Thread Content
سال ۲۰۱۷: قیمت اوره به ۱۹۰۰ یوان در هر تن خواهد رسید! نویسنده/منبع: تاریخ: ۲۰۱۶-۱۲-۰۱ تعداد کلیکها: ۳ برخی تحلیلگران میگویند قیمت اوره در سال آینده ممکن است به ۱۹۰۰ یوان در هر تن برسد! ؟ بزرگترین خبر بازار اوره در هفته گذشته، لغو مناقصه STC توسط هند در تاریخ ۲۳ بود؛ در این اقدام، ۸۰۰ هزار تن اوره به تأمینکنندگان بازگردانده شد و این امر منجر به کاهش قیمتهای جهانی اوره به حدود ۲۰ دلار در هر تن شد. چنین رفتاری از سوی هند، نوعی نقض آشکار توافقات و خلاف قوانین تجاری محسوب میشود؛ همچنین چالشی برای اصول پایه تجارت است و باید مورد محکومیت قرار گیرد. اما واقعاً غیرمنتظره بود؟ لزوماً نه. نویسنده در مراحل اولیه، بر اساس نرخ ارز یوان، تعرفههای صادراتی اوره در چین و فصلبندی کشاورزی در بازارهای بینالمللی، استدلال کرده بود؛ نتیجه آن این بود که ادعای وجود فصل اوج خرید در بازارهای بینالمللی در سهماهه سوم صحت ندارد، و تنها میتوان گفت که به فصل تقاضا نزدیکتر میشویم. انتظار نداشتم که هند با چنین روش افراطی، این موضوع را ثابت کند. لغو مناقصات در هند قطعاً باعث تأخیر در فرآیند خرید در بازارهای بینالمللی خواهد شد و قیمتها در بازارهای بینالمللی نیز به کاهش خود ادامه خواهند داد. چین در ماه اکتبر تنها ۳۳۰ هزار تن اوره صادر کرد که پایینترین رقم در سالهای اخیر بود. اگر مقداری که برای هند در ماه سپتامبر تحویل داده شده را کنار بگذاریم، صادرات چین در ماه اکتبر تقریباً صفر خواهد بود؛ آمار ماه نوامبر نیز احتمالاً چندان خوشایند نخواهد بود (نویسنده در مقاله قبلی خود تحلیلی در این باره ارائه داده است). در شرایطی که صادرات بزرگترین کشور صادرکننده جهان تقریباً به صفر رسیده است (سال گذشته صادرات بیش از ۱۳ میلیون تن بود)، افزایش چشمگیر قیمتها در بازارهای بینالمللی کاملاً منطقی است. این افزایش قیمتها نیز باعث تقویت نگرش مثبت فروشندگان چینی میشود؛ در نتیجه چرخهای از عدم فروش، افزایش قیمت، دوباره عدم فروش و دوباره افزایش قیمت شکل میگیرد. نویسنده پیشتر مشکل «دریاچههای سد شده» اوره در کشور را تحلیل کرده است؛ در واقع، در بنادر نیز بیش از یک میلیون تن از این «دریاچههای سد شده» وجود دارد. چنین پدیدهای از همبستگی در چین به ندرت دیده میشود، اما اگرچه گروهها تشکیل شدهاند، «گرمایش» مشاهده نشده است، زیرا صادرات اصلاً محقق نشده است. زمان آن فرا رسیده که موجودی بنادر تخلیه شود؛ زیرا تقاضای داخلی هنوز بهبود نیافته است. در مراحل بعدی، نیاز به جمعآوری کالاها و صادرات آنها برای حمایت از بازار داخلی وجود دارد. در حالی که ظرفیتهای تولیدی جدید در بازارهای بینالمللی در حال ایجاد شدن است، زمان کمی برای صادرات حجم زیادی از اوره توسط چین باقی مانده است. شاید برخی بر اساس این موضوع نتیجه بگیرند که افزایش قیمت اوره در این دوره یک سوءاستفاده است؛ من نیز چندین بار این موضوع را روشن کردهام: افزایش قیمت