Thread Content
در ساعت ۱۰:۱۵ شب روز ۲۸، بر اساس زمان محلی، هواپیمای خصوصی حامل بازیکنان تیم فوتبال شاپکوئنسه از برزیل که در مسیر رفتن به کلمبیا برای شرکت در فینال جام آمریکای جنوبی بود، سقوط کرد. در این هواپیما ۷۲ مسافر و ۹ خدمه وجود داشت؛ این حادثه منجر به مرگ ۷۵ نفر شد و تنها ۶ نفر زنده ماندند. او گفت که به دلیل یافت نشدن بازماندگان بیشتر در محل، عملیات جستجو و نجات متوقف خواهد شد. این حادثه باید ضربهی مرگباری بر تیم فوتبال شاپکوئنسوس وارد کند؛ احتمالاً برای مدت طولانی نخواهیم توانست تیم شاپکوئنسوس را در زمین بازی ببینیم ; پس از این حادثه، بالاخره فهمیدم که چرا مدیران ارشد شرکت ما در سفرهای کاری هرگز از همان پرواز استفاده نمیکردند. ما یک شرکت خارجی با شعبات متعدد هستیم و اغلب جلسات مختلفی وجود دارد که مدیران ارشد باید در آنها شرکت کنند. اما هر بار که مدیران ارشد به سفر میرفتند، حتی اگر در یک روز حرکت کنند، هرگز از همان پرواز استفاده نمیکردند. قبلاً این روش را چندان درک نمیکردم و همیشه فکر میکردم که احتمال وقوع حادثه هوایی بسیار کم است؛ اما پس از این حادثه فهمیدم که اشتباه میکردم، زیرا حتی کوچکترین احتمالات نیز وجود دارند. تخممرغها را در یک سبد نگذارید؛ روزی واقعاً دلیل آن را خواهیم فهمید.
تخمین میشود که شرکتهای داخلی هنوز چنین مقرراتی ندارند و باید از شرکتهای خارجی یاد بگیرند*
تخممرغها را نباید در یک سبد قرار داد؛ برای این کار به سبدهای زیادی نیاز است و هزینهها نیز بیشتر خواهد شد. بسیاری از مدیران روی احتمال وقوع حوادث شرط میبندند، اما تمایلی به سرمایهگذاری برای ایمنی ندارند.
درست است، حتی اگر احتمال کم باشد، همچنان امکان وجود دارد و لازم است اقدامات پیشگیرانه انجام شود...
آره، در موسسات دولتی هم چنین ترتیباتی وجود دارد.
باید به این موضوع توجه کرد، وگرنه نهاد دچار فلج خواهد شد
خرید بیمه چه فایدهای دارد؟ شاید بعد از وقوع حادثه، همه چیز متعلق به دیگران شود: همسر، فرزندان، خانه، ماشین، پول.
این همان چیزی است که میگویند: با همسر دیگران خوابیدن، فرزند دیگران را بزرگ کردن، در خانه دیگران زندگی کردن، با ماشین دیگران رانندگی کردن، از پول دیگران استفاده کردن؛ و ناگهان متوجه میشویم که خودمان مهمترین فرد هستیم