Thread Content
آخرین بار این پست توسط «بنبن شوان» در تاریخ ۲۱-۲-۲۰۱۱ ساعت ۱۱:۳۲ ویرایش شد. مشکلات یا نقاط ضعیف رایجی که در فرآیند مدیریت ساخت پروژههای فنی با آنها روبرو میشویم، کدامها هستند؟
جدایی مقررات از اجرا; ثبتات ناقص است ; فرآیند اجرا نمیشود
۱. سوابق ساختوساز صحیح نیست و دادههای واقعی تحریف شدهاند.
۲. کیفیت ناظران پایین است؛ آنها به اصول پایبند نیستند و اغلب تحت تأثیر لطفها و مزایای کوچک از سوی پیمانکاران قرار میگیرند.
۳. در محل ساختوساز، متخصصان واقعی فنی وجود ندارد؛ کارکنان فنی عموماً جوان هستند و تجربه کمی در زمینه ساختوساز دارند.
۴. کیفیت مدیر پروژه پایین است؛ سطح تخصصی او نیز کم بوده و روشهای مدیریتی او خشونتآمیز است
۱. بررسی نقشهها و توضیحات مربوط به محل پروژه اغلب نادیده گرفته میشود که منجر به اشتباهات طراحی یا عدم تطابق با وضعیت واقعی میگردد; ۲. خرید مواد و لوازم جانبی اغلب برای صرفهجویی در هزینهها انجام میشود؛ به همین دلیل قطعات یدکی یا مواد یکپارچه کافی وجود ندارد و در صورت آسیب، تعویض آنها اغلب بر تولید تأثیر منفی میگذارد ; ۳. پرسنل اجرایی در محل، فاقد آموزش لازم هستند و سطح مهارت فنی آنها پایین است؛ بنابراین توانایی انجام کارهای ساختمانی پیچیده را ندارند ; ۴. اکثر کارگران، «خویشاوندان» یا دوستان یکدیگر هستند؛ مدیریت ایمنی تنها به صورت سرشکل انجام میشود و مجازاتهای مربوط به نقض قوانین ضعیف است یا حتی نادیده گرفته میشود ; ۵. آگاهی کم از کیفیت، رفتار سطحی و پاسخدهی ناقص به طور مداوم رخ میدهد.
آگاهی امنیتی ضعیف، مدیریت نامنظم، سطح فنی ناکافی
۱. آگاهی از مسائل ایمنی کافی نیست~
۲. سطح تخصص فنی ناظران مطلوب نیست~
۳. رعایت استانداردها صورت نمیگیرد~
۴. طرفین الف، ب و ج روابط نامناسبی دارند~
۵. از قوانین پیروی نمیشود~
۶. کیفیت تیمهای ساختمانی به طور کلی پایین است؛ اکثر کارگران فنی، فارغالتحصیلان تازهکار هستند~
۷. تیمهای ساختمانی برای کسب سود، کارگران محلی را بیشتر استخدام میکنند؛ مدیریت آنها دشوار است و تمایل به ایجاد مشکل دارند~
معمولاً طرف اول مانند یک طرف اول واقعی نیست; طرف ب، مانند طرف الف است ; ناظر تنها میتواند به طور متوازن به هر دو طرف توجه کند. . . . . . کار سخت قابل تحمل است، اما هزینههای درونی بین یکدیگر خیلی زیاد است. . . . . . .
عمدتاً مشکلات ارتباطی و عدم اعتماد متقابل است
چند حرف بیمعنی میزنم: ۱. برای صرفهجویی در هزینهها، از شرکتهای طراحی و تیمهای ساختمانی با صلاحیت پایین و کیفیت ضعیف استفاده میشود. کیفیت و پیشرفت را به سختی میتوان تضمین کرد. ۲. حتی پیمانکاران با صلاحیت بالا نیز به دنبال حداکثرسازی سود هستند؛ آنها کار را به پیمانکاران بدون صلاحیت واگذار میکنند یا کارگران محلی را استخدام میکنند که این امر خطرات بیشتری را به همراه دارد. ۳. پیروزی نه با کیفیت و خدمات، بلکه به لطف روابط حاصل میشود. بهدست آوردن روابط، در حال حاضر، مسیر میانبری برای حداکثرسازی منافع است. ۴. تنها به پیشرفت توجه میشود و کیفیت و ایمنی نادیده گرفته میشود؛ البته پیشرفت همان منافع است. به طور کلی، هم مالکان و هم پیمانکاران، همگی عجول، بیثبات و فاقد صداقت هستند و تنها به دنبال سود هستند. اینها مالکیت فکری یک شرکت، منطقه یا صنعت خاص نیستند، بلکه به طور جهانی وجود دارند؛ همچنین اینطور نیست که کسی از آنها بیخبر باشد، بلکه راهی برای استفاده از آنها وجود ندارد.
ثبت پروژههای پنهان، ارتباط و تعامل.
۱. عدم رعایت قوانین و مقررات، تأکید بیش از حد بر روابط انسانی، و کمبود سیستماتیکبودن.
۲. انتقال اطلاعات به خوبی انجام نمیشود؛ سرعت انتقال اطلاعات از سطوح پایین به سطوح بالا کند است، و استفاده کافی از فناوری اطلاعات صورت نمیگیرد