Thread Content
این مثال را به اشتراک میگذارم (نام دقیق شرکت را مستقیماً پنهان کردهام)؛ حدود ساعت ۱۱:۳۰ در یک شرکت، حادثهای منجر به مرگ فردی رخ داد. روند وقایع: در آن کارگاه، سه نفر مشغول کار بودند؛ ساعت ۸ صبح، هر سه نفر در طبقه اول مشغول کار بودند. حدود ساعت ۱۰، فرد مورد نظر به طبقه دوم رفت (دو نفر دیگر همچنان در طبقه اول بودند). حدود ساعت ۱۱:۳۰، دو نفر از کارکنان وقتی به طبقه دوم رسیدند، متوجه شدند که فرد مورد نظر با یک دستگاه تنفسی بلند، کنار دیوار افتاده و مرده است. درباره بررسی حادثه، در آن زمان فعالیتهای تولیدی در آن منطقه به طور عادی انجام میشد و هیچ ناهنجاریای وجود نداشت؛ لذا نیازی به استفاده از تجهیزات اضطراری نبود. همچنین، هنگامی که دو کارمند برای نجات اقدام میکردند، هیچ ناهنجاری دیگری در محل مشاهده نشد. دلیل مرگ فرد، اتصال انتهای دیگر دستگاه تنفسی لولهای به یک لوله برای انتقال هوا بود؛ اما در واقعیت، آن انتها به یک لوله نیتروژن متصل بود. لولههای انتقال هوا و لولههای نیتروژن در محل حادثه در کنار یکدیگر نیستند، بلکه فاصلهای با یکدیگر دارند و هر کدام دارای علائم مشخصی هستند. چیزی که نباید استفاده میشد، مورد استفاده قرار گرفت؛ این هم یک مثال بسیار معمول درباره وضعیت فرهنگی سازمانهاست آیا شرکت شما به وضعیت روحی کارکنان در طول روز توجه میکند؟
نیتروژن، اه. در واقع متعجبم؛ خودم را با فشار خفه کردن، این کاری که غیرممکن است، اینگونه اتفاق افتاد
دلایل احتمالی بروز چنین حوادثی میتواند عبارت باشد از: ۱. کارکنان ممکن است واقعاً از خطرات N2 آگاه نباشند (آموزشهای لازم ارائه نشده است); ۲. در واقع میتوانیم از نظر سختافزاری عملکرد بهتری داشته باشیم تا حد امکان مانع شویم کارمندان بتوانند اشتباه کنند (با استفاده از روشهای جلوگیری از اشتباه) ; میتوان از روشهای متفاوتی برای اتصال N2 و هوا استفاده کرد؛ به طوری که حتی اگر بخواهیم لوله هوا را به اتصالات N2 متصل کنیم، این کار امکانپذیر نیست ; برای مکانهایی که به طور مداوم نیاز به ورود هوا دارند ; تا حد امکان، از استفاده از اتصال N2 خودداری کنید ;
دلیل دریافت نیتروژن احتمالاً قابل تشخیص نیست
این کارمند بیش از سه سال است که در کارخانه کار میکند؛ قطعاً همه چیز را میداند، سه سال شده!
موافق نظر طبقه سوم هستم. این رابطه چندانی با سالهای تجربه یا مهارت ندارد
متشکرم که به اشتراک گذاشتید
تصادفی غمانگیز؛ کاملاً قابل پیشگیری بود! ! !
موافقم با نظر طبقه سوم؛ آموزش کارکنان یک جنبه است، اما همیشه مواقعی پیش میآید که سهلانگاری صورت میگیرد. بهترین راه، بهبود خود تجهیزات است؛ زیرا در این صورت ریسکها کمترین حد خود را خواهند داشت.