Thread Content
رابطه پدر و دختر در سالهای اولیه برای دختران بسیار مهم است. عشق پدر، اولین عشق یک جنس دیگری بود که او تجربه کرد؛ بنابراین، به طور ناخودآگاه، هر مردی که وارد زندگیاش میشد را با پدرش مقایسه میکرد. اگر رابطه پدر و دختر خوب باشد، دختر با اعتماد به نفس نسبت به مردان دیگر رفتار خواهد کرد و با نگرشی مثبت در برابر همه چیز قرار خواهد گرفت. روابط خوب از این ۵ هدیه مهمی نشأت میگیرد که پدر به دخترش میدهد. زمان، هدف از وقت گذراندن پدر و دختر، کمک به او برای احساس خوشبختی جسمی و روحی و افزایش احساس ارزش شخصیاش است. مطالعات نشان میدهند که دخترانی که ارتباط عاطفی نزدیکتری با پدرشان دارند، احساس میکنند که بیشتر مورد توجه قرار گرفتهاند. برخی از تحقیقات خارجی نیز نشان میدهند که هرچه رابطه دختر با پدرش بهتر باشد، احتمال ابتلا او به افسردگی یا اختلالات خوردن کمتر میشود. بنابراین، پدر باید به دخترش زمان بدهد: وقتی کنار اوست، گوشی خود را کنار بگذارد، توجهش را روی او متمرکز کند و حواسش پرت نباشد. در واقع مهم این نیست که دخترتان را به کجا ببرید؛ مهم این است که وقت بگذارید با او باشید و به او توجه کنید، تا بفهمد که شما واقعاً دوست دارید وقتتان را با او بگذرانید. پدرها همیشه در زمینه زمان تحت فشار هستند، اما اگر در دوران کودکی دخترشان وقتی برای بودن با او نگذارند، مشکلات آینده شاید بزرگتر شود و نیاز به زمان بیشتری خواهد داشت. گوش دادن، گوش دادن؛ در مقایسه با پسران (از جمله مردان)، دختران تمایل بیشتری به صحبت کردن دارند. سخنوری نشانهای از سلامت روان است، اما برای پدرها، بودن در کنار دختری که حرف زیادی میزند، واقعاً میتواند کمی گیجکننده باشد. اما در واقع، کافی است پدر از مزیت گوش دادن خود استفاده کند؛ نیازی نیست او را تصحیح یا راهنمایی کند، و همچنین نیازی به ارائه ایدههای زیادی نیست. اغلب، پس از اینکه دختر حرفش را تمام میکند، مشکلش حل میشود. در واقع، افراد زیادی وجود ندارند که با صبر واقعی به حرفهای دختر گوش دهند. اگر پدر بتواند نقش کسی را که با دقت گوش میدهد، ایفا کند، ارزششناسی خود دختر افزایش خواهد یافت و او احساس خواهد کرد که فرد مهم، جذاب و باهوشی است. حصار، حصار. به طور کلی، مردان نسبت به زنان در ساختن حصارها ماهرتر هستند. این حصار به حصار دختر و جهان اطرافش اشاره دارد. ساختن حصار، بهترین راه محافظت پدر از دخترش است. در سن ۲ سالگی، پدر برایش محدودههای تحت کنترل را تعیین میکند: کدامها مکانهای امن هستند و کدامها قابل ورود نیستند ; بزرگتر شود، پدر باید کلمات، رفتارها و اعمالش را محدود کند ; وقتی به سن نوجوانی میرسد، محدودیتهای پدر کمتر میشود، اما برخی از این محدودیتها باید تقویت شوند، بهویژه زمانی که او سعی میکند آن قوانین را نقض کند. میتوانید به دخترک بگویید: حصار پدر ربطی به اعتماد ندارد، فقط برای امنیت اوست. فقط دخترانی که به مرزهای خود احترام میگذارند، مورد احترام دیگران قرار میگیرند. اراده، اراده؛ عشق پدر به دخترش نیز مورد چالش قرار میگیرد: او در کودکی مدام گریه میکرد، تمایل به عصبانیت داشت و خلق و خویش ناپایدار بود ; وقتی بزرگ شود، کنترل کردنش نیز دشوار خواهد بود... دختران از مراحل مختلف رابطه با پدرشان عبور میکنند: گاه به پدرش نزدیک میشوند و گاه از او دور میشوند ; او هم پدرش را میپرستد و هم نادیدهاش میگیرد. اما در هر صورت، پدر باید او را دوست داشته باشد؛ نه تنها زمانی که فرزند خوبی است، بلکه حتی زمانی که آزاردهنده است نیز باید او را دوست داشته باشد. عشقی که پدر ابراز میکند، باید دارای ارادهای فولادین باشد. عشق به دختر، گاهی برای پدر، مانند نوعی فداکاری خودی است. بیان: مردان در بیان احساساتشان با کلمات مهارت ندارند، اما باز هم باید عشق خود را به دخترشان نشان دهند. اما، هرگز به دخترتان نگویید: «دوستت دارم چون اینقدر زیبایی.» ”و باید به او بگویم که دلیل عشقم به او این است که او در این جهان منحصربهفرد است. گفتن «دوستت دارم» به یک دختر ۵ ساله کاملاً طبیعی است، اما برای یک دختر ۱۵ ساله، بیان عشق ممکن است برای پدر آنقدر آسان نباشد. اما لطفاً باور داشته باشید که صرفنظر از سن دختر، هر بار که عبارات محبت پدرش را میشنود، احساس رضایت خواهد کرد.
آیا این حرف درست است که دختر، معشوق پدر در زندگی گذشتهاش است؟ واقعاً دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.