Thread Content
اخیراً درگیر یک مسئله شدهام؛ مربوط به طرح چیدمان سانتریفیوژهای فرود صنعتی و سانتریفیوژهای نوع برسی. در واقع، چنین تجهیزاتی که با سرعت زیاد میچرخند، نباید در طبقه دوم قرار گیرند. درست مثل پمپهای سانتریفیوژ که معمولاً به طور غریزی روی کف طبقه اول قرار میگیرند. اما در مدارکی که تولیدکنندگان سانتریفیوژ ارائه دادهاند، آمده است که این دستگاهها را میتوان بدون پایه نصب کرد؛ آیا واقعاً میشود آنها را مستقیماً روی کف ساختمان قرار داد؟ مطمئناً سانتریفیوژهای خودشان دارای پایه و چیزهایی از این دست هستند؛ قبلاً در پروژههای شیمیایی بزرگ، تجهیزاتی که پایه داشتند نیز روی پایههای مخصوص قرار میگرفتند. اما حالا میگویند نیازی به پایه نیست؛ پس آیا میتوان آنها را روی کف طبقه دوم نیز قرار داد؟ نمیدانم آیا در این محل کسی فعالیت مربوط به صنایع داروسازی یا شیمی پیشرفته دارد یا نه؛ آیا تا به حال دیدهاید که سانتریفیوژ در طبقه دوم قرار داشته باشد؟ واقعاً نصب بدون پیشنیاز است؟
البته باید در طبقه دوم قرار داد، وگرنه چطور میتوان زبالهها را خارج کرد؟
این حتماً باید در طبقه دوم قرار گیرد تا خروج محصول آسان شود. کارهایی که قبلاً انجام دادیم همگی دارای پایهای در طبقه دوم بودند، اما با در نظر گرفتن شرایط ساختمانی بهدقت، اگر بتوان آن را دقیقاً روی تیر سکو قرار داد، احتمالاً مشکلی نخواهد بود و در این صورت نیازی به پایه نخواهد بود.
متشکرم بابت پاسخ. خب، آیا این سانتریفیوژهای پرسرعت لرزش زیادی دارند؟ تأثیری بر پایداری طبقه دوم نخواهد داشت، درست است؟
خارج کردن خاکستر مشکلی نیست؛ حتی اگر در طبقه اول قرار داده شود، همچنان میتوان خاکستر را خارج کرد. من فقط نگرانم که اگر در طبقه دوم قرار بگیرد و لرزش زیادی داشته باشد، اوضاع خوب نخواهد بود~
لرزش سانتریفیوژهای کوچک زیاد نیست؛ بهتر است برای سانتریفیوژهای بزرگ، پایهای از روی زمین ساخته شود
البته قرار دادن سانتریفیوژ کوچک آزمایشگاهی در هر طبقهای مشکلی ندارد؛ من الان میخواهم اطلاعاتی درباره سانتریفیوژهای متوسط صنعتی داشته باشم، با قطر استوانه ۱۲۵۰ میلیمتر و وزن بدنه ۵.۵ تن؛ اینها دیگر سانتریفیوژهای کوچک نیستند
البته میتوان آن را در طبقه دوم قرار داد؛ بار لرزشی سانتریفیوژ را میتوان برای محاسبات طراحی در نظر گرفت، و هنگام طراحی تیرها و ستونهای زیر و اطراف سانتریفیوژ، باید بار لرزشی مربوطه را در نظر گرفت
همه چیزی که دیدم در طبقه اول چیده شده است؛ میتوان یک پایهی کمی بلندتر ساخت و در جای خروج مواد، گودالی حفر کرد. برای طبقه دوم نیز باید بارهای وارد شده را محاسبه کرد. به نظر من، پایههای سانتریفیوژهای صنعتی بسیار مهم هستند و نیاز به طراحی مطابق با الزامات استانداردها دارند.
دیدهام که آسیابهایی با قطر ۵۰۰ در طبقه دوم نصب میشوند؛ آنهایی با قطر ۱۲۵۰ نیز به صورت جداگانه پایه دریافت میکنند و ارتفاع پایه تا ۲ متر میرسد. ارتفاع سکوی عملیاتی نیز احتمالاً بین ۳ تا ۳.۵ متر خواهد بود؛ مشکلی در خروج محصول وجود ندارد
اگر بتوان بار لرزشی دقیق را مشخص کرد و هزینههای ساختمانی را در نظر نگرفت، قطعاً مشکل حل خواهد شد؛ درست مانند توربینها، تجهیزات پرسرعت نیز دارای اطلاعات بسیار دقیقی درباره بار چرخشی خود هستند. اما این پروژه دقیق و نیمهبزرگ ما، قطعاً استاندارد نیست؛ تولیدکننده سانتریفیوژ خریداری شده قطعاً هیچ بار چرخشی را ارائه نکرده است و ما نیز نمیتوانیم دادههای قابل اعتمادی به دست آوریم، بنابراین این روش برای حل مشکل اساساً در نظر گرفته نمیشود. . . . . . واقعیت همین است؛ باید راه دیگری پیدا کرد. بهتر است اصلاً از طبقه دوم استفاده نکنیم؛ محافظهکاری همیشه راه درستی است.