HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

مبانی شعر دوبیتی — الفبای شعری لی‌ونگ

2016-11-28View Original

Thread Content

لی یو (۱۶۱۱–۱۶۸۰)، نام اصلی‌اش شیان‌لو بود؛ لقبش تیان‌ژنگ بود. بعدها نامش را به یو تغییر داد و القاب دیگری مانند لی‌ونگ، لی‌هونگ و جیه‌فان داشت. لی یو، محل تولد خانوادگی‌اش روستای شیا‌لی در لانشی، استان ججیانگ بود؛ اما خودش در ژی‌گائو (که امروزه روگائو در استان جیانگسو نام دارد) به دنیا آمد. لی یو، نویسنده‌ای برجسته در زمینه تئاتر و رمان در اواخر دوران سلسله مینگ و اوایل سلسله چینگ بود. او کتابی برای یادگیری قافیه در شعرنویسی تألیف کرد که الهام گرفته از کتاب «شنگلو منکن» بود؛ به همین دلیل نام آن «لی ونگ دوی یون» گذاشته شد. جلد اول، بخش یک: آسمان شرقی در مقابل زمین، باران در مقابل باد. قاره در برابر آسمان پهناور. گل کوه در برابر درخت دریا، خورشید سرخ در برابر آسمان. رعد غرش می‌کند، مه پراکنده است. خورشید اکنون در وسط آسمان است. باد شدید، ماه پاییزی سفید؛ بعد از باران، غروب آفتاب سرخ. ستاره‌های گاو و زن در دو سوی کهکشان، ستارگان سام و شانگ در شرق و غرب صورت فلکی جدی. در ماه اکتبر، در کنار مرز، سرمای تند و یخبندان، سربازان را می‌ترساند ; در سه زمستان بر رود، برف‌های سرد شمالی ماهیگیر را در تنگنا گذاشت. در «زوئوچوان • سال اول ژائو» آمده است که طبق افسانه، خائوشین دو پسر داشت؛ بزرگترشان آیبو و کوچکترشان شیچن بود. برادران با یکدیگر سازگار نیستند و هر روز به درگیری می‌پردازند. امپراتور به شانگچیو نقل مکان کرد و حاکم آنجا چن بود ; به دیار بزرگ خراسان کوچ کردند، فرماندهی را به او سپردند تا هرگز با یکدیگر روبرو نشوند. دو: هفت ستاره صورت فلکی خرس بزرگ. سربازان مرزی: سربازانی که از مرزها محافظت می‌کنند. رود در برابر هان، سبز در برابر قرمز. باران‌پروردگار به رعدپروردگار. برج دود، مقابل غار برف؛ تالار ماه، مقابل کاخ آسمان. ابرها انبوه، خورشید کم‌نور. چکمه‌های چرب، در برابر کلبه‌های ماهیگیران. روزها چون تیر می‌گذرند، ماه نیز چون کمان است. مسافران در باران میوه‌های آلو گرفتار شدند، و ساکنان باغ‌ها از باد گل‌های لوتو لذت می‌بردند. پیش روی روستای مائودیان، ماه درخشان در جنگل فرو می‌رود و صدای مرغ‌ها آهنگین است ; در جاده‌ی بانچیائو، یخ سبز مسیر را می‌بندد و مانع حرکت اسب‌ها می‌شود. سوسو: وضعیتی که ابرهای غلیظ خورشید را پوشانده‌اند. تونگ‌شونگ: حالتی که خورشید در آغاز طلوع می‌کند اما هنوز کاملاً روشن نشده است. چکمه‌های مومی: در دوران سلسله جین، روان فو عاشق چکمه‌های مومی بود و شیه لینگ‌یون نیز برای صعود به کوهستان از چکمه‌های مومی استفاده می‌کرد. باد گل لوتوس: باد خنکی که در تابستان، هنگام شکوفایی گل‌های لوتوس، می‌وزد. شعر یوان وانگ یون: «انسان در میان گل‌های لوتوس، در باد ایستاده است». کوه در برابر دریا، هوا در برابر سونگ. چهار کوه در برابر سه دوک. گل‌های کاخ در برابر بیدهای ممنوعه، غازهای مرزی در برابر اژدهایان رودخانه. تالار خنک‌ساز، کاخ گوانگ‌هان. برگ‌های سبز، در برابر عنوان قرمز. ژوانگ‌زو رویایش به پروانه تبدیل شد، لو وانگ نشانه‌ای از خرس پرنده دید. پنجره شمالی در باد، بادبزن تابستان را متوقف می‌کند؛ پرده جنوبی در آفتاب، گرمای زمستان را کاهش می‌دهد. قو در بالای برج می‌رقصد، فلوت یشمین ماه پری را می‌نوازد ; بر تراس فنگشیانگ، ساز بنفش باد زیبایی را شکست. سان‌گونگ: نام یک ستاره. «کتاب جین، بخش نجوم، جلد اول»: «سه دیوان‌بزرگ در ستارگان شمالی، که «نه وزیر» نامیده می‌شوند، حکومت می‌کنند و بر تمام امور نظارت دارند.» ”تالار خنکساری: در دوران سه پادشاهی، در سلسله سون وو، کاخ‌هایی برای فرار از گرما وجود داشت که در تابستان، هوای آنجا گرم نبود. جائوفیی شیونگ: در اواخر دوران سلسله شانگ، لو وانگ در کنار رود وی ماهیگیری می‌کرد. پادشاه ون از سلسله ژو قصد شکار داشت؛ او با استفاده از فالگیری پی برد: «نه اژدها و نه چی، نه ببر و نه پلنگ؛ آنچه به دست خواهد آمد، یاری‌کننده‌ای برای پادشاهان خواهد بود.» ”سپس در وی‌یانگ با لو وانگ روبرو شد. دو: صبح زمستان در برابر ظهر، تابستان در برابر زمستان. پرداخت حقوق، بالاتر از آسیاب‌های بلند. جوانی در برابر روز، سروهای کهن در برابر درختان کاج. ماهیگیر، پیرمرد با بیل. قو‌ها در برابر اژدهای الهی. تاج فنیق از مرواریدها درخشان، کمربند چی از یشم‌های ظریف. سه درجه کامل، هزار هکتار زمین؛ یک درجه اعلی، ده هزار سکه درآمد. در میان برج‌های گل، لیچوی الهی ریشه‌هایش را در خاک فرو می‌برد تا جریان کشور را هماه ; کنار برج شنشیانگ، درختان زیبای چنار با محبت بادهای محلی را برمی‌انگیزند. پرداخت حقوق: بعدازظهر. گائوچونگ: ساعات غروب. «هوای‌نانزی • نجوم»: «(خورشید) وقتی به یوان‌یو می‌رسد، آن را «چونگ بلند» می‌نامند.» ; اما در مورد سنگ‌های پیوسته، به آن «چونگ پایین» گفته می‌شود. ”توضیح: «گائوچونگ، ... زمانی است که مردم با دستگاه‌های آسیاب برنج کار می‌کنند.» ”سه‌گانه‌ی برتر: در آزمون‌های سلطنتی فئودالی، کسانی که در آزمون‌های منطقه‌ای، ملی و نهایی، رتبه‌ی اول را کسب می‌کردند، «سه‌گانه‌ی برتر» نامیده می‌شدند؛ یعنی «جیه‌یوان»، «هوی‌یوان» و «ژوانگ‌یوان». یک‌پینگ دانگ‌چائو: در دوران باستان، نخست‌وزیران دارای مقام یک‌پینگ بودند.  برج گل‌ساق: امپراتور تانگ، مینگ‌هوانگ، برج گل‌ساق را در کاخ شینگ‌چینگ ساخت و پنج برادرش در آنجا جشن می‌گرفتند. شیان لی: منظور شاعر لی بای است که به او لقب «فرشته تبعیدی» داده شده است. تالار چنشیانگ: در داخل کاخ شینگ‌چینگ. امپراتور تانگ مینگ‌هوانگ فرمان داد تا لی بای در اینجا سه قطعه شعر با عنوان «چینگ‌پینگ‌دیائو» برای تحسین گل‌های پیونیک بنویسد. جیائو یانگ: یعنی یانگ گویفی، یانگ یوهوان. امپراتور تانگ مینگ‌هوانگ او را لطف کرد و به همین دلیل شورش آن‌شی رخ داد. “«باد لبه» به همین اشاره دارد. شفاف در برابر کم‌رنگ، رقیق در برابر غلیظ. طبل غروب در برابر زنگ صبح. گل چای بر گل سنگی، دودبند بر ابرپوش. نیلوفر طلایی، لوتوس یشمی. لوچی در برابر چینگفنگ. سوپ صبحگاهی، اثر شراب شبانه؛ غذای شام، ادامه‌ی غذای صبحگاهی. پول تانگکو می‌تواند به پروانه تبدیل شود، شمشیر یانجین نیز می‌تواند به اژدها بدل گردد. شایعات دره ووشیا، معبد الهه‌ی عجیب و غریب در میان ابرها و باران‌ها ; از دور به کوه دای‌زونگ نگاه می‌کنم، نوه‌ها و فرزندان در دامنه‌های کوه ژانگ‌رن جمع شده‌ان پیچیده در برابر ساده، تکرارشونده در برابر مکرر. تنبلی، دل را نیز تنبل می‌کند. پیر فرشته در برابر شیفتگان بودا، و الگوی اخلاقی در برابر رهبران کنفوسیوسی. گل‌ها درخشان، چمن‌ها نرم. پروانه‌ی امواج در برابر زنبور وحشی. چند ساقه بامبوی نجیب، پنج درخت کاج ارباب. امپراتور بزرگ، شیانگ را با سه قهرمان نابود کرد؛ امپراتور یو، یائو را دنبال کرد و چهار شرور را اعدام نمود. زنان باغ درونی، منظره‌های پرافسون غم را فرو نمی‌برد ; مسافران مرزی، از تنباکوی بی‌پایان آسمان، پشیمانی بی‌انتها دارند. بامبوی نجیب: اقوام باستان می‌گفتند بامبو دارای ستون فقرات استوار، قلبی پاک و فضایل یک نجیب‌زاده است. ون زی‌یو از سلسله جین، کاشتن آن را دوست داشت و می‌گفت: «چگونه می‌توان یک روز بدون این نجیب‌زاده بود؟» ”دکتر سونگ: امپراتور چین، هنگام صعود به کوه تایشان، برای پناه گرفتن از باران زیر درخت کاج پناه برد و آن را به مقام «داوفوی بزرگ» منصوب کرد. سه نابغه: به شیائو هه، هان شین و ژانگ لیانگ اشاره دارد. چهار شرور: به چهار نفر یعنی گونگ‌گونگ، هوان‌دو، سان‌میائو و گون اشاره دارد. کشتن، اعدام کردن. سه: جیانگ چی، زوج‌بندی، تنها برای دو. دریا در برابر رود یانگتسه. بشقاب طلایی در برابر جام یشمی، شمع گرانبها در برابر فانوس نقره‌ای. نرده‌های رنگ سرخ، پنجره‌های پارچه آبی. ریتم رقص، لحن آواز. شینگ‌هان، ما وو را ترویج داد؛ شیا نیز لونگ پانگ را توصیه کرد. چهار بار پادشاهان کشورهای مختلف تسلیم شدند، سه بار قلعه‌های بلند ساخته شد و دشمنان فراوان تسلیم گشتند. از فراز پرندگان بر صحنه می‌آید، زن الهی و شیک، چین نونگ‌یو ; کشتن مار در مسیر، پادشاه قهرمان، لیو بانگ از سلسله هان. چهره در برابر ظاهر، شباهت در برابر عظمت. پایه‌های چرخ‌دار در برابر تیرک‌های ساده. قلم را کنار بگذار، در برابر تنبلی، دل فرو می‌رود. چراغ‌ها می‌درخشند، ماه درخشان است. کنترل اسب در برابر قایق پروازی. اسب تند در ساحل بید، سگ روستایی در باغ گل پارس می‌کند. مشروب کمی سرخابی گونه‌ها را نورانی می‌کند، گرد طعم خوش بر گل‌های لوتوس یشمین پخش می‌شود. شعر، برگ‌های سرخ را توصیف می‌کند؛ دل زن کره‌ای نیز در آب‌های جاری غرق است ; گلوله‌های اشک، بامبو را لکه‌دار کردند؛ ملکه شون نیز از این امر پشیمان شد. چهار: شاخه در برابر سنگ، تنه در برابر شاخه. دمیدن بر بامبو، نواختن بر سیم. تراس کوهستانی روبروی باغ آبی، طوطی روبروی مرغ دریایی. مداد پنج‌رنگ، کلمات ده‌عطر. ریختن جوهر بر لیوان انتقال. نقاشی‌های شگفت‌انگیز هان گان، شعرهای پرقدرت لی لینگ. در چند خیابان گل، زیبایی‌های تازه پدید آمده؛ در مسیرهای عطرآگین، روغن‌های لطیفی وجود دارد. دود جنگ در همه‌جا، سربازان برای دفاع از قلعه می‌جنگند ; باران فراوان، کشاورزان در حومه روستا از فرصت بهره می‌برند. ترشی در برابر خمیر، قصیده در برابر شعر. رنگ‌زدن برای آرایش گونه. تاج یشمین در برابر کفش‌های مرواریدین، شمشیرباز در برابر نوازنده‌ی ساز. قیمت شراب برای فروش، وجه خرید کوه. زیبایی زمینی در برابر زیبایی الهی. غروب، درخشان چون ابریشم؛ باران بهاری، نازک چون نخ. بوته‌های بید، سدهای دراز را پر کرده‌اند؛ گل‌ها نیز، دو سه شاخه از معابد وحشی را آراسته‌اند. سرپوش بنفش و پرچم زرد، نشانه‌های آسمانی بر سرزمین جیانگ‌زو ; جامه سبز و اسب سفید، شعر کودکانه سرانجام متعلق به فرزندان شویانگ است. امثال در برابر ستایش، ظرف در برابر جام. فلورسنت در برابر ابریشم. دامن سبک در برابر آستین بلند، گیاه نیکو در برابر قارچ جادویی. شعرهای اشکبار، سرودهای دلخراش. زبان، کمر است. شیرها و ببرهایی در میان ابرها، فنیق‌هایی در آسمان. معبد یو، هزار سال پر از پرتقال و گریپ‌فروت؛ پله‌های یائو، سه فوتی با سقفی از کاه. بامبوی سیانگ پر از دود، زیر کمرش پارچه‌ای نازک، لاک‌پشت را در بر گرفته است ; گیلاس در باران، اشک‌های تمیز کنار گونه‌اش رژ لب را خیس کرده است. روش اشک ریختن: جیا یی در کتاب «توضیحاتی درباره امور حکومتی» مربوط به دودمان هان غربی می‌گوید: «من به تفکر درباره شرایط فکر می‌کنم؛ یک مورد وجود دارد که باید با گریه شدید پاسخ داد، دو مورد وجود دارد که باید با اشک ریختن پاسخ داد، و شش مورد وجود دارد که باید با آه‌های طولانی پاسخ داد.» ”یون‌چونگ: در دوران هان، در شمال، استان یون‌چونگ وجود داشت. پرتگاه پرتقال و گریپ‌فروت: در شعر «معبد یو» اثر دو فو در دوران سلسله تانگ آمده است: «حیاط ویران، پر از پرتقال و گریپ‌فروت؛ خانه‌های قدیمی، با نقش‌های اژدها و مار.» ”خانه‌های کاهی: پله‌هایش از خاک ساخته شده و سقفش از کاه. «هانفی‌زی • پنج آفت»: «در زمان سلطنت یائو بر جهان، سقف‌های کاهی تراشیده نمی‌شدند و تیرهای چوبی نیز قطع نمی‌گردیدند.» ” مبارزه برای تسلیم، انتظار برای تفکر. کدو وحشی در برابر گل سنبل. سرشت الهی در استخوان‌های راه، آفریدگی آسمانی در