HCBBS Forum (فارسی)
Submit Chemical Projects / Find Solutions
Amplify Your Requirements on a Broader Chemical Platform *Engineering · Technology · Equipment · Solutions*
Submit Request

چه نوع رهبری شایسته پیروی است؟

2016-12-01View Original

Thread Content

تصمیم‌گیری درباره اینکه آیا می‌توان یک رهبر بالاتر را تمام عمر خود به دنبال کرد یا نه، موضوعی است که نیاز به تأمل دقیق دارد. او نه تنها به آینده‌ی زندگی خود مربوط می‌شود، بلکه مهم‌تر از آن، به پرورش اخلاق در طول زندگی‌اش مربوط است. می‌توان از ده مورد زیر الهام گرفت؛ با داشتن ۴ تا ۵ مورد از این ده مورد، می‌توان فرد را یک رهبر بالاتر مناسب دانست. اگر رهبر شما هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها را ندارد، توصیه می‌شود هرچه زودتر از آنجا دور شوید. چنین رهبرانی به وعده‌های خود پایبندند، جسور و مسئولیت‌پذیر هستند؛ هرگونه مشکلی را در زمان مناسب مطرح می‌کنند و هرگز از پشت سر حرکت خائنانه‌ای انجام نمی‌دهند. علاوه بر این، چنین رهبرانی می‌توانند کردار و سخنانشان یکسان باشد و هرگز در رفتار خود منافقت نکنند. با پیروی از چنین رهبرانی، تحت تأثیر آن‌ها قرار خواهید گرفت و سطح فرهنگ حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای شما به طور قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. در نهایت، من هم مانند او، به همان دسته از افراد تبدیل خواهم شد. ۱. رهبری که می‌تواند در زمان نیاز، راهنمایی لازم را به زیردستان خود ارائه داده و به پیشرفت آن‌ها کمک کند. اگرچه رهبر و زیردستانش در رابطه‌ای سلسله‌مراتبی قرار دارند، اما بدون حمایت و همکاری زیردستان، هیچ رهبری بااستعدادی نمی‌تواند به تنهایی بخش تحت مدیریت خود را به درستی اداره کند. برای یک بخش، کارمندان زیردست، بخش مهمی از آن هستند؛ اما نمی‌توان کارمندان را کاملاً مانند «قطعات» در نظر گرفت. رهبرانی که بیش از حد به دنبال دستاوردهای شخصی هستند و احساسات کارمندان و پیشرفت شغلی آن‌ها را نادیده می‌گیرند، اعتبار خود در تیم را از دست می‌دهند. این امر منجر به تنبلی و جابجایی کارکنان می‌شود و در نتیجه، هزینه‌های نیروی کار بخش افزایش یافته و عملکرد آن نیز کاهش می‌یابد. رهبری که با کمک به رشد فردی کارمندان خود، به بهبود عملکرد بخش می‌پردازد، نه تنها حمایت کارمندان را جلب می‌کند، بلکه سرعت توسعه بخش را نیز افزایش می‌دهد. دوم، رهبری با اهداف عملی مشخص: چنین رهبرانی کارمندان را مجبور نمی‌کنند تا کارها را در زمانی که غیرممکن است به پایان برسانند، و همچنین دستورات جدیدی را مدام ارائه نمی‌دهند که باعث شود فرد مجبور شود مدام کارهای قبلی را ترک کرده و به کارهای جدید بپردازد. او به خوبی می‌داند که چگونه می‌تواند زیردستانش را به شیوه‌ای هدایت کند تا در سریع‌ترین زمان و با کمترین هزینه به اهداف تعیین‌شده دست یابند، و در زمان مناسب توجه و حمایت لازم را فراهم کند. تفکر کلان چنین رهبرانی بسیار جامع است و توان عمل آن‌ها نیز قوی می‌باشد؛ همچنین، چنین رویکردی باعث ایجاد اعتماد و الهام روحی در کارمندان می‌شود و آن‌ها را تشویق می‌کند تا هر لحظه شجاع‌تر عمل کنند. سوم، رهبرانی که جرأت می‌کنند به کارمندان فرصت اشتباه کردن دهند. چنین رهبرانی توانایی زیردستان خود را بر اساس تجربه نمی‌سنجند، بلکه با کشف پتانسیل کارمندان، جرأت می‌کنند به آن‌ها، به‌ویژه کارمندان جدید، فرصت‌هایی برای آزمایش و رشد فراهم کنند و توانایی‌های شغلی کارمندان را از طریق عمل تقویت کنند. برای دانشجویان تازه فارغ‌التحصیل یا کارمندان جوان با تجربه کم، این یک شرایط مطلوب و بسیار ارزشمند است. کار کردن تحت رهبری چنین افرادی، حتی در صورت بروز اشتباهات در فرآیند