Thread Content
برای زغاللجنی، برای انتخاب یک فناوری گازسازی با پتانسیل بهتر، کدام فناوری گازسازی باید در اولویت قرار گیرد؟
به دلیل زمان کوتاه تشکیل زغال قهوهای، محتوای بالای خاکستر و مواد فرار، همچنین غلظت پایین سس زغالآبی، توصیه میشود از روش گازسازی با گاز پودری استفاده شود. فرآیند گازسازی پودر زغالسنگ در حال حاضر نسبتاً بالغ شده است؛ میتوان از کورههای فضایی، کورههای زغالسنگ نینگ و غیره استفاده کرد که همگی داخلی بوده و هزینهشان نیز نسبتاً پایین است.
آخرین بار این پست توسط defeil در تاریخ ۲۸-۱۱-۲۰۱۶ ساعت ۱۴:۱۲ ویرایش شد. کورههای گازسازی نسبت به کیفیت زغال، حساسیت بالایی دارند؛ حتی در زغالهای قهوهای نیز ممکن است تفاوتهای زیادی وجود داشته باشد. به طور کلی، خاصیتهای مشترک زغالهای قهوهای عبارتند از خاکستر بالا، رطوبت بالا و مقدار فرار بالا. رطوبت بالا باعث میشود که در فناوری سوپرناتانت زغال، غلظت محلول کم باشد؛ همچنین مقدار فرار بالا باعث کاهش استحکام مکانیکی زغال میشود و این امر آن را برای گازسازی در کورههای ثابت مناسب نمیکند. با کنار گذاشتن این فناوریها، تنها روشهای گازسازی در بستر جریان هوا و برخی روشهای گازسازی در کورههای ثابت و بستر انتقال باقی میمانند. انواع روشهای گازسازی در بستر جریان هوا متنوع هستند و هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند؛ روشهایی که برای گازسازی زغالهای قهوهای مناسبتر هستند عبارتند از کورههای دونگفانگ و کورههای فضایی. در مورد روش بستر انتقال، شرکت KBR فعلاً بازرسیهای مربوط به نسخه آزمایشی آن را به پایان رسانده است؛ پس از صنعتیسازی، ظرفیت پردازش روزانه هر کوره میتواند به ۵۰۰۰ تن برسد. روش گازسازی در کورههای ثابت نیز شامل روش BGL است؛ در حال حاضر، شرکت جینشینگ شیمیایی در هولونبویر، فرآیند گازسازی زغال قهوهای را به صورت صنعتی اجرا میکند. البته، انتخاب روش مناسب برای گازسازی، بستگی به ویژگیهای خاص زغال قهوهای دارد و نیاز به بررسیهای بیشتری دارد
انتخاب باید بر اساس شاخصهای واقعی زغال، مانند رطوبت، نقطه ذوب خاکستر، مواد فرار، درصد خاکستر و کربن ثابت و غیره، انجام شود. باید به پردازش کلی توجه کرد؛ اگر میزان رطوبت بسیار زیاد باشد (تا ۵۰٪ رطوبت کل نیز دیده شده است)، آیا استفاده از روش زغال سنگ پودری مناسب است؟
BGL تخته جریانی نیست. ههه
میتوان آن را خشک کرد؛ ذغال مورد استفاده در داتانگ دولون، رطوبت بسیار بالایی دارد.
هزینه خشککردن بالاست؟ فضای مورد نیاز برای آن زیاد است؟
زغاللجنی نیز در مناطق مختلف متفاوت است؛ به نظر من، کورههای گازسازی پودری با بستر جریان هوا، الزامات بسیار بالایی نسبت به کیفیت زغال دارند و زغاللجنی برای کارکرد این کورهها مناسب نیست. استفاده از کورههای با بستر جریان مایع، گزینهای خوب خواهد بود. کوره گازسازی KBR که در بالا ذکر شد، اکنون نسبتاً بالغ شده است؛ به طور گسترده در پالایشگاهها مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین دارای چرخه جریانی با سرعت بالا و سادهای است که به بزرگسازی آن کمک میکند.
