Thread Content
مستندات پسزمینه: اخیراً به طور مکرر با چند نفر از کارکنان جدید در صنعت شیمی گفتگو کردهام تا نظراتشان را درباره دوران کاری خود بدانم. دیروز، شب کریسمس، همانطور که قرار بود، با «سی» که امسال وارد این شرکت شده بود، شام خوردم. او گفت که پس از فارغالتحصیلی، تعداد کمی از همکلاسیهایشان که همچنان در صنعت شیمی کار میکردند، در عرض دو سال کم شدهاند؛ وعدهها و آرزوهای اولیهشان کاملاً فراموش شده است. برای آنها، مهم این است که بتوانند پول درآورند؛ هر کاری که باشد میتوانند انجام دهند، چرا باید مجبور باشند در همین صنعت شیمی ماندگار شوند؟ با شنیدن حرفهایش، به نظر میرسید که منطقی باشد؛ در آن لحظه گفتم که باید بیشتر با شما جوانها صحبت کنم. شما ایدههایی دارید، در حالی که افکار ما از قبل ثابت شده است؛ ما همیشه فکر میکردیم که این جامعه بدون صنایع شیمیایی و HC BBS، دیگر نمیتواند به کار خود ادامه دهد. روز بعد که برگشتم، دوباره به آن موضوع فکر کردم؛ حرفهای او هم درست نبود. انسان همیشه نیاز به چیزی دارد که بتواند روی آن تکیه کند و در آن زندگی کند. این چیز چیست؟ فکر میکنم تنها چیزی که میتواند این نقش را ایفا کند، دانش تخصصی است که ما در طول سه تا پنج سال تحصیل در دانشگاه کسب میکنیم. قبلاً آن دانش بود، اما پس از ورود به بازار کار، به فناوری تبدیل میشود؛ یعنی علم و فناوری که موجب پیشرفت نیروهای تولیدی میشود. پس چرا آنها این رشته را انتخاب نمیکنند؟ آنها تلاش زیادی کردهاند، اما نتیجهای که به دست آوردهاند، همان چیزی نیست که از ابتدا میخواستند؛ این موضوع برایم کمی گیجکننده بود. شاید دلیلش این باشد که دانشگاههای امروز با گذشته تفاوت دارند؛ در گذشته اطلاعات به اندازه کافی در دسترس نبود و مردم اطلاعات کمی درباره جهان بیرون داشتند، بنابراین دانش تخصصی تأثیر تعیینکنندهای بر کار و زندگی آینده ما داشت. اما اکنون اوضاع متفاوت است؛ اطلاعات به راحتی در دسترس هستند و روشها و وسایل برای زندگی نیز تنها نیستند. با فکر کردن به این موضوع، ناخودآگاه متعجب شدم؛ پس در این صورت، صنعت شیمی ما با بحران جدیای روبرو خواهد شد: فقدان جانشین. با فکر کردن به این موضوع، هنوز هم فکر میکنم باید چیزی برای دانشجویان در دانشگاه، بهویژه دانشجویان رشتههای شیمی، بنویسم. در طول دوران دانشگاه باید چه کارهایی انجام داد؟ استاد nht در hcBBS گفته است: «دانشگاه باید به این صورت باشد که صبحها زود بیدار شوید و صبحانه بخورید، کمی دویدن کنید، در کلاسهای تخصصی با دقت گوش دهید، در کلاسهای عمومی به مجلاتی که دوست دارید نگاه کنید، بعدازظهر کمی استراحت کنید، بعدازظهرها در فعالیتهای انجمنهای دانشجویی شرکت کنید یا بسکتبال بازی کنید، شبها با کسی که دوستش دارید قدم بزنید، یا به اتاق خود بروید و در سکوت کتاب بخوانید... جامعه به دانشجویان برتر نیاز ندارد، رهبران انجمنهای دانشجویی را هم به رسمیت نمیشناسد، و اصلاً نمیخواهد دانشجویان تحصیلات خود را رها کرده و وارد کسبوکار شوند. تنها کافی است که بتوانید دوران دانشگاه را به طور پایدار و کامل به پایان برسانید، کسی را که دوستش دارید و علایقتان را پیدا کنید، بیشتر به کتابهایی که میتوانند افکارتان را غنی کنند مراجعه کنید، چند دوست خوب پیدا کنید، بدن خود را تقویت یا شکل دهید، و دانش تخصصی لازم برای شغلی که میخواهید در آن فعالیت کنید را یاد بگیرید... با انجام این کارها، اگر بتوانید این سالهای دانشگاه را به طور عادی سپری کنید، از این نظر کافی خوب خواهید بود.» ” امیدوارم بتوانید به اصول اولیه خود پایبند بمانید، فرو نپاشید و سقوط نکنید؛ دارای باورهای خودتان باشید و زندگی دانشجویی مخصوص به خود را داشته باشید؛ اینگونه خوب خواهد بود. و من فقط آرزو دارم که زندگی سادهای داشته باشم، بدون مزاحمت دیگران، بدون وعدههایی که آنها میدهند؛ بتوانم تمام از دست رفتنهای ناگهانی را با آرامش بپذیرم، و با تمام امیدها و آرزوهایم تلاش کنم. امیدوارم در شهری که قرار است به آن بروم، افرادی نزدیک و صمیمی مانند خانواده داشته باشم تا تنها نباشم. امیدوارم همه آنقدر قوی شوند که نیازی به محبت و لطف دیگران نداشته باشند، اما همچنان آنقدر خوششانس باشند که مورد محبت و لطف دیگران قرار گیرند.
دانشگاه، . بله. . . . خواب. . بعدازظهر در یک فعالیت باشگاهی شرکت میکنم یا بسکتبال بازی میکنم، و شب هم با کسی که دوستش دارم قدم میزنم. . . دانشگاه من، حالا که به یاد میآورم، قارچ شیتاکه، غمگینم، ╮(╯▽╰)╭
به نظر میرسد داستانهای زیادی وجود دارد، زود بیا داستان خودت را تعریف کن. آیا همگی درگیر همین سؤال هستند که در دانشگاه، تو، او، در واقع چه کسی به چه کسی پیوسته است؟ :خخخ
استاد *nht در hcBBS گفته بود، آره: lol
HCBBS واقعاً فوقالعاده است: lol
hcbbs، راهحلهای فنی سیستمهای شیمیایی را کاملتر میسازد.