Thread Content
یک حادثه بسیار جدی دیگر؛ ۷۴ نفر جان خود را از دست دادهاند و بیش از صد خانواده از هم پاشیده خواهند شد. حادثه نیروگاه فنگچنگ، گرچه به نظر ناگهانی میرسید، اما نشانههایی از پیش وجود داشت. میگویند که امیدوارند مردگان آرامش یابند، اما احتمالاً آنها نمیتوانند آرامش یابند. در میان اندوه و خشم، چند نکته امیدوارکننده را میخواهم پس از این حادثه بسیار جدی «ناشی از اقدام انسانی» بنویسم. امید اول: امیدواریم در زمان پیگرد مسئولیتها، دیگر از «نظارت جامع» برای تحت فشار قرار دادن کارکنان ناظر استفاده نشود. اصل «چهار عدم» خیلی خوب است و «سه الزام» نیز نباید فراموش شوند. این یک حادثه ایمنی در زمینه ساختوساز و تولید در بخش برق (انرژی) است؛ برای پیگیری مسئولیتها، باید به نهادهای مسئول این دو حوزه توجه کرد. دیگر نباید با استفاده از عنوان «نظارت جامع»، مسئولیت را به گردن کارکنان ادارات نظارت بر ایمنی انداخت؛ در غیر این صورت، این امر باعث ناراحتی آنها خواهد شد. امید دوم: اینکه در زمان پیگرد قانونی، مسئولان ایمنی با ملایمت برخورد کنند. کار در زمینه مدیریت ایمنی در یک شرکت، کاری خوب و سعادتبخش است؛ هر کاری که انجام دهید، میتواند جان یک نفر را نجات دهد ; اما این هم آزاردهنده است؛ چیزهای زیادی وجود دارد که شما اصلاً نمیتوانید دربارهشان تصمیم بگیرید، اما وقتی مشکلی پیش میآید، باید مسئولیت آن را بپذیرید. دلیل وقوع چنین حادثهای، بیاحترامی مدیریت شرکت مربوطه به **قوانین و مقررات** و جستجوی کورکورانه برای کسب سود است. میتوان گفت که حتی اگر ناظر ایمنی وظایف قانونی خود را بدون هیچ نقصی انجام دهد، این حادثه رخ خواهد داد. امید سوم: در آینده، هنگام پیگرد مسئولان، شرکتهای مرتبط و مدیران آنها به شدت مجازات شوند. شرکتها و مدیرانی که هنوز میتوانند شعارهایی مانند «کار سخت صد روزه» را بر زبان آورند، از نظر آنها ایمنی هیچ ارزشی ندارد و سودآوری اولویت اصلی است. آنها برای رسیدن به اهداف تجاری، از کشتن انسانها دریغ نمیکنند. اگر چنین شرکتها و مدیرانشان مجازات سختی دریافت نکنند، این امر از هر نظر قانونی و منطقی قابل قبول نیست! امید چهارم: کاهش اقدامات ویژه پس از وقوع حادثه و افزایش اقدامات پیشگیرانه جامع قبل از آن. پس از حادثه «۶·۳» در شرکت چانگچون بائویوانفنگ، بلافاصله بازرسیهای گسترده و ویژهای بر روی شرکتهای تولیدکننده سیستمهای سرمایشی مرتبط با این حادثه انجام شد ; پس از حادثه «۸.۲» در شرکت فلزات ژونگرونگ کونشان، بلافاصله بازرسی گسترده و ویژهای در محیطهای کاری پر از گرد و غبار انجام شد ; پس از حادثه «۸.۱۲» در تیانجین رویهای، بررسی ویژه گستردهای بر روی شرکتهای تولیدکننده مواد خطرناک آغاز شد ; پس از حادثه «۲۴.۱۱» در نیروگاه فنگچنگ، بلافاصله بازرسیهای گسترده و ویژهای برای پیشگیری از سقوط ساختمانها آغاز شد... آیا علاوه بر این بازرسیهای تکراری و سطحی، میتوان رویکردهای جدیدی نیز به کار برد؟ میشود هشدارهای پیشگیرانه بیشتری وجود داشته باشد؟ آیا میتوان بازرسیهای منظم بیشتری انجام داد؟ میشود دیگر در زمانهای بیکاری، اینقدر توجه زیادی نشان نداد؟ امید پنجم: هر کسی که در حوزهی خودش مشکلی پیش بیاید، باید خودش مسئولیت آن را بپذیرد. گاهی احساس میشود که سازمان نظارت بر ایمنی مانند یک برادر کوچک و بیچاره است؛ وقتی در کارخانههای شیمیایی انفجار رخ میدهد، این سازمان تیمهایی را برای رفتن به محل حادثه اعزام میکند ; نشت آب گسترده در معادن زغالسنگ؛ سازمان نظارت بر ایمنی گروه کاری را برای رفتن به محل اعزام کرده است. خب، در نهایت این هم جزو وظایف شماست… اما در مورد تصادفات شدید در بزرگراهها، وزارت کشور و وزارت حملونقل هیچ اقدامی نکردهاند؛ در حالی که سازمان نظارت بر ایمنی قبلاً گروه کاری خود را برای رفتن به محل اعزام کرده است ; خانههای مسکونی به شدت فرو ریختند، اما وزارت کشور و وزارت مسکن و شهرسازی هیچ اقدامی نکردهاند؛ سازمان نظارت بر ایمنی نیز گروهی را برای رفتن به محل اعزام کرده است ; فروشگاه دچار آتشسوزی شد، اما وزارت کشور هیچ اقدامی نکرد؛ سازمان نظارت بر ایمنی نیز گروهی را برای رفتن به محل حادثه اعزام کرده است ; فروپاشی بزرگ در یک پروژه ساختمانی نیروگاه برق؛ اداره انرژی و وزارت مسکن هیچ واکنشی نشان ندادند، اما سازمان نظارت بر ایمنی گروهی را برای رفتن به محل فرستاده است… آیا جمله «مدیریت یک صنعت، لزوماً شامل مدیریت ایمنی آن نیز میشود» واقعاً حرف بیمعنایی است؟ “«نظارت یکپارچه» آیا به معنای نظارت بر همه چیز است؟ اگر چنین است، حداقل باید آن را به یکی از وزارتخانههای تشکیلدهنده شورای دولتی تبدیل کرد؛ اگر نه، لطفاً سایر وزارتخانهها را وادار به اقدام کنید! اگر طراحی کلان سامان نیابد، حوادث بزرگ و جدی همچنان رخ خواهند داد؛ بارها و بارها اتفاق خواهند افتاد، و حتی به شکلهایی که تصورش را هم نمیکنید… اگر باور ندارید، منتظر بمانید و ببینید!
وقوع مشکل در چین اجتنابناپذیر است، فقط مسئله زمان است.
وضعیت کشور، تفکر تولیدی را تعیین میکند؛ چارهای نیست.
«چهار عدم فراموش کردن» خیلی خوب گفته شده است؛ «سه الزام» نیز نباید فراموش شوند. این یک حادثه ایمنی در زمینه ساختوساز و تولید در بخش برق (انرژی) است؛ برای پیگیری مسئولیتها، باید به نهادهای مسئول این دو حوزه توجه کرد. دیگر نباید با استفاده از عنوان «نظارت جامع»، مسئولیت را به گردن کارکنان ادارات نظارت بر ایمنی انداخت؛ در غیر این صورت، این امر باعث ناراحتی کارکنان ادارات نظارت بر ایمنی خواهد شد
مسئولیت باید متوجه کسانی شود که در این ماجرا نقش داشتهاند؛ اگر واقعاً مشکل از سوی مدیران ایمنی باشد، آنها نیز باید به شدت مورد پیگرد قرار گیرند. اما اگر مدیران امنیتی توانایی یا اختیار لازم برای جلوگیری از آن را نداشته باشند، پیشنهاد میشود مجازات سبکتری در نظر گرفته شود. معافیت از مسئولیت غیرممکن است؛ تنها میتوان مجازات را کاهش داد. قانون ایمنی تولید به وضوح بیان کرده است که مدیران ایمنی شرکتها دارای اختیارات فراتر از سطح خود هستند.
چنین شرکتهایی، وقتی مشکلی پیش میآید، قطعاً…
یک نفر کار میکند، دو نفر نظارت میکنند، سه نفر بررسی میکنند؛ اگر مشکلی پیش نیاید، عجیب است. کسانی که خط قرمز میکشند خیلی زیادند، اما کسانی که اجرا میکنند خیلی کمند.
مشکل در اجرای کارها: پینوشت: مدیریت سختگیرانهای برای ساختوسازهای ایمن وجود ندارد و به طور کلی آگاهی لازم در زمینه ایمنی وجود ندارد؛ این همان دلیل اصلی است
امروزه بسیاری از سازمانها فقط درباره ایمنی صحبت میکنند، اما وقتی مشکلی پیش میآید، دوباره به آن توجه میکنند؛ با گذشت زمان دوباره نادیدهاش میگیرند. کلید ایمنی، اجرای آن است.
امیدوارم دیگر حادثهای رخ ندهد؛ امیدوارم که شرکتهای تولیدی، مقامات لازم را موظف کنند تا در محل حضور داشته باشند. اگر در محل حادثهای رخ دهد، نباید این مقامات از پیامدهای آن در امان بمانند. نمیتوان اجازه داد که تنها مردم عادی و کارگران، به خاطر تصمیمات این مقامات، با خطر از دست دادن جان و خانوادهشان روبرو شوند.