Thread Content
حساب رسمی ویچات خبرهای سیسیتی در تاریخ ۱۰ دسامبر گزارش داد: «یک مدیر به نام دیوید وجود دارد؛ او ساعت شش بعدازظهر ظاهر میشود، نگاهش شبیه به پرندههای سیاهپشت است و در دستش یک قوری قهوه داغ دارد. هههه، آیا نباید جلسهای ترتیب دهیم… لطفاً آن جمله را نگو؛ عزیزم، کار بیشتری انجام بده. احساس میکنم بدنم کاملاً خالی شده است؛ من مثل یک سگ خستهام.» ”مدتی پیش، این آهنگ فوقالعاده با عنوان «احساس میکنم بدنم خالی شده» به وجود آمد و به سرعت در میان دوستان منتشر شد. یکی از دلایل آن این است که متن ترانه، صدای درون بسیاری از کارمندان امروزی را منعکس میکند؛ یعنی فشار کاری بیش از حد و آسیب به سلامتی. کار اضافهوقت به یک وضعیت عادی تبدیل شده و فشار کاری زیاد، امروزه جان بسیاری از جوانان را تهدید میکند. اخیراً، یک مهندس ۲۴ ساله از شهر سوژو، که سیگار نمیکشید و الکل نمینوشید و هیچ عادت بدی نداشت، به دلیل کارهای اضافه فراوان، ناگهان درگذشت. در همین دو روز، خبر تلخ مرگ ناگهانی دو پزشک در سنین فعالیت از بیمارستان ژونگشان وابسته به دانشگاه شیامن نیز منتشر شد. مرگ ناشی از کار بیش از حد – باری غیرقابل تحمل در محیط کار؛ به نظر میرسد «کار بیش از حد» به یک وضعیت عادی در محیطهای کاری چین تبدیل شده است. کار اضافه بیش از حد نیز عامل اصلی مرگ ناشی از فرسودگی است. بر اساس اطلاعات موجود، فشارهای کاری شدید باعث میشود سالانه ۶۰۰ هزار نفر در کشور ما بر اثر کار بیش از حد جان خود را از دست دهند؛ این رقم، کشور ما را به کشوری با بیشترین تعداد مرگهای ناشی از کار بیش از حد تبدیل کرده است و از ژاپن پیشی گرفته است. “قربانیان «مرگ ناشی از کار بیش از حد»، از کارگران فیزیکی به کارگران ذهنی تغییر کردهاند و روند جوانتر شدن آنها نیز مشهود است. و این دیگر پدیدهای مختص یک صنعت خاص نیست؛ صنایعی مانند تبلیغات، رسانه، پزشکی و مالی نیز از آن در امان نماندهاند. “خبرهای مربوط به «مرگ ناشی از کار بیش از حد»، هر از گاهی در رسانهها منتشر میشود. در مارس ۲۰۱۵، جانگ بین، مرد ۳۶ سالهی حوزهی فناوری اطلاعات اهل شنژن، در توالت یک هتل مرده پیدا شد؛ ساعت ۱ بامداد، او آخرین ایمیل کاری خود را نیز ارسال کرده بود. گفته میشود که برای پیشبرد پروژه، او اغلب تا ساعت پنج یا شش صبح کار میکند و سپس دوباره به کار خود ادامه میدهد. روز قبل از مرگش، به مادرش گفت: «خیلی خستهام.» در ژوئیه سال ۲۰۱۵، وانگ، کارمند یک گروه هنری در استان جیانگسو، توسط همکارانش در خوابگاه مرده پیدا شد؛ پلیس نیز علت مرگ را مرگ ناگهانی ناشی از مشکلات قلبی دانست. آخرین اجرای وانگ قبل از مرگش، بیش از ده ساعت طول کشید. دادگاه مقرر کرد که این گروه هنری مسئولیت ۲۰ درصدی از خسارات ناشی از مرگ آقای وانگ را بپذیرد. در تاریخ ۲۹ ژوئن ۲۰۱۶، جین بو، معاون سردبیر جامعه تیانیا، به دلیل خونریزی