Thread Content
آیا شما کارمندی هستید که "به عنوان راهب کار می کند و هر روز ساعت را می زند"؟ یا شرکت شما چنین کارمندانی دارد؟ “به نظر می رسد که "یک روز راهب بودن و یک روز ساعت زدن" کار خود را برای یک روز کامل کرده است، اما در واقع هیچ تضمینی برای کیفیت کار وجود ندارد که برای بنگاه بسیار مضر است. یک روز راهبی جدید به معبد آمد و راهب معبد ترتیبی داد که او زنگزن باشد. طبق مقررات معبد، وظیفه او این است که یک بار در صبح و یک بار در عصر زنگ را به صدا درآورد. پس از چند ماه، راهب جوان وظیفه به صدا درآوردن زنگ را بسیار ساده یافت و به تدریج خسته شد. به زودی، من به سادگی "یک روز راهب می شوم و برای یک روز ساعت را می زنم." یک روز، راهب معبد ناگهان اعلام کرد که او را برای خرد کردن چوب و حمل آب به حیاط خلوت منتقل می کنند، زیرا او صلاحیت کار زنگ زدن را ندارد. راهب جوان احساس عجیبی کرد و از راهب پرسید: “آیا ممکن است ساعتی که زدم سر موقع نبود یا زنگ خورده باشد؟ ” راهب به او گفت: “ساعت شما با صدای بلند زنگ می زند، اما صدا توخالی و ضعیف است زیرا معنی زنگ زدن را نمی فهمید. صدای زنگ نه تنها راهنما برای کارهای روزمره در معبد است، بلکه مهمتر از آن، موجودات معتاد را بیدار می کند. بنابراین، زنگ ها نه تنها باید بلند و بلند باشند، بلکه باید ملایم، غنی، عمیق و دور باشند. اگر کسی در قلب خود زنگ نداشته باشد، بودا ندارد. ; اگر اهل تقوا نیستید، چگونه می توانید مسئولیت به صدا درآوردن زنگ را بر عهده بگیرید؟ ” در ظاهر معقول به نظر می رسد که راهب جوان نتوانست به درستی زنگ را بزند و توسط راهب برای خرد کردن چوب و حمل آب منتقل شد. اما از منظری دیگر، Xiaohe نتوانسته به خوبی زنگ را بزند. علاوه بر عوامل شخصی خود، مدیر معبد نیز باید مسئولیت داشته باشد. اگر ناظر معبد هنگام شروع کار به راهب جوان، اصل به صدا درآوردن زنگ را میگفت، یا در حین نواختن زنگ به موقع به مشکلات اشاره میکرد، ممکن بود نتیجه بسیار متفاوت بود، حداقل او مجبور نمیشد شغل خود را به طور غیرقابل توضیحی تغییر دهد یا پس از چند ماه به صدا درآوردن زنگ، اینقدر افسرده نمیشد. با فکر کردن به محل کار، اغلب با مشکلاتی در مدیریت کارمندان جدید، مشکلات منفعل شدن بیشتر و بیشتر کارکنان با سختتر کار کردن، مشکلات ناشی از استعفای مکرر و غیره مواجه میشویم. ما از داستان "راهب کوچولو که زنگ می زند" الهام می گیریم.: مدیران و سرپرستان باید نقش مربیگری خود را مشخص کنند. راهب این ذهنیت را ندارد که بتواند راهب جوان را به خوبی تربیت کند. در محیط کار مدرن، مدیران و سرپرستان نقشی به نام «کوچینگ» دارند. این یک درک مشترک است. مدیران و ناظران باید ابتکار عمل را برای موقعیت یابی و ایفای این نقش به خوبی انجام دهند. نقش مربی این است که مربی را به خودآگاهی برساند. بنابراین، ما باید با کارکنان مانند اعضای تیم رفتار کنیم، نقش های کاری آنها را تعیین کنیم و آنها را راهنمایی ذهنی کنیم. باید به آموزش های قبل از کار (از جمله مقدماتی) برای کارکنان توجه شود. هنگامی که یک کارمند جدید به کار می پیوندد، ابتدا باید "آموزش مقدماتی" شرکت را دریافت کند. ثانیاً، مدیران هر بخش عملکردی و سرپرستان مستقیم باید آموزش های قبل از کار را انجام دهند. به قول معروف،: “استاد در را هدایت می کند و تمرین در خود فرد است.» این مستلزم آن است که استاد (مدیران و سرپرستان بخش) توانایی و روش «رهبری» را داشته باشد. ; تنها در این صورت است که می توانیم بر پرورش کارکنان تأکید کنیم. بنابراین، در مدیریت کارکنان جدید، بخش منابع انسانی، مدیران و سرپرستان در تمامی سطوح و سرپرستان در محل باید برای اجرای آموزش سیستماتیک قبل از شغل برای رسیدن به هدف «رهبری» و «رهبری» هماهنگ شوند. استانداردهای کاری و مسئولیت ها (مسئولیت ها) را به موقع ارائه دهید تا کارکنان بتوانند با اهداف "تمرین کنند". باید به «آموزش کارمندان با گفتار و عمل» توجه شود. راهب جوان به خوبی زنگ ساعت را نشنید و راهب بی درنگ او را جایگزین کرد تا آب بیاورد و هیزم خرد کند بدون ارتباط قبلی. این نشان دهنده سادگی شیوه مدیریت ابوت است. برای اینکه «راهب کوچولو» به خوبی زنگ بزند، مدیران و سرپرستان باید برای تغییر سبک مدیریتی خود پیشقدم شوند. آنها نه تنها باید معنای "زنگ زدن" را برای کارمندان توضیح دهند، بلکه باید ملزومات و مراحل عملیاتی "زنگ زنگ" را نیز شخصاً نشان دهند، چیزی که اغلب در مورد آموزش، نظارت، آموزش و غیره در حین کار صحبت می کنیم. باید جو سازمانی خوبی در بخش ایجاد شود. راهب جوان چند ماه زنگ را به صدا در آورد. در نهایت چون زنگ ناقوس شرایط را برآورده نمی کرد، او توسط راهب برای آوردن آب و خرد کردن هیزم منتقل شد. در این مدت، چرا کسی در مورد ساعت راهب کوچولو که خوب زده نشده بود توصیه ای نکرد؟ می توان تصور کرد که اگرچه راهبان جوان معبد را خانه خود می نامند، اما فرهنگ همکاری در معبد چندان خوب نیست و همه فقط به تمرین خود اهمیت می دهند. پرورش روحیه کار تیمی و جو سازمانی خوب بر عهده مدیران و سرپرستان بخش است. تنها تیم هایی که جو سازمانی و روحیه همکاری خوبی را ایجاد کرده اند می توانند پتانسیل عظیم خود را به کار گیرند، شور و شوق کارکنان را برانگیزند، از پدیده "راهب بودن و هر روز ساعت زدن" کارکنان بخش اجتناب کنند و استعدادها را حفظ کنند. منبع: شبکه
منطقی است، یک ترفند از آقای های یاد بگیرید.