از نظر تئوری، البته روش تخت جریانی بهترین عملکرد را دارد. زغال لجنی استحکام پایینی دارد، به شدت خرد میشود و توزیع اندازه ذرات آن یکنواخت نیست؛ استفاده از بستر ثابت یا باعث ایجاد مقاومت زیاد و واژگونی لایه بستر میشود، یا منجر به جریان نامتعادل اکسیژن میگردد. دو دستگاه BGL شرکت جینشین کیمیا تسلیم شدهاند. اکنون یک دستگاه شل جدید نصب شده و در حال کار است؛ BGL در واقع روشی برای کمک مالی است. دو دستگاه راهاندازی شدهاند تا نیمی از گاز مورد نیاز را تأمین کنند. سرمایهگذاری برای پودر خشک زیاد است؛ خشک کردن زغال نیز مصرف انرژی بالایی دارد، فضای زیادی را اشغال میکند و خطراتی از نظر آتشسوزی به همراه دارد. در حال حاضر، تورن هنوز به ظرفیت کامل خود نرسیده است. خواص پرکنندگی سس زغالآبی ضعیف است؛ عملکرد سس زغالآبی در هولونبویر قابل قبول است، اما غلظت سس زغالآبی پایین بوده و منجر به مصرف بالای اکسیژن و زغالسنگ میشود. تخت جریانی نیازی به خشک شدن کامل ندارد؛ میزان رطوبت کمتر از ۸٪ کافی است. الزامات مربوط به توزیع اندازه ذرات نیز کم است؛ ذراتی با اندازه کمتر از ۸ میلیمتر قابل استفاده هستند و وجود مقدار کمی پودر ریز نیز مشکلی ایجاد نمیکند. تهویه متمرکز خود به راحتی قابل ساخت است، هزینه سرمایهگذاری آن کم است و میتواند به خوبی با ویژگیهای ذاتی زغال قهوهای سازگار شود. اما در فناوری گازسازی جهانی، کنترل تخت جریانی در بدترین وضعیت قرار دارد؛ هیچ تجهیزات تجاری بزرگی با ظرفیت بالاتر از ۱۰ کیلوگرم وجود ندارد. نرخ تبدیل کربن، مشکلات مربوط به دفع زبالهها و وجود خاکستر در گاز سنتزی، همگی بسیار جدی هستند. به دلیل دمای پایین واکنش، زمان واکنش طولانی میشود و اندازه تجهیزات نیز بزرگ میگردد. بنابراین میتوان گفت که برای زغال قهوهای، فناوری واقعاً مناسب هنوز به طور کامل توسعه نیافته است. اگر منابع زغال لجنی با قیمت پایین در دسترس باشد، به نظر من استفاده از بستر جریان هوایی ایمنترین گزینه است. در نهایت، تا زمانی که قیمت زغال سنگ خام پایین باشد و عملکرد سیستم پایدار باشد، درآمدزایی برای شما مشکلی نخواهد داشت. فقط مسئلهی این است که چقدر درآمد داشته باشیم. متأسفانه، بسترهای ثابت و جریانی چنین سرنوشت خوبی نخواهند داشت. اگر کارآفرین، مدیر مدرسه باشد، آیا به راحتی میتوان هر کودکی را سپرد و از او خواست تا بهترین روشهای آموزشی را برای پذیرفته شدن کودک در دانشگاه چینگهوا به کار ببرد؟ آیا بهتر نیست دانشآموزانی با صلاحیت بالا پیدا کنیم و با استفاده از روشهای موفق آموزشی که اکنون در اختیار داریم، آنها را طوری آموزش دهیم که ورود به دانشگاه چینگهوا برایشان آسان شود؟ رئیسها هر روز درباره گازسازی زغالسنگ قهوهای ارزان در دسترس فکر میکنند؛ آیا آن زغالسنگها واقعاً میتوانند در کل فرآیند صنعت شیمیایی زغالسنگ مقاومت کنند؟
از نظر حفاظت از محیط زیست و هزینههای عملیاتی، توصیه میشود از تخت جریان هوا استفاده شود.