند. ” این نگرانی، در واقع ویژگی نسل او و همچنین تمام نسلهای جوان در سراسر جهان بود؛ اما او در این احساسات غمانگیز دوران نوجوانی ماند نگذاشت، بلکه سعی کرد با استفاده از خلق آثار ادبی، از این مههای دنیوی عبور کند. بنابراین، او که از یک خانواده مسیحی بود، به سرعت الهام خود را در کتاب مقدس یافت. او داستان خیانت یهودا به عیسی را دوباره روایت کرد و رمان «داستان یهودا گالیلی» را نوشت. یهوذا، که اهل سرزمین فقیر و نادان گالیله بود، جوانی آرمانگرا بود که برای رهایی فقرا و مظلومان مبارزه میکرد. او با آنچه که «انقلاب» نامیده میشد و در آن طبقه حاکم یهودیان قرار بود جایگزین طبقه حاکم رومیها شود، مخالفت داشت؛ و دلیل خیانتش به عیسی این بود که بتواند «تودههای انقلابی» را برانگیزد و خشم آنها را نسبت به حاکمان رومی برانگیزد. اما این اقدام «شکستن تورها» که دارای معنای مذهبی است، به نظر میرسد همچنان نتوانسته تمایل شدید چن یینگجن برای یک جامعه ایدهآل را برآورده کند. او بعدها در کتاب «خیابانهای پشتی» چنین نوشت: «او از تناقض عظیم میان پرچمهای سرخ رویایی و ترس و ناامیدی در واقعیت، آرمانهایی مبهم خلق کرد... که همراه با شهوت جوانی که به تازگی بیدار شده بود، با دقت در رنگهای خلاقیتش آمیخته میشد؛ با نفسهای تند قلم را بر روی بوم حرکت میداد و گاهی حتی خود را گیج میکرد.» ” نوشتن رمانهای تراژیک بدون تردید در ایمان، در سال ۱۹۷۵ تغییر کرد؛ همان سالی که او دوباره وارد عرصه ادبیات شد. در آثاری چون «تبریک به برادر بزرگ»، «روزی از زندگی یک کارمند» و «مجموعه ساختمان واشنگتن»، سبک نوشتاری او واقعگرایانه شد؛ مضامین ناامیدی و سرخوردگی دوران اولیه به تدریج کمرنگ شدند و رمانهایش شروع به تمرکز بر سرمایهداری و تأثیر شرکتهای چندملیتی بر «فرسودگی روح انسان» کردند. او همواره به این باور داشت که سرمایهداری حتماً از بین خواهد رفت. بنابراین، مدت کوتاهی بعد، او دوباره شروع به بازگشت به رویاهای قدیمی «چپگرایانه» در رمانی کرد؛ همان رمان مشهور «جاده کوهستانی». اما این رمان که زندگی شورشیان را از منظر جانبی توصیف میکند، پایانی همچنان تراژیک دارد: در پایان داستان، «چای چیانهوی» که از روی همدردی با شورشیان داوطلبانه به خانواده لی وارد شده و تمام عمر خود را در سختی گذرانده بود، هر روز با «نمادهای سرمایهداری» مانند خانه، ماشین، فرش، سیستمهای گرمایشی و سرمایشی، مبل، تلویزیون و سیستم صوتی روبرو میشد و ناخودآگاه شروع به زیر سؤال بردن باورهای قبلی خود میکرد، سپس معنای زندگیاش را رد کرد و سرانجام در حالت فرسودگی و ناتوانی درگذشت. اگرچه چنین پایانی برای رمان در نظر گرفته شده بود، اما خود چن یینگجن واقعاً به معنای پایبندی به باورها شک نداشت؛ همانطور که در رمان «تبریک برادر بزرگ»، از طریق سخنان شخصیتها، این احساسات را بیان کرده است: «در تمام عمرت، اگر بدانی که تحقق آرزوها مربوط به هزاران نسل آینده است، از کجا میتوانی نیروی لازم برای زندگی را به دست آوری؟» ”“نه، بلکه با درک روشن اینکه نمیتوان آن جهان زیبا را با چشمان خود دید، است که میتوانی خود را قطرهای از جریانی بدانی که انسانیت از دیرباز با پشتکار بیوقفه برای جهانی بهتر، عادلانهتر و آزادتر تلاش کرده است. با درک صحیح این موضوع، دیگر احساس تنهایی و بیتوانی فردی نخواهی داشت... و همچنین میتوانی دوباره قدرت زندگی، عشق و اعتماد را به دست آوری. ” این همان «روح پیر»، چن یینگجن، آن آرمانگرایی است که امروزه بسیار قدیمی به نظر میرسد، اما نوشتههایش همچنان میتوانند انسان را به شدت تحت تأثیر قرار دهند. اما، با وجود اینکه از پیش به خود هشدار داده بود: «انقلابیون و فاسدان، قدیسان و بدکاران، در واقع دوقلوهایی بسیار شبیه به یکدیگرند»، در سالهای پایانی عمرش نتوانست در برابر وسوسههای دنیوی مقاومت کند؛ واقعاً نمیدانم چگونه باید دربارهاش صحبت کرد.
میدانیم که بسیاری از مردم عادی تایوان در سالهای گذشته، حداقل تا حدود سال ۲۰۰۰، در محیطی اجتماعی خستهکننده زندگی میکردند؛ بحثهای مربوط به جدایی و اتحاد، باعث شده بود که مردم ندانند چه کار کنند.