کار، باعث می‌شود رهبر مشکلات را به دقت تحلیل کرده و سپس مسیر صحیح را نشان دهد تا کارمندان جدید به سرعت پیشرفت کنند. جسارت کردن برای دادن فرصت اشتباه کردن به کارمندان زیردست، به عبارت دیگر، جسارت کردن برای پذیرفتن مسئولیت اشتباهات کارمندان زیردست؛ وقتی شما جسارت می‌کنید مسئولیت آن‌ها را بر عهده بگیرید، کارمندان زیردست نیز با تلاش بیشتری برای بخش کار خواهند کرد. چهارم: رهبرانی که عادات زندگی خوبی و سرگرمی‌های فراغتی دارند. تنها کسانی که به زندگی علاقه دارند، می‌توانند به سازمان و زیردستان خود نیز علاقه نشان دهند. رهبرانی که عادات زندگی خوبی و سرگرمی‌های فراغتی دارند، نه تنها می‌دانند چگونه در اوقات فراغت استرس و احساسات خود را کنترل کنند، بلکه معمولاً زیردستان خود را به «ماشین‌هایی» که تنها برای کار هستند، تبدیل نمی‌کنند. چنین رهبرانی در تغییر بین کار و زندگی، تعادل مناسبی دارند؛ بنابراین هوش عاطفی آن‌ها معمولاً بالاست. آن‌ها زیردستان خود را بی‌دلیل در حالت تنش قرار نمی‌دهند، بلکه با آن‌ها ارتباط مؤثری برقرار کرده و حمایت و پشتیبانی زیردستان خود را جلب می‌کنند. پنجم: رهبرانی با تجربه‌های موفقیت‌آمیز. اگر رهبر شما تمام روز را صرف تحسین خود می‌کند و می‌گوید: «اگرچه همیشه با شکست‌ها و ناکامی‌ها روبرو می‌شوم، اما هرگز در برابر شکست تسلیم نمی‌شوم؛ دفعه بعد حتماً موفق خواهم شد.» ”پس باید رهبر خود را به خوبی بشناسید تا ببینید آیا او از نظر نحوه برخورد و شخصیت مشکلات جدی دارد یا خیر؛ در غیر این صورت، رشد کردن تحت رهبری او برای شما بسیار دشوار خواهد بود. یادم می‌آید یک روانشناس گفته بود: موفقیت اینرسی دارد. رهبرانی که تجربیات موفقیت‌آمیز متعددی داشته‌اند، همواره رازهای منحصربه‌فرد و بالغانه‌ای برای موفقیت در اختیار دارند؛ علاوه بر این، چنین رهبرانی معمولاً افرادی با توانایی‌های رهبری بالا هستند و بهترین الگو برای یادگیری و تقلید توسط زیردستان محسوب می‌شوند. ششم: رهبرانی که می‌دانند فداکاری همان کسب است. چنین رهبرانی می‌دانند که بخش مربوطه متعلق به خودشان نیست، بلکه کارکنان را بخشی از «جامعه منافع بخش» می‌دانند و منافع کارکنان را پایه و اساس بقای بخش می‌دانند. تنها با تبدیل بخش به خانه‌ای شاد برای تمام کارکنان، می‌تواند پایداری را تضمین کند. وقتی همبستگی کارکنان به سطح مشخصی برسد، نه تنها می‌توان با تعداد کم، بر تعداد زیاد پیروز شد، بلکه در هنگام رویارویی با مشکلات، همگی می‌توانند دست در دست یکدیگر قرار دهند و از پس آن مشکلات برآیند. هفتم: رهبرانی که می‌دانند چگونه اختیارات را واگذار کنند و کنترل را اعمال نمایند. روش کاری این نوع رهبران، تمرکز بر مسائل مهم و کنترل دقیق فرآیندهاست. با چنین رهبری، می‌توانید به سرعت در توانایی‌های خود پیشرفت کنید و بخش کاری نیز آزادی عمل بیشتری خواهد داشت. در عین حال، چنین رهبرانی به طور تصادفی اختیاراتی را واگذار نمی‌کنند، بلکه در زمان مناسب فرآیند را زیر نظر دارند تا اطمینان حاصل شود که وظایف به خوبی انجام می‌شوند. چنین رهبری به کارمندان اعتماد دارد، اما به خاطر اعتماد بیش از حد به آن‌ها، فرصت‌های راهنمایی و کمک به آن‌ها را از دست نمی‌دهد. قدرت بدون محدودیت، قدرت بدون نظارت، همان استبداد است؛ اما استبداد لزوماً به معنای کنترل نیست. کسی که بتواند خود را محدود کند، جرأت داشته باشد تحت نظارت کارکنانش باشد و در عین حال بتواند آن‌ها را به خوبی کنترل کند، چنین رهبری، جوهره مدیریت را درک کرده است و شایسته پیروی است. هشتم: رهبری عادلانه و منصفانه. این نوع رهبران در حل مسائل، نسبتاً عادلانه و منصفانه عمل می‌کنند؛ پیش از تصمیم‌گیری درباره هر موضوعی، به نظرات و پیشنهادات طرفین گوش می‌دهند و به نظرات یک‌جانبه