کار دست انسان. شمشیر ژوان‌جو، تبر بولانگ. عرض و طول نسبت به ستون‌ها و خطوط. ارباب مردم و جهان، استاد پادشاهان با فضیلت بزرگ. نگاه کردن مانع رفتن دور نمی‌شود، دل مشغول است و چاره‌ای نیست اسب آهسته برود. در خانه‌ی طلایی، در اوقات فراغت، قلم را برای نوشتن کتیبه‌های مقبره‌ی مائولین در دست م ; پس از تکمیل برج یشمین، سخنان شوچانگ گو درباره‌ی کوله‌بارش را به یاد آورید. پنجم: فضیلت کوچک در برابر قداست، همان درست و نادرست است. جوئو به شن‌وی. کتاب ماهی در برابر حروف قو، کلبه علفی در برابر در چوبی. مرغ سحر می‌خواند، طاووس صبح پرواز می‌کند. قرمز لاغر در برابر سبز چاق. جام بردارم تا با ماه نوشیدن کنم، سوار بر اسب به میان گل‌ها بازمی‌گردم. هوانگ گای توانست پیروزی چی‌بی را به ارمغان آورد، چن پینگ ماهرانه خطر بای‌دنگ را برطرف کرد. کتابخانه تایبای، آبشاری که سه هزار ذراع به زمین می‌افتد ; معبد کونگ‌مینگ، کاج‌های پیری با ارتفاع چهل ذراع. گو در برابر جیا، وو در برابر وی. وسیع در برابر بلند. یان‌تان در برابر شائو‌پو، جینگ‌جو در برابر یی‌وی. جان هونگ‌جیان، سای فنگ فی. فهرست ببر، در برابر پرچم اژدها. دل پر از زیبایی، سخنانش گوهرآمیز. بزرگواری و سخاوت پادشاه بزرگ، قدرت و هیبت فرمانروای خاموش. نابودی خاندان و برخاستن لیو؛ وقتی خرگوش‌های مکار تمام شوند، **می‌میرند** ; وو نیز وی را رد کرد، در جایی که پی‌شیو مستقر بود، وو لونگ بازگشت. یان‌تان: یان‌لینگ‌لای در رود فوچون در ججیانگ، محل ماهیگیری یان زی‌لینگ، درویش دوران سلسله هان. شائو پو: شائو پینگ، ارباب دونگلینگ در دوران سلسله چین، منصب خود را رها کرد و به کشت هندوانه پرداخت؛ هندوانه‌های تولیدشان «هندوانه‌های دونگ جینگ‌جو: تائو چیان گل‌های چمن را زیر حصار شرقی می‌چید؛ لقبش «جینگ‌جیه» بود. یی وی: در اواخر دوران شانگ، بویی و شوچی، از خوردن غلات سلسله ژو شرم می‌کشیدند؛ بنابراین در کوه شویانگ پنهان شدند و از گیاهان وی برای تغذیه استفاده کردند. امپراتور بزرگ: به لیو بانگ، بنیانگذار سلسله هان، اشاره دارد. **مرگ: در «سالنامه تاریخی • زندگینامه‌های امیران هوایین» آمده است که هان گائوزو، هان شین را دستگیر کرد؛ شین گفت: «خرگوش مکار، وقتی می‌میرد، **پخته می‌شود. ” زوال در برابر شکوفایی، تراکم در برابر رقت. جامهٔ مراسم، در برابر جامهٔ رسمی. پنجره مرغ در برابر برج قو، فهرست پاییزی در برابر آزمون بهاری. کوچه‌ی اویی، یانزیجی. دیدار پس از مدت‌ها، برای کسی که برای اولین بار بازمی‌گردد. زیبایی‌اش واقعاً بی‌نظیر، فضیلتش به راستی درخشان است. مادر طلایی از باغ هلوهای پیچیده می‌آید، و شاهدخت یشمین از لیچ‌های کوهستانی وارد می‌شود. لشکر پادشاه، قلب وفادار پدرزن در مبارزه با سنگ یشم ; بازار شراب چانگ‌آن، شاعر طردشده با شور و هیجان، لاک‌پشت نقره‌ای را عوض می‌کند. شش: ماهی، ژون در برابر برنج؛ درخت بید، در برابر درخت زبان. آستین کوتاه در برابر دامن بلند. تاج مرغ در برابر دم فنیق، شاپلون در برابر نیلوفر آبی. ژو یو رو، هان شیانگ رو. خانه یشمی روبروی کوانگلو. معبد یوئه‌مینگ‌شان دور است، باد ملایم و ایوان کنار آب خالی. شجاع، شمشیری سه فوتی در کمر دارد؛ مرد، پنج ارابه کتاب در شکم خود دارد. سایه‌های پراکنده و عطر ملایم، گل‌های سفید درهرمونگ در کوه تنهایی شکوفا می‌شوند ; روزی ملایم و آفتابی، در خانه‌ی قدیمی یوان‌مینگ، برگ‌های بید شکوفاست. فوچو: نام دیگر گل لوتوس. ژو یوجو: اهل دوران ژو شرقی، شاگرد کنفوسیوس؛ ژو یوجو از نظر ظاهری شبیه کنفوسیوس بود و برای مدتی او را به عنوان استاد خود می‌پنداشت. هه‌جینگ: سونگ لین‌بو (که نام خطی‌اش هه‌جینگ بود)، در کوه گوشان در دریاچه غربی هانگژو، درختان سفیدبرگ کاشت. از جمله اشعار مشهور او در ستایش این گیاهان می‌توان به این‌ها اشاره کرد: «سایه‌های پراکنده، در آب کم‌عمق؛ عطر ملایم، در شفق غروب.» ” من نسبت به تو، و تو نسبت به من. انتخاب برای ترفیع و تنزل. جعبه کتاب در برابر کمد دارو، اره زمین‌کش در برابر بیل کاشت. شرکت کن، هرچند نادان باشی، اما احمق نخواهی بود. شاه‌نشین در برابر بهشت. فرمانروایان کشورهای هزار ارابه‌ای، زنان بلندمقام با ارابه‌های معطر. در میان ابرها گیاهان دارویی جمع می‌کنم و بوی پریان را می‌شنوم، در برف به دنبال گل سفید می‌گردم و با الاغ کندرو حر خرجه یشمین و طاووس طلایی، دو روح انرژی هستند که خورشید و ماه را تشکیل می‌دهند ; هیپوپوتام رودخانه لوگوی، پنج عنصر و تأثیرات متقابل آن‌ها در کتاب‌ها آمده است. کج در برابر صاف، متراکم در برابر پراکنده. کیسه‌بادبزن در برابر پوشش گل. لوفو در مقابل هوچیائو، پیچ‌های آب در برابر پیچ‌های کوه. ارابه‌ی قو‌ها، در انتظار کالسکه‌ی لوان. جیه نی به چانگ جو. بیان ژوانگ‌زی با ببر می‌جنگد، فنگ جیه‌یو با خرس. نانیانگ، شاعر بزرگ، لیانگ‌فو را سرود؛ شوء غربی، ادیب بااستعداد، زی‌شو را سرود. مناظر سه مسیر، سنگ‌های سفید و گل‌های زرد برای عصا و کفش ; مناظر دودآلود پنج دریاچه، کوه‌های سبز و آب‌های زلال در میان چوب‌بران و ماهیگیران. هفت: یو هونگ در برابر سفید، با جفت و بدون جفت. قوقعه به قمقمه. موقلم در برابر بادبزن پردار، آسمان‌خانه در برابر پایتخت امپراتوری. از پروانه سپاسگزارم، از زاغ ژنگ نیز. وارد دریا شدن، به معنای بازگشت به دریاچه است. کود گل با باران بهاری مرطوب می‌شود، بامبو در باد شبانه لاغر و پراکنده است. آش لوبیا در نهایت به هان رسید،
سوپ چون و ماهی لو در پایان به وو بازگشت. نواختن ساز آرام، برگ‌های درختان بید در نور ماه برای شنیدن فرو می‌روند ; پرچم شراب کج آویخته، در روستای گل‌های آلو با هم می‌فروشیم. لو در برابر چی، مینگ در برابر سبزیجات. بای شیو، سوگ ماتسو. ژونگ‌یوان در برابر شانگ‌سی، بازگرداندن سنگ قیمتی در مقابل پس دادن مروارید. دریاچه یونمنگ، دریاچه دونگتینگ. شمع یشمین در برابر کوزه یخی. کراوات شاخ کرگدن آبی، شانه فیل سبز. صدای غاز سفید در سایه کاج، پژواک می‌یابد؛ سایه فنیق آبی در آینه، تنها نیست. در بامبو نیمه‌باز است، پشت پنجره معلوم نیست کسی آنجاست یا نه؟ دروازه چوبی محکم بسته، ارابه پارک شده و هنوز مهمانی نیامده است. مهمان در برابر میزبان، خدمتکار در برابر بنده. اردک گرانبها در برابر اردک طلایی. ورود به تالار در برابر ورود به اتاق، نواختن ساز در برابر پرتاب توپ. دو ستاره در کنار هم، ابیاتی زیبا. کوزه‌بردار مقابل آبجوفروش. خورشید سرخ در بالا، ابرهای سفید دوردست تنها. شین‌شیانگ، منشی، به دو یو نگاه می‌کند؛ شهرت و افتخاراتش سه منطقه وو را تحت تأثیر قرار می‌دهد. سه جام برای خداحافظی، در پیری همواره شراب را زیر گل می‌ریزم ; پنج مو زمین بایر، بازمی‌گردم تنها با بیل در نور ماه. همگرایی ستارگان: به معنای گرد هم آمدن خورشید، ماه و پنج ستاره بزرگ است. بعدها برای بیان معنای گردآوری بهترین‌ها به کار رفت. شین‌شیانگ: لیو شیانگ و لیو شین، پدر و پسر از سلسله هان غربی، در کوه ار-یو مشغول مطالعه بودند. ابر ماشین: لو جی و لو یون، برادرانی که در سه منطقه وو شهرت داشتند. شما در برابر پدر، وی در برابر وو. کوه بی‌یوئه روبروی دریاچه غربی. سبزیجات برای غذا، تره‌فرنگی برای نرگس. تعداد گل‌های سفید، نشانه‌های برگ بامبو. شورای دربار فریاد برآورد. شعر بان گو درباره دو پایتخت، نقشه هشت‌صف کونگ‌مینگ. در باغ تیان‌چینگ، درختان ژینگ‌تانگ سرسبز و پربارند؛ اما در مقابل مقبره وانگ‌پو، درختان سرو سبز خشک شده‌اند. مقام «چونگ‌لانگ» در مرزها؛ وقتی بز نوزاد داشت، به خاندان هان بازگشت ; شاهزاده چین، در روزی که اسب‌هایش شاخ به دست آوردند، به پایتخت یان بازگشت. شمارش گل‌های سفید: روش پیشگویی باستانی. گفته می‌شود که این اثر توسط شائو یونگ در دوران سلسله سونگ نوشته شده است به امور انسانی ربط داده تا خوش‌یا بدی را تعیین کند. نشان برگ بامبو: یعنی نشان فرستاده بامبو. نشان‌های اعتمادی که در دوران هان به فرمانداران و حاکمان استان‌ها و سرزمین‌ها داده می‌شد، یکی در پایتخت باقی می‌ماند و دیگری در استان‌ها و سرزمین‌ها. از پنج تیر بامبو با حکاکی ساخته شده است. شان‌هو: در دوران باستان، رعایا برای تجلیل از امپراتور، سه بار سر خود را خم کرده و فریاد «زندگی باد» می‌زدند؛ این کار را شان‌هو می‌نامیدند. هشت نوع صف‌بندی: ژوگه لیانگ در دوران سه پادشاهی، نقشه‌های هشت‌گانه صف‌بندی را ایجاد ک نقشه هشت‌صف، یک نوع ترتیب نظامی برای لشکرکشی است. زیجینگ: برادران تیان ژن، تیان چینگ و تیان گوانگ اهل هان‌جینگ‌جائو می‌خواستند خانواده‌شان را تقسیم کنند؛ در همین حال، درخت زیجینگ در حیاط ناگهان خشک شد. خانواده تیان تحت تأثیر این اتفاق قرار گرفتند و تصمیم گرفتند خانواده‌شان را تقسیم نکنند؛ در نتیجه، درخت زیجینگ دوباره سرسبز شد. سرو سبز: طبق افسانه، پدر پادشاه جین، پو، هنگام مرگ در کنار مقبره سرو گریه کرد و ناگهان آن درخت خشک شد. شیر بز نر: سو وو در دوران سلسله هان غربی، هنگامی که به عنوان سفیر نزد هون‌ها فرستاده شد، اسیر شد و مجبور شد بزهای نر را نگهداری کند؛ چرا که تنها در صورتی او را آزاد می‌کردند که بزهای نر شیر داشته باشند. شاخ اسب: طبق کتاب «یان دان‌زی»، در دوران جنگ‌های ایالت‌ها، شاهزاده یان به نام دان به عنوان گروگان نزد دولت چین بود. پادشاه چین گفت: تنها زمانی می‌توان او را آزاد کرد که اسبش شاخ بروید. شاهزاده گریه کرد و اسب واقعاً شاخ درآورد. هشت: ققنوس در برابر فنیق، سگ در برابر مرغ. شمال سرخس در برابر کانسای. جاودانگی برای هوش، پیر و کودک برای راهنما. فرمان بامبو، تیغه‌ی درخت تونگ. پوست کندن خرما، بخارپز کردن گلابی. کمر نرم چون بید لطیف، دستان نازک چون برگ‌های لطیف. خرگوش مکار می‌تواند از سه سوراخ پنهان شود، چکاوک کوچک نیز با استفاده از یک شاخه می‌تواند لانه بسازد. آقای لولی، با عصا و کمربند، از جوان‌ترین فرمانروا حمایت می‌کند ; یولینگ ژونگ‌زی، برای بافتن کفش از همسر نجیب خود کمک گرفت. صدای آواز در برابر پارس، پرواز در برابر استراحت. صدای پرندگان، در پاسخ به صدای بلبل‌ها. مرجان در برابر عقیق، عنبر در برابر شیشه. شهرستان جیانگ، بوژو لی. سنجش لی در برابر سوزاندن شیر. درختان زبان‌گنجشک سایه می‌دهند، و درختان شلیل و گیلاس خود راهی می‌آفرینند. شیمن بائو با جادو دخترش را نجات داد، بای لی شی هم با پول، همسری یافت. دیوارهای کوئی‌لی، مقیاس کوچه‌های فقیرنشین، در اصل فقیرنشین نیست ; پایه‌های سد سوی، ردپاهای برج گمشده نیز کاملاً ناپدید. وی در برابر جائو، چو در برابر چی. ساحل بید، روبروی نهر هلو. تور پنجره در برابر اتاق خیاط، اتاق نقاشی در برابر اتاق عطر. تیغه ماه را تعمیر کن، نردبان آسمان را. سوسک در برابر رنگین‌کمان. در باغ بهاری لذت می‌برم، و از کارهای تحسین‌آمیز در زمین‌های تابستانی خسته‌ام. لی گوانگ برای شکار ببر از تیر خالی استفاده نکرد، وی مینگ نیز به عنوان حافظ گوزن منصوب شد. با آرامش پیش می‌رویم، کار لیولیو به پایان رسید؛ پادشاه نیز احترام گذاشت ; با شنیدن صدا کمی دراز کشید، نزد رودخانه جینگ، فریاد کودک را فرونشاند. شیانگ‌زی، از کودکی نشانه‌های فرشتگان را داشت؛ چند سالی بیرون ماند و بازنگشت. در روز جشن تولد هان گونگ، شیانگ‌زی ناگهان ظاهر شد و جمله‌ای را بر روی دیوار نوشت: «ابرها بر کوه‌های چین لین پهن شده‌اند، خانه‌ام کجاست؟ برف‌ها مسیر لان گوان را مسدود کرده‌اند، اسب‌ها نمی‌توانند به جلو بروند.» ”چندی نگذشت که هان گونگ با ارائه درخواستی برای پذیرفتن استخوان‌های بودا، مورد سرزنش قرار گرفت و به چائوژو تبعید شد؛ و در نهایت از لان‌گوان عبور کرد. نه: درب‌های خوب، روبروی هم؛ خیابان‌ها نیز روبروی یکدیگر قرار دارند. شاخه و برگ، به ریشه و ساقه. مبارزه مرغ‌های جنگی در برابر تازیانه، تاج پرندگان زیبا در برابر سنجاق‌های زیبا. از کوه‌های چو بالا رفتیم، از رودخانه چین‌هوای عبور ک فرزند، فوچای را متهم کرد. سر اجاق سنگی کوچک شده، بال‌های غاز روی چنگال نقره‌ای صف کشیده‌اند. صد سال شعر و آداب، برکت‌های ابدی را به ارمغان می‌آورد؛ هزاران مایل از طوفان‌ها و بادها، درون قلب پرشور انسان جای که تواند افراد را از یکدیگر تشخیص دهد، مرده است؛ چه غم‌انگیز، ای چی‌لو! ; بدون راه مستقیم، در حماقت نیز برگ‌های بلندی می‌رویند. تکان دادن برس: تکان دادن جاروی گرد و غبار. مردم دوران جین اغلب با استفاده از چو، گفتگوهای هوشمندانه‌ای ان زی فان: وزیر ایالت جین در دوره بهار و پاییز. در کتاب «زوچوان، سال بیست و دوم شی» آمده است که ژونگ‌ئر از قوماندانان جین، در میان دشمنانش التماس غذا کرد؛ آن‌ها به او تکه‌های نان دادند. شاهزاده خشمگین شد و خواست او را تنبیه کند؛ اما زی‌فان گفت: «این هدیه‌ای از سوی خدایان است.» ”فوچای: پادشاه ایالت وو در دوران بهار و پاییز. جی‌لو: شاگرد کنفوسیوس. «لونیوم • زی‌لو»: کنفوسیوس گفت: «ای زی‌لو، تو وحشی هستی.» ”کوسای: شاگرد کنفوسیوس. در برابر خطر، نه از راه‌های فرعی می‌گذرد و نه از مسیرهای پنهان؛ یعنی توانایی سازگاری ندارد. «لونیوم • جینشیان»: کنفوسیوس گفت: «چای احمق است.» ” تاج با کفش، جوراب با صندل. گردنه در برابر افق. مرغ‌ها در برابر گروه ببرها، شش بازار در برابر سه خیابان. چن زو دو، در بازی دفن شد. روشن در برابر سفید. دانشمندان در کاخ شرقی گرد هم می‌آیند، دوستان نیکو در اتاق کوچک جمع می‌شوند. در رویا، کوه‌ها و رودخانه‌ها فراتر از تصورند؛ در کنار بالش، مناظر زیبای طبیعت در خاطرات ثبت می‌شوند. سه مسیر خلوت و ساکت، بادهای پرشور پنگ‌زه، لیلیو را شادمان می‌کند ; شکوه سلسله‌های ششگانه، بوی دل‌انگیز لانگ‌یا و کاشتن سه درخت هوئی. کوشش در برابر صرفه‌جویی، ماهری در برابر نادانی. تالار آبی روبروی کلبه کوهستانی. هلوی یخی در برابر لوبیا برفی، تیر ریخته در برابر کارت‌های جدید. آستین سبز سرد، تاج گل‌دار گرانبها. سخاوت در برابر طنز. صدای باد در مسیر بامبو، سایه ماه بر رودخانه گل‌ها. آوازه‌ی دلنشین را همواره در کیسه نگه دار، و بیل را به همراه داشته تا هر جا که لازم باشد، آن را دفن کنی. تنهایی در رودخانه‌ها و دریاها، ابرها، امواج و بادها، رویاهای مسافر را می‌ترسانند ; وطن هزاران فرسنگ دور، کوه‌ها و درختان پر از مه، دل را به یاد آن می‌کشانند. کیسه حمل: به توضیحات قبلی درباره‌ی استفاده‌ی لی هه از کیسه برای نگهداری شعرها مراجعه کنید. شلاق برداشتن: لیو لینگ اهل دوران جین، عاشق شراب بود. بارها با تبر در دست پیروی کرد و گفت: «وقتی مست بمیرم، می‌توانید مرا دفن کنید.» ” چی در برابر زی، هوئی در برابر کای. آبگیر روبروی صخره. دامن رقص در برابر آستین آواز، تخت یشمی در برابر پله‌های مرواریدین. باد در آستین‌ها، ماه در سینه. ببر و کرگدن در برابر گرگ و شغال. ما رونگ در تالار، یانگ کان در آب زیارت می‌کند. در شمال، باید خاکسترها جمع‌آوری شوند؛ در شرق نیز، در محل دای‌زی، چوب‌های سوزاننده آماده شوند. رود بهاری با طناب‌های زرین، نی و شیپور در برابر آسمان آبی می‌نوازند ; شب پرنور، ماه درخشان؛ سنجاق افتاده، خوشبویی در خیابان‌ها پخش شده است. ما رونگ: در دوران سلسله هان غربی، در حیاط خانه‌اش به شاگردان درس می‌داد؛ بعدها پرده‌های ابریشمی نصب کرد و موسیقی‌دانان زن را فراخواند. یانگ کان: یانگ کان اهل سلسله لیانگ در دوران سلسله‌های جنوبی، به تجمل علاقه داشت؛ قایقی برای محل عبادت خود ساخت و تمام امکانات لازم را فراهم کرد و هر روز به مهمانی و تفریح می‌پرداخت. هونگ‌گونگ: نام مدارس در دوران باستان. جمع‌آوری خاکستر: برداشتن علف‌ها و خاکسترهای روی زمین. استعاره به راحتی یافت می‌شود. «کتاب هان، زندگینامه شیاهو شنگ»: «شنگ هر بار که تدریس می‌کرد، همواره به شاگردانش می‌گفت: «مشکل ادیبان، ناآشنایی با علوم کلاسیک است.» اگر در علوم کتابی دانش کافی باشد، گرفتن رنگ‌های آبی و بنفش، همچون برداشتن گیاهان کوچک از روی زمین است. ’”دای‌زی: دای، کوه تایشان. بی، مکانی در دوران باستان برای پرستش آسمان، زمین و پنج امپراتور. چوب سوزاندنی: چوب برای سوزاندن، آیینی برای پرستش خدایان. «لی·جی فا»: «چوب‌های سوزان را بر مذبح تای برای پرستش آسمان و زمین می‌سوزانند.» ” ده: خاکستر، بهار در برابر تابستان؛ شادی در برابر غم. دست بزرگ، استعداد بلند. باد ملایم و ماه روشن، زمین پهناور و آسمان گشاده. در باغ لانگ گشتم، در پنگ‌لای مست شدم. هفت حکومت در برابر سه تخت. قمقمه آبی اژدها، عصای پیر، سنجاق یشم سفید بلبل. در ده‌ها مایل، باد خوش، برج الهی را نمایان می‌کند؛ در تمام شب، ماه، سکوی یاد فرزند را روشن می‌سازد. پرتقال یشمی و هلو یخی، ملکه مادر چرا برای جستجوی راه فرود آمد؟ ; قایق نیلوفر و عصا خرد، اصلاً آن مرد برای مطالعه آمده بود. صبح به شام، رفتن به بازگشت. فراوان است، چه خوب! کبد اسب در برابر دنده مرغ، چشم آلو در برابر گونه هلو. خوشحالی وجود دارد، ذهن نیز شاد می‌شود. برف زمستانی در برابر رعد بهار. ابرها جای پرندگان را عوض می‌کنند، خورشید تخت فنیق را گرم می‌کند. کنار رود، نسیم ملایم گل‌های خوشبو را استقبال می‌کند؛ در زیر درختان، باد ملایم منتظر پایین آمدن گل‌های سفید است. برگ‌های بید زیبا و گل‌های رنگارنگ، صدای پرندگان نیز همگی شادی‌بخش است ; رقص درختان کاج و سرو، فریاد میمون‌ها و صدای قو، همگی غم‌انگیزند. کبد اسب: کبد اسب طعم بدی دارد و نماد آشفتگی و پریشانی است. مغز جوجه: در کتاب «سوانح سه پادشاهی • کتاب وی • سوابق امپراتور وو دی» آمده است که کائوکائو هنگام حمله به هان‌ژونگ و در حال بازگشت، دستور داد که بگویند: مغز جوجه. یانگ شیو گفت: «ستون مرغ، دور انداختنش حیف است و خوردنش بی‌طعم؛ این نشانه‌ای است که می‌خواهند آن را پس بگیرند!» ”برفک برگ‌های سیب: هان یینگشائو در کتاب «فسون تونگ» می‌گوید: «در ماه پنجم، باد برفک برگ‌های سیب وجود دارد؛ مردم منطقه جیانگ‌هوای آن را باد نشانه‌ها می‌دانند.» وفاداری در برابر اعتماد، جامعیت در برابر کامل بودن. تأمل، گمان است. عطر فروکشه، شمع تاریک می‌شود؛ کلاغ خوشحال، جیرجیرک غمگین. روزنامهٔ گل طلایی، میز آینهٔ یشمی. جام‌ها را در برابر یکدیگر می‌نشانند. در بالای صخره، درختان پیر قرار دارند؛ پله‌های سنگی نیز با خزه پوشیده شده‌اند. بر کوه‌ها برف فراوان است و انسان‌های بزرگ در آنجا خوابیده‌اند؛ در زیر درختان، نور ماه می‌تابد و زنان زیبا به آنجا بیدهای سبز در امتداد ساحل، همگی به خاطر آمدن سوزی کاشته شدند ; باغ پر از درختان آلو، همگی پس از رفتن لیو کاشته شده‌اند. خبرنامه طلایی: برگزیدگان دوران باستان برای اطلاع‌رسانی خوشخبری، نامه‌هایی به خانواده‌هایشان می‌فرستادند که به آن «خبرنامه طلایی» گفته می‌شد. میز آینه‌ی یشمی: ون چیائو در دوران سلسله جین، دختر عمه‌اش را به همسری گرفت و میز آینه‌ی یشمی را به عنوان مهریه داد. خوابیدن در خانه: در کتاب «تاریخ هان‌های بعدی • زندگینامه یوان آن» آمده است که یوان آن در روزهای برفی در خانه می‌خوابید و بیرون نمی‌آمد؛ مردم او را فردی نجیب دانستند و او را به عنوان فردی وفادار و پارسا انتخاب کردند. آمدن زن زیبا: ژائو شیشیونگ از سلسله سوی، به کوه لوفو سفر کرد؛ هنگام غروب، زن زیبایی را دید که او را برای نوشیدن با خود دعوت کرد. شیشیونگ بی‌آنکه متوجه شود، مست شد و در خواب فرو رفت. بیدار شدم زیر درخت شکوفه‌های سفید، پرندگان با صدای بلند روی آن می‌خواندند، ماه غروب کرده و آسمان تاریک بود، احساس اندوه عمیقی داشتم. سوزی: سو شی، حاکم هانگژو، دستور داد تا در امتداد سد دریاچه غربی، درختان هلو و بید کاشته شوند؛ مردم آن را «سد سو گونگ» می‌نامیدند که به اختصار «سد سو» نامیده می‌شود. یازدهم: نیلوفر واقعی در برابر گل کرکدن، فنیکس در برابر لین. ثروت کثیف در برابر فقر پاک. مزرعه ماهیگیری روبروی خانه بودا، سرباره کاج‌ها در برابر فرش گل‌ها. لو یوئه‌سو، گه تیان‌مین. گنجینه‌های ملی، گنجینه‌های خانوادگی. علف‌ها اسبان زرین را استقبال می‌کنند، گل‌ها مردم برج‌های یشمی را مست می‌سازن پرنده‌ی لانه‌ساز در سه فصل به دوستانش فرا می‌خواند، غاز دریایی در ماه هشت است که به مهمانی می‌آید. از گذشته تا کنون، چه کسی دیده که تایشان هرگز به عنوان سنگ صیقل استفاده شده باشد؟ ; تا ابد و دراز، مردمان درباره دریای بی‌کران چه می‌گویند. لویوئه: نور ماه میان بوته‌های لو. کونگ ژی‌گوی از دوران سلسله نان‌چی، در «نامهٔ انتقال به کوه شمالی» می‌گوید: «باد برگ‌های اسطوخودوس پاییزی، و ماهِ بوته‌های لوتوس بهاری.» ”شعر «تانگ لی‌بای» به نام «تقدیم به قاضی وانگ»: «کجاست که دلم به تو می‌اندیشد، زیر ماه و بوته‌های سبز تیانتای.» ”گه تیانمین: در «زندگینامه آقای وو لیو» اثر جین تائوچیان: «آیا مردم قوم وو هوای هستند؟» آیا مردم گه‌تیان هستید؟ ”گه‌تیان، طبق افسانه‌ها، نام یکی از امپراتوران دوران باستان بوده است. قدما آن را جهانی ایده‌آل، طبیعی و ساده می‌دانستند. جین‌لی: پادشاه چینگ، وو، علاقه زیادی به اسب‌ها داشت و سکه‌ها را به شکل جین‌لی درمی‌آورد. یک بار سوار بر اسب شد تا از روی آب عبور کند، گفت: «حتماً از پارچه‌های زیبایی که برای محافظت از اسب استفاده می‌شود، م ”رفتند و آنگاه اسب از روی آب گذشت. سنگ تیزکن: در «شیجی • فهرست سال‌های افراد برجسته و وزیران امپراتور گائوزو • مقدمه» آمده است: «سوگند تعیین مقامات اینگونه بود: ‘که رودخانه‌ها مانند کمربند باشند، و کوه تایشان مانند سنگ تیزکن.’» کشور در آرامش جاودان باقی می‌ماند، و این وضعیت به فرزندان و نوادگان نیز سرای ”لی، سنگ تیزکردن چاقو. گرد و غبار: همانند عبارت «تغییرات شدید در وضعیت‌ها». برادر نسبت به برادر کوچکتر، مقامات نسبت به مردم. پدر و پسر، پادشاه و وزیر. گو دینگ در برابر فو جیا، فو مائو در برابر تونگ یین. بازنده‌ی مدال، کسی که گل بر سر می‌گذارد. چهار حکیم در برابر سه نیکوکار. وانگ چیائو، پرنده‌ای فراتر از ابرها؛ گو تای، کلاهی در میان باران. انسان برای یافتن دوستان خوب، به سه سود می‌اندیشد؛ و مرد شایسته، همسر نیکو دارد تا پنج رابطه اخلاقی برقرار شود. تبلیغ فرهنگ و آموزش در جنوب، امپراتور وو در سرکوب بربرها و گسترش سرزمین‌های بایوئ ; پرچم عدالت به سوی غرب، حاکم هان، چین را تحت کنترل خود درآورد. شِن در برابر وو، کان در برابر نان. آویشن در برابر ینچن. چولان در برابر شیانگ‌ژی، بی‌لیو در برابر چینگ‌یون. گل‌ها معطر، برگ‌ها سرسبز. گردن صورتی در برابر لب‌های سرخ. دوک سائو مکار چون شیطان، امپراتور یائو خردمند چون خدا. ران جنوبی، مردی بااستعداد؛ فو شمالی، ثروتمند. همسایه شرقی، زنی زشت؛ الگویش، زن زشت غربی است. تالار شمالی رنگارنگ، در میان علف‌ها فراموشی برای غم‌ها ; سرزمین معطر جنوب، نام گل چه کسی است؟ فریبکار مانند ارواح: در دوران سه پادشاهی، سائوسائو فریبکار و ریاکار بود و مردم او را «ارواح فریبکار» می‌نامیدند. نان روان: خاندان روان در دوران جین در لویانگ؛ کسانی که در شمال زندگی می‌کردند ثروتمند بودند و کسانی که در جنوب زندگی می‌کردند فقیر اما با استعدادهای فراوان بودند. فراموشی: گیاه شوان‌سائو، گیاه فراموشی نیز نامیده می‌شود. خندان: نام گل. دوازده: اندوه در برابر شادی، غم در برابر خوشحالی. پنج دیوان در برابر سه گور. سوتراها به گفتار پریان، شیائونو به کشت بهاری. پیاز صبحگاهی را پخت، جعفری بهاری را برید. باران شامگاهی در برابر ابرهای صبحگاهی. بین بامبوها سفیدی‌ها به هم می‌پیوندند، زیر گل‌ها دامن سرخ مستانه است. مهارت در خطوط سحری پنج کوه را دارد، شمشیر گرانبهایی با نقش هفت ستاره به کمرش آویخته است. قفل طلا باز نشده، وزیران به سوی کاخ می‌شتابند تا صدای ساعت شب را بشنوند ; پرده مرواریدی نیمه‌پیچیده، وزیران به بخاری سلطنتی خیره شدند. پنج دیان، سه فن: طبق روایات، کتاب‌هایی از دوران باستان هستند. بایجیه: نام یک نوع روسری پشمی در دوران باستان. در دوران جین، شان تائو پس از مستی، کلاه و روسری‌اش کج شده بود. شعر کهن می‌گوید: «شان گونگ، سفید را به شکل مایل قرار داد.» ”وویوئه لو: نوشته‌های جادویی در آیین تائوئیسم. واژه در برابر شعر، تنبلی در برابر کوشش. گروه‌بندی، دسته‌بندی است. نی لوان در برابر فلوت فنگ، علف‌بو در برابر گل معطر. قلم یان و شو، ادبیات هان و لیو. حرف‌های قدیمی دربارهٔ اخبار. هه، ژونان ژونگ؛ بال‌هایش، ارتش راست جین. شش کشور، سوزی گوی نامیده می‌شوند؛ دو پایتخت نیز به فضل گوگونگ بازپس گرفته شدند. کتاب‌های تاریخی هان، سخنان صادقانه‌ای را درباره جیا یی ارائه می‌دهند ; در دربار تانگ، لیو فن تنها کسی بود که صادقانه و بی‌ترس پیشنهادات خود را ارائه می‌کرد. سخن در برابر خنده، دستاورد در برابر فتح. گوزن و خوک در برابر گله گوسفندان. تاج ستاره در برابر بادبزن ماه، آستین در برابر دامن کتاب. تانگ شی گه، می‌گوید شینگ یین. لویوئه به سونگیون. فرستاده پرنده آبی استخر غربی، سپاه کلاغ سیاه مرز شمالی. ون، وو، چنگ و کانگ یک دوره را تشکیل می‌دهند؛ وی، وو، شو و هان سه قسمت جهان را تعیین کردند. شب پاییزی باغ گویوان، ماه روشن سه جام برای مهمانان موسیقی فراخواند ; تابستان در باغ کاج، نسیم دل‌انگیز سرودی برای تونگ‌جون می‌نوازد. سیزدهم: یوان بی در برابر چانگ، جی در برابر کون. کوچه‌ی یونگ روبروی چانگمن است. ایوان کوهستانی روبروی برج آبی، مسافرخانه روبروی اردوگاه سربازان. یانگزی دو، شیه گونگ دون. درجه بالاتر، احترام بیشتر. چنگ‌چیان در مقابل چوئن است، دیه‌کان در مقابل چونگ‌کون. مردان وفادار، اندیشه خدمت به پادشاه را همچون سگ و اسب در سر دارند؛ پادشاهان مهربان نیز، مراقبت از سالمندان را م شن‌های دورافتاده و هموار، مسافری با قایق در گذرگاه پر از برگ‌های شلیل ; باد ملایم و باران ریز، چه کسی سبدی از گل‌های آلوبرگی به روستا می‌برد؟ چنگ‌چیان، چوزن، دیه‌کان، ژونگ‌کون: به ویژگی‌های شکلی نمادهای چهار تای از باغا، یعنی چیان، زن، کان و کون، اشاره دارد. روستای گل‌های آلو: شعر «چینگ‌مینگ» اثر دو مو در دوران سلسله تانگ: «پرسیدم، میخانه کجاست؟» چوپان از دور به روستای گل‌های آلو اشاره کرد. ”بعدها، «روستای گل آلو» به مکان فروش شراب اطلاق شد. پادشاه در برابر وزیر، جد در برابر نوه. نور غروب در برابر سپیده‌دم. کتابخانه در مقابل کاخ ارغوانی، جزیره در مقابل روستای کوهستانی. سنگ اشک می‌ریزد، سرود روح را فرامی‌خواند. شکایت در برابر لطف. قبرها طلا می‌فوشند و نفس می‌دهند، زمین‌ها یشم می‌کارند و ریشه می‌دهند. پرده‌های مرواریدین کاخ در روز فروریخته، صدای شیپورهای نقاشی‌شده در شهر مرزی در غروب. برهنه‌بر درختان برگ‌پاییزی، با رفتن پاییز، مه و نور آن‌قدر دلپذیرند که می‌توان به آ ; گل‌های گلابی همه‌جا پر شده، شبانه باد و باران است، در را باز نمی‌کنم. سنگ گریه: پس از مرگ یانگ هو در دوران سلسله جین، مردم شیانگ‌یانگ بر فراز کوه شیان، سنگی برای یادبود او ساختند؛ هر کسی که آن را می‌دید، گریه می‌کرد، از این رو به آن سنگ «سنگ گریه» گفته شد. فراخواندن روح: در «چوسی»، قطعه‌ای به نام «فراخواندن روح» اثر سونگ یو وجود دارد که برای فراخواندن روح چو یوان نوشته شده است. تنفس طلا: پادشاه چین، طلا را در کوه جونگ‌شان در نانجینگ (امروزه نانجینگ) دفن کرد تا قدرت سلطنتی خود را تقویت کند. از این رو، نام آن «جینلینگ» شد. یوشنگ‌جن: در کتاب «سوشن‌جی» آمده است که یانگ بویونگ اهل دوران جین، آب را از بالای تپه‌ها برداشت تا مسافران بتوانند از آن بنوشند. سه سال بعد، فردی پس از نوشیدن آب، یک دوئو سنگ به او هدیه داد و گفت که با کاشتن آن سنگ، می‌توان یشم تولید کرد. در نمی‌شود: شعر «شکوه فصل بهار» اثر تانگ لیوفانگپینگ: «حیاط خالی و تنها، سپیده‌دم بهار فرا می‌رسد، گل‌های گلابی همه‌جا ریخته‌اند اما در باز نمی‌شود.» ” چهاردهم: سرما، خانه در مقابل کشور؛ حکومت در مقابل آرامش. صاحب زمین در برابر مقامات آسمانی. مرد کان به زن لی، فرمان ژو به سینگ پان. سی سه گرم، نه نه سرد. ساختگی برای پوشش گلوله. صدای جیرجیرک‌ها بر دیوارهای کهن، سایه‌ی غاز در باغچه‌ی خلوت، تنها. بلبل از کنار پرده بیرون می‌آید، بهار ساکت است؛ بلبل دیگر نیز صدای زمان را روی بالش می‌شنود. دریاچه پر از بوی بید، شب و روز مرد به دروازه‌های آبی بازمی‌گردد ; باران گل‌باریده، ماه روشن است و مردم به نرده‌های یشمین تکیه داده‌اند. ژو گائو، یین پان: در «شوشنگ•کتاب ژو» فصل‌هایی مانند دا گائو، کانگ گائو، جیو گائو و ژائو گائو وجود دارد. در «شانگ‌شوء • شانگ‌شو»، بخش‌های فوقانی، میانی و تحتانی پان‌گنگ وجود دارد. ساختگی: چیزی که از هیچ ساخته شده است. دو جو در دوران سلسله تانگ، عاشق صحبت‌های بی‌اساس بود و مردم او را دروغگو می‌نامیدند. بائو تان: در دوران سلسله سونگ، بائو ژنگ به عنوان رئیس بازرسان کار می‌کرد و از قدرتمندان نمی‌ترسید؛ به همین دلیل او را «بائو تان» می‌نامیدند. شی‌لانگ: نام دیگر معاون دربار. هان یینگشائو در کتاب «آداب کاخ هان» می‌گوید: «مقامات دروازه زرد، هنگام غروب خورشید وارد می‌شدند و در برابر دروازه سبز تعظیم می‌کردند؛ نام آن‌ها «لانگ شب» بود.» ” چاق در برابر لاغر، باریک در برابر پهن. سگ زرد در برابر فنیق آبی. حلقه بر کمربند، کاسه شستشو بر قلاب پرتاب. شمشیر نابودکننده‌ی فریبکاران، تاج ارج نهنده‌ی فضلاء. ستون‌های نقاشی‌شده روبروی نرده‌های تراشیده‌شده. دو چوب غذاخوری از یشم سفید، حبه‌های طلای بنفش در نه مرحله. در شانشی غربی، تانگ گائو هوای، به یاد زائو بو است؛ در هنان، گل‌های فراوان، یادآور پان آن می‌شود. بهار دل‌انگیز در مسیر، برگ‌های نرم بید در باد، رشته‌های رنگارنگ بر تن ; صبح زلال در برکه، لوتوس‌های سبز شبنم را در کاسه‌هایی از مروارید نگه داشته‌اند. شمشیر مجازات فریبکاران: ژو یون از سلسله هان خواست تا شمشیری برای اعدام یک وزیر فریبکار در اختیارش قرار گیرد؛ امپراتور پرسید که آن وزیر کیست؟ پاسخ: جانگ یو. امپراتور با خشم دستور اعدامش را داد. از نرده‌های تالار یون‌پان برای جلوگیری استفاده کنید. تاج فضیلت: شعر دو فو در دوران سلسله تانگ: «بر سر وزیر نیکو، تاج فضیلت است.» ”چوب‌های یشمی سفید: هنگام رسیدن به رستگاری در آیین بودایی، از سوراخ‌های بینی، گازی یشمی سفید خارج می‌شود که مانند دو چوب یشمی آویزان می‌ماند. زی‌جین‌دان: داروی طلایی که توسط فرقه تائوئیستی ساخته می‌شود؛ برای تهیه آن نیاز به نه بار فرآیند وجود دارد و به آن «زی‌جین‌دان نه‌گانه» گفته می‌شود ژائوبو: دوک ژو و ژائوگونگ، جهان را اداره می‌کردند؛ خط مرزی شان به عنوان مرز تعیین شد و غرب این خط تحت حکومت ژائوبو بود. ژائوبو در اداره امور، رفتاری شایسته داشت؛ او زیر درخت تانگگو کارهای خود را انجام می‌داد. نسل‌های بعدی، به یاد ژائوبو بودند و نتوانستند آن درخت را قطع کنند. پان آن: پان آن اهل دوران جین، فرماندار شهر هه‌یانگ بود؛ او گل‌های زیادی در سراسر شهر کاشت و به همین دلیل، آن شهر «شهر گل‌ها» نامیده شد. راه روبروی دراز کشیدن، شنیدن روبروی دیدن. لودونگ مقابل یوتان. پریدن اژدها در برابر تغییر شکل پلنگ، نشستن ببر در برابر پیچیدن اژدها. باد سرد است، برف فراوان. دست تند، دل را آزار می‌دهد. یینگ‌یینگ به یان‌یان، کوچک به بزرگ. آب آبی از هزاران دره سرازیر می‌شود، کوه یشمین با دو قله‌اش سرد و بلند است. مقدس‌ترین، فراتر از همگان؛ در سن شش سالگی با ظروف و آذوقه‌های مخصوص بازی می‌کرد ; لائو لای فرزندی بسیار وفادار بود؛ هفت بار در مراسم رقص، لباس‌های رنگارنگ پوشید. پانزدهم: حذف؛ «لین دوی وو»، «لینگ دوی لوان». روزهای طولانی، در کنار آرامش بهار. تدبیر عمیق، ارزش را می‌افزاید؛ مسئولیت بزرگ، چالش‌ها را به همراه دارد. دامن به نرمی تکان می‌خورد، زینت‌ها صدایی شیرین می‌سازند نگهبانی، دروازه را محافظت می‌کند. ابرها هزاران فرسنگ یکدیگر را در بر گرفته‌اند، و ماه نو شکلی قوسی دارد. شوبائو و وزیرانش هر دو بی‌قید و بی‌ضابطه بودند، والدین ژونگ‌هوا نیز سرکش و نافرمان بودند. نامش در پایتخت شهرت یافت، سه سو از شوء غربی به سوی سرزمین مرکزی آمدند ; سفری باشکوه به پایتخت، دو لو از وو شرقی از میان ابرها برخاستند. شوبائو: پادشاه چن در سلسله‌های جنوبی، نامش شوبائو بود. ژونگ‌هوا: نام یو شون. «کتاب·دستورالعمل‌های شون»: «می‌گوید: اگر به امپراتور باستانی شون نگاه کنیم، او را چونگ‌هوا می‌نامند؛ کسی که با امپراتور همکاری می‌کرد.» ”نادان و سرسخت: احمق و مقاوم. «کتاب·یائو دیان»: «پدر سرکش، مادر نالان». نیکاشی: پایتخت. لین در برابر فانگ، لین در برابر چیان. سرکوب شورشیان و فتح بربرها. وفاداری قلب، شجاعت روح؛ موهای مه‌آلود، تاج ابری. مقبره قلم، کوه لانکه. چهره‌ی ماه، چهره‌ی آسمان. اژدها در پنهانی سرانجام می‌پرد، پرنده نیز از خستگی می‌داند که بازگردد. درختان لونگ، طوطی‌های سبز را به همراه دارند؛ در نزدیکی باتلاق‌ها، پرندگان جگوار، لکه‌های رنگی دارند. شبنم پاییزی بر رودخانه، سوزی در نور ماه به چی‌بی سر می‌زند ; ابرهای یخی کوهستان‌ها را پوشانده‌اند؛ آقای هان نیز در برف، از گذرگاه لان عبور کرد. جلد دوم، بخش اول: سرما در مقابل گرما، روز در مقابل سال. تاکواندو در برابر تاب. کوه سرخ در برابر آب زلال، باران ملایم در برابر دود غلیظ. آوازش ملودیک و چهره‌اش زیباست. طبل برف، نامه‌ای بر ابر. قو در باتلاق‌ها، غازهای جنوبی؛ درختان بید کم‌پراکنده، زنبورهای پاییزی. گوش شستن، خنده‌ی مردان بزرگ را به ارمغان می‌آورد؛ خم کردن سر، ترحم کودکان را جلب می‌کند. گو تای در قایق سفر می‌کند، باران آلو درخت شکوفه‌ها نیمه‌افتاده است ; شان تائو سوار بر اسب، به سوی آسمان پر از گل آلو می‌رود. شستن گوش‌ها: در زمان یائو، افراد بزرگواری در کوه‌های جی‌شان و کنار رودخانه یینگ زندگی می‌کردند؛ نام آن‌ها چائوفو و شویو بود. یائو می‌خواست تمام جهان را به شویو بسپارد، اما چائوفو فکر کرد که این کار باعث کثیف شدن گوش‌هایش خواهد شد؛ بنابراین گوش‌هایش را در آب استخر شست. صاحب استخر با خشم گفت: «چرا آب من را آلوده می‌کنی؟» ”خم کردن سر: تائو چیان در دوران حکومت جین، فرماندار پنگ‌زه بود؛ زمانی یک بازرس از سوی دولت به آنجا آمد. چیان گفت: «من نمی‌توانم برای پنج دون برنج، سرم را خم کنم و در برابر افراد حقیر و بی‌ارزش روستا تسلیم شوم!» ”سپس از سمت خود کناره‌گیری کرد و «سخن بازگشت» را نوشت. تاشو: روسری تاشو. به توضیحات جلد قبل، «عمامه گو تای در