در این دوره بیشتر ناشی از انتظارات مربوط به تورم است؛ در شرایط تورم، نگهداری پول بهتر از نگهداری کالا نیست! تحلیل تورم همان چیزی است که من را از سایر تحلیلگران متمایز میکند؛ زیرا تغییرات اقتصاد کلان میتواند منجر به پیامدهای منفی شود، بنابراین من ابتدا به تحلیل اقتصاد کلان میپردازم. تنها در شرایطی که اقتصاد کلان نسبتاً پایدار باشد، میتوان به تحلیل رابطه عرضه و تقاضا برای محصولات پرداخت. از زمانی که *** به عنوان رئیسجمهور بعدی ایالات متحده انتخاب شد، بحثهای بیشتری درباره تورم مطرح شده است؛ زیرا او وعده داده است که سرمایهگذاریهای خود را در زمینه **زیرساختها افزایش دهد تا تقاضا را بالا ببرد و در نتیجه تورم ناشی از تقاضا ایجاد شود. این موضوع همچنین دلیل اصلی افزایش قیمت فلزات غیرفلزی و فلزات سیاه در اوقات اخیر بوده است. به نظر میرسد که تورم واقعاً آمده است، اما در مقایسه با شرایط تورم در سالهای ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، جهان هنوز شرایط لازم برای تورم را ندارد. با بازگشت به عوامل بنیادین اوره، افزایش عرضه زغالسنگ و کاهش تدریجی قیمتها احتمال بسیار زیادی دارد؛ در نتیجه اوره به زودی از حمایت هزینهای خود محروم خواهد شد ; کاهش صادرات یک واقعیت شده است. اگر مشکل حملونقل برطرف شود، از یک سو نرخ فعالیت کارخانهها افزایش خواهد یافت و از سوی دیگر، موجودیهای ذخیرهشده در کارخانهها وارد بازار خواهند شد؛ این امر میتواند منجر به کاهش چشمگیر قیمت اوره شود. بنابراین، نویسنده در حال حاضر حملونقل را عامل کلیدی برای تعیین سرنوشت اوره میداند. برخی اعلام کردهاند که قیمت اوره در سال آینده ممکن است به ۱۹۰۰ یوان بر تن برسد؛ چنین پیشبینی جسورانهای واقعاً نیاز به شجاعت زیادی دارد! آیا تمایل شدیدی به **کنترل کلان** وجود دارد؟ اگر نه، پس آیا قصد گمراه کردن فروشندگان وجود دارد؟ با استفاده از یک عبارت محبوب اخیر: داشتن رویای خوب است، اگر به واقعیت تبدیل شود چه؟ اما برگردیم به درک تورم: افزایش فعلی قیمت کالاهای اساسی ناشی از تقاضا نیست، بلکه به دلیل کاهش عرضه است و ادامه این افزایش قیمتها فاقد پایه و اساس است. بنابراین، نویسنده معتقد است که تحقق این رویا کمی دشوار است. (گزارش راهنمای تجهیزات کشاورزی)
قیمت در نهایت توسط عرضه و تقاضا تعیین میشود؛ آیا در صورتی که عرضه بیشتر از تقاضا باشد، قیمت افزایش مییابد؟ واقعاً تصوری جسورانه است.
احتمالاً این امر چندان محتمل نیست؛ در حال حاضر قیمت زغالسنگ و هزینههای حملونقل در حال کاهش است، و وضعیت کلی اقتصادی نیز روند رشد چندان خوبی نخواهد داشت. آمریکا نیز نرخ بهره را افزایش داده است؛ آیا ما همچنان پول زیادی چاپ خواهیم کرد؟ داریم به ۷ میرسیم! ! ! :پیروزی:
حالا هنوز کسی میگوید این غیرممکن است؟
فکر میکنم تقاضا برای اوره مورد استفاده در خودروها زیاد شده است؛ ظرفیت تولید قبلی کمی ناکافی بود، بنابراین افزایش قیمت اجتنابناپذیر است.