توجهی نمی‌کنند. با چنین رهبری، حتی در صورت بروز اختلافات منافع و سلب دستاوردها، نیازی به نگرانی درباره عدالت نتایج نیست. نهم: رهبران با ذهنیت گشاده. این نوع رهبران ماهر در شناسایی پتانسیل و نقاط قوت کارکنان هستند و تمایل دارند در رشد و آینده آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند؛ و این همان چیزی است که جذابیت یک رهبر را تشکیل می‌دهد. چنین رهبرانی همواره اعتماد به نفس کافی دارند: زیرا بخش، فضای کافی برای رشد کارکنان فراهم می‌کند، بنابراین نگران از دست دادن کارکنانی که تحت آموزش قرار گرفته‌اند به دلایلی نیستند؛ حتی اگر روزی بخواهند به بخش خود بازگردند و به کار ادامه دهند، تا زمانی که اخلاق حرفه‌ای و توانایی‌های لازم را داشته باشند، بخش همچنان از آن‌ها استقبال خواهد کرد. فکر می‌کنم هر کارمندی تحت تأثیر چنین رهبری قرار خواهد گرفت. دهم: رهبری بی‌ریا و یکپارچه. چنین رهبرانی به وعده‌های خود پایبندند، جسورانه عمل می‌کنند؛ هرگونه مشکلی را در زمان مناسب مطرح می‌کنند و هرگز از پشت سر کاری شوم انجام نمی‌دهند. علاوه بر این، چنین رهبرانی می‌توانند کردار و سخنانشان یکسان باشد و هرگز در رفتار خود منافقت نکنند. با پیروی از چنین رهبرانی، تحت تأثیر آن‌ها قرار خواهید گرفت و سطح فرهنگ حرفه‌ای و اخلاق حرفه‌ای شما به طور قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. در نهایت، من هم مانند او، به همان دسته از افراد تبدیل خواهم شد.
Reply #22016-12-02
مثل این است که چیزی نگفته‌ایم. چه رهبری‌ای چنینی وجود دارد؟
Reply #32016-12-02
به نظر من، رهبری که بتواند به زیردستانش اعتماد کند و جرأت تفویض اختیارات و کنترل را داشته باشد، رهبر خوبی است
Reply #42016-12-02
نیازی به انتظارات بیش از حد نیست؛ در واقع، هر یک از مواردی که مطرح می‌کنید، اگر به تنهایی در نظر گرفته شود، ۱۰۰ نفر ۱۰۰ نظر متفاوت خواهند داشت. شاید شما فکر کنید که او عادلانه و منصف است، اما دیگران چنین فکر نکنند؛ شاید شما بر این باور باشید که او اهداف مشخصی دارد، اما دیگران چنین فکر نکنند. در هر صورت، با توجه به دیدگاه‌های متفاوت افراد، نتایج نگاه به مسائل نیز متفاوت خواهد بود. همان حرف قبلی، کافی است خودتان را خوب انجام دهید! نیازی نیست کسی را دنبال کنید! ! ! اگر مدت زیادی اینطور باشد، دیگران درباره‌تان حرف‌های عجیب خواهند زد! ! !
Reply #52016-12-02
چنین رهبری تقریباً وجود ندارد! ! !
Reply #62016-12-06
تقریباً هیچ رهبری چنینی وجود ندارد؛ این همان انتظارات مردم از یک رهبر است: P
Reply #72016-12-06
چنین رهبری تقریباً وجود ندارد؛ اکثر رهبران، سخنور هستند. . تملق کردن به رئیس.
Reply #82016-12-11
چنین رهبران خوبی پیداشان دشوار است و نمی‌توان انتظارشان را داشت
Reply #92016-12-13
اگر فرصت یک رهبر خوب را از دست بدهید، پس در مواجهه با مشکلات، کار سختی خواهد بود

Submit a Project

**Looking for Chemical Technology, Equipment & Solutions?** No Registration Required Broader Platform Exposure | Global Chemical Service Provider Connections

Submit Request — Free Consultation

Disclaimer

This is an automated machine translation of the original thread. Some technical terms may have inaccuracies; the original text shall prevail. Click "View Original" at the top right to access the source page, which supports IP-based automatic real-time language translation. Please watch out for contact details and sales inducements to prevent fraud. All content and translations are for reference only, representing solely the poster's personal views. For enquiries, email service@hcbbs.com.