باران»، مراجعه کنید. پیوست □( تور + دور ): روسری پشمی. به توضیحات «بای‌جیه» در جلد قبل مراجعه کنید. سبک در برابر سنگین، چاق در برابر محکم. یشم در برابر سکه آبی. سرمای حومه در برابر لاغری جزیره، قدیس شراب در برابر فرشته شعر. بر یوشو، قدم بر جین‌لیان. حفر چاه برای کشت زمین. دو فو شب‌ها بیدار است، بیان شائو روزها می‌خوابد. مهمان سرخو ش، ماه را در اعماق امواج می‌بلعد؛ شادمان، در آب و آسمان مست می‌شود. در مزارع سبز، چند رد اسب‌های گران‌بها با زین‌های طلایی ناله می‌کنند ; به گل‌های مسیر بنفش نگریستم، هزاران ارابه عطرآگین، در کنار زیورهای سبز. سرمای حومه و لاغری جزیره: سو شی از دوران سلسله سونگ در «متن ترحیم برای لیو زی‌یو» می‌گوید: «خلق، ساده و بی‌پیرایه‌اند؛ حومه، سرد و جزیره، لاغر است.» به دلیل شعرهای من ژیائو و جیا دائو که تند، خشک و سخت هستند و عاشق استفاده از کلمات تلخ‌اند، به آن‌ها چنین نامیده شده است. یوشو: «گفتارهای جدید درباره رفتار و ظاهر انسان‌ها»: امپراتور وی مینگ، برادر کوچکترش، مائو زنگ، را مأمور کرد تا همراه با شیاهو شوان بنشیند. زمانی که وارد می‌شود، به آن «گیاهان نی در کنار درختان یشمی» می‌گویند. جین لیان: در کتاب «تاریخ جنوب، همسر شاهزاده دونگ‌هون از سلسله چی» آمده است که شاهزاده دونگ‌هون از سلسله چی در دوران سلسله‌های جنوبی، گل‌های لوتوسی از جنس طلا را روی زمین قرار داد و از همسرش خواست که روی آن‌ها راه برود؛ و گفت: «هر قدمی که برداری، گل لوتوسی به وجود می‌آید.» ”سپس با انگشت زنبق، پاهای باریک زن را نشان داد. ایستادن در شب تاریک: شعر دو فو از دوران سلسله تانگ: «در شب تاریک، از دلتنگی خانه، در نور ماه ایستاده‌ام.» ”خوابیدن در روز: بیان شائو از دوران سلسله هان شرقی، اغلب در طول روز می‌خوابید؛ شاگردانش او را مسخره کرده و می‌گفتند: «بیان شیائوشیان، شکمش گنده است؛ تنبل است و به مطالعه علاقه‌ای ندارد، و در طول روز بیش از حد می‌خوابد.» ” ترانه در برابر سرود، آموزش در برابر انتقال. شادی در برابر اندوه. فنگ‌پنگ در برابر شوئه‌یان، دونگ‌شینگ در برابر ژو‌لیان. نود در بهار، سه هزار در سال. طبل و زنگ در برابر ارکستر. وارد کوه شدم، وزیر را دیدم؛ اگر مشکلی نباشد، مانند فرشتگان خواهم بود. نور غروب، گل‌های شلیل وولینگ را ملایم می‌کند؛ دود، درختان بید کنار سد‌های سویی را پوشانده است. هفت کاسه نان ماهی، پس از نوشیدن، باد خنکی در زیر بغل‌ها پدیدار می‌شود ; سه فنجان مایع ابری، پس از نوشیدن، رنگ سرخ بر گونه‌ها می‌گذارد. میانه به بیرون، پسین به نخستین. زیر درخت، پیش گل. ستون یشمین در برابر خانه طلایی، رشته‌کوه‌ها در برابر دشت‌های هموار. سون زی‌چه، زو شنگ بیان. ضیافت بزرگ برای چین. برای رفع مستی، قدرت چای را بشناس؛ برای فراموش کردن غم، قدرت شراب را درک کن. برگ‌های ابریشمین نیلوفرها در باتلاق شرقی شکفته‌اند، اردک‌ها و غازهای زیبا در آب‌های گرم شنا می‌کنند. شاهزاده‌خانم سنگ را در دهان می‌گیرد، و روح‌های رهاشده در دریا، جینگ‌وی می‌شوند ; پادشاه شو، ماه نام داشت؛ روح‌های سر برگ‌ها، طوطی‌های درختی شدند. دو: فلوت در برابر ساز، تبر در برابر کوزه. هیولای آبی در برابر پری گل. صدای پاییز در برابر رنگ بهار، پارچه سفید در برابر پارچه سرخ. پنج سلسله را خدمت کردم، در سه دوران حکومتی فعالیت نمودم دسته‌ی قلاب در برابر کمر خمیده. مشروب‌خوار آواز می‌خواند، دلبر نی یشمین می‌نوازد. باد آرام، گل‌های افتاده را نمی‌زند؛ برگ‌های باقی‌مانده از یخبندان، خیس هستند و سوزاندنشان دشوار است. هزار سال شکوفایی سلسله ژو، پدر بزرگ تنها با یک میله آن را در رود وی انداخت ; صد سال تسلط ویتنام، پادشاه پول با هزاران کمان به جزر رودخانه شلیک می‌کند. پنج دودمان حاکم: فنگ دائو در سلسله‌های تانگ پسین، جین پسین، لیائو پسین، هان پسین و هان پنجم خدمت کرد.  سه سلسله: شن یوه در سلسله‌های سونگ، چی و لیانگ از دوران سلسله‌های جنوبی فعالیت کرد.  شانگ‌فو: در اوایل سلسله ژو، جیانگ شانگ توسط پادشاه وو از ژو به مقام شانگ‌فو منصوب شد.  جزر رودخانه: چیان لیو، پادشاه وویوئه، ستون‌های آهنینی برای مقابله با جزر در رودخانه ساخت؛ اما قبل از اتمام کار، جزر فرا رسید. پادشاه دستور داد تا با هزاران کمان به آن‌ها شلیک کنند و دریا واقعاً عقب‌نشینی ک هر یک لیتر خاکی که ساخته می‌شد، به ازای آن یک لیتر پول پرداخت می‌شد؛ از این رو نام آن «چیانتانگ» گذاشته شد. شکوفایی در برابر زوال، شام در برابر صبح. آسمان بر فراز زمین. شانگ‌یی در برابر دینگ‌ژو، یین‌هوه در برابر شائویو. دهان زیبا، کمر باریک. شش فرمان، در برابر سه میائو. ارابه‌ای که به آسمان می‌رود، درخشان است؛ اسب‌هایی که از مرز خارج می‌شوند، همهمه‌دارن شاهزاده یولان دوباره بر قایق می‌رود، شاهزاده جوان نیز در میان چمن‌های خوشبو سوار اسب می‌شود. پان یوه، با ذهنی بلندپروازانه، در پاییز سروده‌ای دربارهٔ جیرجیرک سرود ; وانگ ویچینگ، در لحظات شادی، یک بار در شب برفی نقاشی موزهای برگ‌ریز کشید. فان سو، شیائومان: نام دو همسر دیگر تانگ بایجویی. بای یوشی می‌گوید: «گیلاس، دهان سفید فان سو؛ درختان بید، کمر باریک شیائومان.» ”شش جائو: در دوران سلسله تانگ، اقوام اقلیت در جنوب غربی کشورمان، پادشاهان خود را «جائو» می‌نامیدند؛ در آن زمان شش جائو وجود داشت، از جمله یوئه‌شی و مونگ‌شه. آن منطقه امروزه در یونان و بخش جنوب‌غربی سیچوان قرار دارد. سرودن درباره‌ی جیرجیرک: پان یوئه در «نثر شادی پاییزی» می‌گوید: «در آستانه‌ها درخششی درخشان دارد، و جیرجیرک‌ها در پنجره‌ها آواز می‌خوانند.» ”نقاشی موز: تانگ وانگ وی در نقاشی‌هایش به فصل توجهی نمی‌کرد و یک بار موز را در برف نقاشی کرده است. کشت در برابر مطالعه، چوپانی در برابر چوب‌بری. عنبر برای چیونگ یائو. مو خرگوش در برابر پنجه غاز، پاروی بو در برابر تخته قایق ارکیده. جلبک غواص ماهی، موز پنهان گوزن. آب دور، کوه نیز دور. شیانگ‌لینگ می‌تواند ساز سه‌تار بنوازد، و یینگ‌نو آواز فلوت را می‌داند. نقطه‌ی برف، سوسن سرد در حیاط کوچک؛ باد، بیدهای ضعیف را بر روی پل صاف می‌پوشاند. پنجره‌ی ماه تمام شب روشن است، با فروکش کردن شمع سرخ، زمان کاهش نمی‌یابد ; پرده باد در روز، سینی نقش‌دار پس از آن، مهر دشوار است برطرف شود. لو‌چانگ جیائو: «لیه‌زی، پادشاه ژو مو»: «مردی در ژنگ بود که برای چوب جمع‌آوری می‌کرد؛ با یک گوزن روبرو شد و آن را کشت، سپس آن را در گل پنهان کرد و روی آن برگ موز گذاشت. مدتی بعد محل آن را فراموش کرد و فکر کرد که این یک رویا بوده است؛ سپس در مسیر خود، داستان را تعریف کرد.» کسی که از دور شنیده بود، آن را برداشت و به اهل خانه گفت: «آن مرد چوب‌بری در خواب گوزنی پیدا کرده بود، اما محل آن را نمی‌دانست؛ من اکنون آن را یافتم، پس آن واقعاً در خواب بوده است.» ’شیانگ‌لینگ: خدایان رودخانه شیانگ. «چوسی، سفر دوردست»: «بگذار لینگ شیانگ ساز بنوازد، و های روآ را وادار کند تا فنگ یی رقصیده شود.» ”یینگ نو: نونگ یو، دختر دوک مو از چین؛ با نواختن فلوت، عقاب‌های طلایی را فرا می‌خواند. چین موگونگ، نام خانوادگی‌اش یینگ بود. چوان: دود ناشی از سوزاندن عطر، که به شکل حروف چوان خمیده است. سوم: شعر در برابر آیین، خطوط در برابر نشانه‌ها. بلبل، آواز بلبلک را پاسخ می‌دهد. زنگ صبح در برابر طبل شام، غذای وحشی در برابر خوراک کوهستانی. مرغ‌های بوقلمونی شیر می‌دهند، کلاغ‌ها آغاز به ساخت ببر در برابر سگ الهی. ستارگان پراکنده بر برگ‌های نیلوفر شناورند، ماه درخشان بر فراز سر درختان کاج است. از دیرباز در این سرزمین، افراد برجسته و شایسته وجود داشتند؛ اما امروز، کسانی که در حوزه سیاست فعالیت می‌کنند، شایست گوان و باو، دوستانی صمیمی بودند که در دوستی، خود را فراموش می‌کردند ; لین لیان شکاف داشت، اما در نهایت دوستی‌ای مرگبار و صمیمانه پدید آمد. ترانه در برابر رقص، خنده در برابر تمسخر. زمزمه، گفتگوی مخفیانه است. یان‌وو در برابر های‌شی، مغز لوتوس در برابر ژل لوان. باید مدت‌ها گرامی داشت، نباید به سادگی رها کرد. یک‌نفس به هموطنان. جی‌زون لباس گامبو را پوشید، جانگ‌لو جامهٔ تی را خواند. باد در مسیر گل‌ها، مهمانی را می‌آورد؛ ماه نزد در چوبی، راهبی ضربه می‌زند. در باغ باران شبانه، یک سیب شاهزاده‌وار بی‌نقش ; باد پاییزی بر رود، سه بار کاه خانه دو گونگ را پیچید. دفتر در برابر اتاق، انبار در برابر آشپزخانه. چین‌های یشمی در برابر زنگ‌های طلایی. جنگل بامبو در مقابل کوه می‌لینگ، طاووس در برابر اژدهای پرشکننده. پردهٔ پولک‌دار، جامهٔ ابریشمین حیوانی. میوه در برابر باد. یانگ‌ژو پرتقال و گریپ‌فروت می‌فرستد، سرزمین جینگ چمن‌های زیبا تقدیم می‌ک مار شکسته را در زمین می‌گذارند و «سون‌شو» می‌نامند، مورچه‌ها را برای ساختن پل به کار می‌برند تا «سونگ‌جیائو رویاهای خوب به سختی محقق می‌شوند، صدای جیرجیرک در پیش‌آستانه نیز بی‌وقفه است ; دوستان گرامی از دور آمده‌اند، صدای خروس‌ها بیرون از پنجره می‌آید. جیائوشیاو: طبق افسانه‌ها، در دریای جنوب مردمانی به نام «جیائو» زندگی می‌کنند که مانند انسان‌ها در آب زندگی می‌کنند و همواره به بافتن پارچه مشغولند؛ پارچه‌ای که آن‌ها می‌بافند، «جیائوشیاو» نامیده می‌شود. پارچه حیوانی: ترکیب پولک‌های پلنگ و موهای آن، که به صورت پارچه‌های زیبا بافته می‌شود و به آن پارچه حیوانی گفته می جینگ‌مائو: نام یک گیاه علفی. عمو سون: سون شوآو. مردی اهل ایالت چو در دوران جنگ‌های ایالت‌ها؛ در کودکی دو مار دید و آن‌ها را کشت و دفن کرد، ترسید که شاید کس دیگری آن‌ها را ببیند و بمیرد.  سونگ جیائو: طبق افسانه، سونگ جیائو مورچه‌هایی را دید که در باران غرق شده بودند؛ او آن‌ها را نجات داد و بعدها به عنوان برترین دانش‌آموز شناخته شد. چهارم: هائوشیاو در برابر سی، دی در برابر هائو. دامنه کوه در مقابل ساحل رود. صدای سوت پرنده در برابر صدای بال‌های پروانه، موج‌های گندم در برابر موج‌های هلو. پاهای اسب نر، پرهای فنیق. شهرت، ستایشی است. ادیب به نوشته‌های قدیمی می‌نگرد، دانشمند با قلم خرگوشی می‌نویسد. ما یوان در لشکرکشی به جنوب، یی‌یی را با خود برد؛ ژانگ چیان نیز در سفر به غرب، انگور را به آنجا آورد. سخنان بی‌پایان، هزاران کلمه پیوسته جاری است ; ریشه‌شناسی، آبشاری است؛ سطور پی در پی، بی‌پایان جاری می‌شوند. آلو در برابر زردآلو، آلوبری در برابر هلو. درختان چینار و بلوط در برابر پرچم‌ها. شراب‌خوار در برابر تاریخ شعر، فضیلت در برابر لطف و نعمت. تختی آویزان، رویاهای سه شمشیر. تلاش شما ستودنی است. شمع‌های گلدار در تالار یشمین، و دایره ماه بر تخت طلایی. از کوه تنها، قو‌هایی را می‌بینم که زیر ابرها پرواز می‌کنند؛ در جاده شو، صدای میمون‌هایی را می‌شنوم که به سوی همه چیز به انسان بستگی دارد؛ با گل و شراب، باید خوشحال بود ; صد سال مهمانم، هر تپه و دره‌ای، جوانمردی من است. تای در برابر استان، شو در برابر سائو. جدایی از هموطنان. نواختن ساز در برابر شمشیربازی، بازگشت به مسیر قبلی در برابر برگشت کشتی. چوب‌خوردن را به خوبی بیاموز، شمشیر را در دست بگیر. چای خوشبو در برابر شراب غلیظ. آب چشمه‌ها به دریا می‌رسد و بزرگ می‌شود، خاک جمع‌شده کوه‌های بلندی می‌سازد مهمان در اتاق سنگی، کبوتر را می‌پزد و می‌خورد؛ مهمان در تالار نقاشی‌شده، بره می‌نوشد. جیا شنگ تبعید شد، در کنار رودخانه شیانگ، با اندوه، پرنده‌ی عقاب را می‌سرود ; زرتشت از نیرنگ‌ها آزار دید و «لی‌سائو» را در حالت فرسودگی نوشت. قرض گرفتن چوب‌های غذاخوردن: در اوایل سلسله هان، زانگ لیانگ هنگامی که با امپراتور گائوزو غذا می‌خورد، *چوب‌های غذاخوردن را قرض گرفت تا نقشه‌هایی بکشد. تی‌دائو: «سوابق سه پادشاهی، سالنامه وی وو»: «فرستاده شمالی نزد پادشاه وی رفت؛ سائو شمشیرش را برداشت و کنار او ایستاد، سپس به فرستاده گفت: “پادشاه وی همانند انسان‌های عادی است؛ اما کسی که شمشیر را در دست دارد، واقعاً قهرمان است!”» ’”“جمله «کوی تو»: در کتاب «شانگ‌شو، لو آو» آمده است: «برای ساختن کوهی به ارتفاع نه رن، یک کوی کافی نیست.» ”کوئی، سبد بامبویی برای نگهداری خاک. چوئه‌شه: نام یک نوع چای. بره: نام یک نوع شراب. «کانجوی اشیاء»: «شراب بره‌ای از فنژو تولید می‌شود؛ رنگ آن سفید و درخشان است و طعم بسیار خوبی دارد.» ”پرنده پنگ: جیا یی در دوران سلسله هان غربی، «مقاله پرنده پنگ» را نوشت. پنجم: شعر، کوچک در برابر بزرگ، اندک در برابر فراوان. تنه مستقیم در برابر شاخه‌های صاف. زنبور، پیام‌رسان پروانه؛ کلاه بارانی، ردای دودی. ابروها به آرامی کشیده شده، چهره کمی سرخ است. رقص زیبا در کنار آواز شیرین. لباس سبک از پارچه‌ی تابستانی، آستین نازک از پارچه‌ی بهاری. لی جینگ، فرمانده و وزیر در شهر تانگ؛ شیائو هه از دوران هان، هم فرمانده و هم وزیر بود. ماه، جوهر تاریک است؛ چگونه ممکن است همسر یی دارو را بدزدد؟ ; ستارگان پناهگاه شب‌ها، موج‌ها دستگاه بافندگان آسمانی را به حرکت درمی‌آورند. لی جینگ: یکی از قهرمانان دوران اولیه سلسله تانگ؛ سه بار منطقه شوفانگ را تصرف کرد و همزمان هم فرمانده و هم وزیر بود. استفاده متناوب از واژه‌های «باوانگ» و «وانگیه»: استفاده متناوب از اصطلاحات مربوط به قدرت و حکومت. کنفوسیوسی‌ها کسی را که با استفاده از زور، مهربانی را به نمایش می‌گذارد، حاکم می‌نامند و کسی را که با فضیلت و حکومت عادلانه، مهربانی را به کار م مهربانی در برابر نیکی، ستم در برابر ظلم. مبهم در برابر پرشور. برگ‌های بلند در برابر برگ‌های نازک، گلبرگ‌های تازه در برابر علف‌های سرد. اسب بادگیر، نیزه خورشید. مایع یشمین در برابر امواج طلایی. فرمان بنفش با فنیق سرخ، تالار زرین با اردک سفید. در شهر کنار رود، سروها ملودی می‌سازند؛ قایق‌های لوتوسی در عبور از مسیرهای وحشی، با بامبو آواز می‌خوانند. بیرون از در، برف می‌پرد؛ به اشتباه پنبه‌های درختان بید را در هوا پنداشتم ; صدای آبشار کنار صخره، گمان می‌رود که راه شیری از آسمان فرو می‌ریزد. کاج در برابر بامبو، نیلوفر آبی در برابر لوتوس. بیلی در برابر پیچک. ابرهای نردبانی با ماه قدم می‌زنند، آواز چوب‌بر با آواز ماهیگیر. غاز برج‌افزای، اردک شنونده سوره‌ها. دریای شمال، روبروی دونگپو. وو لانگ خانه‌ی ویران را اندوهگین می‌کند، شائو زی له را در لانه‌اش شادمان. طلاهای لیشوی زیبا نیز برای آهنگری منتظرند، و یشم‌های زیبای کوه کون‌شان نیز باید سنگ‌زده شوند. پس از باران در پایتخت، کاشی‌های رنگارنگ چشم‌نواز ; باد از باغ امپراتوری می‌وزد، عطر لوتوس و نیلوفر در امواج دریاچه شنیده می‌شود. شنگ دینگ: در دوران شانگ، پرنده‌ای به نام ژی وجود داشت که هنگام قرار گرفتن روی ظرف‌های معبد، صدا می شنیدن سوتراها: طبق افسانه، راهبی به نام ژی‌وی، اردک پرورش می‌داد و می‌توانست سوتراها و تعالیم را بشنود. بیهای: هان کونگ‌رونگ به عنوان فرماندار بیهای منصوب شد و مردم او را کونگ بیهای می‌نامیدند. خانه‌ی ویران: وو رونگ از دوران سلسله‌ی تانگ، شعری با عنوان «خانه‌ی ویران» سروده است: «باد کاشی‌های آبی را می‌پراند و باران دیوارها را می‌شکند، اما همسایه‌ها در را قفل می‌کنند.» ”له‌شینگ‌وو: سونگ شائویونگ خانه‌اش را «آنله‌وو» نامید.   قفس در برابر میله، لانه در برابر آشیانه. قبولی در آزمون، معادل پذیرفته شدن در دانشگاه است. شفافیت یخ، نرمی یشم؛ موقعیت مناسب، همدلی مردم. هان چین‌هو، ارابه‌ی شکوهمند غاز. دختر آبی به سوئه. تخته‌ی سرشکسته‌ی ژو چی، دندان‌شکسته‌ی شیه کون سو. برای نگه داشتن مهمان، جام شراب کافی نیست؛ اشعار تأثیرگذار نیز نیازی به تعداد زیاد ندارند. دشت سرسبز در مه فرو رفته، تنها صدای دو نی چوپان پیش روی روستا شنیده می‌شود ; بر رودخانه سرد، برف انباشته؛ تنها چیزی که دیده می‌شود، لباس ماهیگیر بر روی ساحل است. صاف و شفاف همچون یخ، نرم و درخشان همچون یشم: «کتاب جین، زندگی‌نامه وی جیه»: «پدر همسر جیه، له گوانگ، در سراسر کشور شهرت فراوانی داشت؛ منتقدان می‌گفتند: «پدر همسر، صاف و شفاف همچون یخ است، و داماد، نرم و درخشان همچون یشم.» ’”نشان‌دهنده‌ی اخلاق پاک و بلند است. هان چین‌هو: ژنرال بزرگ دوران سلسله سویی، که بارها در نبردها دستاوردهایی کسب کرد. رونگجیا گو: وزیر پادشاه ژائوگونگ از دوران بهار و پاییز بود. چینگ‌نو: خدای صبحگاه در افسانه‌ها. سوئه: نام الهه ماه، چانگ‌ئه. نور ماه سفید است، از این رو به آن «سوئه» نیز می‌گویند. شعر «ماه یخبندان» اثر لی شانگ‌یین در دوران سلسله تانگ: «زن آبی و خواهر سفید، هر دو در برابر سرما مقاومند؛ در میان ماه و یخ، با زیبایی با یکدیگر رقابت می‌کنند.» ” ژو سی: وزیر دوران سلسله تانگ که قصد داشت تاج و تخت را بدزدد؛ دوان شیوشی با تخته‌ی فرمان، سر او را خرد کرد. شیه کون‌سو: «کتاب جین، زندگینامه شیه کون»: «دختر خانواده گائو در همسایگی، زیبایی بسیاری داشت؛ کون سعی کرد با او رابطه برقرار کند، اما دختر تیر چرخ‌دوزی را پرتاب کرد و دو دندان کون را شکست.» ” شش: تمیز، کدر را پاک می‌کند؛ زیبا، خوب را بهتر می‌سازد. خساست در برابر تکبر. سبیل گل در برابر چشم درخت بید، گوشه خانه در برابر دندانه سقف. خانه چی‌وا، قایق بووانگ. میوه پاییز، گل بهار. کوره خشک، برف سفید را می‌پزد؛ کدوه، مس حلال را تصفیه می‌کند. در پایان شب، به ماه میدان‌های خالی و سرد نگاه می‌کنم؛ در مرزها، صدای سوت‌های سربازان را می‌شنوم. باد کاج‌ها در تمام حیاط، صدای زنگ‌ها به آرامی از سوی خانه راهبان می‌آید ; مهتاب نیمه‌پنجره، سایه قلع بازمانده، این است تائوئیسم. بووانگ چا: ژانگ چیان در دوران سلسله هان، به عنوان «مارکیز بووانگ» منصوب شد. «یادداشت‌های فصلی جینگچو»: «امپراتور وو دی از هان، ژانگ چیان را به داریا فرستاد تا منبع رودخانه را پیدا کند.» ماه‌ها سفر کردند تا به مکانی رسیدند؛ در آنجا قلعه‌ها و دفاتر حکومتی را دیدند. در یکی از خانه‌ها، زنی مشغول بافتن بود؛ همچنین مردی را دیدند که گاوی را برای نوشیدن آب به رودخانه می‌برد. چیان پرسید: «این ستاره کجاست؟» ’پاسخ داد: «می‌توان از یان جون‌پینگ پرسید.» ’زن بافنده، سنگ دوک را برداشت و با عجله بازگشت. ”سپس فهمیدم که به ستارگان شوالیه گاو و بافنده زن رسیده‌ام. رعد در برابر صاعقه، مه در برابر سپیده‌دم. صف مورچه‌ها در برابر کاخ زنبورها. فرستادن گل آلو در پاسخ به پرتقال، تهیه شراب در مقابل درست کردن چای. علف پسرزاده، گل مادرزاده. بید در برابر نی‌های آبی. بانجی از کالسکه امپراتور خداحافظی کرد، و سای یان با نوای ساز بادی گریست. تالارهای رقص و سالن‌های آواز هزاران فوت ارتفاع دارند، و دو سه خانه از بامبو و کاه ساخته شده‌اند. بالش شان نیمه‌تخت، در شب روشن، رویا به فراتر از مرزها پرواز می‌کند ; با نواختن چنگ نقره‌ای، جایی که گل‌ها می‌افتند، انسان در دوردست‌هاست. فرستادن گل سفید: فان یه از دوران سلسله سونگ در دوران جنوبی، در چانگ‌آن بود؛ لو کای از منطقه جیانگ‌نان، یک شاخه گل سفید برای او فرستاد. شعر می‌گوید: «در جنوب رودخانه چیزی نیست، فقط یک شاخه بهاری هدیه می‌دهم.» ”پرورش پرتقال: درباره پرورش پرتقال توسط لو جی، به یادداشت قبلی مراجعه کنید. علف مردانه: یعنی علف خوشبو. گل مادر: نام یک داروی چینی.   دایره در برابر شکاف، مستقیم در برابر مورب. خنده در برابر ناله. کمر فرورفته در برابر موهای پان، ساقه‌ی بامبوی منگ در برابر چای لو. مرغ‌شاهین، مار دوسر. دیلی به خانوادهٔ الهی. یائو رن، سرزمین‌ها را اداره کرد؛ فضیلت شون نیز به شن‌های دریا رسید. کتاب بر پل اهدا شد و کفش در آن گذاشته شد، جملات بر دیوار نوشته شدند و با تور پوشانده شدند. سرزمین‌های دوردست، شن و باد در بیابان‌ها، چگونه می‌توان آن‌ها را پشت سر گذاشت ; چانگشا دوردست، موج‌های برفی و ابرهای دودآلود بی‌پایان. فاصله در برابر نزدیکی، سادگی در برابر زیبایی. غاز قهرمان در برابر کلاغ مهربان. گله‌ی غازها در برابر صف‌های اردک‌ها، پنبه‌ی سفید در برابر کنف زرد. سه بار بخوان، هشت بار تلاوت کن. سکوت در برابر هیاهو. گو‌یی و ماهیگیری، آلوی فرو رفته و هندوانه‌ی شناور. پرنده‌ی معنوی گاه سنگ را می‌جوشاند، زندگی روح در هزاران دوران چون بخار کردن شن است. افسر حزب خشن است، در چادر طلایی عطر می‌ریزد و شراب خوب می‌ریزد ; آرامش در زندگی، نوشیدن چای با صدای زنگ‌های نقره‌ای در کنار برف‌های ذوب‌شده. عقاب نیکوکار: دو فو در دوران سلسله تانگ، شعری با عنوان «شعر عقاب نیکوکار» سروده است. سرود هشت‌شاخه: تانگ ون‌تینگ‌یون با گشودن هشت دستش، شعری هشت‌قافیه‌ای سرود. مشخص است که هوش و سرعت تفکر بالایی دارد. سنگ پختن: طبق افسانه، پریان سنگ‌ها را برای درست کردن برنج می‌پزند. بخارپز کردن شن: در سوتراهای بودایی آمده است: «مراقبه روحی مانند بخارپز کردن شن است؛ هزاران دوره نیز نمی‌تواند به غذا تبدیل شود.» ”“چهار بیت «دانگ وی»: در کتاب «شی ون لی جو» آمده است که تائو گو از سلسله سونگ، دختر خانواده دانگ تای‌وی را به دست آورد و تصادفاً چای برفی پخت. تائو گفت: «آیا خانواده‌ی دانگ این طعم را دارد؟» ”شاهزاده گفت: «او تنها می‌داند که در چادرهای زرین بنشیند، با یکدیگر شراب خوب بخورد و به آرامی آواز بخواند.» ” هفت: یانگ‌تای در برابر گه، باتلاق در برابر استخر. باران صبحگاهی در برابر غروب خورشید. گردشگر نسبت به درویش، شیه‌نو نسبت به چیونیانگ. زبان سه اینچی، روده‌های نه‌گانه. شراب یشمین در برابر شراب گوهرین. آینه‌ی قلب پادشاه چین، عطر بازگرداندن روح شو جائو. شب‌ها صدای پرنده‌ی آبی در جعبه‌ی گل‌های لوتوس می‌پیچد، و گاهی نیز جلد‌های زرد روی تخت بوته‌های ویل یوان هنگ لی جن، آسمان و زمین یک مکانیزم برای خلقت و پرورش هستند ; نیکوکاری، عدالت، ادب و خرد؛ اصولی که حکمای ازدواجین برای همیشه تعیین کرده‌اند. قرمز در برابر سفید، سبز در برابر زرد. روزها طولانی‌تر و طولانی‌تر می‌شوند. اژدهای در پرواز، فنیق در رقص؛ طناب‌های رنگارنگ، دکل‌های نوک‌تیز. فرستاده ابرها، زن جامه‌ی برف. وطن، سرزمین دیگری است. نوشته‌های بلیغ می‌توانند تمساح را جابجا کنند، و آهنگ‌های دلربا برای جذب عشق ه روز نهم، از ترس قله، کلاه از سر افتاد؛ در پاییز بهار، از جریان آب شادمان شدیم. راهبان کوه‌های مقدس را تصرف کرده‌اند؛ ابرها جنگل‌های پرپوشش را احاطه کرده و معاب ; مقصدی دلپذیر برای اقامت؛ صدای برگ‌های در حال سقوط، راهروهای خالی را پر می‌کند. یون‌بیان‌شی: یعنی پروانه آبی. مادر لباس برفی: یعنی طوطی سفید. تبعید تمساح: در دوران سلسله تانگ، تمساح‌ها در منطقه چائوژو مشکلات زیادی ایجاد کرده بودند؛ هان یو برای مقابله با آن‌ها، متن «نامه‌ای به تمساح» را نوشت و در نتیجه تمساح‌ها رفتند. افتادن کلاه: منگ‌جیا در دوران حکومت هوان ون، به عنوان مشاور او فعالیت می‌کرد؛ در جشن روز چونگ‌یانگ در کوه لونگ‌شان، باد باعث شد کلاهش افتاده شود. لیوشانگ: گروهی از ادیبان و بزرگان