مغزی ناگهانی در سکوی ایستگاه متروی پکن، جان خود را از دست داد. همکارانش میگویند که او در این چند سال بسیار سخت کار کرده، مدام ساعات اضافه کاری میکند و تا دیر وقت بیدار میماند؛ ظاهراً قوی به نظر میرسد، اما در واقع به دلیل فشار کاری زیاد، بیمار شده است. در تاریخ ۳۰ ژوئن ۲۰۱۶، جین دان، رئیس بخش ارتوپدی تروما در بیمارستان نانفانگ که متعلق به دانشگاه پزشکی نانفانگ است، در خوابگاه بیمارستان در سن تنها ۴۵ سالگی درگذشت. به گفته همکارانش، دو روز قبل از درگذشت دکتر کیم، همچنان از صبح تا حدود ساعت ۱۰ شب کار میکرد و سپس به دلیل بدندرد در خوابگاه استراحت کرد. ……مرگ ناشی از فرط کار – نتیجهی تعامل میان جامعه و فرد. از دیدگاه پزشکی، «مرگ ناشی از فرط کار» به دلیل ساعات کاری طولانی، شدت بالای کار، فشار روانی و وضعیت نیمهسالمی ناشی از خستگی شدید رخ میدهد؛ این وضعیت با گذشت زمان منجر به تشدید ناگهانی بیماریهای پنهان بدن میشود و در صورت عدم درمان به موقع، جان فرد در خطر قرار میگیرد. پنج بیماری که مستقیماً منجر به «مرگ ناشی از فرط کار» میشوند، به ترتیب عبارتند از: بیماریهای عروق کرونری، آنوریسم آئورت، بیماریهای دریچههای قلبی، کاردیومی و خونریزی مغزی. علاوه بر این، بیماریهای دستگاه گوارش، نارسایی کلیوی و بیماریهای عفونی نیز میتوانند منجر به «مرگ ناشی از فرط کار» شوند. با این حال، در حالی که مرگ ناشی از فرسودگی کاری به نظر دلایل فردی دارد، وقتی به یک پدیده اجتماعی رایج تبدیل میشود، نتیجهای ترکیبی از تعامل عوامل مختلف است. برای مثال، فشارهای ناشی از تحولات اقتصادی و اجتماعی، افزایش رقابت، و ناکافی بودن سیستمهای تأمین اجتماعی. در واقع، بسیاری از کارمندان به منظور دریافت دستمزدی که برای تأمین مخارج خانوادهشان لازم است، همچنین به دلیل اهمیت پیشرفت شغلی و رشد حرفهای، اغلب ترجیح میدهند «به طور داوطلبانه ساعات اضافه کار کنند»” ; و هنگامی که فاجعه «مرگ ناشی از کار بیش از حد» رخ میدهد، قوانین کشور ما نیز هیچ تعریف مشخصی درباره ارتباط بین بروز بیماری و کار ارائه نمیدهد؛ در نتیجه، «مرگ ناشی از کار بیش از حد» در وضعیتی دشوار قرار میگیرد که از حمایت قانونی برخوردار نیست. این «عدم مسئولیت در برابر کار بیش از حد»، بیپروایی در استفاده از نیروی کار بیش از حد را تشدید کرده است. مرگ ناشی از کار بیش از حد، در واقع تقصیر چه کسی است؟ چه کسی باید هزینه مرگ ناشی از کار بیش از حد را پرداخت کند؟ پس چگونه باید از آن پیشگیری و مقابله کنیم؟ نظرات شبکه مرکزی تلویزیون: چگونه از «عصر مدرن» مرگ ناشی از کار بیش از حد خداحافظی کنیم؟ توجه به مرگ ناشی از کار بیش از حد، زودتر بهتر است. در روز معلمان امسال، لیو یازهیا، فرمانده دانشکده دفاع ملی، به سخنرانی پرداخت و از مورد یکی از معلمانی که در سنین جوانی درگذشت، یعنی شو رویان، صحبت کرد و به فشارها و مشکلات کادرهای جوان و میانسال در ارتش پرداخت. لیو یازهیا چندین بار گریه کرد و از تمام جامعه خواست که منتظر مرگ مدیران میانسال و جوان نمانند تا درباره مراقبت از آنها صحبت کنند. رقابت شدید، پسزمینه کلی دورانی است که در آن انتخابهای فردی اهمیت کمتری دارند؛ این وضعیت بیشتر مردم را درگیر خود کرده است. به همین دلیل، فیلم «دوران مدرن» ساخته چاپلین، نزدیک به یک قرن است که تکرار میشود، اما همواره گویی دوباره روز گذشته را تجربه میکنیم. بند کش رقابتی به سختی میتواند در مدت زمان کوتاهی شل شود. زیرا در کوتاهمدت، برای ما دشوار است که «فراوانی بینهایت مادی» را به دست آوریم و کار را به عنوان یک لذت در نظر بگیریم. کاری که در حال حاضر میتوان انجام داد، تنها اعمال محدودیتهای سیستماتیک قویتر بر کار بیشازحد، فراهم کردن تضمینهای سیستماتیک بهتر برای حق استراحت و مرخصی، و ارائه روشهای انعطافپذیرتری برای کاهش استرس برای افراد است. دادن فرصتی برای استراحت به فشار، همانطور که فرصتی برای زندگی است. باید نظام حقوقی مربوط به حمایت از حقوق کارگران تقویت شود. ماده ۳۶ «قانون کار» کشور ما، ساعات کاری هشت ساعته را تعیین کرده و میگوید «میانگین ساعات کاری در هفته نباید بیشتر از چهل و چهار ساعت باشد». «آییننامه مربوط به مرخصی سالانه پرداختی برای کارکنان» نیز در سال ۲۰۰۸ تصویب شد، اما پس از گذشت ده سال، در بسیاری از واحدها همچنان صرفاً یک سند بیاثر باقی مانده است. “رهبران الگوی کارگران هستند، پس چطور کارمندان میتوانند استراحت کنند؟ ساعات کاری «۵+۲» و کار شبانهروزی نمونههایی از این وضعیت هستند؛ استراحت و تعطیلات داوطلبانه اغلب به عنوان «تنبلی» تلقی میشود. و از نظر سیستم ارزیابی، هرچند «ارزیابی عملکرد» روز به روز انسانمحورتر شده است، اما در نهایت، رنج یا راحتی همچنان به خود استانداردهای عملکرد بستگی دارد. استانداردها منطقی نیستند و آنچه که به عنوان سیستم کار انعطافپذیر شناخته میشود، ممکن است منجر به سوءاستفادههای پنهانی شده و باعث کار اضافهوقت غیراختیاری شود. میتوان گفت که تنها زمانی سیستم قانونی حمایت از حقوق کارگران واقعاً قوی میشود که کارگران دیگر بدون دلیل ناتوان نشوند. امروزه در بسیاری از واحدهای بازاری، مانند شرکتهای خارجی و شرکتهای فناوری اطلاعات، سازمانهای اتحادیهای وجود ندارد و نظارت داخلی نیز قابل ایجاد نیست ; و چنین قرارداد بازاری کتبی مانند «سیستم کار انعطافپذیر»، باعث میشود که ادارات نظارت بر کار نیز بیتوان باقی بمانند. علاوه بر این، قوانین در مورد تشخیص مرگ ناشی از کار بیش از حد نیز مبهم هستند. مرگ ناشی از کار بیش از حد، آیا یک حادثه کاری محسوب میشود؟ کارفرما چه میزان مسئولیت دارد؟ وقتی میزان مجازات کم باشد، درس نیز هرگز شدید نخواهد بود. هر فرد باید برای سلامتی خود یک زون امن تعیین کند؛ انتخابهای شخصی نیز اهمیت دارند. بدون شک، اکثریت قریب به اتفاق کارگران به دست رئیسهایشان در محل کار کشته نمیشوند؛ آنها اغلب الگوهای کاری و افرادی پرتلاش هستند که میخواهند در کار خود فراتر از خودشان شوند. توصیف یک برنامهنویس در زیهو را دیدهام: «یک سال بعد، لذت اکثر آنها از تحقیر برنامهنویسان دیگر و بیرون کردنشان به دست میآید – وقتی سیستم حذف افراد ضعیفتر باعث میشود کسی برود، همین افراد خوشحالترند، زیرا این موضوع ثابت میکند که آنها قویتر از آن افراد هستند.» ”آیا راهی وجود ندارد تا زندگی افراد راحتتر شود؟ هم هست. یک شرکت طراحی هلندی راهحلی پیدا کرد: در پایان ساعات کاری، بدون هیچ هشداری، میز کار همراه با کامپیوتر روی آن به هوا بلند میشود و تنها صندلی روی زمین باقی میماند. این طراحی «واژگون کردن میز»، نه تنها حق استراحت را تضمین میکند، بلکه کارکنان را نیز تشویق میکند تا بهرهوری خود را افزایش دهند. شاید، در این جامعه که هر روز پرفشارتر میشود، هر فردی باید در درون خود چنین سیستمی داشته باشد تا برای سلامتی، یک فضای حفاظتی ایجاد کند. در نهایت، مرگ و زندگی امری بسیار مهم هستند؛ تنها کسی که واقعاً میتواند خود را حفظ کند، خود فرد است. دیگر ساعت اضافه کاری نکنید! بیمارستانها، ادارات بیمه درمانی، کفنخوابخانهها و آقای وانگ همسایه، بیشتر از همه دوست دارند که شما ساعات اضافه کار کنید. دیگر ساعت اضافه کاری نکنید! آیا برای بقای تأمین اجتماعی کمک میکنید؟ دیگر ساعات اضافه کاری نکنید! من که در مشکل هستم، چطور میتوانم ساعات اضافه کار نکنم!
خیلی خوب گفتید، اما اجرایش سخت است!
یادم است که بیشترین ساعات کار اضافی را در ماهی داشتم که ۲۸ روز آن کار اضافی بود؛ آن ماه فوریه بود: D
کار اضافه مداوم. . . پس مرخصی گرفتم تا سه بار جامپینگ کنم و کمی هیجانزده شوم؛ بعد از بازگشت دوباره به کار اضافه رفتم
نه فقط در آخر هفته، بلکه در شبها نیز همینطور؛ بر اساس سیستم کاری هشت ساعته، سابقه کاری همه افراد بسیار طولانی است. چرا؟ ساعات اضافه کاری~~~~
مقالهای عمیق و باکیفیت، حمایت کنیم! کار اضافه در مرحله فعلی چین به سختی قابل دستیابی است؛ حتی شرکتهای دولتی نیز کار اضافه میکنند، پس شرکتهای خصوصی باید حتماً کار اضافه کنند. نه تنها در طول روز، بلکه در شب نیز باید کار کنند (چه کاری وجود داشته باشد چه نه). این یک غم به سبک چینی است!
من هم نمیخواهم ساعات اضافه کار کنم.....
به محض برگشتم این پست را دیدم، آه آه آه، احساس میکنم خیلی بیچارهام!
آنچه که نویسنده گفت کاملاً درست است، اما همه اطرافیانم ساعات اضافه کار میکنند؛ اگر شما ساعات اضافه کار نکنید، عجیب به نظر میرسید. برای رفتن به بیرون با دوستان در آخر هفته، افراد زیادی پاسخ دادند که این هفته باید ساعات اضافه کار کنند؛ انگار که کار نکردن در آخر هفته کار غیرطبیعی و نشانهای از بیکاری باشد