Thread Content
من فقط دو سال است که در یک بیمارستان کوچک کار می کنم. در چند ماه اول پشیمان شدم. بسیاری از بخشهای شرکت استاندارد نبودند، بنابراین من مدام به ترک فکر میکردم. اما متوجه شدم که چیز خاصی در مورد من وجود ندارد. پس از از دست دادن وضعیت خود به عنوان یک فارغ التحصیل تازه، پیدا کردن شغلی که می خواهم واقعاً دشوار است. من هنوز نیمه جان دارم تا الان. سال نو به زودی در یک چشم به هم زدن فرا می رسد و من دوباره احساس بی قراری می کنم. . .
اگر از شروع از صفر نمی ترسید، ادامه دهید! این دوره پس از فارغ التحصیلی زمانی است که میزان استعفا بالاست.
سوار بر الاغ برای یافتن اسب، باید خود را در حین سوار شدن بر الاغ ثروتمند کنید
زندگی نیاز به ماجراجویی دارد، نباید به حد وسط اکتفا کرد
مطمئن نیستید چه کاری انجام دهید؟ بدون عزم برای استعفای برهنه، پول برای بقای من ضروری است و من نمی توانم اراده کنم.
هیچ پروژه ای وجود ندارد، خواندن کتاب آسان است.
من همیشه این ایده را داشتم، اما در حال حاضر فقط یک فکر است. نکته کلیدی این است که هیچ توانایی تطبیقی وجود ندارد
این بدان معناست که شما در طول دو سال فناوری زیادی را یاد نگرفته اید.
هیچ پروژه ای وجود ندارد، فقط خدمات پس از سرویس، معمولاً مشکلات جزئی، رشد کمتری وجود دارد و اکنون دوباره به لوله کشی واگذار شده است. فقط 2 ماه گذشته. در گذشته نیز شبیه سازی و تجهیزات بود. کجا باید جابجا شود؟ حیاط کوچک این گونه است، بی سیستم.
اکنون برخی از افراد در حال تغییر شغل برای کار در فناوری اطلاعات یا امور مالی هستند.
ممنون از پیشنهادات من اینها را در نظر گرفته ام. اکنون می خواهم سعی کنم در آزمون عمومی شرکت کنم. در واقع، من قبلا رزومه ارسال کرده ام، اما همه آنها بی نتیجه ماندند.