مانند وانگ شی‌ژی از سلسله جین، در سومین روز ماه سوم تقویم قمری، در کنار آب‌های لانتینگ در شان‌یین، برای تفریح و چیدن گل‌های ارکیده گرد هم می‌آمدند؛ آن‌ها لیوان‌های خود را در جریان آب حرکت می‌دادند، شعر می‌سرودند تا خود را سرگرم کنند و از بدشگونی‌ها دوری کنند؛ این رسم را «شیوشی» می‌نامیدند. ضعیف در برابر قوی، آسیب‌پذیر در برابر استوار. آرایش، زینتی بر آرایش نو است. اژدهای سلطنتی در برابر سیما، شکستن بامبو در برابر نفوذ به درختان بید. بانما را بخوان، گوسفند را بشناس. رنگ آب در برابر نور کوه. شطرنج الهی پرتقال سبز پنهان کرده، بالش مسافر رویاهای زرد دارد. علف‌های استخر در شعر به خاطر رویا آمده‌اند، گل‌های هایتانگ از روی ناامیدی بی‌عطرند. باد در تالار نقاشی می‌وزد، سایه‌های پرده‌ها بر باتلاق‌های علف‌های سبز می‌چرخد ; ماه بر چاه طلایی می‌خمد، صدای چرخ آب از پشت دیوار بانوان سبز می‌آید. فرمانبردار در برابر فرزند، امپراتور در برابر پادشاه. خورشید و ماه در برابر سرما و باد. اوتای در مقابل زی‌فو، پنجره‌ی برفی در مقابل اتاق ابری. انجمن شیانگ‌شان، تالار ژوجین. خانه‌ی کنگ در برابر راهروی سنگی. فلفل سیاه روی دیواره‌ها مالیده می‌شود، و برگ‌های زیبا برای تزئین استفاده می‌گردند زن فقیر، سعادتمند است که سایه دیوار شرقی را در اختیار دارد؛ قلبش نیز در خنکای پنجره شمالی، آرام است. بازدید از اتاق تزئینات، زمانی که نور خورشید، رنگ آینه سبز را می‌پوشاند ; تراس آبی در تابستان مست‌کننده، باد خوشبو همواره عطر لوله‌های سبز را می‌پراکند. هشت: شکل، ظاهر؛ رنگ، صدا. شیایی در برابر پایتخت ژو. ابر بر رود، درخت بر نهر؛ زنگ یشمین، ساز نقره‌ای. مردم پیر می‌شوند، من عزیزت هستم. بلبل صبحگاهی به بلبل بهاری. شبنم سیاه، چکش یشمی می‌کوبد؛ شبنم سفید، ساقه‌های طلایی را نگه می‌دارد. مهمانان در کوه جون، پاییزاً فلوت می‌نوازند؛ پریان در کوه گو، شب‌ها شنگ می‌نوازند. امپراتوری تنها برپا شد، همگان می‌گویند هان گائوتسون در استفاده از فرماندهان ماهر بود ; کتاب‌های پدر را بی‌فایده می‌خوانند، چه کسی می‌گوید ژائو کوو در نظامیات ماهر است؟ کار در برابر کردار، ذات در برابر احساسات. ماه برابر ابرها می‌گذرد. سوار بر اژدها، همراه با اسب؛ باغ لانگ‌یوان، در مقابل جزایر پنگ‌یینگ. قلم بهار و پاییز، نقد ماه دان. کار شرقی، موفقیت غربی. نور مرواریدهای سوی، چراغی است؛ ارزش یاقوت‌های هو، برابر با شهرهاست. سه تیر و سه مرد، سرداران شجاع تانگ؛ یک چنگ و یک غاز، پاکدامنی دوک ژائو. امپراتور هان به دنبال افراد بااستعداد بود و فرمان داد تا یان تان را پیدا کرده و دوستان قدیمی‌اش ر ; سونگ تینگ یو لائو، سالخورده‌ای گرامی در جامعه لوئو. تاریکی در برابر روشنایی، تاریک در برابر روشن. باران طولانی، به هوای صاف تازه. لیائووان در مقابل هواگانگ، دوست بامبو در مقابل برادر شکوفه‌سیب. پیرمرد هوانگ‌شی، جوان دان‌چیو. پارس سگ، صدای خروس. کوه‌های غروب، پشت ابرها قطع شده‌اند؛ آب‌های تازه، در نور ماه، صاف هستند. نسیم ملایم بر تخت نیمه‌خواب، برای رؤیای ظهرگاهی؛ باران خوب برای کشت در بهار. وانگ دان به قدرت رسید و ده سال تأخیر در تصدی منصب وزارت را بر من تحمیل کرد ; لیو فن در آزمون‌ها موفق نشد و از اینکه دانشمندان بسیاری زود شهرت یافتند، شرمنده بود. هوانگ‌شی‌سو: همان هوانگ‌شی‌گونگ، پیرمرد الهی که ژانگ لیانگ در اوایل سلسله هان با او ملاقات کرد. دانچیوشنگ: پری. دانچیو، سرزمین خدایان در افسانه‌ها، که شب و روز همواره روشن است. وانگ دان: طبق «تاریخ سونگ، زندگینامه وانگ دان»، وانگ دان به مدت هجده سال قدرت را در دست داشت؛ پس از مرگش، وانگ چینرو جانشین او به عنوان نخست‌وزیر شد. وانگ چینرو به مردم گفت: «شاهزادگان و امیران، ده سال طول دادند تا من صدراعظم شوم.» ” نه: چینگ با گانگ مقابل هم قرار می‌گیرند، و سی با دینگ مقابل هم قرار می‌گیرند. وی‌چوئه روبروی تونگ‌تینگ. همسر می، در برابر فرزند غاز؛ پرده مرواریدین، در برابر صفحه نقره‌ای. اردک‌ها در باتلاق شنا می‌کنند، پلیکان‌ها بر ساحل پرواز قو در برابر چلیک. چهره‌ی انسان‌های طولانی‌عمر در دنیا، ستاره‌ی پیران در آسمان است. در ماه اوت، تبر برای بریدن شاخه‌ها مناسب است؛ در سه فصل بهار نیز باید زنگ‌هایی برای محافظت از گل‌ها استفاده کرد. از بالای ایوان رودخانه، آب پاکیزه تا افق آبی امتداد دارد ; در کنار حصار سنگی، کوه‌های زیبا پس از باران، سبزرنگ به نظر می‌رسند. همسر گل سفید و فرزند غاز: سونگ لین‌بو، که در کوه گوشان در دریاچه غربی هانگژو زندگی خلوتی می‌کرد، تمام عمرش ازدواج نکرد و با گل‌های سفید و غازها سرگرمی خود را فراهم می‌کرد؛ به همین دلیل او را «همسر گل سفید و فرزند غاز» می‌نامیدند. “جمله «ماه اوت»: در گذشته، قبولی در آزمون‌های دولتی به عنوان پله‌ای برای پیشرفت محسوب می‌شد. زمان امتحانات معمولاً در ماه اوت تعیین می‌شود و به آن «امتحانات پاییزی» گفته می‌شود. زنگ محافظ گل: پادشاه نینگ در دوران سلسله مینگ عاشق گل‌ها بود و زنگ محافظ گل ساخت؛ هنگامی که زنبورها و پرندگان نزدیک می‌شدند، او زنگ را به حرکت درمی‌آورد تا آن‌ها را بترساند. خطر در برابر آشوب، آرامش در برابر سکون. ناپی به سوی دربار شتافت. بشقاب طلایی در برابر چنگال یشمی، ساقه شناور در برابر جلبک شناور. باغ یشم‌ها، ایوان گل‌های بی‌شمار. قدیم، در برابر نو. سوار بر گاو، تاریخ می‌خوانم؛ چوپان خوک، خودم درس می‌خوانم. در آغاز پاییز، دانه‌های گندم در مزارع سنگین هستند؛ در اواخر بهار نیز، گل‌های کلم در باغ‌ها عطرآگین‌اند. سفری غم‌انگیز، ماه در مرز و باد روی رود هر دو غم‌آلودند ; خنده و شادی پیش از ضیافت، آوازهای لبله و رقص‌های ژائو، تنها زیبایی‌هایشان. شاخه‌های شناور و گیاهان آبی: شاخه‌های درختان و گیاهان آبی که روی سطح آب شناور هستند. مانند چیزی که بی‌صاحب، در هوا شناور است. شعر «خداحافظی» اثر تانگ شویین: «شراب تمام شد، می‌خواهم درباره زمان دیدار بعدی سؤال کنم؛ شناور بودن در میان لجن و ساقه‌های شناور، غم‌انگیز است.» ”سواری بر گاو: در اواخر دوران سلسله سوی، لی می بر روی گاو می‌نشست تا کتاب «کتاب هان» را مطالعه کند و اغلب جلد کتاب را به شاخ گاو آویزان می‌کرد. چوپانی خوک: گونگسون هونگ در جوانی خوک‌ها را چوپانی می‌کرد؛ او در مطالعه سخت‌کوش بود و همواره کتاب‌های دینی را با خود حمل می‌کرد تا بخواند. در سن پنجاه سالگی به مقام صدراعظم رسید. ده: سیب بخارپز در برابر لیائو، پو در برابر لینگ. قوه در برابر تور ماهیگیری. پارچه‌ی چی‌وان در برابر پارچه‌ی لو‌چی، پنبه‌ی شو در برابر ابریشم‌ی وو. ستارگان محو می‌شوند، خورشید طلوع می‌کند. نه دعوت در برابر سه فراخوان. شیائو هه زمانی مقام دولتی داشت، جیا دائو نیز پیشتر راهب بود. دانا، کفش‌هایش را مطابق قوانین می‌پوشد؛ تبر بزرگ و چکش، طول طناب را تنظیم می‌کنند. باد بهاری بر رودخانه‌های وحشی، مردم از سوار شدن بر موج‌ها و حرکت قایق‌های شراب‌خوری لذ ; باران غروبی بر رود و آسمان، اندوه مسافر در سوی دیگر، در برابر چراغ ماهیگیران. نه بار استخدام: استخدام چندین باره. منبع مشخص نیست. سه فراخوان: سه بار فراخوان برای خدمت در دربار. «کتاب هان‌های بعدی، زندگینامه یانگ لون»: «لون سه بار فراخوانده شد، اما هر بار به دلیل ارائه توصیه‌های صادقانه مورد قبول قرار نگرفت.» ” گفت‌وگوی متقابل، همان تقارن است. ران مین به یان زنگ. هو یینگ در برابر بو پی، زو تی در برابر سون دنگ. پارچه سفید پرتاب می‌شود، و جامه‌های قرمز برای ضیافت استفاد دوست برتر، همراه نیکوست. رقابت برای شهرت مانند تعقیب گوزن است، جستجوی منفعت همچون پیگیری مگس. عمه رنجیه از عدم خدمت در دربار شرمسار بود، مادر وانگ لینگ پیشرفت حکومت هان را درک کرده بود. جمله، اندوه فقر را می‌نویسد؛ شستن گل‌ها، نشانه‌ای از مهارت در بخش هنر است ; شعر در هرج و مرج است، آبیِ غم‌انگیز دل را می‌آزارد و وزیر را آهگین می‌سازد. ده، یک: افتخار در برابر رسوایی، شادی در برابر غم. پیوند عمیق و استوار. وو وا در برابر زن ویتنامی، اسب وحشی در برابر پرنده‌های شنی. چای تشنگی را فرو می‌نشاند، شراب غم را از بین می‌برد. چشم سفید به سر خاکستری. ما چیان «سجلات تاریخ» را تألیف کرد، کنفوسیوس «بهار و پاییز» را نوشت. کشاورز در دشت‌های شین، به آرامی ابزار کشت را بلند می‌کند؛ ماهیگیر در کنار رود وی، در ساعات شامگاهی قلاب خود را آویز اژدهای مار در رودخانه شنا می‌کرد، امپراتور شی بر اساس آن نقشه، کاه‌ها را ترسیم کرد ; لاک‌پشت الهی از لو خارج شد، پادشاه یو از آن الگو گرفت تا مرزها را مشخص کند. سرخوش: سربازی که سرش را با روسری آبی پوشانده است. «استراتژی‌های دوران جنگ‌های کشورها، بخش وی»: «شنیده‌ام که سربازان پادشاه بزرگ، بیش از بیست هزار نفر نیروی نظامی و بیست هزار نفر نیز سربازان غیرنظامی دارند.» ”شین یه گنگفو: «منسیوس، وان‌ژانگ بخش اول»: «یی یین در دشت‌های یوشین کشت می‌کرد و از راه‌های یائو و شون لذت می‌برد.» ”ماهیگیر ویبین: به یانگ شانگ در اواخر دوران سلسله شانگ اشاره دارد. تاج در برابر کفش، پوشش پای در برابر پالتو. حیاط کوچک، فضای باغ آرام. دیوار روبرو، زانو در برابر زمین؛ حکمت نادرست، در برابر نقشه‌های خوب. کوه تنها برخاسته، رود بزرگ جاری است. عطر، بر تپه‌ی باغ. در تالاب گل‌ها آواز می‌خوانند، و در جزیره بیدها، سرودهای وو شنیده می‌شود. باران ماه سوم، زنبور را تنبل و پرستو را مشغول می‌کند؛
صدای جیرجیرک فرومی‌رود و زنبور عسل نیز در پاییز ناپدید می ژونگ‌زی به ساز گوش می‌دهد، مسیر ویران به جنگل می‌رود و کوهستان ساکت است ; فرشته‌ی تبعیدی ماه را می‌گیرد، امواج بلند به ساحل می‌رسند و آب به آرامی جریان دارد. خرد نادرست: چائو سوئه از هان، خردمند بود و مردم او را «مشاور خردمند» می‌نامیدند. نقشه‌های هوشمندانه: در اوایل سلسله هان، ژانگ لیانگ از چوب‌های برای برنامه‌ریزی امور کشور استفاد فرشته‌ی تبعیدی و ماه: طبق افسانه، لی بای در منطقه‌ی چایشیجی، پس از مست شدن به داخل رودخانه رفت تا ماه را بگیرد و در آب غرق شد. ماهی در برابر پرنده، کلاغ در برابر کبوتر. کاخ سبز روبروی کاخ قرمز. هفت حکیم در برابر سه دوست، عشق به روز در برابر اندوه پاییز. گربه‌های ببر، مورچه‌ها چون گاو. فهرستی از حاکمان. چن آهنگ لین‌چون را می‌خواند، سوی آهنگ گشت‌وگذار شب پاک را. صنعت هوایی در کیرین‌گه، آثار زیرزمینی در یینگوو‌ژو. دشت‌های وسیع، صدای تاخت اسب شکارچی چون پیکان ; باد ملایم و باران ریز، چوپان بر پشت گاو، استوار چون قایق. ده، دو: تکرار آهنگ در مقابل شعر، فریاد در مقابل سرود. گذشته به آینده. قله کوه روبروی سطح آب، ساحل دور روبروی تپه‌های دوردست. سه بار تلاش کن، از هر لحظه بهره ببر. درختان بلند در برابر جنگل‌های مسطح. بیان هه سه بار یشم تقدیم کرد، یانگ جن چهار بار طلا شناخت. باد گرم پادشاه آبی، چمن‌های خوشبو را شکوفا می‌کند؛ قلعه سفیدپادشاه، در غروب، صدای آسیاب‌ها را بلند نقش ببر و اژدها، نوابغ جلوی پنجره قلم رنگین می‌چرخانند ; نقش‌کاری فنیق و عقاب، زن زیبا زیر پرده سوزن طلایی می‌کشد. به بالا نگریستن، در مقابل عبور کردن. برف نرم، باران مغذی. شادی بزرگ با موسیقی ملی، گفت‌وگوی سطحی با حرف‌های عمیق. شرم از سه نبرد، شادی از هفت اسارت. آهنگ‌شناس، همدل خود را می‌شناسد. ارابه‌های بزرگ با صدای زیاد حرکت می‌کنند؛ چهار اسب نیز با سرعت زیاد در کنار هم حرک جرقه‌های بنفش و رگه‌های آبی، انرژی شمشیر را نشان می‌دهند؛ کوه‌ها و جویبارها، قلب نوازنده را درک می‌کنن قوچی دلبسته‌ی توست، در ساحل دریا، در باد غمگین می‌سرود ; وانگ لانگ دوستش را به یاد می‌آورد، با قایق کوچک در برف، به سوی شان‌یین می‌رود. سه نبرد: «شیجی. زندگینامه‌های پینگ‌یوان‌جون و یوچینگ»: «مائو سوی به پادشاه چو گفت: بای‌چی فقط یک پسر بی‌ارزش است!» در نبرد اول یان و یینگ را تصرف کردند، در نبرد دوم یی‌لینگ را سوزاندند، و در نبرد سوم اجداد پادشاه را تحقیر کردند؛ اما پادشاه هیچ شرمساری نداشت! ”هفت بار دستگیری: در دوران سه پادشاهی، ژوگه لیانگ برای شکست دادن منگ هو، او را هفت بار آزاد کرد و سپس دوباره دستگیر کرد. گو چو: در «سوابق سه پادشاهی، زندگینامه ژو یو» آمده است که ژو یو از دودمان وو در دوران سه پادشاهی، در شناسایی آهنگ‌ها ماهر بود؛ اگر در یک قطعه موسیقی اشتباهی وجود داشت، ژو یو حتماً آن را تشخیص می‌داد و به آن توجه می‌کرد. به همین دلیل، مردم آن زمان می‌گفتند: «اگر در قطعه موسیقی اشتباهی باشد، ژو لانگ متوجه می‌شود.» ”وانگ لانگ: در کتاب «شی‌شوئه شین‌یو، بخش رن‌دان» آمده است که پرنس جین، یو، در یک شب برفی به خانه دای کوی در شان‌یین سر زد؛ پس از یک شب راهپیمایی، به آنجا رسید، اما وارد خانه نشد و بازگشت. وقتی از او دلیل این کار را پرسیدند، گفت: «من صرفاً از روی شور و اشتیاق به آنجا رفتم؛ حالا که شورم تمام شده، برمی‌گردم؛ چرا باید دای کوی را ببینم؟» ” ده، سه: تان گونگ روبروی کوئه، نشستگاه روبروی غار. آب در شمال، آسمان در جنوب. سراب در برابر سرزمین مورچه‌ها، گفتارهای بلندپروازانه در برابر سخنان شکوهمند. گیاهان گوناگون را انتخاب کرده، درختان سدر و نان را کاشت یک جفت هان سان. بالش مرواریدهای هشت‌گانه، سنجاق لاک‌پشت دومرواریدی. پادشاه شیائو نسبت به افراد وفادار است، اما وزیر لو در برابر پادشاه فریبکارانه رفتار می‌کند. شعر جیا دائو دیوانه‌وار است، در هنگام نوشتن، به ضربه زدن به در فکر می‌کند ; ژانگ دیان‌سائو شنگ، سرش را در جوهر فرو می‌برد تا با لذت بنویسد. شهرستان نانکه: افسانه «داستان فرماندار نانکه»؛ چون‌یو فن در خواب وارد سرزمین مورچه‌ها شد، پادشاه مورچه‌ها او را به عنوان داماد خود پذیرفت و شهرستان نانکه را به او اعطا کرد. ۱: «معنای اصلی لائوتزو، بخش دوم»: «آسمان با یک به پاکی می‌رسد، زمین با یک به آرامش می‌رسد، ارواح با یک به الهیت می‌رسند...» پادشاه شیائو: در سال دوم سلسله گنگ‌شی، لیو شوان، یک ناظر امپراتوری را فرستاد تا با استفاده از اختیارات ویژه، گوانگ‌وو را به عنوان پادشاه شیائو منصوب کند. لو شیانگ: وزیر فریبکار دوران سلسله تانگ، لو چی؛ چهره‌ای آبی‌رنگ و قلبی مکار داشت و مردم او را «شیطان چهره‌آبی» می‌نامیدند. نوشتن با جوهر خیس: ژانگ شو در دوران سلسله تانگ در نوشتن خط‌های نستعلیق ماهر بود؛ پس از مستی، سرش را در جوهر فرو می‌برد تا خطوطی دیوانه‌وار بن او را «ژانگ دیان» می‌نامند. شنیدن در برابر دیدن، فهمیدن در برابر آشنایی. سه پرتقال در برابر دو مرکبات. پسر جوان در برابر پیرمرد، دختر آرام در برابر مرد شگفت‌انگیز. پاییز هفت‌هفت، مسیر سه‌سه. رنگ دریا در برابر مه کوهستان. صدای بلبل چگونه آرام و لطیف است، نگاه ببر نیز پر از تهدید است. مأموران مرزی، نی‌فو را می‌شناختند؛ مردم گذرگاه هانگو، لائوتسه را می‌شناختند. رود به برکه بازمی‌گردد، آب ساکن خود پیمان می‌بندد، واقعاً ساکن است ; وو گونگ والی شد، با آنکه از چشمه‌ی حرص نوشید، چه حرصی داشت؟ ده، چهار: نمک در برابر شدت، سرما در برابر گرما. صداقت، در برابر کرامت. سر ابر در برابر باران، موهای فرخنده در برابر ریش اژدها. بادستان نصیحت می‌کند، تالار را پاک و عادلانه می‌سازد. بائوتای به مینگچیان. پنج دریاچه به فان لی بازگشت، سه مسیر نیز برای تائو چیان پنهان ماند. یک شمشیر موفق، نشانی ستودنی است؛ صد سکه، پر کردن تمام خانه‌هاست و پرده‌ها را پایین می‌آورد. جام شراب کدر را کنار بگذار، اجازه ده در لحظات غم، نیمه‌مست بنوشم ; گل زیبا کنار نشسته، می‌بینم با لبخند در لحظهٔ بیداری آن را می‌برد. فنگ‌تای‌جیان: فنگ، به معنای شدید است. تایوان، استان تایوان. تذکر، وزیر تذکر. سوتانگ لیان: لیان، گوشه‌ای در کنار پله‌هاست. جیا یی در دوران سلسله هان غربی، در کتاب «راهکارهای حفظ امنیت» می‌گوید: «پادشاه مانند تالار است، وزیران مانند پله‌های آن، و مردم مانند زمین.» ”شمشیری: در دوران جنگ‌های کشورها، سوچین یک شمشیر به همراه داشت؛ او معتقد بود که با اتحاد شش کشور، در نهایت می‌تواند مهر وزیران آن کشورها را نیز در اختیار داشته باشد. صد سکه: یان زون از دوران هان، که لقبش جون‌پینگ بود، در چنگدو فالگیری می‌کرد؛ هر روز صد سکه درمی‌آورد و سپس درها را می‌بست و پرده‌ها را پایین می‌کشید تا فروش خود را پایان دهد. لبخند: بودا گلی را برداشت و به همگان نشان داد؛ تنها مگهاستا لبخند زد، پس بودا دین حقیقی را به او سپرد. قطع را به پیوستگی، کم کردن را به افزایش. بی‌تفاوتی، آرامش است. نگاهی به پشت سر، در برابر دید پرتوان؛ کف آب در برابر قله کوه. کمر باریک، دستان لطیف. فنگ‌بو برای پیش‌بینی، لوان برای تعیین سرنوشت. شالیزارها را کشیدند و غلات مختلف کاشتند، دریا را جوشاندند تا نمک به دست آید. ژانگ گونگ‌یی، نهمین نسل خاندان جوتونگ؛ فان ژونگ‌یان، کسی که لطف و محبت خود را به هزاران نفر اهدا کرد. فلوت، فنگ را می‌آورد؛ دختر چینی سرنوشتش این است که بتواند بر پرها بپرد ; دینگ چنگلو رفت، شوان چن هیچ راهی برای دسترسی به ریشش نداشت. جانگ گونگ: جانگ گونگ‌یی از دوران تانگ، که نه نسل در یک خانه زندگی می‌کردند. پادشاه گائوزونگ به خانه‌اش رفت و پرسید چگونه توانسته است چنین کاری انجام دهد؟ صد کلمه رسمی با حرف «صبر» برای ارائه آورده شد. بالا رفتن با ریش: طبق افسانه، هنگامی که امپراتور شوان‌یوان کده را ساخت، اژدها فرود آمد و او سوار بر آن به بالا رفت. وزیرش می‌خواست ریش اژدها را بگیرد تا همراه او به آسمان صعود کند، اما موفق نشد. انسان نسبت به خود، گاه دوست دارد و گاه متنفر. رفتار، ظاهر را تعیین می‌کند. چهار دانش در برابر سه گفتار، معنای صحیح در برابر کلمات قاطع. پرونده برف سخت، باد بام درس. تیر ریخته بر نامه. زبان پیچیده برای قربانی دادن به آب‌خرس، ظاهر درخشان برای جدا شدن از صندوق عطرها. دیشب یک کلمه دیگر به شعر افزودم، در بهار زود، پرندگان لقلق با پرده‌های سنگین می‌روند. شعر به خاطر تاریخ مشهور است، در اندوه، سرود غم‌انگیزی برای یاد دو فو ; قلم به درخواست دیگران، در رؤیا، جیانگ یانِ پیر و نامشخص ظاهر شد. سه‌زبانه: پادشاه جین، رونگ، از روان ژان پرسید: آیین لائوتزو و کنفوسیوس چگونه است؟ گفت: «همان نخواهد بود.» ”مردم آن زمان او را «سان‌یو یوآن» می‌نامیدند. جشن لوسما: لی شانگ‌یین از دوران سلسله تانگ، اشعار و متون زیادی سرود؛ کتاب‌هایش را به صورت منظم در اطراف خود چید و آن‌ها را «ماهی‌های جشن لوسما» نامید. شیانگ‌لیان: هان وو در دوران سلسله تانگ شاعری پرزرق و برق می‌سرود و مجموعه اشعارش «مجموعه شیانگ‌لیان» نام دارد. به آن سبک شیانگ‌لیان می‌گویند. یک کلمه دیگر: تانگ سنگ و چی جی در شعری درباره گل سفید نوشتند: «دیشب چند شاخه گل باز شد». ژنگ گو آن را به «یک شاخه گل‌ده» تغییر داد و مردم آن زمان او را «استاد یک کلمه» نامیدند. قلم: در «تاریخ جنوب، زندگینامه جیانگ یان» آمده است که جیانگ یان یک بار در اقامتگاه «یه‌تینگ» ماند و در خواب مردی را دید که خود را گوئو پو می‌نامید و به یانگ گفت: «من قلمی را سال‌هاست نزد تو گذاشته‌ام؛ می‌توانم آن را پس بگیرم.» ”یان سپس قلم پنج‌رنگی را از جیبش بیرون آورد و به او داد. پس از آن که الهام قطع شد، می‌گویند استعداد جیانگ لانگ تمام گشته است. ده، پنج: کاشتن در زمین‌های شور، تراشیدن و برداشتن بخش‌های اضافی. دومین برادر، سه ناظر را مدیریت می‌کند. وزیران در برابر پیران کشور، مقامات در برابر عناوین رسمی. گوزن، گوزن؛ خرگوش، خرگوش. باز کردن نامه، گشودن پاکت. بلبل در برگ‌های سبز آواز می‌خواند، پرستو در آلوهای سرخ زمزمه می‌کند. نیم پیاله شراب سفید، سرگرمی برای فرماندار چینی؛ یک بالش از غلات زرد، راهی برای گذراندن شب در کنار لو یان. گرمای تابستان شدید، روزهای طولانی؛ باد در باغ، مهمانان را نگه می‌دارد ; سه زمستان سرد، موج‌های برفی آسمان را فرا گرفته و بادبان‌های سفر را متوقف کرده‌اند. چوچو: منظره‌ای از گرد هم آمدن گله حیوانات. «کتاب شعرها، بخش «شیائویا»، قسمت «روزهای خوش»: «حیوانات همگی یکسانند، میمون‌ها و پرندگان نیز چنین‌اند.» ”خرگوش پرپشت: «کتاب شعرها، بخش «شیائویا»، ابیات «سخنان زیرکانه»: «خرگوش پرپشت، با دیدن سگ، از خود دفاع می‌کند.» ”توضیح: «می‌تو»، خرگوش مکار است و نماد کسانی است که تهمت می‌زنند. درخت زیزفون در برابر درخت گوجی، درخت سرو در برابر درخت کا شیا هوآ به شائو شیان. جیان‌شان مقابل ژن‌وی، گونگ‌لو مقابل شیائو‌هان. غار کتاب‌ها، صخره پناهگاه. فراتر از دنیوی، به سوی فراطبیعی. فرد خردمند از تملق شرم می‌کند، و مرد صالح از حرف‌های دروغین حسادت می‌ورزد. مشاوران قدرتمند، شائوبو را پیشنهاد کردند تا به فرماندهان تانگ یاری رساند. جوان دیوانه‌ی یه، سه ضربه به طبل جیه، شرم از جامه‌ی ابریشمین ; فرماندار جیانگ‌ژو، با یک قطعه موسیقی پیپا، جامه سبزش را خیس کرد. جامه در برابر تخته، کفش در برابر لباس. یک اسب در برابر یک بادبان تنها. تأمل در مقابل حکاکی، نقش‌برداری در مقابل فرزکاری. ستاره در شمال قوس می‌زند، خورشید در غرب فرو می‌رود. جام ریخته، قابلمه مشتاق. در کنار رود، درختان اسطوخودوس می‌رویند، و در سرزمین‌های دوردست، تمام درختان چنین‌اند. اما باید شمشیر تیز بازگردد، چرا باید پیکی به صندوق خالی فرستاد؟ فنیق رنگارنگ، همدل موسیقی؛ قوئی پسین باید نه بار بنوازد ; مردم طلایی دهان خود را می‌بندند، حتی قدیس نینوی نیز سه بار آن را مهر کرد. شمشیر تیز: «ژوانگ‌زی، بخش حفظ سلامتی»: «پائودینگ برای پادشاه ون‌هوئی گاو را قطع می‌کرد.» ……فضای کافی برای حرکت آزادانه وجود دارد. ”این همان منشأ دو اصطلاح «پائودینگ که گاو را تکه‌تکه می‌کند» و «با مهارت و بی‌دردسر کار کردن» است.  نامه‌ی خالی: در کتاب «شی‌شوئه شین‌یو، بخش برکناری‌ها» آمده است که ین هائو در دوران سلسله‌ی جین از قدرت برکنار شد؛ او در شین‌آن، تمام روز مشغول نوشتن کلمات خالی بود. مردم و مقامات یانگ‌ژو، به دلیل این رفتار، او را تعقیب کردند. نگاه کردن مخفیانه، تنها به چهار کلمه‌ی «امری عجیب و غریب» ختم می‌شود.  نه نواختار: نواختن نه قطعه موسیقی. کتاب «شو·ییجی» می‌گوید: «هنگامی که نواختن سازهای شیائوشائو به نه بار رسید، فنیق‌ها ظاهر شدند.» ”توضیح: «نواهای نه‌گانه را آماده کرده تا فنیق را فراخوانند».  سه سکوت: سکوت کردن در برابر سه چیز، به یادداشت قبلی مراجعه شود.
Reply #22016-11-28
مطالب خوبی هستند؛ اگر بتوان آن‌ها را حفظ کرد، دیگر بی‌رقیب خواهیم بود: lol
Reply #32016-11-28
تقریباً می‌توانم حفظ کنم، در دوران دبستان آموزش اولیه‌اش را گرفتم، و حالا کمی از آن فراموش کرده‌ام
Reply #42016-12-21
دو روز پیش پیداش کردم، چاپش کردم تا در تعطیلات زمستانی به دخترم خواندن یاد دهم
Reply #52022-09-17
فقط نگاه کن، واقعاً نمی‌توانم حفظش کنم

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.